تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




ترس از یک رسوایی بزرگ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:mahta.s.n
آخرین ارسال:mahta.s.n
پاسخ ها 9

ترس از یک رسوایی بزرگ

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام به همه دوستان . امیدوارم پست های قبلیم رو خونده باشین. قبلا گفتم که بعد از فهمیدن خیانت همسرم و قبول کردن اشتباهات خودم قصد برگشتن به زندگی و درست کردن زندگیمو داشتم اما دیدم که همسرم همچنان داره ادامه میده. من الان متوجه شدم که همسرم به اجبار مجبور به ادامه دادن رابطشه چون از طرف اون خانم تهدید به رسوایی شده . از وقتی که به اون خانم گفته همه چی باید تموم شه اون شروع کرده به تهدید کردنش و حتی به محل کارش هم رفته . همسرم هم از ترس آبرو مجبور شده دوباره باهاش رابطه داشته باشه. الان اون خانم مدرکی رو که صیغه ی هم شدن رو دستش داره و از طریق اون تهدید کرده و میگه باید همسرم باهاش ازدواج کنه. همسرم هم میخاد با ادامه دادن رابطه اون مدرکو ازش بگیره و بعد تموم کنه که دیگه مدرکی نباشه. خیلی برام سخته گفتن این حرفا . اما من باید کمک کنم تا این مدرک نابود شه . چون آبروی خونوادگیم در خطره . قصد جدایی هم دارم اما بعد از حل شدن این مشکل.باید چیکار کنم؟ اصلا موندن من تو این خونه با وجود اینکه همسرم هنوز داره به این کارا ادامه میده درسته؟ من باید چیکار کنم؟ همسرم همچنان باید باج بده؟ تورو خدا کمکم کنین.
    پاسخ با نقل و قول

  2. ترس از یک رسوایی بزرگ  سپاس شده توسط A@92,سجاد صالحی

  3. ارسال:2#
    سلام...
    خوبین؟
    من تاپیک های قبلی شما رو نخوندم ولی بعضی حرفها و جملاتتون در عین اینکه برام مبهم بودن کمی جالب به نظر میان...

    سوال اصلی و مهم بنده اینه که زندگی تون رو دوست دارین یا اینکه میخواین طلاق بگیرین؟
    سوال دوم اگر همسرتون وارد یه رابطه خارج از چارچوب شدن و علیرغم میل باطنی شما با اون خانم صیغه محرمیت خوندن ترس و نگرانی شون از چی باید بیشتر باشه؟ شما یا همکاران؟
    سوال سوم فرض بگیریم همسرتون اومدن و شما رو متقاعد کردند که یه اشتباه بزرگ تو زندگیشون انجام دادن و میخوان جبران بکنن درسته؟ پس چرا دوباره به عناوین مختلف خواستار ادامه رابطه هستند؟
    سوال چهارم اگر اون خانم از همسرتون شکایت بکنن دادگاه بنا به مدرک صیغه و محرمیت همسرتون رو تبرئه میکنه یا محکوم؟

    سوال آخر.....
    همرستون کجای این داستان هستن؟ وقتش نشده که از گذشته عبرت بگیرین؟

    و اما پیشنهاد بنده ....
    شما بهتره خودتون رو محترمانه بکشین کنار و به همسرتون اجازه باج دادن ندید....
    خیلی قاطعانه مساله با ایشون در میان بذارین و بهشون گوشزد بکنین تا خودش شخصا مشکلات و مسائلی رو که به بار آورده رو حل و فصل بکنه...
    ضمنا این قرارداد باید مدت دار باشه و ایشون بدونن که تا هر روزی که دلشون بخواه فرصت جبران ندارن.....و اگر این مدت طول داده بشه پاسخ قاطعانه تری از طرف شما خواهند شنید...

    بهتره اجازه ندیم با شیره مالیدن سرمون رو کلاه بذارن...
    پاسخ با نقل و قول

  4. ترس از یک رسوایی بزرگ  سپاس شده توسط ساراا

  5. ارسال:3#
    مهتا جان،من تاپیکهای دیگه شما را هم کم و بیش خوندم.1- توصیه ای که جناب صالحی کردند، در موردی مشابه شما، از یک مشاور زبده شنیده بودم. شما اصلا تو این مساله نباید دخالت کنی و وارد بازی همسرت و اون خانم نشو.به همسرت اولتیماتوم بده که مشکلش را خودش حل کنه.2- با توجه به تاپیکهای دیگه ات و رفتار همسرت، احتمال این که خودشون هم تمایل به این رابطه دارند، هست.ممکنه این فقط یک دروغ باشه برای آروم کردن شما. با همراه شدن با شوهرت، اگر بعدها بفهمی که باز هم فریبت داده، حالت بدتر می شه. همراهش نشو.همین حالا هم به اندازه کافی آسیب دیدی و زنج کشیدی. نذار شرایط روحیت بدتر بشه.3- شوهرتون و اون خانم صیغه رسمی شدند که صیغه نامه دارند؟فکر می کنید اگر این حرف راست باشه و خانم تهدید به آبروریزی کرده، بلد نیست یک کپی از صیغه نامه محض احتیاط بگیره؟یک گواهی از محضری که صیغه نامه را داده، بگیره؟ فکر می کنید هیچ عکس و فیلم و پیام و ... هیچی از همسرتون نداره که بتونه باهاش آبروریزی کنه؟ فقط همین یک برگه است؟مطمئن باشید که این فقط یک بهانه است. باز هم می گم، وارد این بازی نشید که آسیبی که بهتون وارد شده عمیق تر نشه.4- همسر شما یک خانم را صیغه کرده، این اصلا دلیل کافی برای دادگاه نیست که بتونید باهاش طلاق بگیرید. به جرات می تونم بگم هیچ قاضی به این دلیل به شما حکم طلاق نمی ده.همسرتون هم بخاطر وجهه اجتماعیش، خانوادگیش، علاقه به شما و دخترش و زندگیش، مایل به طلاق نیست. تا ایشون نخواد، شما نمی تونید طلاق بگیرید.مگر با دردسر و داد و بیداد و آبروریزی و ... خسته اش کنید و با بخشیدن همه چیز (حتی ممکنه دخترتون را هم ازتون بگیره) طلاقتون بده.پس بهتره به جای فکر کردن به طلاق، به قوی تر کردن خودتون و حل مشکلتون فکر کنید.همسرتون گیر کرده در یک شرایطی که توانایی خروج از اون را نداره. نمی تونه از خیانت و رابطه با اون زن دست بکشه،از شما و زندگیش هم نمی تونه بگذره. همراهی شما فایده ای نداره. باید بهش تلنگر بزنید. تا اینجا هر چی همراهی کردید جز دروغ و بازی چیزی ندید.
    ادکلن های گرون قیمت را بی خیال!
    مرد باید بوی اعتماد بده
    پاسخ با نقل و قول

  6. ترس از یک رسوایی بزرگ  سپاس شده توسط elnaz.t,راهله,سجاد صالحی

  7. ارسال:4#
    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد صالحی نمایش پست ها
    سلام...
    خوبین؟
    من تاپیک های قبلی شما رو نخوندم ولی بعضی حرفها و جملاتتون در عین اینکه برام مبهم بودن کمی جالب به نظر میان...

    سوال اصلی و مهم بنده اینه که زندگی تون رو دوست دارین یا اینکه میخواین طلاق بگیرین؟
    سوال دوم اگر همسرتون وارد یه رابطه خارج از چارچوب شدن و علیرغم میل باطنی شما با اون خانم صیغه محرمیت خوندن ترس و نگرانی شون از چی باید بیشتر باشه؟ شما یا همکاران؟
    سوال سوم فرض بگیریم همسرتون اومدن و شما رو متقاعد کردند که یه اشتباه بزرگ تو زندگیشون انجام دادن و میخوان جبران بکنن درسته؟ پس چرا دوباره به عناوین مختلف خواستار ادامه رابطه هستند؟
    سوال چهارم اگر اون خانم از همسرتون شکایت بکنن دادگاه بنا به مدرک صیغه و محرمیت همسرتون رو تبرئه میکنه یا محکوم؟

    سوال آخر.....
    همرستون کجای این داستان هستن؟ وقتش نشده که از گذشته عبرت بگیرین؟

    و اما پیشنهاد بنده ....
    شما بهتره خودتون رو محترمانه بکشین کنار و به همسرتون اجازه باج دادن ندید....
    خیلی قاطعانه مساله با ایشون در میان بذارین و بهشون گوشزد بکنین تا خودش شخصا مشکلات و مسائلی رو که به بار آورده رو حل و فصل بکنه...
    ضمنا این قرارداد باید مدت دار باشه و ایشون بدونن که تا هر روزی که دلشون بخواه فرصت جبران ندارن.....و اگر این مدت طول داده بشه پاسخ قاطعانه تری از طرف شما خواهند شنید...

    بهتره اجازه ندیم با شیره مالیدن سرمون رو کلاه بذارن...
    سلام.ممنونم. من هنوز نمیدونم زندگیمو ددوست دارم یا نه.عقل و احساسم هر دو میگن دیگه نباید به این زندگی امید داشته باشم ینی اصلا نباید دوستش داشته باشم.اما یه چیزی ته قلبم با اینا میجنگه. دودلم میکنه.بیش از حد دوست دارم طلاق بگیرم و راحت شم. اما موانع خیلی خیلی زیادی سر راهمه که نمیتونم. باید بگم همسرم از یه شهر دیگه اومده به شهر محل زندگی من و خونوادم. خونواده ی منم خونواده سرشناسی هستند که اگه این موضوع رو بشه یه رسوایی بزرگ به بار میاره.ترسش از رسوایی خودش و خونوادمه و چه بسا وقتی به گوش خونواده و فامیل خودش هم برسه همه چیز دوبرابر میشه. باید بگم خونواده ی جفتمون جزو خونواده های سنتی هستند و یکی از موانع طلاقم هم همین موضوعه.
    در مورد ادامه رابطه هم عرض کردم به ادعای خودش به خاطر تهدید به ابروریزی مجبوره تا زمانی که مدرکو گیر نیاورده ادامه بده.
    مثل اینکه روی یه برگه نوشتن که فلان تاریخ برای فلان مدت این دو نفر صیغه هستند و امضا کردن.در نتیجه اگه مدرک تحویل دادگاه بشه خوب طبیعتا دادگاه همسرم رو محکوم میکنه.
    من حالم اصلا خوب نیست.هنوز نتونستم کنار بیام.دارم دیوونه میشم.همش دعوا هکش تشنج.نمیتونم کنار بیام و بگذرم راهی برای طلاق هم ندارم.دارم دیوونه میشم.
    نمیتونم فکر نکنم .
    پاسخ با نقل و قول

  8. ترس از یک رسوایی بزرگ  سپاس شده توسط سجاد صالحی

  9. ارسال:5#
    عزیزم همسرت برای صیغه کردن به هیچی محکوم نمی شه. از نظر قانونی کار خلافی انجام نداده و صیغه کردن به شما حق طلاق نمی ده.


    جدای از این مساله، اگر همسرت را دوست داری، به طلاق فکر نکن.
    این را به عنوان یک اشتباه، یک ضعف، یه گردابی که همسرت توش افتاده، بهش نگاه کن.
    اگر همسرت پاش شکسته بود جدا می شدی؟
    اگر خدای نکرده رفته بود سمت اعتیاد، بدون تلاش برای رها کردنش، سریع جدا می شدی؟

    باید تلاش کنی که همسرت را از این شر و درد و مشکلی که گرفتارش شده رها کنی.
    تلاش هم همیشه اینطور نیست که با خواهش و تمنا و محبت و ... باشه.

    تلاش شما می تونه قاطعیت باشه، می تونه یک تلنگر باشه،
    گاهی برای سلامتی بیمارمون بهش یک داروی تلخ می دیم.

    شما اول باید بدونی همسرت ترجیحش چیه و کیه؟ آیا واقعا اگر در شرایط انتخاب باشه، می خواد که با اون زن باشه یا شما؟
    اگر شما و دخترش و زندگیش را دوست داره، کمکش کن از این گرفتاری رها بشه.

    این لینک را بخون.

    دوازده نکته درباره خیانت مردان

    یک بار اول تیترها را بخون. بعد برگرد توضیحات کامل را بخون.
    ادکلن های گرون قیمت را بی خیال!
    مرد باید بوی اعتماد بده
    پاسخ با نقل و قول

  10. ترس از یک رسوایی بزرگ  سپاس شده توسط سجاد صالحی

  11. ارسال:6#
    سلام...

    شرایط سختی رو تجربه کردید...
    حوادث مهم و مبهمی روبروتون بودن...
    هر کسی هم جای شما بود یقینا کمی سردرگم و مبهوت میشد...

    من درکتون میکنم....
    من نمیتونم به شما بگم که به زندگی با همسرتون ادامه بدید یا نه! این مهم رو شما خودتون شخصا باید تصمیم بگیرین... ولی اگر از بنده نظر خواهی بکنین مسائلی رو عنوان میکنم...
    ولی چیزی رو که با قطع و یقین میتونم به شما گوشزد بکنم اینه که همراهی شما با همسرتون به مثابه دادن اطمینان به همسرتون هست که در حوادث و برهه های بعدی زندگیتون به هر کاری که دلشون بخواهد دست بزنند ولو اینکه موجب از هم پاشیدن رابطه و اعتمادتون بشه ... چرا که احتمال خواهند داد که شما باز ایشون رو تنها نمیذارین....

    همراهی شما برای ایشون یک برگ برنده است ! ولی گاهی باید حواسمون باشه که از کدوم قسمت چاقو محکم گرفتیم؟ تیغه یا دسته چاقو؟
    این که شما همسرتون رو دوست دارین و همچنین دلتون نمیخواهد یه آبروریزی به بار بیاد و خدای نکرده زندگیتون از هم بپاشه ؛ بزرگواری و سعه صدر شما رو نشون میده. ولی اینجا باید کمی چشمتون رو باز بکنین....چرا که امکان داره که همسرتون اشتباه خودتون رو با اطلاع داشتن شما لاپوشی بکنن....
    در این صورت حتی پدر و مادرتون هم توان مقابله ندارن چرا که شما به همه مسائل آگاه بودید و همسرتون با آگاهی و اطلاع شما وارد این رابطه شده بودند... به نظرتون اون موقع نتیجه چیزی جز شکست برای شما خواهد بود ؟

    تنهاترین لطفی که میتونین به همسرتون بدید تا ایشون همه اشتباهاتشون رو جبران بکنن دادن یک فرصت کوتاه به همسرتون هست....
    مثلا یک هفته!!!

    این رو بدونین اگر این قاطعیت رو نداشته باشین برای یک عمر باید مجبور به باج دادن بشین و یا اینکه بعد این خانم منتظر ورود افراد دیگه ای به زندگیتون باشین...

    تنهاترین تمرکز شما فعلا باید روی این موضوع مهم باشهکه آیا زندگی تون رو دوست دارین یا نه!
    بشینین و همه جوانب رو بدون اینکه آزرده خاطر بشین در نظر بگیرین...
    نکات مثبت و منفی زندگیتون رو بنویسین...اونها رو با هم مقایسه بکنین ببینین اصلا ارزشش رو داره که ادامه بدید یا نه!

    و مهمتر از همه یه دید بلند مدت هم در نظر بگیرین....
    ببینین اگر طلاق بگیرین و یا ادامه بدید بعد از 10 سال چه مسائل و مشکلاتی خواهین داشت....
    از بعد مالی هم مسائل رو بررسی بکنین.....

    اگر حس میکنین لزوم داره که والدینتون در جریان باشن حتم اطلاع بدید...و بنده به شخصه این پیشنهادرو به شما میدم که ایشون رو هم در جریان بذارین....
    حتما اون ها هم پیشنهاداتی خواهند داشت....در ضمن چیزی که شما بیشتر از همه الان بهش نیاز دارین حمایت والدینتون هست و با کتمان کاری و پنهانکاری این حمایت بدست نمیاد...
    پاسخ با نقل و قول

  12. ترس از یک رسوایی بزرگ  سپاس شده توسط niloofarabi,ساراا

  13. ارسال:7#
    ازهر دوی شما خیلی خیلی ممنونم.من در شرایطی هستم که اصلا نمیتونم تصمیم درست بگیرم و درست رفتار کنم.راستش چون همسرم از خط قرمز من گذشته به هیچ وجه نمیخام کوتاه بیام و ببخشم. حتی اگه به قیمت بدبخت شدن خودم تموم شه. این منو اذیت میکنه.میدونم که اگه بخام ادامه بدم باید تمام توجهم رو به همسرم معطوف کنم و محبتش رو جلب کنم و بهش نزدیک شم.اما نمیتونم .اصلا نمیتونم بهش نزدیک شم. سارا جان این برگ برنده ای که خانم دارن قرار نیست که برای محکوم شدن یا نشدن همسرم به دادگاه داده بشه . این مدرک قراره فقط برای ابرو ریزی استفاده بشه. سعی کردم خودمو کنار بکشم و منتظر بمونم اما همین که میدونم همسرم هنوز هم با اون خانم حالا چه خواسته چه ناخواسته در ارتباطه روحمو میخوره.نمیتونم یه گوشه وایسمو تماشا کنم و در عین حال به همسرم نزدیک بشم. از طرفی میدونم که اون خانم هنوز صیغه ی همسرمه و احتمال ملاقات کردنشون هم هست.من دیگه نمیدونم چی درسته چی غلط . این موضوع که نه میتونم از این زندگی برم بیرون و نه میتونم بمونم داره نابودم میکنه. رفتار درستم که با وجود اینکه میدونم چه اتفاقای داره میوفته برام غیر ممکنه.همسرم خودش میگه که هیچ علاقه ای به اون خانم نداره و حتی نتونستن با هم کامل رابطه داشته باشن یعنی وسط راه پشیمون شده و خواسته برگرده و تمومش کنه ولی اون خانم نمیزاره. ولی من نمیدونم دروغه یا راسته.شاید به قول شما این فقط یه بهونست.بخدا مغزم داره منفجر میشه.
    پاسخ با نقل و قول

  14. ترس از یک رسوایی بزرگ  سپاس شده توسط سجاد صالحی

  15. ارسال:8#
    مهتا جان،

    من با خوندن تاپیکهات نتونستم هیچ تصویری از همسرت داشته باشم که بتونه نزدیکم کنه به این که علت این رفتارشون چی هست؟

    اگر بدونی علتش چیه، شاید بهتر بتونی تصمیم بگیری که باید چه کار کنی.

    آشنایی اینترنتی یعنی چی و شما چطور آشنا شدید؟ چت رومهای دوستیابی؟ سایتهای همسریابی؟ آشنایی اتفاقی در سایتی تخصصی ...
    شروع این آشنایی می تونه سرنحی باشه برای شناختن نوع شخصیت ایشون.

    علت مهاجرت همسرتون به شهر شما چی بود؟
    برخورداری از حمایتهای خانواده شما؟ رفتن به شهر بزرگتر و به نوعی پیشرفت و سربلندی بین اقوام و فامیلش؟ (الزاما اینطور نیست ولی شاید همسر شما این دید را داشته)

    فاصله فرهنگی و احتماعی خانواده شما و همسرت؟
    ایشون با شما ازدواج کرد که شرایطش را ارتقا بده یا واقعا شما را انتخاب کرد و دوست داشت؟

    مهتای عزیزم،
    چهار ماه هست که همسر شما با این خانم صیغه است، قبل از اون هم بوده ...
    چطور فکر می کنی یک زن و مرد که محرم هم هستند در یک فضای بسته با هم جدول حل می کنند یا کتاب می خونند؟
    چرا ازش سوال می کنی که بهت جوابهای پرت و پلا و دروغهای به این واضحی بده؟
    مهتا جان، این دروغها تو را خورد می کنه، داغون می کنه، ضعیف می کنه. نپرس عزیزم. این سوال اصلا پرسیدن نداره.

    شما قبول کن که ایشون خیانت کرده و وقتی صیغه هم شده اند، دیگه رد خور نداره که تا آخرین مرحله خیانت رفته اند.
    این قسمت را تمامش کن.

    مشکل اینجاست که الان تو فکر می کنی تو و همسرت در یک جبهه هستید و اون خانم طرف مقابل شما.
    گوشی را برمی داری به اون خانم می گی زنگ نزن!
    عزیز من اگه همسر شما نخواد و محل نذاره که اون خانم زنگ نمی زنه. کاری از پیش نمی بره.

    الان همسرت همراه تو نیست در مقابل ایشون.
    پس بیخودی انرژی و تلاشت را نذار برای کمک به همسرت در این راستا. چون خسته تر می شی.
    فکر نکن "من و شوهرم" بخاطر حفظ آبرومون باید یه کاری کنیم که خانم مذکور بی سر و صدا بره.

    اینجا تو باید غرور داشته باشی،
    جراتمند باشی،
    با حقوقت آشنا باشی،
    عزت نفس داشته باشی،
    و خیلی جدی از همسرت بخواهی که این بازی را تمام کنه.

    اون خانم اگر بخواد آبروریزی کنه به اندازه کافی سند و مدرک داره که درمونده اون برگه صیغه نامه نباشه.
    وقتی همسرت را تهدید کرده که با صیغه نامه آبروت را می برم، فکر می کنی الان نمی تونه از حضور همسرت توی خونه اش عکس و فیلم بگیره و آبرو ریزی کنه؟

    شرایط زنی که خیانت می بینه خیلی از نظر احساسی حاد هست
    از اونطرف شرایط روحی خانمی که تازه زایمان کرده هم خیلی شکننده است
    شما هر دو را با هم دارید.
    مشاور هم که نمی رید، از دوست و خانواده هم که کمک نمی گیری. اینطوری داغون می شی.

    به خودت و بچه ات رحم کن دختر خوب.
    اگر فکر می کنی پدرت برخورد مناسب و منطقی داره، یه بار تنهایی بشین با پدرت در این مورد صحبت کن و کمک بخواه.
    ایشون مرده، تو این جامعه بوده، هم جنسهاش را بیشتر می شناسه، نحوه برخورد با همسرت را بهتر می دونه. یه روز برو پیشش و همه چیز را براش بگو

    دخترت را بذار پیش کسی و تنهایی و در شرایط آروم و بدون مزاحم همه را برای بابات تعریف کن.
    بذار یکی کمکت کنه.

    به همسرت بگو تا آخر هفته اگر تمامش نکردی، هر چی دیدی حق اعتراض نداری.
    نگو می خواهی با پدرت صحبت کنی. شاید پدرت بخواد به روش نیاره و از راه دیگه ای وارد بشه. ولی بهش بگو که آخر هفته فرصتش تمام هست و هر کاری صلاح بدونی می کنی، که بعدا اعتراض نکنه.

    در ضمن اگر قرار به شرط و شروط شد، بد نیست اگر وکالت طلاق بگیری. با وکیل صحبت کن که متن وکالتنامه طوری نوشته بشه که راحت بتونی بدون حضور و رضایت همسرت، هر وقت لازم دیدی ازش جدا بشی.

    پس شد:

    1- اصلا تو این بازی همراهیش نکن و دروغ صیغه نامه را باور نکن.
    2- بهش یک اولتیماتوم جدی بده.
    3- بعد از اولتیماتوم برو با پدرت صحبت کن. فعلا فقط پدرت.
    ادکلن های گرون قیمت را بی خیال!
    مرد باید بوی اعتماد بده
    پاسخ با نقل و قول

  16. ترس از یک رسوایی بزرگ  سپاس شده توسط niloofarabi,سجاد صالحی

  17. ارسال:9#
    نقل قول نوشته اصلی توسط ساراا نمایش پست ها
    مهتا جان،

    من با خوندن تاپیکهات نتونستم هیچ تصویری از همسرت داشته باشم که بتونه نزدیکم کنه به این که علت این رفتارشون چی هست؟

    اگر بدونی علتش چیه، شاید بهتر بتونی تصمیم بگیری که باید چه کار کنی.

    آشنایی اینترنتی یعنی چی و شما چطور آشنا شدید؟ چت رومهای دوستیابی؟ سایتهای همسریابی؟ آشنایی اتفاقی در سایتی تخصصی ...
    شروع این آشنایی می تونه سرنحی باشه برای شناختن نوع شخصیت ایشون.

    علت مهاجرت همسرتون به شهر شما چی بود؟
    برخورداری از حمایتهای خانواده شما؟ رفتن به شهر بزرگتر و به نوعی پیشرفت و سربلندی بین اقوام و فامیلش؟ (الزاما اینطور نیست ولی شاید همسر شما این دید را داشته)

    فاصله فرهنگی و احتماعی خانواده شما و همسرت؟
    ایشون با شما ازدواج کرد که شرایطش را ارتقا بده یا واقعا شما را انتخاب کرد و دوست داشت؟

    مهتای عزیزم،
    چهار ماه هست که همسر شما با این خانم صیغه است، قبل از اون هم بوده ...
    چطور فکر می کنی یک زن و مرد که محرم هم هستند در یک فضای بسته با هم جدول حل می کنند یا کتاب می خونند؟
    چرا ازش سوال می کنی که بهت جوابهای پرت و پلا و دروغهای به این واضحی بده؟
    مهتا جان، این دروغها تو را خورد می کنه، داغون می کنه، ضعیف می کنه. نپرس عزیزم. این سوال اصلا پرسیدن نداره.

    شما قبول کن که ایشون خیانت کرده و وقتی صیغه هم شده اند، دیگه رد خور نداره که تا آخرین مرحله خیانت رفته اند.
    این قسمت را تمامش کن.

    مشکل اینجاست که الان تو فکر می کنی تو و همسرت در یک جبهه هستید و اون خانم طرف مقابل شما.
    گوشی را برمی داری به اون خانم می گی زنگ نزن!
    عزیز من اگه همسر شما نخواد و محل نذاره که اون خانم زنگ نمی زنه. کاری از پیش نمی بره.

    الان همسرت همراه تو نیست در مقابل ایشون.
    پس بیخودی انرژی و تلاشت را نذار برای کمک به همسرت در این راستا. چون خسته تر می شی.
    فکر نکن "من و شوهرم" بخاطر حفظ آبرومون باید یه کاری کنیم که خانم مذکور بی سر و صدا بره.

    اینجا تو باید غرور داشته باشی،
    جراتمند باشی،
    با حقوقت آشنا باشی،
    عزت نفس داشته باشی،
    و خیلی جدی از همسرت بخواهی که این بازی را تمام کنه.

    اون خانم اگر بخواد آبروریزی کنه به اندازه کافی سند و مدرک داره که درمونده اون برگه صیغه نامه نباشه.
    وقتی همسرت را تهدید کرده که با صیغه نامه آبروت را می برم، فکر می کنی الان نمی تونه از حضور همسرت توی خونه اش عکس و فیلم بگیره و آبرو ریزی کنه؟

    شرایط زنی که خیانت می بینه خیلی از نظر احساسی حاد هست
    از اونطرف شرایط روحی خانمی که تازه زایمان کرده هم خیلی شکننده است
    شما هر دو را با هم دارید.
    مشاور هم که نمی رید، از دوست و خانواده هم که کمک نمی گیری. اینطوری داغون می شی.

    به خودت و بچه ات رحم کن دختر خوب.
    اگر فکر می کنی پدرت برخورد مناسب و منطقی داره، یه بار تنهایی بشین با پدرت در این مورد صحبت کن و کمک بخواه.
    ایشون مرده، تو این جامعه بوده، هم جنسهاش را بیشتر می شناسه، نحوه برخورد با همسرت را بهتر می دونه. یه روز برو پیشش و همه چیز را براش بگو

    دخترت را بذار پیش کسی و تنهایی و در شرایط آروم و بدون مزاحم همه را برای بابات تعریف کن.
    بذار یکی کمکت کنه.

    به همسرت بگو تا آخر هفته اگر تمامش نکردی، هر چی دیدی حق اعتراض نداری.
    نگو می خواهی با پدرت صحبت کنی. شاید پدرت بخواد به روش نیاره و از راه دیگه ای وارد بشه. ولی بهش بگو که آخر هفته فرصتش تمام هست و هر کاری صلاح بدونی می کنی، که بعدا اعتراض نکنه.

    در ضمن اگر قرار به شرط و شروط شد، بد نیست اگر وکالت طلاق بگیری. با وکیل صحبت کن که متن وکالتنامه طوری نوشته بشه که راحت بتونی بدون حضور و رضایت همسرت، هر وقت لازم دیدی ازش جدا بشی.

    پس شد:

    1- اصلا تو این بازی همراهیش نکن و دروغ صیغه نامه را باور نکن.
    2- بهش یک اولتیماتوم جدی بده.
    3- بعد از اولتیماتوم برو با پدرت صحبت کن. فعلا فقط پدرت.
    سلام سارا جان ممنونم از توجهت عزیزم.من و همسرم از طریق سایتای دوست یابی با هم آشنا شدیم .یه چت روم معمولی. علت مهاجرتمون موقعیت کاری بهتر و پیشرفت تو زندگی و آیندمون بود. خونواده ی من و همسرم از لحاظ موقعیت اجتماعی و سطح سواد با هم فرق میکنن اما از لحاظ فرهنگ رفتاری تقریبا شبیه هستیم. منو دوست داشت با علاقه با هم ازدواج کردیم.تو شوکم . شاید حق با شما باشه . به خاطر شرایط روحی خیلی بدم دارم همه چیزو بدتر میکنم.چطوری بفهمم که قصدش ادامه دادن رابطست یا راست میگه. اخه نفعی از ادامه دادن نمیبره . چون واقعا پشیمونه . خیلی وقته که میگه پشیمونم. ینی تا این حد دروغگویه؟ آخه اگه من بخام همه چیزو تموم کنم و طلاق بگیرم همه چیزشو از دست میده . پس چه نفعی از این کارش می بره؟
    پاسخ با نقل و قول

موضوعات مشابه

  1. مقیاس انتظار از ازدواج(marriage expectations scale) به همراه کلید و روایی و پایایی
    توسط محسن عزیزی در انجمن آزمون های روانی معتبر
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2015_01_06, 09:18

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •