تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




عشق قبل از ازدواج زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:saghar9718
آخرین ارسال:sanaz1368
پاسخ ها 13

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

عشق قبل از ازدواج

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام من 20سالمه و تا الان با كسي رابطه اي نداشتم ولي تقريبا دو سال هست كه احساس شديدي به آقاي متاهل 36ساله دارم قبلا هم اين موضوع رو تو اين سايت مطرح كرده بودم و دوستان بهم راهكار هايي رو ارائه كرده بودن و گفتن كه براي سنت هست و خودتو سرگرم كاراي ديگه كن تا چند ماه واقعا جواب گرفتم و همه چيز خوب بود ولي چند وقتي هست كه با اينكه هيچ چيز فرقي نكرده ولي هر چيزي كه ميبينم ياد اون آقا ميافتم و اون لحظات برام واقعا طاقت فرسا هست طوري كه بغض ميكنم و اصلا نميتونم صحبت كنم نفسم ميگيره و اصلا مغزم قفل ميشه ولي به سرعت خودمو از اون وضعيت خارج ميكنم ولي ديگه نميتونم اينجوري ادامه بدم چون زندگي برام خيلي تلخ شده و يه مشكل بزرگ ديگه ام كه دارم اينكه نسبن به هيچ شخصي مخصوصا پسراي توي محدوده سني خودم نه تنها حسي ندارم بلكه بدم مياد و مدام اين توي ذهنم تكرار ميشه كه تو از اونا بيشتري و اونا مناسب تو نيستن حس ميكنم حس قويتري نسبت به مرداي 30سال به بالا دارم چون فكر ميكنم كه اون ها كامل ترن شايد بهخاطر همون عشق36سالم باشه از اينكه با تفاوت سني زياد ازدواج كنم ميترسم و ترس بزرگترم اينه كه اصلا هيچوقت نتونم دوباره عاشق كسي بشم و يه زندگي جديد رو شروع كنم بايد اضافه كنم كه اون آقا اصلا متوجه عشق من نبودن چون همونطور كه گفتم ايشون متاهل بودن و از اونجايي كه ايشونم با عشق ازدواج نكرده بودن ترسيدم بهش بگم و زندگيشو خراب كنم و اينكه من ايشونو نزديك يك ساله اصلا نديدم من دانشجوي پرستاريم و عاشق درسو زندگيمم ولي اين قضيه به شدت زندگيمو تحت تاثير قرار داده و ميترسم از اينكه آيندمو خراب كنه طوري كه نتونم ديگه عشق بورزم خواهش ميكننم اگر ميتونيد راهنماييم كنيد يه دنيا ممنون
    پاسخ با نقل و قول

  2. عشق قبل از ازدواج  سپاس شده توسط A@92,anahid,buddy,nafasebahar

  3. ارسال:2#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    بسیار کار خوبی کردید که این حس رو به ایشون بیان نکردید.

    تاپیک قبلی تون رو دیدم. دوستان راهنمایی های خوبی داشتند. ابتدا بیان کنید کدامیک از راهنمایی های دوستان رو بیشتر موفق شدید اجرایی کنید؟ در اجرای کدامیک ناموفق بودید؟

    همچنین به سوالات ذیل پاسخ بدهید:

    شناخت شما از ایشون چگونه حاصل شده؟ ظرف چه مدت؟ چه مدت ایشون رو بررسی کردید و چه شناختی از ایشون به دست آوردید؟ کدام جنبه های شخصیتی ایشون شما رو جذب خودش کرده؟

    اینکه نوشتید هر چیزی شما رو به یاد ایشون میندازه، بیشتر باز کنید. یعنی شما با ایشون در جاهای مختلف خاطره دارید یا اینکه تصور ذهنی تون هست که به خاطرتون میاد؟

    چه مواقعی کمتر به ایشون فکر می کنید؟

    زمانی که کمتر فکر می کنید بیشتر احساس راحتی دارید یا زمانی که بیشتر...؟

    تصور می کنید اگر اطلاع نداشتید که ایشان بدون عشق ازدواج کرده اند، یا اینکه اگر می دانستید ایشان با عشق ازدواج کرده بودند، در حس شما تاثیری داشت؟

    آیا افکارتون مبنی بر اینکه افراد سی سال به بالا کاملتر هستند، و جوانانی که شما دیده اید مورد پسندتان نبوده اند، اثری در این احساسات شدید دارد؟

    تصور می کنید چه مشکلاتی بر سر راه ازدواج با اختلاف سنی بالا وجود دارد و چه مزایایی برای این نوع ازدواج می توان برشمرد؟

    فکر می کنید اگر از این افکار و احساسات رهایی پیدا کنید، چه تغییری در زندگی تان رخ می دهد؟ این تغییر احتمالی را می پسندید؟

    لطفا به همه سوالات پاسخ بدهید.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  4. عشق قبل از ازدواج  سپاس شده توسط Far Zane,nafasebahar,niloofarabi,PARSABARZEGAR,مهدوی,مهرسا62,ویونا شاکری,ساجده

  5. ارسال:3#
    جناب عزیزی ممنون از اینکه وقت گذاشتین من تقریبا همکار ایشون بودم و توی آموزشگاه کار میکردیم ایشون شخصیتی دارن که من واقعا نمیدونم مجذوب کدوم خصوصیتشون شدم میدونید توضیحش کمی سخته اجازه بدین اینجوری بگم که اطرافیانم هم که از دوستانم هستن شخصیت ایشونو تایید میکننو میگن واقعا آدم با شخصیتی هست ولی ما نمیفهمیم تو شیفته چی شدی یعنی اون آقا شاید به نظر خیلی ها انسان معمولی باشه از نظر ظاهر ولی واقعا نمیدونم.از بین توصیه دوستان ورزشمو شروع کردم ولی هر وقت که میخوام زمان بیشتری برای درسم بذارم دفعات منحرف شدن فکرم از درس بیشتر میشه و مدام بهش فکر میکنم.زمانی که با دوستام میگذرونم کمتر به این قضیه فکر میکنم ولی بلافاصله که تنها میشم بازم فکر و خیال سراغم میاد راجع به حسم وقتی که درگیر این قضیه هست باید بگم که واقعا حس کردن چنین تجربه ای اون هم برای آدم مغروری مثل من واقعا لذت بخش هست البته درکنارش حس دلتنگی و سرخودگی خیلی زیادی هم دارم که آدمی مثل من چرا از بین این همه موقعیت دل به همچین آدمی(منظورم تاهلشونه)دادم و از این قضیه واقعا احساس شرمندگیو خجالت میکنم ولی وقتی خاطرات ایشون توی ذهنم مرور میشه واقعا برام لذت بخشه و نمیتونم اینو کتمان کنم شما فرمودید که دیدگاه من راجع به پسرای توی محدوده سنی خودم تاثیری روی احساسم به اون آقا گذاشته که باید بگم نه ممکنه برعکسش وجود داشته باشه ولی اونجوری نه
    پرسیده بودین که جایی با ایشون خاطره دارم یا نه باید بگم که خیر من فقط توی محیط کار ایشونو میدیدم ولی از اونجایی که علایق ایشونو میدونستم مثلا مثل شاعر و رنگ و جاهای مورد علاقه ایشون حتی با دیدن شخصی که یه لباس شبیه ایشون پوشیده واقعا منقلب میشم من مدت یه سال با ایشون معاشرت میکردمو اونم فقط به واسطه محیط کار من به شما گفتم که با ایشون همکارم ولی صمیمت ما بیشتر از رابطمون بود ایشون با من خیلی صمیمی بودن و درد دل میکردن ولی واقعا منظوری نداشتن فقط حس میکردم که خیلی تنهان و البته اینم باید بگم که صحبت های ما هیچ وقت از دایره ادب و شرع و عرف خارج نشد و در جواب این سوالتون که گفتین دونستن من راجع به رابطه ایشون تاثیری توی احساس من داره یانه باید بگم که نه ومن قبل از این که این اتفاقات برام بیوفته این احساسو نسبت به پسرای همسنم داشتم که بعد از این اتفاق بیشتر شده من با ازدواج با اختلاف سنی زیاد مشکلی ندارم ولی خانواده ام روی این موضوع خیلی حساسن فکر میکنم اگر این احساس من تموم شه میتونم به زندگی قبلم برگردم ذهنم آزاد میشه میتونم مثل قبل بخندم و رابطه جدیدیو داشته باشم اینم بگم که ایشون یکی از استادای اون آموزشگاه بودن ظاهر معمولی دارن ولی درونشون واقعا انسان احساساتی و حساسی بودن ولی بروز نمیدادن من توی یک سال بدی از ایشون ندیدم که خوبی های ریادی هم میدیدم که شامل حال همه ی همکارانشون میشد نه تنها من یا یک سری افراد خاص ایشون با توجه به موقعیت اجتماعیو ثروتی که داشتن میتونستن اصلا تن به همچین کاری ندن ولی عاشق تدریس بودن و خیلی متواضع بودن در عین حال جذبه و وقار خودشونم داشتن امیدوارم تونسته باشم شخصیتشونو کمی توضیح داده باشم ممنون ازا ینکه وقت گذاشتینو نوشتمو خوندین امیدوارم به همه سوالاتون جوااب داده باشم
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:4#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    برای اینکه بتوانید به شکل فعّال با این احساسات و افکار کنار بیایید، لازم است مشارکتتان به صورت کاملا فعالانه و نه منفعلانه باشد. بنابراین، رویه ای که در پیش خواهیم گرفت، شامل بررسی افکار شما، چالش با افکار منفی و آزاردهنده، تمرین های توجه برگردانی در زمانهایی که افکار به سمت شما می آیند، جایگزینی افکار بهتر، فعالیت های اثربخش و ... است که نیازمند مشارکت شماست.

    برای اینکه اراده و انگیزه اولیه جهت مشارکت فعالانه در شما ایجاد شود، ابتدا به بررسی موشکافانه تر و دقیقتر مزایا و معایب تفکرات شما می پردازیم.

    نیاز هست با تفکر، مزایا و معایب دیدگاهتان را بررسی نمایید. به شما کمک می کنم تا فهرست را مرتب کنید.

    مثال میزنم.

    مزایای احتمالی: لذت بخش بودن تصورات، احساس عشق و علاقه، احساس خوب اینکه مورد توجه فردی قرار گرفته اید که از دید همکارانتان با شخصیت است(و بنابراین حس خاص بودن به شما دست داده است که چنین فردی شما را برای دردودل هایش انتخاب کرده است)، و ...

    معایب احتمالی: احساس سرخوردگی به جهت اینکه چرا باید حس علاقه شما معطوف فردی متاهل شود، ناتوانی در تمرکز به هنگام مطالعه، احمال عدم امکان ازدواج با ایشان، احتمال از دست دادن فرصت ها و خواستگاران خود به دلیل مشغله فکری که دارید، این فکر که چرا یک مرد نامحرم باید دردودلهایی کاملا محرمانه مانند رابطه خود با محرم ترین فرد زندگی اش را به یک زن نامحرم بگوید و ...

    اولین تکلیف شما این است که این فهرست رو تکمیل کنید. سپس به هر یک از معایب و مزایا نمره ای از صفر تا ده بدهید و نمرات را جمع بزنید. ببینید جمع مزایای آن بیشتر می شود یا جمع معایب آن

    این تکلیف رو حتما به صورت نوشتاری و نه ذهنی(خودتون روی قلم و کاغذ بنویسید) انجام بدهید، حتی اگر تصور می کنید نتیجه را از قبل می دانید.

    منتظر گزارش شما هستم.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  7. عشق قبل از ازدواج  سپاس شده توسط nafasebahar,niloofarabi,samin s&s,مهدوی,ویونا شاکری,ساجده

  8. ارسال:5#
    سلام
    جناب عزیزی من همه شرایط ایشونو پذیرفتم مثلا سنشون و هر اتفاقی که ممکنه براثر اون توی زندگی مشترک پیش بیاد
    چیزی که منو ناراحت میکنه وضعیت کنونی خودمه که دیوانه وار عاشق کسی ام که شاید اگر منو توی خیابون ببینه اصلا نشناسه یعنی تا این حد غریبه برای اون
    میخوام یا این حسو فراموش کنم یا اینکه کاری در جهت پیشرفت این رابطه کنم و حداقل حسمو بهش بگم نمیدونم چرا ولی برام خیلی مهمه که بدونه
    ولی هر دوی این راهکار هایی که گفتم به نظرم غیر ممکنه چون فراموش کردن رو قبلا امتحان کردم و نتونستم و اگرم به ایشون حسمو بگم احتمالش خیلی زیاده که باهام برخورد خوبی نداشته باشه ولی اگر حسم رو نگم حداقل در نظر ایشون همون دوست همکارشون هستم ولی اینجوی خودم اذیت میشم خلاصه واقعا در تنگناام نمیدونم باید چیکار کنم
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:6#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    تا زمانی که از «تردید» به «تصمیم» نرسید، اوضاع تفاوت خاصی نخواهد کرد.

    چگونه میشه برای فراموشی تلاش کرد، و در عین حال همه شرایط فرد رو هم پذیرا بود؟! مشخص میشه که شما درباره همه شرایط ایشان(از جمله سن، همسر دیگر ایشان و ...) فکر می کرده اید که در نهایت به این نتیجه رسیده اید که شرایطشان را پذیرفته اید.

    پس، روند به فراموشی سپردن، روندی صحیح و منظم و مدون نبوده است. همانگونه که در پیام خصوصی هم نوشتید، برخی تصورات درباره ایشان برایتان خوشایند بوده و هست و پر و بال دادن به اینگونه تصورات، خود مانعی بر سر فراموشی است، چون با آن در تضاد آشکار است.

    اگر تصمیم شما این باشد که به همین روند ادامه بدهید، طبیعتا مشکلی حل نمی شود.

    اگر بخواهید این مساله را فراموش کنید(و به مرحله تصمیم گیری برسید) به شما این نوید را می دهم که در یک فاصله زمانی تقریبا مشخص، و با اجرای یک سری تکالیف، عملی خواهد بود.

    مقالات زیر را بخوانید و ابتدا تردید خود را برطرف کنید. سپس، نتیجه را اعلام کنید.

    انتخاب و آرامش انسان

    انتخاب صحیح، شیوه حل مسئله و تعارضهای ما

    ممکن است برخی موارد و گزینه های منفی را شما در حال حاضر نبینید و مزایای ادامه این شیوه برای شما بیشتر نمود داشته باشد. در این باره می شود صحبت کرد.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  10. عشق قبل از ازدواج  سپاس شده توسط niloofarabi,samin s&s,مهدوی,ویونا شاکری,ساجده

  11. ارسال:7#
    سلام
    آقای عزیزی اونجور که من از صحبت های شما برداشت کردم شما فراموش کردن این قضیه رو به سایر راه ها ترجیح دادین باید بگم که من در نظر گرفتن شرایط ایشون و پذیرفتن اونهارو قبل از اینکه تصمیم بگیرم فراموش کنم بررسی کردم نه هم زمان و اگر بخوام با شما صادق باشم بعد از اینکه سعی کردم این قضیه رو فراموش کنم و موفق نشدم با خودم گفتم فراموش کردنی در کار نیست فقط میشه بااین قضیه کنار اومد مگه میشه انسان ها بخشی از زندگیشونو با اراده خودشون همینجوری فراموش کنن اگر فقط قضیه کنار اومدن با این مسله باشه ترجیح میدم کنار نیام چون بعدها اگر کسی توی زندگی من بیاد خواه یا ناخواه توی ذهن من با ایشون مقایسه میشه چیزی که شاید اصلا من واقعا نخوام اتفاق بیوفته من مقالاتی که لطف کردین و لینکشو برام گذاشتین رو به دقت خوندم راجع به انتخاب باید بگم من توی این مرحله حس میکنم بشتر از این که به یک انتخاب دست بزنم نیاز دارم که ببینم تا به اینجای کارم درست بوده؟آیا فراموش کردن(که من واقعا نمیدونم چطور قراره اتفاق بیوفته و با منطق من جور درنمیاد)بهترین راهه؟ راستی باید بگم که ایشونو توی این چند روز دیدم به خواهش یکی از دوستانم که از قضیه اطلاعی نداشتن به محل کار ایشون و محل کار سابق خودم رفتم و ایشونو بعد تقریبا 1سال دیدم حس بدی دارم چون فکر میکنم از حس من خبردار شدن
    من نمیدونم شما توی موقعیت مشابه من قرار گرفتید یا نه ولی اینو میدونم هیچکس نتونسته عشقش رو فراموش کنه و من نمیخوام چند سال بعد درحالی که با مردی زندگی میکنم فکرم پیش عشق اولم باشه چون هم به خودم و هم به طرف مقابلم خیانت کردم در عین حال واقعا نمیخوام زندگی ایشونو خراب کنم اصلا از تصور همچین کاری حالم بد میشه
    اگر میشه لطف کنید به من بگید منظور شما از فراموشی غیر از چیزی هست که من گفتم؟یعنی کنار اومدن با قضیه اگر اینطوره لطف بزرگی میکنید اگر منو روشن کنید
    ببخشید اگر صریح نوشتم
    ممنون
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:8#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    بابت تاخیر عذرخواهی می کنم.

    بسیارخوب

    شما اینطور نوشتید که:

    من در نظر گرفتن شرایط ایشون و پذیرفتن اونهارو قبل از اینکه تصمیم بگیرم فراموش کنم بررسی کردم نه هم زمان و اگر بخوام با شما صادق باشم بعد از اینکه سعی کردم این قضیه رو فراموش کنم و موفق نشدم با خودم گفتم فراموش کردنی در کار نیست فقط میشه بااین قضیه کنار اومد
    این یعنی اینکه شما قبل از تصمیم گیری برای فراموشی، شرایط ایشون رو بررسی کردید و پذیرفته اید، و بعد سعی کرده اید فراموش کنید و به قول خودتون موفق نشده اید!

    خب، مساله همینجاست. شما نتیجه گرفته اید که شرایط ایشان را می پذیرید، و با این دیدگاه و نتیجه گیری، وارد فاز فراموشی شده اید. خب، طبیعتا احتمال موفقیت با چنین دیدگاهی، کاهش پیدا می کنه

    نکته مهم دیگر، تعریف فراموشی هست. منظور ما از فراموشی این نیست که ایشون و خاطراتشون از ذهن شما پاک شوند. چنین چیزی مد نظر نیست، و بلکه شاید امکان پذیر هم نباشد؛ منظور ما از فراموشی این است که خاطرات، تصاویر ذهنی، تکانه های عمل، و افکار مرتبط با ایشان، در گوشه ای از ذهن شما به گونه ای جای بگیرند که موجب آزار و اذیت شما نشوند؛ به گونه ای که یاد آنها شما را اصطلاحا منقلب نکند، یا اگر موقتا کرد بتوانید خود را به حال عادی برگردانید؛ منظور این است که بتوانید روال عادی زندگی را در پیش بگیرید، و محرک هایی که هم اکنون منجر به بروز شدید احساسات و افکار و تصاویر ذهنی و تکانه ها در شما می شوند، تحت کنترل بیشتری در بیایند، و شما کمتر تحت تاثیر آنها تغییر روحیه پیدا کنید. منظور این است و فراموشی بدین مفهوم کاملا شدنی و امکان پذیر و امتحان شده و آزمون پس داده است.

    زمانی که فراموشی بدین مضمون صورت پذیرفت، دیگر امکان مقایسه بین فرد دیگر با این فرد که ذهن شما را درگیر کرده، بسیار بسیار کاهش پیدا می کند و در بسیاری موارد به صفر می رسد، و این کاملا امکان پذیر خواهد بود.

    مورد بعدی برخی تفکرات شماست. این فکر که «عشق هیچگاه فراموش کردنی نیست»، یک طرز تفکر نادرست است. بسیارند کسانی که توانسته اند عشق اول و حتی دوم و ... را کنار بگذارند و دوباره عاشق شوند و زندگی های خوبی را تجربه نمایند. بله اگر فراموشی به معنای شیفت دیلیت کردن همه خاطرات و عدم امکان هرگونه ریکاوری آنها باشد، بحثی دیگر است. اما همانطور که گفتم منظور ما از فراموشی چیز دیگری است.

    مایل هستید ابعاد مساله را بیشتر بررسی کنیم؟

    منظور من ریشه های این عشق و علاقه، عوامل نگهدارنده آن، پیامدهای آن، روشهای مدیریت افکار و ... هست.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  13. عشق قبل از ازدواج  سپاس شده توسط niloofarabi,samin s&s,ویونا شاکری,ساجده

  14. ارسال:9#
    بابت تاخیرم معذرت میخوام فکر کردم که دیگه از دستم خسته شدین
    راستی سال نوتون مبارک
    من واقعا مصرم که این قضیه برام تموم بشه من خیلی راجع به این قضیه فکر کردم نمیخوام این عشقو به قول شما فراموش کنم حالا واقعا فهمیدم که چی میخوام ولی با خودم درگیرم از طرفی وجدانم اجازه نمیده که بهش ابراز علاقه کنم چون متاهله از طرفی هم خودم...
    حالم خیلی بده تویه برزخ گیر افتادم تورو خدا کمک کنین احساس میکنم گناه کارم شما بگید باید چیکار کنم
    پاسخ با نقل و قول

  15. ارسال:10#
    m@ri آواتار ها
    سلام عزیزم...
    فکرنمیکنی عشق داشتن ب یه آقای متاهل هیچ سودی برات نداره؟خب بنظرت چ میشه؟یا تو را رد میکنه یا زندگیشا بهم میزنه میاد باتو!اگ ردت کنه داغونتر میشی،اگ بیاد بات چ؟حاضری زندگیتا روی آوارهای یه زندگیه دیگ بسازی؟حاضری بخاطر تو یه زندگیه دیگ ازهم بپاشه؟مطمئنم ک تواینا نمیخای...
    عزیزم موقعیتای زیادی برای شماهس،نمیگم راحت این آقارافراموش کن،اما بش امیدی نداشته باش!سعی کن کس دیگ ای را وارد زندگیت کنی تااین آقاکمرنگتر شه نقشش توزندگیت!
    ببخش اگ راهنماییام خوب نبودن اونچیزایا ک میدونسمو گفتم
    پاسخ با نقل و قول

  16. عشق قبل از ازدواج  سپاس شده توسط m12

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •