تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




دودلی در کارها، عجول بودن، و سردرگمی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:...sana
آخرین ارسال:niloofarabi
پاسخ ها 19

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

دودلی در کارها، عجول بودن، و سردرگمی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    راهله آواتار ها
    پس یک مقدار مشغولیت فکری دارید که البته یک مقدارشم طبیعیه
    اما در مورد عجول بودن و کم حوصله بودن
    اینها دو مورد متناقض هستند عجول بودن شما در چه مواردی؟ و کم حوصله بودنتون در چه مواردی؟
    تغذیه شما چطوری؟ بیشتر غذاهای فست فود استفاده میکنید یا غذاهای خانگی و سالم؟
    خدا گر زحکمت ببندد دری           ز رحمت گشاید در دیگری
    پاسخ با نقل و قول

  2. دودلی در کارها، عجول بودن، و سردرگمی  سپاس شده توسط ...sana,niloofarabi

  3. ارسال:12#
    ...sana آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط راهله نمایش پست ها

    اینها دو مورد متناقض هستند عجول بودن شما در چه مواردی؟ و کم حوصله بودنتون در چه مواردی؟
    تغذیه شما چطوری؟ بیشتر غذاهای فست فود استفاده میکنید یا غذاهای خانگی و سالم؟
    درمورد عجول بودن:دوست دارم سریع به همه چیز برسم...یعنی بدون اینکه تلاش چندانی بکنم...سریع دنبال نتیجه کارم... مثلا همین کلاس زبان با خودم کلنجار رفتم که که من نمیتونم این همه اروم پیش برم میخوام سریع یاد بگیرم... توکارام همین عجول بودنم باعث بی دقتی توکارام شده...کارای مثل درس خوندن و...

    درمورد بی حوصلگی:تو همه موارد صدق میکنه کار خونه ودرس خوندن دانشگاه.حتی تو جرو بحث کردن حوصله کش دادن یه موضوع رو ندارم...واینکه فکر میکنم یکی از علتاش اینه که به کارام اعتماد ندارم

    غذاهام خونگی هست ...نحوه غذا خوردن من اینجوریه که صبح صبحانم رو کامل میخورم تا ظهر هم میان وعده میخورم بعد دیگه ظهر اشتها ندارم از بعد ازظهر دوباره شروع به غذا خوردن میکنم واینکه من چایی هم زیاد میخورم البته چایی سبز...


    یه واقعیت دیگه که هست بعضی وقتهااحساس میکنم واقعا خودم هم نمیدونم چی میخوام از زندگیم...هدفام توذهنم کمرنگ وپر رنگ میشه...
    پاسخ با نقل و قول

  4. دودلی در کارها، عجول بودن، و سردرگمی  سپاس شده توسط niloofarabi,راهله

  5. ارسال:13#
    راهله آواتار ها
    ازمایش خون و چکاپ را لطفا انجام دهید تا بیشتر و سریعتر به نتیجه برسیم
    علاقه شما بیشتر به خوردن چه غذاهایی است؟ غذاهایی که طبع گرم دارند مانند بادمجان سیر یا خوردن ماست و ترشی؟
    ایا وقتی به نتیجه نمیرسید پرخاشگر میشوید؟ داد و فریاد میکنید؟
    زیاداحساس تشنگی میکنید؟
    خدا گر زحکمت ببندد دری           ز رحمت گشاید در دیگری
    پاسخ با نقل و قول

  6. دودلی در کارها، عجول بودن، و سردرگمی  سپاس شده توسط ...sana,niloofarabi

  7. ارسال:14#
    niloofarabi آواتار ها
    سلام
    ممنون از پاسخ شما. اهداف تون رو که در ارسال های قبلی بیان کردین ، حالا به بررسی صحبت های شما می پردازیم:

    هدف اول و دوم که درواقع بعد معنوی و غیرمادی داره. البته به این معنا نیست که کم اهمیت هست! خیر...معنای زندگی در واقع در داشتن چنین اهدافی نهفته هست. در مورد دو هدف اول ظاهرا مشکلی نداریئ. البته یه قسمتش نیاز به توضیح داره که در ادامه به توضیح و تحلیل اون می پردازیم.

    هدف سوم شما: تمام کردن مقطع ، هفت ترمه هست. دوره کارشناسی طبق برنامه ریزی دقیقی در نظر گرفتن توان متوسط افراد،در هشت ترم تنظیم شده. ولی برای افرادی که علاقه مند هستند زودتر دوره رو به پایان برسونن هم مانعی ایجاد نکردن. شما باید توان خودتون رو در نظر بگیرید. نباید خودتون رو با سایر همکلاسی هاتون یا حتی خواهر (که دانشجو هستن) مقایسه کنید. ببیند توانتون چقدر هست؟ شما خودتون گفتین که ترم های قبلی معدل بالایی نداشتین و البته درس هم به اندازه کافی نخوندید. فکر نمیکنید اگر تعداد کمتری واحد در هر ترم بردارید وقت بیشتری می تونید برای خوندن و تمرین درسهاتون بذارید؟ پس ممکنه یکی از علت های نرسدین شما به این هدفتون، در واقع این باشه که "هدفی فراتر از توان خودتون در نظر گرفته اید" و یا اینکه "بدون برنامه ریزی دقیق، هدفی رو تعیین کردین که در واقع بدون در نظر گرفتن برنامه ریزی دقیق رسیدن به اون هدف غیر منطقی است".

    انشالله هفت ترمه تمومش میکنم ولی معدلم خوب نیست ..


    هدف چهارم شما: موفقیت در یادگیری زبان انگلیسی هست. شروع کردن یک کار هر چقدر هم انگیزه برای اون زیاد باشه، بدون برنامه ریزی دقیق امکان پذیر نیست.مثلا اگه کتاب 504 در یک روز چهار درسش رو بخونید، از زبان خسته میشید تازه نحوه خوندن و تکنیکی که برای خوندن یک کتاب و مطالعه به کار می برید خیلی مهم هست. مثلا به روشی که یک کتاب تاریخی خونده میشه، زبان رو نباید با همان روش خوند. لغت های بان فرار هست. باید تمرین و تکرار بشه. پس در مورد این هدفتون، اول نداشتن برنامه ریزی و دوم تکنیک نامناسب مطالعه زبان " ممکنه علت دست نیافتن به هدفتون باشه.

    ...
    دیروز داشتم کتاب 504 رو میخوندم 4تاش رو خوندم بقیشو گفتم ولش کن



    اول اینکه " در زمان حال باشید" الان داریم مسائل فعلی رو بررسی میکنیم. اجتماعی نبودن منظورتون چی هست؟ اعتماد به نفس پایین ینی چی؟

    من قبل از دانشگاه زیاد اجتماعی نبودم ولی بعدش یکم اجتماعی تر شدم واعتماد بنفسم هم یکم بهبود پیدا کرد... و



    نکته اصلی و در واقع کلید اصلی مشکل شما همین هست: نداشتن برنامه ریزی و یا اگر گاهی برنامه ریزی داشتین، یک برنامه غیر منعطف داشتین و هدف هایی که تعیین کردین واقع بینانه نبوده.

    این مورد همیشه پس رفت داشتم ...حتی بعضی وقتا مسایل شخصیم هم نظم نمیدم بهش...یه چند بار برنامه ریختم ولی بعد یک یا دو روز اجراش نکردم...




    این کلمه رو باید تغییرش بدین: الان حال و هوا و خلق و خوی مناسب برای انجام فلان کار رو ندارم. مثلا الان میخام زبان بخونم...ولی حال و حوصله ندارم؛ یک تکنیک مطالعه هست تحت عنوان "حفیه بم" یا "مردر" مرحله اولش ایجاد حال و هوای درس خوندن هست. در مورد سایر فعالیت ها هم به همین صورت هست. وقتی حوصله کاری ر ندارید ؛ اول باید انگیزه ی انجام اون کار رو برای خودتون مهیا بکنید. نگین حوصله ندارم! حوصله ایجاد کنید...یه کاری رو که دوست دارید در اون لحظه انجام بدین از انرژی ای که از انجام اون کار بدست میارید، استفاده کنید.باید این دور رو از بین ببرید.

    به کلمه حوصله ندارم عادت کردم ...عجولم



    این مربوط میشه به دو هدف اولتون که گفتم بعدا بیشتر توضیحش می دم. یکی از هدف های شما این هست که رضایت والدین تون رو بدست بیارید.
    "یکی از بهترین راه‌های جلب رضایت الهی، احسان به پدر و مادر است ." اگه خواسته والدین تون با جلب رضایت خدا تناقض نداره، با رعایت احترام می تونید خواسته های اونا رو نادیده بگیرید. البته حتما و حتما باید احترام به والدین رعایت بشه. نیکی و احترام به الدین در نهاد و فطرت آدمی نهفته شده، برای همین هم اگه بین والدین و فرزند، کوچکترین اختلافی بوجود بیاد ، ممکنه به لحاظ عاطفی و روانی خیلی تحت تاثیر قرار بده همین اختلاف جزیی. در مورد راضی کردن و کسب رضایت همه : اگه با اعتماد به نفس کاری رو انجام میدی و مطمئن هستی که اون کار با جلب رضایت الهی (طبق هدف اولتون) منافاتی نداره، اون کار رو انجام بده و به انتها برسون. البته باز همون احترام رو در نظر بگیر.

    توخونه من کلا سعی میکنم رضایت همه رو بدست بیارم...ولی بعضی وقتها مامانم با اینکه دوستم داره یه کارهایی میکنه که خودشم منظوری نداره ولی واسه من غیر قابل تحمله…. یه دقیقه هم اصلا دوست ندارم ناراحت بشن بعضی وقتها اگه ببینم ازم راضی نیستن گریه میکنم البته نه جلوشون...




    هر انسان، منحصر به فرد هست و شما دوتا آدم نمی تونید پیدا کنید که توان هاشون ، استعدادشون و ... کاملا مثل هم باشه، حتی در مورد دوقلوهای یک سان (که به لحاظ ژنتیکی کاملا مثل هم هستن) نمیشه گفت توانایی هاشون و عواطفشون و ویژگی های شخصیتی شون مثل هم هست. پس هیچ وقت خودتون رو با کسی مقایسه نکنید. شما منحصر به فرد هستید و دارای استعداد و توانایی های متفاوت با خواهرتون.

    خودم بعضی وقتها مقایسه میکنم(البته بیشتر درمورد تلاش وکوشش تو کارها )...البته میدونم اشتباه میکنم ولی... مخصوصا با خواهربزرگم اون دانشجو هست روحیه جنگی داره واسه کاراش تلاش میکنه...



    سریع رسیدن مهم نیست! مهم اینکه چه چیزی رو میخاین؟ بدون تلاش به هیچ چیزی نمیشه رسید. بدون برنامه ریزی موفقیت غیر ممکن هست. این یک باور غیر منطقی هست که خیلی سریع بتونم به هر هدفی که تلاشی هم برای رسیدن بهش نمی کنم برسم.

    درمورد عجول بودن:دوست دارم سریع به همه چیز برسم...یعنی بدون اینکه تلاش چندانی بکنم...سریع دنبال نتیجه کارم...
    پاسخ با نقل و قول

  8. دودلی در کارها، عجول بودن، و سردرگمی  سپاس شده توسط ...sana,nafasebahar,محسن عزیزی

  9. ارسال:15#
    ...sana آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط niloofarabi نمایش پست ها
    سلام










    نکته اصلی و در واقع کلید اصلی مشکل شما همین هست: نداشتن برنامه ریزی و یا اگر گاهی برنامه ریزی داشتین، یک برنامه غیر منعطف داشتین و هدف هایی که تعیین کردین واقع بینانه نبوده.





    این کلمه رو باید تغییرش بدین: الان حال و هوا و خلق و خوی مناسب برای انجام فلان کار رو ندارم. مثلا الان میخام زبان بخونم...ولی حال و حوصله ندارم؛ یک تکنیک مطالعه هست تحت عنوان "حفیه بم" یا "مردر" مرحله اولش ایجاد حال و هوای درس خوندن هست. در مورد سایر فعالیت ها هم به همین صورت هست. وقتی حوصله کاری ر ندارید ؛ اول باید انگیزه ی انجام اون کار رو برای خودتون مهیا بکنید. نگین حوصله ندارم! حوصله ایجاد کنید...یه کاری رو که دوست دارید در اون لحظه انجام بدین از انرژی ای که از انجام اون کار بدست میارید، استفاده کنید.باید این دور رو از بین ببرید.




    این مربوط میشه به دو هدف اولتون که گفتم بعدا بیشتر توضیحش می دم. یکی از هدف های شما این هست که رضایت والدین تون رو بدست بیارید.
    "یکی از بهترین راه‌های جلب رضایت الهی، احسان به پدر و مادر است ." اگه خواسته والدین تون با جلب رضایت خدا تناقض نداره، با رعایت احترام می تونید خواسته های اونا رو نادیده بگیرید. البته حتما و حتما باید احترام به والدین رعایت بشه. نیکی و احترام به الدین در نهاد و فطرت آدمی نهفته شده، برای همین هم اگه بین والدین و فرزند، کوچکترین اختلافی بوجود بیاد ، ممکنه به لحاظ عاطفی و روانی خیلی تحت تاثیر قرار بده همین اختلاف جزیی. در مورد راضی کردن و کسب رضایت همه : اگه با اعتماد به نفس کاری رو انجام میدی و مطمئن هستی که اون کار با جلب رضایت الهی (طبق هدف اولتون) منافاتی نداره، اون کار رو انجام بده و به انتها برسون. البته باز همون احترام رو در نظر بگیر.
    سلام مجدد

    اول اینکه خیلی تشکر میکنم بایت وقت گذاشتن هردو شما راهله خانم ونیلوفر خانم

    نیلوفر خانم درمورد صحبت هاتون ...

    درمورد پدر ومادرم واقعا تا چند ماه پیش اینجوری بودم ولی الان مستقل تر فکر میکنم در عین احترام

    درمورد 7ترمه بودن ...ولی من تو این مورد ها مقایسه نمیکم چون دوستان وخواهر من هیچ کدومشون عجله ندارن ودیرتر تموم کردن...
    ولی در مورد برنامه ریزی واقعا همینطوره... شاید روش برنامه ریزیم اشتباست...یه مشکل دیگه این هست که من یه کاری رو شرو ع میکنم با اینکه دوستشم داشته باشم ولی بازم بعدش انگیزشم برای بدست اوردنش کم میشه یکی از مشکلات بزرگم همینه(برای اینکه هدفم همیشه تو ذهنم پررنگ بمونه چی کار کنم؟)... که کارام ناتموم میمونه...

    درمورد اعتماد بنفس:اعتماد بنفسم ضعیفه... باید چی کار کنم؟



    نقل قول نوشته اصلی توسط راهله نمایش پست ها
    ازمایش خون و چکاپ را لطفا انجام دهید تا بیشتر و سریعتر به نتیجه برسیم
    علاقه شما بیشتر به خوردن چه غذاهایی است؟ غذاهایی که طبع گرم دارند مانند بادمجان سیر یا خوردن ماست و ترشی؟


    غذاهای طبع گرم...
    ایا وقتی به نتیجه نمیرسید پرخاشگر میشوید؟ داد و فریاد میکنید؟

    نه ...ناراحت میشم واگه در همون لحظه مثلا کسی باهام بحث کنه با تندی جوابش رو میدم.

    زیاداحساس تشنگی میکنید؟
    نه زمستون خیلی به ندرت اب میخورم...تابستون هم به اندازه.



    پاسخ با نقل و قول

  10. دودلی در کارها، عجول بودن، و سردرگمی  سپاس شده توسط niloofarabi,راهله

  11. ارسال:16#
    niloofarabi آواتار ها
    یه مشکل دیگه این هست که من یه کاری رو شرو ع میکنم با اینکه دوستشم داشته باشم ولی بازم بعدش انگیزشم برای بدست اوردنش کم میشه یکی از مشکلات بزرگم همینه(
    برای اینکه هدفم همیشه تو ذهنم پررنگ بمونه چی کار کنم؟)... که کارام ناتموم میمونه...


    انگیزه تمایل علاقه برای انجام یک یک کار بخصوص هستش. کسی که با انگیزه باشه، میتونه برای خودش اهداف بلند مدت و کوتاه مدت در نظر بگیره و با یه برنامه ریزی به اهدافش برسه و کارهای ناتمومش رو تموم کنه. انگیزه همون عامل انرژی بخشی هست که در ارسال قبلی بهش اشاره کردم. شما انگیزه دارید. ولی انگیزه تون برای شروع کارهاتون کافی نیست. در واقع انگیزه نیروی ایجاد کننده و نگهدارنده و هدایت کننده رفتارهای ما هست. انگیزه جهت انجام کار رو تعیین میکنه. به عنوان مثال: در مورد یادگیری زبان اگر اتگیزه به اندازه لازم باشه، هر وقت احساس بی حوصله گی داشته ابشیم. این انگیزه درونی به ما انرژی میده و باعث میشه بی حوصلگی رو نادیده بگیرم و بر بی حوصله بودن غلبه کنیم و بریم سراغ ادامه کارهامون.

    (البته بین انگیزه و انگیزش تفاوت تکنیکی هست فعلا جفتش رو میگیم انگیزه )

    شما باید بتونید در خودتون انگیزه ایجاد کنید تا بتونید کارهاتون رو ادامه بدین(انگیزه درونی) . برای اینکه با انگیزه بمونید و جهت کارتون مشخص باشه باید هدف تعیین کنید برای خودتون . اهداف باید قابل دستیابی باشند یا به قول روانشناسان : "اهداف رفتاری باید تعیین کنید." مثلادیدید اول بعضی از کتاب ها می بینیم نوشته شده: "از خواننده انتظار می رود که در پایان این فصل .... (اینا مثال هایی از اهداف رفتاری هستند که خیلی دقیق مشخص شده و ما را هدایت میکنه که چه مطالبی رو بیشتر بخونیم و تاکید داشته باشیم و ...) .
    شما هم باید برای هر روز زندگی تون هدف رفتاری تعیین کنید. هدف ها باید واقعی و قابل حصول باشه. در شروع کار نعیین هدف های کوتاه مدت خیلی اهمیت داره .
    مثلا در مورد همین هدف 7 ترمه تمام کردن دانشگاه:

    هدف کلی و بلند مدت می تونه این باشه:
    من دوره کارشناسی ، در هفت ترم تمام خواهم کرد.

    برای این هدف کلی باید، هدف های جزیی در نظر بگیرید.
    مثلا:
    مطالعه در س (مثلا) روانشناسی.
    و ...

    اهداف دقیق رفتاری:

    شرایط و ملاک رسیدن به هدف ها رو هم مشخص کنید.
    من درس روانشناسی را روزانه یک ساعت مطالعه خواهم کرد.
    و....

    (تعیین ملاک و شرایط باید واقع بینانه و منطقی باشه)

    برای هفت ترم تموم کردن دوره تحصیلی تون ، باید زمان کافی برای مطالعه واحدهای درسی تون در نظر بگیرید. انتظار بیش از حد از خودمون نداشته باشید. انتظار بیش از حد باعث میشه انگیزه برای ادامه کار از دست بره.برای اینکه انگیزه در ادامه کار از دست نره باید کاملا مشخص کنیم که چه چیزی میخواهیم. انجام دو یا چند هدف کلی آن هم به صورت همزمان غیر ممکن هست و یا شاید خیلی خیلی سخت! بهتره انچه برات اولویت بالاتری داره سریعتر مشخص کنی و انرژیت رو کامل بذاری روش.مشخص نکردن اولویت اصلی و فرعی باعث اتلاف انرژیت و بلاتکلیفیت میشه و تمرکز کامل رو هم ازت می گیره.پس با توجه به علاقه - استعداد- توانایی و...... فاکتورهای دیگه که برات مهمه اولویت اصلی و فرعیت رو مشخص کن.
    يه كمي خودت رو از جزئيات آزاد كن. تمرکزت رو ری کارهای مهم تر و اساسی تر بذار.
    جالبه بدونيد كه شما وقتی انرژی خودت را به متغيرهای بی شماری تقسيم می كنيد، خستگی روانی دچارمیشید.
    بايد فقط چند موضوع را برگزينيد و متمركز روي آنها بشويد.پرسیدن این سوال از خودتون هم باعث میشه عوامل شخصی ای که براتون انگیزه ایجاد میکنه رو شناسایی کنید.

    "اگر زندگی من چطور می شد شوق و انگیزه پیدا می کردم؟ اگر چه چیز یا چه کسی را داشتم شور و علاقه به زندگی دوباره در من بیدار می شد؟ و...."


    درمورد اعتماد بنفس:اعتماد بنفسم ضعیفه... باید چی کار کنم؟

    چند نمونه ذکر کنید که نشان دهنده اعتماد به نفس پایین تون در موقعیت ها یا کارها و ... مختلف هست؟
    ویرایش توسط niloofarabi : 2015_02_05 در ساعت 13:56
    پاسخ با نقل و قول

  12. دودلی در کارها، عجول بودن، و سردرگمی  سپاس شده توسط ...sana,nafasebahar

  13. ارسال:17#
    ...sana آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط niloofarabi نمایش پست ها




    . انتظار بیش از حد باعث میشه انگیزه برای ادامه کار از دست بره.برای اینکه انگیزه در ادامه کار از دست نره باید کاملا مشخص کنیم که چه چیزی میخواهیم. انجام دو یا چند هدف کلی آن هم به صورت همزمان غیر ممکن هست و یا شاید خیلی خیلی سخت! بهتره انچه برات اولویت بالاتری داره سریعتر مشخص کنی و انرژیت رو کامل بذاری روش.مشخص نکردن اولویت اصلی و فرعی باعث اتلاف انرژیت و بلاتکلیفیت میشه و تمرکز کامل رو هم ازت می گیره.پس با توجه به علاقه - استعداد- توانایی و...... فاکتورهای دیگه که برات مهمه اولویت اصلی و فرعیت رو مشخص کن.
    يه كمي خودت رو از جزئيات آزاد كن. تمرکزت رو ری کارهای مهم تر و اساسی تر بذار.
    جالبه بدونيد كه شما وقتی ودت را به متغيرهای بی شماری تقسيم میانرژی خ كنيد، خستگی روانی دچارمیشید.
    بايد فقط چند موضوع را برگزينيد و متمركز روي آنها بشويد.پرسیدن این سوال از خودتون هم باعث میشه عوامل شخصی ای که براتون انگیزه ایجاد میکنه رو شناسایی کنید.

    "اگر زندگی من چطور می شد شوق و انگیزه پیدا می کردم؟ اگر چه چیز یا چه کسی را داشتم شور و علاقه به زندگی دوباره در من بیدار می شد؟ و...."

    دقیقا مشکلاتم همینه نمیتونم اولویت هام رو تقسیم بندی کنم...وازخودم انتظار بالایی دارم
    اتفاقا خودم هم برنامه ریختم... اینکه یه هدف بلند مدت سه ساله(پایان ارشد)وتقسیم بندی به اهداف کوتاه مدت...(شمادرست میگید باید انعطاف پذیری تو برنامم رو داشته باشم... باشه دراین مورد تلاش میکنم...اگه راهکار دیگه ای مونده دراین مورد بهم بگین تا انجامش بدم



    چند نمونه ذکر کنید که نشان دهنده اعتماد به نفس پایین تون در موقعیت ها یا کارها و ... مختلف هست؟

    همین امروز بابت یه مسئله رفتم یک نوشت افزار ازحقم دفاع کنم ...با عصبانیت رفتم خیلی انرژی داشتم که حرفام رو بزنم...ولی همیشه تو این موقعیتها دستم میلرزه ولرزش رو تو صدام دارم...تپش قلبم هم زیاد میشه...با این که تمام افکار مثبت رو میارم توذهنم ولی این لرزش درصدا ودست باعث میشه نتونم حرفم رو به درستی بزنم و...
    یه بار هم داشتم کنفرانس میدادم همین لرزش تو دستام ایجاد شدوتپش قلب میگیرم...همه اینها فکر میکنم از گذشته باشه...


    ....................
    پاسخ با نقل و قول

  14. دودلی در کارها، عجول بودن، و سردرگمی  سپاس شده توسط niloofarabi

  15. ارسال:18#
    niloofarabi آواتار ها
    دقیقا مشکلاتم همینه نمیتونم اولویت هام رو تقسیم بندی کنم...وازخودم انتظار بالایی دارم
    اتفاقا خودم هم برنامه ریختم... اینکه یه هدف بلند مدت سه ساله(پایان ارشد)وتقسیم بندی به اهداف کوتاه مدت...(شمادرست میگید باید انعطاف پذیری تو برنامم رو داشته باشم... باشه دراین مورد تلاش میکنم...اگه راهکار دیگه ای مونده دراین مورد بهم بگین تا انجامش بدم

    سلام

    نمونه ای از برنامه ای که برای خودتون در نظر گرفتین رو اینجا قرار بدین.

    همین امروز بابت یه مسئله رفتم یک نوشت افزار ازحقم دفاع کنم ...با عصبانیت رفتم خیلی انرژی داشتم که حرفام رو بزنم...ولی همیشه تو این موقعیتها دستم میلرزه ولرزش رو تو صدام دارم...تپش قلبم هم زیاد میشه...با این که تمام افکار مثبت رو میارم توذهنم ولی این لرزش درصدا ودست باعث میشه نتونم حرفم رو به درستی بزنم و...
    یه بار هم داشتم کنفرانس میدادم همین لرزش تو دستام ایجاد شدوتپش قلب میگیرم...همه اینها فکر میکنم از گذشته باشه...
    برای افزایش اعتماد به نفس این تاپیک (کارگاه) مطالب خوبی داره:
    اعتماد به نفس، خودباوری و روش های تقویت و افزایش آن
    پاسخ با نقل و قول

  16. دودلی در کارها، عجول بودن، و سردرگمی  سپاس شده توسط ...sana,سجاد صالحی

  17. ارسال:19#
    niloofarabi آواتار ها
    یه بار هم داشتم کنفرانس میدادم همین لرزش تو دستام ایجاد شدوتپش قلب میگیرم...همه اینها فکر میکنم از گذشته باشه...
    سلام

    ممکنه علتش نوعی اضطراب (اضطراب پرفورمانس) باشه. یعنی ترس از حرف زدن یا اجرا (اجرای کار یا فعالیت مثلا همین کنفرانس دادن) در مقابل دیگران باشه.
    در این حالت چون رفتار خودمون رو ناشیانه و غیر طبیعی میدونیم، فکر میکنیم دیگران هم همین فکر رو میکنن(ارزیابی منفی از خودمون و توانایی هامون داریم). و در نتیجه توجه مون متمرکز به خودمون هست نه مطالب درسی ای که ارائه میدیم. این توجه بیش از حد ، باعث میشه که فکر کنیم همان قدر که ما از درون مضطرب هستیم، در ظاهر هم اضطراب نشون خواهیم داد. در نهایت این ارزیابی منفی از خودمون، باعث حواس پرتی میشه .

    چاره اش بازسازی شناختی هست
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

موضوعات مشابه

  1. مقیاس انتظار از ازدواج(marriage expectations scale) به همراه کلید و روایی و پایایی
    توسط محسن عزیزی در انجمن آزمون های روانی معتبر
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2015_01_06, 09:18

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •