استرس ادراک شده


اگر تمام نیازهای ما به طور خودکار برآورده می­ شدند، زندگی واقعاَ آسان بود، اما در واقع موانع متعدد شخصی و محیطی، مانع از این وضعیت آرمانی می­ شوند. این­ گونه موانع ایجاب می­ کنند که به آن­ها سازگار شویم و می­ توانند به استرس منجر شوند (باچر[1]، مینکا[2] و هولی[3]، 2007، ترجمه­ ی سید محمدی، 1389). آدمیان برای آن که به طرز بهنجاری به کار و کوشش بپردازند بایستی کمی فشار روانی احساس کنند. به نظر می­رسد برای آن که دستگاه عصبی درست کار کند بایستی میزان معینی تحریک به آن وارد شود. اما در عین حال فشار روانی شدید یا طولانی دارای اثرهای آسیب­ زای فیزیولوژی و روان­شناختی است. هرگاه نخستین تلاش­های آدمی برای کنار آمدن با مسئله و مشکل به جایی نرسد در آن صورت اضطراب وی بیش­تر و تلاش­ هایش کم­ انعطاف می‌شود و راه­ حل­های دیگر مسئله از نظرش دور می­ ماند. آدمی هنگام مواجه شدن با فشار روانی به آن دسته از الگوهای رفتاری روی می ­آورد که پیش از آن برای او کارآیی داشته است. به عنوان مثال یک فرد محتاط ممکن است محتاط­ تر هم بشود و سرانجام به کلی کناره بگیرد و یک فرد پرخاشگر ممکن است کنترل خود را از دست بدهد و بدون ترس همه چیز را در هم بکوبد (اتکینسون[4]، اتکینسون، اسمیت[5]، بم[6] و نولن-هوکسما[7]، 2006، ترجمه­ ی براهنی و همکاران، 1389).

اصطلاح استرس به قرن پانزدهم میلادی بر می­گردد که به معنای تنش یا فشار فیزیکی به کار می­رفت. در سال 1706 این اصطلاح برای توصیف سختی، دشواری یا بدبختی به کار برده می ­شد و در اواسط قرن 19 به معنای فشار، گسترش یافت و این فشار به معنای نیروی وارده هم بر بدن و هم روان مورد استفاده قرار گرفت. به عقیده­ ی فیزیولوژیست کانادایی هانس سلیه[8]، مفهوم استرس را می­توان به استرس مثبت[9] و استرس منفی تقسیم کرد. یافته­ های پژوهشی و مشاهدات بالینی در مورد رابطه­ی بین استرس و آسیب روانی به قدری زیاد هستند که اکنون در تدوین­ های تشخیصی، بر نقش عوامل استرس ­زا در ایجاد نشانه­ ها به صورت رسمی تأکید می­ شود (باچر و همکاران، 2007، ترجمه­ ی سید محمدی، 1389).

در فیزیک، استرس عبارت از فشار یا نیرویی است که بر ارگانیسم وارد می­ شود. خروارها سنگ که بر روی زمین سنگینی می­ کنند، اتومبیلی که با اتومبیل دیگر تصادف می­ کند و پلاستیکی که کشیده می­ شود، همه از انواع استرس فیزیکی به حساب می­ آیند. فشارهای روانی یا استرس ­ها نیز سنگینی می­ کنند، فشار می­ دهند و می­ کشند. ممکن است این احساس به ما دست دهد که در اثر سنگینی یک تصمیم­ گیری مهم خرد می­ شویم، به علت گرفتاری­ های زندگی تحت فشار هستیم یا در اثر تنش، استخوان­هایمان غرچ غروچ می­کند. در روان­شناسی، استرس یا فشار روانی، یعنی، انتظار سازگاری یا انطباق از ارگانیسم. مقداری استرس لازم است تا ما بیدار و مشغول باشیم. هانس سلیه، متخصص استرس، این مقدار لازم را، استرس شفابخش می­نامد. اما اگر استرس، شدید و بلند ­مدت باشد می­تواند توانایی سازگاری ما را فلج کند، ما را افسرده سازد و آثار جسمی شومی داشته باشد (راتوس[10]، 1995، ترجمه ­ی گنجی، 1389).


[1]. Bucher

[2]. Minka

[3]. Hooly

[4]. Atkinson

[5]. Smith

[6]. Bem

[7]. Nolen-Hoeksema

[8]. Hans Selye

[9]. eustress

[10]. Rathus



رابطه ی مستقیم و غیر مستقیم استرس ادراک شده، کمال گرایی و حمایت اجتماعی با فرسودگی تحصیلی و عملکرد تحصیلی در دانشجویان مقطع علوم پایه ی رشته ی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز- سید مهدی پورسیّد

اختصاصی همیاری