تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




حساسیت همسرم نسبت به باجناق زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:saghy
آخرین ارسال:saghy
پاسخ ها 5

حساسیت همسرم نسبت به باجناق

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    saghy آواتار ها
    سلام
    امیدوارم حالتون خوب باشه
    من یک سال و نیم هست که عقد کردم. همسرم توی یک شهر دیگه ساکنه.من دو خواهر کوچکتر از خودم دارم.خواهرم که 6 سال از من کوچکتر هست یک ماه هست که عقد کرده و همسرم به شدت نسبت به باجناقش حساسیت نشون میده. به شدت به رفتار پدر و مادرم نسبت به داماد جدید حساسه البته والدینم خیلی توی برخوردهاشون موقع حضور هر دو داماد دقت می کنن و اصلا بهانه ای دست اونها نمیدن.
    همسرم خواستش اینه که عدالت بین من و خواهرم بر قرار بشه. همسر خواهرم توی شهر خودمون ساکنه و اونها 2 شب رو حق دارند با هم باشن.همسرم میگه دیدار هاشون باید محدود باشه چون ممکنه من به خواهرم حسادت کنم و این وظیفه پدر و مادرم هست که هوای من رو داشته باشن.
    خانوادم با اینکه من و خواهرم شب خونه اقوام بمونیم مخالف هستن.یعنی شب ها فقط باید خونه خودمون یا پدر و مادر همسرمون بمونیم. دو مرتبه که قضایایی پیش اومد و من مجبور بودم منزل مادر بزرگ همسرم بمونم و خانوادم ناراضی بدن بین من و همسرم برخورد شدیدی پیش اومد و حتی بین مادرم و همسرم هم صحبت ها و بحث های بی نتیجه و بی موردی رد و بدل شد. حالا که خواهرم عقد کرده همسرم از اینکه خواهرم و همسرش شب رو پیش هم بگذرونن ابراز ناراحتی میکنه. من فکر میکردم این یک حساسیت یا حسادت یا غیرته که دوست نداره در نبود اون داماد جدید منزل ما باشه اما اینطور نبود. ایشون به شدت به من و خانوادم توهین و فحاشی کرد و تهدید کرد که اگر این قضیه اصلاح نشه و جلوی این جور رفت و آمد گرفته نشه منو در آینده از دیدن خانوادم محروم میکنه.
    من موضوع رو با خانوادم مطرح کردم و نظرشون برام قابل قبول بود. نظرشون رو به همسرم انتقال دادم اما ایشون اصلا قبول نکرد و داره به همون رفتار قبلش ادامه میده. هر بار حضور داماد جدید در منزل ما مساوی حداقل یک روز سردی و بی توجهی یا بی احترامی به من و خانوادم.
    پدرم پیشنهادکرد که خودش با همسرم صحبت کنه اما میترسم نتیجه بدتری داشته باشه. لطفا راهنماییم کنید. ممنونم
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    به همیاری خوش آمدید

    این مشکل در برخی موارد مشابه دیده میشه و علل متنوعی میتونه داشته باشه

    1. رفتار تبعیض آمیز واقعی والدین نسبت به فرزندان و دامادها: اگر خانواده واقعا بین دامادها رفتار تبعیض آمیزی داشته باشند، و عدالت بین دخترها یا دامادها برقرار نشود، این کار زمینه ساز مشکلاتی می شود. هیچکس از رفتار تبعیض آمیز خوشش نمی آید. بنابراین، سعی کنید با والدین خود صحبت کنید و مواردی را که تبعیض آمیز هستند ذکر کنید و از آنها بخواهید رعایت بیشتری بکنند(بدون اینکه حالت دستوری داشته باشد، و بدون اینکه به همسر خود بگویید، و بدون بی احترامی). در کنار آن، سعی کنید حساسیت همسر خود را کم کنید. به طور مثال، از اتفاقاتی که در خانه تان افتاده، لازم نیست ریز جزئیات را منتقل کنید تا حساسیت همسرتان برانگیخته شود. می توانید به همسر خود پیشنهاد دهید که اگر مایل باشد به تنهایی یا با همراهی شما در این باره با والدینتان گفت و گو کنید. اگر واقعا رفتار تبعبض آمیز است، شما بدون دفاع از رفتار خانواده خود، سعی کنید همسرتان و احساساتش را درک کنید، و البته به او با لحنی مناسب بگویید که از اینکه درباره خانواده تان اینگونه بشنوید، حس خوبی پیدا نمی کنید و بهترین راه، گفت و گو و حل مساله است. همچنین سعی نکنید همه گفته های همسر خود را به منزل منتقل کنید. اگر همسرتان حرفی میزند و مثلا بیان می کند که نمی گذارم رفت و آمد بکنی، معمولا از روی احساساتی چون خشم است و بنابراین مقاومت شما، یا انتقال آن به خانواده، کار مطلوبی نیست. سعی کنید در آن موقع احساسات ایشان را درک کنید و به او بگویید درباره اش باید با هم فکر کنیم و برایش چاره اندیشی کنیم.

    2. احساس داماد قدیمی نسبت به عدم رعایت عدالت: ممکن است واقعا رفتار تبعیض آمیز در میان نباشد، اما همسرتان احساس کند که رفتار تبعیض آمیز است. دلایل متعددی برای این احساس وجود دارد. مثلا از آنجا که داماد جدید طبیعتا بیشتر جلب توجه می کند و حواس ها در ابتدا متوجه اوست، ممکن است داماد اول این احساس را پیدا کند که نسبت به او با عدالت رفتار نمی شود. در حالی که اگر ابتدای داماد شدن خود را به یاد بیارود، احتمالا مشکل برایش حل می شود، اما او در آن لحظه نمی تواند احساسات خوش قبلی خود را به خاطر بیاورد و بنابراین شاید حسادت بکند و یا باجناق را مثل رقیب خود ببیند. معمولا با گذشت مقداری زمان، مساله خود به خود مرتفع می شود، چرا که داماد جدید هم تازگی اش را به مرور از دست می دهد. با این حال شما به عنوان همسر، سعی نکنید مدام از رفتار والدین خود دفاع کنید(هرچند درست باشد). به جای آن با درک احساسات همسرتان، سعی کنید گاه و بیگاه با نشان دادن عکس یا فیلمهای دوران عقد خود یا خاطراتتان، یاد روزهای اولیه داماد شدنش را در او زنده کنید. همچنین می توانید به او بگویید اگر به والدینم خودت را نزدیکتر کنی، قطعا متوجه تغییراتی در احساساتت می شوی. علاقه والدینتان به او را به شکل زبانی بیان کنید.

    3. کاهش توجه خانواده نسبت به داماد اول و تغییر در روابط بین خواهر خانم با وی: بی شک توجه خانواده زمانی که دو داماد به جای یک داماد باشند، دستخوش تغییراتی می شود. درست مشابه با تولد فرزند دوم، برای فرزند اول. همچنین خواهرخانم هم طبیعتا روابطش با داماد اول تغییراتی پیدا می کند، چون شوهرش حساسیت و غیرت دارد. این مساله را باید صبر کنید تا گذر زمان حل کند. برای اینکه روند را تسریع ببخشید، می توانید وقت بیشتری با همسر خود بگذرانید و بگوبخندهای دونفره با او ترتیب بدهید و به او نشان دهید که برای بودن با او بیش از هر چیز دیگری ارزش قائل هستید. همچنین در رابطه با شوهرخواهر خود هم طوری رفتار نکنید که منجر به برانگیخته شده حساسیت همسرتان شود.

    4. حسادت داماد اول نسبت به دیگری: ممکن است ویژگی هایی در داماد جدید وجود داشته باشد که منجر به حسادت همسرتان شده باشد. مثلا سرزبان داشتن، شاد بودن، موقعیت اجتماعی، تحصیلات بلاتر و ... . در این صورت نقش شما این است که با برشمردن ویژگی های مثبت همسرتان و عدم مقایسه او با باجناقش، به او اطمینان بیشتری بدهید. طوری برخورد کنید که همسرتان حس کند همینگونه که هست، برای شما بهترین است و شما تمایل ندارید او مثل باجناقش شود!

    5. احساس افسردگی و سوء تعبیر برخوردها: ممکن است همسرتان درگیر ناراحتی و احساس افسردگی شده باشد و بنابراین برخوردهای عادی را سوء برداشت کند. اگر چنین وضعیتی رخ بدهد، فرد احتمالا خودش هم رفتارهایی نشان می دهد که به مساله بیشتر دامن می زنند. مثلا اگر تصورش این باشد که خانواده بیش از او با باجناقش صحبت می کنند و خوش و بش دارند، ممکن است خودش هم گوشه ای بنشیند و هیچ نشانه ای از تمایل به صحبت از خودش نشان دهد و در عوض باجناقش معمولی باشد و طبیعتا توجه به او بیشتر می شود. در واقع خودش هم به مشکل دامن میزند. در اینجور مواقع، برای برطرف کردن احساس اندوه همسرتان سعی کنید بیشتر با او باشید و کمتر در فعالیتهای دیگر اعضای خانواده شرکت کنید و تمایل خود را برای بهبودی روحیه او نشان دهید. تفریحات دو نفره ترتیب ببینید و کمکش کنید تا روحیه اش بهتر شود و در عین حال به شکل مستقیم یا غیرمستقیم او را متوجه کنید که رفتارهای خودش هم بسیار موثر است. مثلا به او بگویید:«یادمه قبلنا خودت همیشه بگو بخند و تعریف راه مینداختی تو مجالس و خانواده. دلم برا اون موقع تنگ شده. بابا و مامان هم میگن دلمون میخواد مثل قبل باهامون بیشتر حرف بزنه و ...»

    6. تلاش برای جلب توجه و بازپس گرفتن جایگاه اولیه، و ترس از دست دادن موقعیت فعلی در خانواده: ممکن است شوهرتان نگران این باشد که علاقه خانواده نسبت به او کم شود، یا اینکه جایگاه داماد اول بودنش به خطر بیفتد. در این شرایط سعی کنید با خانواده صحبت کنید و به آنها بگویید گاهی سعی کنند با او جلسات خصوصی داشته باشند(نه اینکه با دامادهای دیگر نداشته باشند!) و در برخی امور از وی مشورت بخواهند. درباره خواستگاران خواهر سومتان، با او مشورت کنند و ... .

    7. وجود مشکل اولیه با خانواده، و بیان این مشکل بدین صورت و با بهانه جدید: شاید از ابتدا هم مشکلاتی بین او و خانواده تان وجود داشته و همسرتان ناراحتی و خشم خود را ابراز نکرده بوده و حالا دنبال بهانه ای برای این کار می گشته. اگر چنین است سعی کنید مشکل را پیدا کنید و برای حل آن، جلسات صحبت بین او و خانواده را ترتیب دهید.

    8. احساس عدم اطمینان از علاقه همسر و خانواده آنها به خودش: ممکن است همسرتان احساس کند با آمدن داماد جدید، احساس شما و خانواده نسبت به او تغییر پیدا خواهد کرد. اگر اینچنین است، شما با کسب اجازه از خانواده خود، مدتی را نزد همسرتان در شهر آنها بمانید تا هر گونه احساس بدش مرتفع شود و اطمینانش نسبت به شما و خانواده بازگردد.

    9. کمبود عزت نفس: شاید همسرتان از عزت نفس کافی برخوردار نباشد و ارزش خود را به جلب توجه دیگران و کسب تایید آنها بداند و بنابراین با کم شدن توجه و تاییدشان احساس سرخوردگی و حقارت بکند. در این صورت سعی کنید با حرفهای دلگرم کننده به او امید و اطمینان بیشتری بدهید و به او بگویید همینطور که هست او را دوست دارید.

    می توانید به شکل غیرمستقیم به همسرتان بگویید که اگر او هم در شهر شما ساکن بود، از این حق برخوردار بود که دو شب در منزل شما بماند. به خانواده بگویید جوری رفتار نکنند که داماد غزیبه احساس کند داماد آشنا و همشهری نزدیکتر است.

    موفق باشید.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  3. حساسیت همسرم نسبت به باجناق  سپاس شده توسط niloofarabi,saghy,مهرسا62,ترنّم,ساراا

  4. ارسال:3#
    saghy آواتار ها
    سلام
    واقعا ممنونم از پاسخ خیلی کاملتون و ممنون از وقتی که گذاشتید. فکر میکنم این چند مورد بهتره گفته بشه.
    1. اینکه خانوادم بین همسرامون واقعا تبعیض بذارن رو خیلی توجه کردم و اینطور نیست. حتی خانوادم بیشتر از قبل به همسم تکیه کردن که این موضوع همسرمو خوشحال میکنه. تبعیضاتی بین من و خواهرام هست. خانواده از من توقع فهم و درک خیلی بالاتری دارن که از نظر من بیشتر از توقعی هست که باید از بچه بزرگتر داشت. به خاطر نوع رفتار خودم که همیشه دختر خوبه مامان و بابا بودم نظراتشون رو بیشتر به من تحمیل می کنن و توقع پذیرش دارن. در صورتی که خواهرام با لج بازی با لج بازی یا بلند و تند صحبت کردن هیچ نظری رو مخالف خواسته شون قبول نمیکنن. همسرم تو روابط هوش خیلی بالایی داره و خیلی زود این مسئله دستگیرش شد و یک قسمت از تلاشش برای از بین بردن تبعیض، تبعیض بین من و خواهرامه نه بین خودش و باجناقش.
    2. من خیلی برای درک احساسات همسرم تلاش میکنم. گاهی این تلاش انقدر زیاد میشه که برام خسته کنندست اما تلاش میکنم تلاشم در جهت درست تری باشه. حتما مواردی که برای خاطرات گذشته و دو نفره وقت گذاشتن و غیره رو ذکر کردید انجام خواهم داد.
    7. مسئله ای که راجع به منزل مادربزرگشون گفتم خیلی بزرگ شده و همسرم به شدت ابراز ناراحتی میکنه که اختیارات من ازم گرفته شده. متاسفانه من نتونستم این موضوع رو حل کنم و هنوز به قوت خودش باقی هست و همسرم سر موضوعات مختلف بهش چنگ میزنه. پس صلاح در این هست که پدرم درین مورد و اینکه دلایلش چی هست با همسرم صحبت کنه.
    8. این فکر که مدتی رو در منزل اونها بگذرونم به ذهنم رسید اما می ترسیدم که نتیجه بخش نباشه. واقعا از اینکه من رو از دودلی درآوردید ممنونم.
    9.همسرم کمبود اعتماد به نفس نداره در عوض غرور خیلی زیاد و مقداری هم خود پسندی داره. ایشون تک پسر هست و بیش از اندازه مورد توجه خانواده اش. ناراحتی اش از کم شدن توجه دیگران بیشتر به دلیل توقع زیاد و توجه همیشگی هست که بهش شده.
    ما اختلاف تحصیلاتی زیادی داریم. من دانشجوی سال آخر فوق لیسانس و ایشون سال آخر فوق دیپلم هستن. و هر دو متولد 66 هستیم. من هیچ وقت سعی نکردم حس حسادتش رو برانگیزم اما این احساس در درونش وجود داره.وقتی خواهرم عقد کرد اولین سوالی که همسرم از من پرسید این بود که دوست داشتی شوهر خواهرت جای من بود؟یا اینکه اون اخلاقی داره که دوست داشته باشی من میداشتم؟من مطمئنش کردم که اینطور نیست و هیچ وقت هیچ مقایسه ای نکردم اما فکر میکنم گاهی این حس رو داره و من باید به دادش برسم.
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:4#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    سلامت باشید.

    در مورد نخست، سعی کنید مناسبات بین خود و والدین رو زیاد به همسرتون منتقل نکنید تا حساسیت ایشون رو زیاد کنه. در عین حال، به گونه ای رفتار کنید که حاکی از رضایت خود شما باشه و به همسرتون بگید که خود شما از این وضعیت چندان اذیت نمیشید و والدین رو درک می کنید.

    در خصوص بحث منزل مادربزرگ، باید بدانید که این مسائل جنبه خرده فرهنگی دارند و معمولا در زمان عقد ممکنه منجر به برخی دلخوری ها بشوند. صحبت پدرتون با همسرتون به شکل منطقی، میتونه راهگشا باشه

    عزت نفس، متفاوت از اعتماد به نفس هست و اعتماد به نفس هم متفاوت از غرور و خودپسندی. در هر صورت، کار خوبی کردید که همسرتون رو در این باره مطمئن کردید. سعی کنید در زمینه های مختلف به گونه ای رفتار کنید که حساسیت همسرتون برانگیخته نشه، حتی در نوع نگاه
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  6. حساسیت همسرم نسبت به باجناق  سپاس شده توسط niloofarabi,مهرسا62,ساراا

  7. ارسال:5#
    saghy آواتار ها
    سلام

    باز هم از زمانی که برای من گذاشتید تشکر میکنم. و حتما کارهایی که گفتید رو انجام میدم.
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •