تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




شونه خالی کردن از مسئولیت ها زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:sungift143
آخرین ارسال:sungift143
پاسخ ها 22

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

شونه خالی کردن از مسئولیت ها

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام

    خوب خیلی از اعضای این تالار منو میشناسن...
    میدونن ک من ی برادر کوچیکتر از خودم دارم که الان اول دبیرستانه..
    حالا توی تاپیکی که قبلا گداشته بودم و دوستان هم کمکم کرده بودنن ی مختصری از خصوصیاتش گفته بودم
    ولی الان حرف من در مورده مهدی برادرم نیست در مورده مادرو پدرمو


    من منکر این نیستم که پدرو مادرم دارن تمام تلاششونو میکنن تا منو  برادرم به آرامش برسیم...
    ازشونم ممنونم..
    ولی من احساس میکنم این همه تلاششون داره بیهوده میشه...
    چرا؟
    چون دارن از خونه و محیطش دور میشن...
    چون وقتی از خونه دور میشن از منو مهدی دارن دور میشن...
    حالا من هیچی ولی مهدی الان توی سنی نیست ک بشه تنهاش گذاشت
    هرچند به نظر خودشون حواسشون بهش هست

    من به عنوان خواهر بزرگتر هر کمکی از دستم برمیومد کردم و میکنم...
    باهاش در مورد خطرهایی ک بیرون هست حرف زدم...درمورد درس نخوندن....در مورد هرچیزی ک میشد به صورت دوتا دوست بگم
    ولی انگار مهدی اصلا از من حرف شنوی نداره...
    نه از من نه از مادرو پدرم..
    مادرم میگه من به عنوان خواهرش باید حواسم بیشتر بهش باشه
    پس خودشون چی؟

    تا میای باهاشون حرف بزنم اصلا تمایلی نشون نمیدن....
    خواستم هرکاری کنم وقتی ازشون کمک خواستم انگار ن انگار..
    چکارکنم؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    کلا همه مشاورا و دوستان سرگرم پیدا کردن فتنه گر تالار هستن
    خوبه
    همینجوری پیش بریم ب جایی نمیرسیم
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    بعد اقای عزیزی میگن اسپم ممنوع!!!!


    این همه تاپیک مشاوره اومد بالا دوستان زحمت کشیدن راهنمایی کردن ولی نمیدونم چرا تاپیک بنده همینجوری مونده
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    سلام فرزانه جون
    پدر مادرتون شاغل هستند هردو؟
    چه ساعاتی بیرون هستند؟
    در این مورد چه صحبتی با پدر و مادرتون کردین؟
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'مریم یاوری' pid='4717' dateline='1366900407'
    خدارو شکر مریم جان به داد من رسید

    سلام فرزانه جون سلام مریم جون
    پدر مادرتون شاغل هستند هردو؟ مامان اره البته بابا با اینکه بازنشسته شده جای دیگه مشغوله
    چه ساعاتی بیرون هستند؟بگم ک تعجب میکنید...معمولا 8 صبح تا 12 شب..بعضی شبها هم شده ک ما(منظورم منو مهدی هست)خونه تنها بودیم و یا مامان نبوده و یا بابا نبوده... عادت کردیم
    در این مورد چه صحبتی با پدر و مادرتون کردین؟ تا میگم ک یکم حواستون به زندگی باشه مخصوصا مامانم میگه پس برای کی دارم کار میکنم...ی جای دیگه میگه از شما چ خیری دیدم بخاطر همین همه روزمو میزارم واسه کارم....و حرفهایی ک کلا ی جاش اشتباهه
     
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    بهتره در مورد انحرافات و مشکلاتی که ممکنه برای مهدی به وجود بیاد براشون صحبت کنید و بگی که ایشون در سن نوجوانی هستن و نبود شما باعث وجود آسیب زیادی میشه؛از این گذشته شما درسنی هستی که نیاز به محبت مادر و حمایت داری.فرزانه جون حتما باهاشون با زبان خوش صحبت کن و ازشون بخوا ابتدا به حرفات گوش کنن بعد قضاوت کنن.میتونی برای رسیدن به این هدف از مطالب مشاب در کتابها یا در اینترنت هم استفاده کنی و در اختیار مادرت قرار بدی تا از نزدیک متوجه شن چه مشکلاتی  به وجود میاد
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    مریم جون بخدا نه ی بار نه دوبار باهر زبونی بگی به مامانم گفتم به بابام گفتم در مورد مهدی...
    خودمم همه تلاشمو کردم ک با مهدی حرف ببزنم...ولی انگار نه انگار...

    ای مریم جون دلت خوشه..محبت مادر؟قبول دارم کار کردن مامانم واسه کمک کردن به بابا و اسایش خودمونه ولی خب جایی ک باید محبت میبود متاسفانه نبود.....

    والا مامانم تا ی صفحه میخونه خوابش میبره...میگی اینترنت انگار کفر گفتی...میگی مجله و روانشناس و متفکر و وووو اینو گفتن میگه بیخود گفتن البته ببخشید....


    اخرسر من میوفتم میمیرم اینا تازه متوجه میشن
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    واقع متاسف شدم!
    تو فامیل کسی نیس که باایشون صحبت کنه و حرفش هم تاثیرگذار باشه؟
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    مریم جان من ک عادت دارم

    متاسفانه باید بگم نوچ کسی نیست..
    البته الان 1/0 بهتر شدن....ولی خب با دادو بیداد مامان میخواد عقایدشو به خرد مهدی بده...البته با منم همینطور بود ولی من اصلا اهمیت نمیدادم...

    بهش میگم مامان اگه مهدی فلان کارو میکنه برای سنشه ...میگه تو ام همینطور بودی...باباتون لوستون کرده .....
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    چی شد که 1درصد رفتارشون بهتر شد؟
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •