تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




نا امیدی از خودم! از زندگی! زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:مرسده نیایش
آخرین ارسال:سجاد صالحی
پاسخ ها 38

صفحه‌ها (4): صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

نا امیدی از خودم! از زندگی!

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:21#
    سلام
    از اینکه وقت گذاشتید.....ممنونم.
    راجع به کلیپ....منظورتون رو متوجه شدم٬متوجه شدم برای کمک بهم گفتین نگاهش کنم..اون چیزهایی که کلیپ بیان میکنه اینقدر واضحه که هر کسی میتونه متوجهشون بشه٬تقریبا همون چیزهایی که خودتون راجع بهش توضیح دادین٬اضافه بر اینکه خود فرده که میتونه به خودش کمک کنه تا مشکلاتی که بهشون فکر میکنه اینقدر ناچیز بشه که تاثیری برای فرد نداشته باشن.... منظورتون این نبود؟
    از این قسمتش ناراحت شدم که دوست ندارم اینقدر رک و به این شکل این مسائل برام عنوان بشن٬ احساس من این شکلیه...ناراحت شدین؟ اینکه گفتم ارسالم ربطی به اون نداره٬ منظورم این بود که من با توجه به صحبتهای شما اینکار رو انجام دادم.

    متوجه نشدم چطور قبل از انجام کارهام موقعیت رو به نفع خودم تغییر بدم؟
    پیشنهاد سومتون بزرگترین کاری که باید انجامش بدم..سخته..سه سال نتونستم...سعی میکنم..خیلی روحیم ضعیفه..
    مرسی

    به نظرتون وضعیت من طوریه که به مشاوره حضوری احتیاج دارم؟ باید اینکار رو انجام بدم؟

    سلام
    من امروز هیچکاری نتونستم بکنم...هیچ فکری توی ذهنم نیست...یکجور احساس سردرگمی دارم‌....هیچ دلیلی ندارم....حتی امروز حرفم نزدم.....میدونم شما هم وقت گذاشتید...میدونم ممکنه خسته شده باشید...هر موقع خسته شدید بگید٬ناراحت نمیشم
    ویرایش توسط سجاد صالحی : 2015_01_31 در ساعت 16:59 دلیل: ترکیب ارسال های متوالی
    پاسخ با نقل و قول

  2. نا امیدی از خودم! از زندگی!  سپاس شده توسط سجاد صالحی

  3. ارسال:22#
    سلام....

    از اینکه احساساتتون رو بیان میکنین خوشحالم...

    منظور بنده رو راجع به کلیپ درست متوجه شدید....من هم میخواستم به اونجایی برسین که باور کنین کلید همه مشکلات دست خود شماست...

    من به احساساتتون احترام میذارم. یادم نمیاد تا بحال حتی با یک کلمه بخوام خیلی واضح شما رو با احساساتتون درگیر بکنم و به نوعی روحتون رو جریحه دار بکنم...

    در مورد این سوالتون "متوجه نشدم چطور قبل از انجام کارهام موقعیت رو به نفع خودم تغییر بدم؟" باید خدمتتون عرض بکنم که میشه مثلا قبل از بیرون رفتن در مورد ترس هایی که دارین فکر بکنین و اونها رو برای خودتون باز تعبیر بکنین...
    به خودتون بقبولونین که ترستون واقعی و منطقی نیست...
    در ضمن میتونین قبل از بیرون رفتن مسیر مشخصی رو برای خودتون در نظر بگیرین

    ولی در مورد پیشنهاد سوم............ بزرگترین کاری که باید انجامش بدین..میدونم سخته..سه سال نتونستین...و سعی خواهین کرد..
    این رو بدونین ریشه مشکلاتتون در همین قطع رابطه است...خودتون نخواستین رابطه برقرار بکنین و تنها خودتون متحمل ضرر شدید
    نترسین گوشی رو بردارین و برای اینبار فقط بهشون زنگ بزنین...فقط احوال پرسی بکنین همین..........این تنها ترین و ساده ترین راه برای برداشتن گام اول هست...

    برای خودتون انگیزه و هدف درست کنین....
    اگر نمیتونین من براتون پیشنهاد میکنم برای فردا یک قرار ملاقات بذارین با هر کی که راحتین....

    "به نظرتون وضعیت من طوریه که به مشاوره حضوری احتیاج دارم؟ باید اینکار رو انجام بدم؟" به نظر من یکی از انگیزه ها و هدف ها هم میتونه همین باشه....
    چرا که در جلسه مشاوره حضوری بهتر میشه کمک کرد...
    پیشنهاد مینم همین کار رو انجام بدید.....

    "سلام
    من امروز هیچکاری نتونستم بکنم...هیچ فکری توی ذهنم نیست...یکجور احساس سردرگمی دارم‌....هیچ دلیلی ندارم....حتی امروز حرفم نزدم.....میدونم شما هم وقت گذاشتید...میدونم ممکنه خسته شده باشید...هر موقع خسته شدید بگید٬ناراحت نمیشم"

    من از کمک کردن به شما ناراحت نمیشم...
    اینکه با صداقت میاین و مسائل و میگین خیلی عالیه....
    خودتون رو محصور خونه نکنین...
    به هر کسی اجازه صحبت کردن داده نشه قطعا علائم افسردگی رو از خودش نشون میده
    این حق رو از خودتون نگیرین....
    اطمینان کنین و گوشی رو بردارین و به یکی از دوستانتون زنگ بزنین...همونها که بهشون خیلی خیلی کمک کردید
    حتما از شنیدن صداتون خوشحال میشن....


    میتونم بپرسم چرا سه ساله که از اجتماع دور شدید؟ چرا قطع رابطه کردید؟
    ویرایش توسط سجاد صالحی : 2015_01_31 در ساعت 17:17
    پاسخ با نقل و قول

  4. نا امیدی از خودم! از زندگی!  سپاس شده توسط nafasebahar,niloofarabi

  5. ارسال:23#
    سلام
    پرسیدین چرا سه ساله از اجتماع دور شدم.....هر چیزی که بهتون گفتم مربوط به همین مدت میشه؟ فکر میکنید دلیل خاصی داره؟ کار من عمدی نبوده٬ دلیلش رو براتون توضیح دادم.......شاید مسائل دیگه تو روحیم تاثیر گذاشته که من بهشون توجه نکردم....
    کارایی که گفتین بعضی هاش رو انجام دادم٬ یه مقدار از دیشب تا حالا حس میکنم امیدوارتر شدم و دارم یک کار هنری انجام میدم٬دلیلش حس رقابته٬الانم میخوام برم بیرون که لااقل امشب یه چیزی برای گفتن داشته باشم٬ دلم اصلا نمیخواد برم ولی بزورم که شده میرم تا ببینم خلاف این احساسم کاری انجام بدم چی میشه...
    بابت ارسالتون ممنون..
    پاسخ با نقل و قول

  6. نا امیدی از خودم! از زندگی!  سپاس شده توسط سجاد صالحی

  7. ارسال:24#
    باید از یک جایی شروع میکردید...

    منتظر خبرای خوبتون هستم....
    پاسخ با نقل و قول

  8. نا امیدی از خودم! از زندگی!  سپاس شده توسط niloofarabi

  9. ارسال:25#
    سلام
    چیزی رو که گفتم انجامش دادم٬احساس خوبی دارم٬ ولی از اینکه نمیدونم راهم چطور میخواد پیش بره دلهره دارم....سعی میکنم به همین روش ادامه بدم.....ولی قبلا هم اینطور نبود که مطلقا جایی نروم.....

    من فکر میکنم تکلیف شما رو انجام ندام...گفتید دو روز صرفا در لحظه زندگی کنم...ولی احساس میکنم عملکرد من اینطور نبود....
    بیشتر سعی میکنم....
    نظرتون چیه؟
    باید چکار کنم؟
    پاسخ با نقل و قول

  10. نا امیدی از خودم! از زندگی!  سپاس شده توسط سجاد صالحی

  11. ارسال:26#
    سلام...
    من نظرم اینه که با دادن تکالیف متعدد سر در گمتون نکنم.
    اگر همین تکالیف کوچیک رو انجام بدبد به مرور زمان انجام دادن اونها ارضاتون نخواهد کرد چرا که به روال عادی زندگی تون به راحتی بر میگردید....
    پیشنهادم اینه که همین ها رو فعلا ادامه بدید ولی در ادامه تکلیفی بهتون میدم و اون هم مراجعه به روانپزشک هست .

    زمانی که مقدار مواد شیمیایی (نروترنسمیترها) کم میشن حالات افسردگی در آدم به وجود میاد. با داروهای ضد افسردگی میزان ترشح این انتقال دهنده ها افزایش پیدا میکنه و خلق افسرده ما بهبود پیدا میکنه....

    ضمنا با توجه به اینکه انتقال دهنده های عصبی تاثیرگزار ترین مساله در تجربه افسردگی شما هستن نیاز هست با مراجعه به روانپزشک در کنار مشاوره ؛ دارو درمانی رو هم داشته باشیم.
    این رو بدونین با این تلاشی که دارین مدت مصرف داروها محدود خواهد بود.....
    بعد از 2 هفته که دارو درمانی رو همزمان ادامه خواهید داد ؛ اولا خودتون نسبت به تغییر و تحولاتتون شگفت زده خواهین شدو ثانیا اینکه توانایی انجام تکالیف بشیتری رو خواهین داشت

    طی این مدت هم بنده و هم سایر دوستان در خدمتتون هستیم.
    پاسخ با نقل و قول

  12. نا امیدی از خودم! از زندگی!  سپاس شده توسط nafasebahar,niloofarabi

  13. ارسال:27#
    سلام
    تعجب می کنم که چطور یک دفعه نظرتون تغییر کرد.......من راجع بهش زیاد مطالعه کرده بودم٬کتاب و مقاله خونده بودم ومطمئن بودم.....به هر حال از شما تشکر میکنم......فکر نکنم دیگه تو تالار بیام .... خیلی دلم گرفتست.....
    فقط یک بار سر میزنم تا جواب این سوالو ببینم....اگه درمان نشه چی میشه؟‌

    ...ممنون خداحافظ...
    پاسخ با نقل و قول

  14. نا امیدی از خودم! از زندگی!  سپاس شده توسط سجاد صالحی

  15. ارسال:28#
    سلام....

    میتونم بپرسم چه چیزی در گفته های من تغییر کرد که از این تغییر نظر بنده دلگیر شدید؟

    چیزی که مهمه سلامت روانی شماست...
    تنها خود شمایین که به خودتون کمک میکنین....
    پاسخ با نقل و قول

  16. نا امیدی از خودم! از زندگی!  سپاس شده توسط niloofarabi

  17. ارسال:29#
    اشتباه برداشت کردید!!!!!!!
    اینکه گفتم خیلی دلم گرفته است منظور گفته های شما یا نظرتون نبود٬ من به نظرتون احترام میگذارم٬ چیزی که گفتم احساس کلی خودمه و ارتباط به چیز خاصی نداره
    ببخشید
    پاسخ با نقل و قول

  18. ارسال:30#
    سلام
    فکر نمیکردم به این زودی خودتون رو ببازین....

    یعنی باور نمیکنم که فردی با این همه مشکل دست و پنجه نرم بکنه و به این زودی در مقابل یه مساله ساده پا پس بکشه

    ؟؟؟؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  19. نا امیدی از خودم! از زندگی!  سپاس شده توسط niloofarabi

صفحه‌ها (4): صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •