تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




افکار من (کمک کنید) زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:Mamad.H
آخرین ارسال:Mamad.H
پاسخ ها 7

افکار من (کمک کنید)

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    Mamad.H آواتار ها
    سلام و خسته نباشید خدمت همه ی دوستان و پزشکان عزیز.

    من 21 سالمه. در گذشته زندگی خیلی پیچیده ای داشتم و همواره توو سختی های زیادی بودم. از مشکلات مالی بگیرین تا مریضی لاعلاج پدرم و یتیم شدن من توو کودکی و خیلی چیزای دیگه. بگذریم ...

    حدود 5 ماه پیش یک افسردگی شدید سراغم اومد طوری که همون روز اولی که افسردگی گرفتم به حدی حالم بد شد که از کارم انصراف دادم و اومدم بیرون. بعد از اینکه چند روز افسردگی رو تحمل کردم استرس شدیدی سراغم اومد که ناشی از افکار منفیم بود مثل اینکه مثلا نکنه دیگه خوب نشم؟! نکنه افسردگیم غیر قابل درمان باشه؟! نکنه همیشه همینطور بمونم؟! و از این دسته فکرهای استرس زا که باعث شدن من استرس بسیار شدیدی بهم وارد بشه طوری که شب ها نمیتونستم بخوابم و به محض اینکه چشمامو روی هم میزاشتم افکار عجیب و غریبی برام تداعی میشد و نمیتونستم بخوابم.

    یه مدتی تحمل کردم دیدم نخیر نمیشه اینجوری ادامه داد. رفتم پیش دکتر برام الپرازولام نوشت ولی شدم عین یه مرده ی متحرک و کاملا چیج و منگ شدم. لازم به ذکره که من وقتی بچه بودم با حملات پانیک درگیر بودم و کلا ادم استرسی ای هستم.

    چند روز پیش به طور اتفاقی داشتم توو نت دنبال راه حل میگشتم که چشمم به مشکل یکی خورد که مثل من وسواسی بود. افکار وسواسی اون شخص بدین ترتیب بود که دائما از خودش میپرسید من کجام؟! اینجا کجاست؟! نکنه الان خواب باشم؟! نکنه همه چیز غیر واقعی باشه؟! اصلا ادم یعنی چی؟! اسمون یعنی چی؟! ما اصلا واسه چی زندگی میکنیم وقتی قراره بمیریم؟!
    مصیبت من از همون موقعی که این چیزارو خوندم شروع شد و انگار تمام این سوالات عینا به ذهنم منتقل شد که ای کاش چشمم کور میشد و این سوالات رو نمیخوندم. حالا منم فکر و ذکرم شده این سوالا. دائم به خودم میگم من کیم؟! اینجا کجاست؟! اصلا الان بیدارم یا خوابم؟! خدا کجاست؟! انسان یعنی چی؟! و اگه بخوام به طور واضح تر بگم راجب همه چیز توو ذهنم سوال درست میکنم و خودمو ازار میدم. بارها و بارها سعی کردم بیخیال این سوالات مسخره بشم ولی نشد و بدتر شدم که بهتر نشدم ...

    اصلا انگار از دنیای واقعی کنده شدم و رفتم به دنیایی از سوالات پیچیده و مسخره. کلا ذهنم شده پر از سوالات بی جواب. مثلا وقتی به یه ادم توو خیابون نگاه میکنم این سوال میاد توو ذهنم که چرا ما 2 تا دست داریم؟! چرا با پا راه میریم؟! چرا اصلا راه میریم ...

    خسته شدم کمکم کنید ... زندگیم داره نابود میشه. دیگه تحمل این درد لعنتی و خود ازار رو ندارم. راستی من اهل مصرف کردن قرص نیستم چون به نظرم قرص فقط بیماری رو متوقف میکنه و به محض اینکه قرص ها قطع بشه همون اش و همون کاسه.

    هر راهی که بگید رو امتحان کردم ولی جوابی نگرفتم. چند روز پیش رفتم راجب هیپنوتیزم تحقیق کردم ولی تصمیم گرفتم اینجا بپرسم. با هیپنوتیزم میشه این مرض رو درمان کرد؟!
    ویرایش توسط niloofarabi : 2015_01_30 در ساعت 19:56 دلیل: ویرایش عنوان
    پاسخ با نقل و قول

  2. افکار من (کمک کنید)  سپاس شده توسط A@92,سجاد صالحی

  3. ارسال:2#
    سلام...
    محوریت سخنان من در مورد افکاری هستن که اخیرا به سراغتون اومدن
    اگر در مورد مسائل دیگه هم سوال دارین پیشنهاد میکنم تو تاپیک جداگانه مطرح بکنین....
    همون طور که میدونین اونها همه افکار وسواسی هستن

    لازمه در مورد وسواس یه توضیح کوتاهی بدم...
    کسی که وسواس داره (فکری یا عملی) نسبت به بیماریش آگاهی نداره ...
    تنها ترین چیزی که بیمار حس میکنه استرس و اضطراب هست و افکار و افعالی رو هم که انجام میده و یا انجام نمیده صرفا به این منظور هست که استرس و اضطراب رو پایین بیاره...

    همه ما افکار عجیب و غریب داریم ولی این به اون منظور نیست که ما دیوانه ایم و یا اینکه دچار بیماری وسواس فکری شدیم...

    اینها همه نشخوار های فکری هستند که همیشه با انسان بوده و خواهد بود...
    مسائلی وجود دارن که خارج از فهم و درک ماست و این یکی از قدرت های خداوند هست که نشانگر عجز و ناتوانی انسانه

    یک مثال برای این قضیه فلسفس که حتی فلاسفه بزرگ هم از پسش بر نیومدن سوال در مورد تخم مرغ و مرغ بود.....

    کدامیک قبل از دیگری وجود داشت ؟ مرغ یا تخم مرغ؟

    به نظرتون آیا میشه با این تکامل عقلی نوع انسان به این سوال پاسخ داد؟ قطعا ذهن ما توانایی پاسخ گویی به این سوال رو نداره.....

    اینها همه نشخوار های فکر هستن ؛ در یک برهه هایی از زندگی هر انسانی به وجود میان و پس از اینکه نتونستیم جواب مناسب و قاطع ر پیدا کنیم به فراموشی سپرده میشن....

    پیشنهاد میکنم یک دفترچه با خودتون بردارین و هر لحظه همچین افکاری به سراغتون اومد اون رو یاداشت بکنین
    شب قبل از خواب یک ساعت بشینین و نسبت به اونها فکر بکنین
    چیزی که مهمه اولا نباید سعی بکنین اونها رو عمدا فراموش بکنین چرا که امکان نداره!
    ثانیا مدت زمان لازمی رو بهشون اختصاص بدید
    ثالثا نباید اجازه بدید در طول روز فکر و ذهنتون رو درگیر خودشون بکنن
    پاسخ با نقل و قول

  4. افکار من (کمک کنید)  سپاس شده توسط A@92,elnaz.t,Mamad.H,niloofarabi

  5. ارسال:3#
    Mamad.H آواتار ها
    ممنون رفیق از جوابی که دادی. خیلی اروم شدم. ولی اخرین سوالم رو جواب ندادی. هیپنوتیزم در درمان این مرض موثر هستش یا نه؟! ممنونم.
    پاسخ با نقل و قول

  6. افکار من (کمک کنید)  سپاس شده توسط A@92,سجاد صالحی

  7. ارسال:4#
    درسته به دردتون نمیخوره ولی این سوالتون رو هم جواب میدم....

    خود فروید (بنیانگذار رویکرد روانکاوی و هیپنوتیزم) 100 سال پیش این قضیه رو کنار گذاشت...
    درسته الان کلاسهای هیپنوتیزم برگزار میشه ولی بنا به دلایلی که نمیخوام واردش بشم کارایی لازم رو نداره...

    ولی درمان وسواس ؛ هم درمان دارویی و هم رواندرمانی رو همزمان میطلبه اگر یکی نادیده گرفته بشه سیر درمان کامل نمیشه

    با درمان دارویی کاری نداریم چرا که در حیطه رون شناسان نیست.
    ولی برای وسواس میشه از رویکرد های مختلف رواندرمانی استفاده کرد.....
    روانکاوی بهترین تاثیر رو برای درمان وسواس داره چرا که وسواس ریشه در ناخودآگاه فرد داره و عمده فعالیت روانکاوی با ناخودآگاه فرد هست....


    خوشحالم از اینکه تونستم بهتون کمکی کرده باشم.
    پاسخ با نقل و قول

  8. افکار من (کمک کنید)  سپاس شده توسط A@92,Mamad.H,niloofarabi

  9. ارسال:5#
    Mamad.H آواتار ها
    ببینید من قبول دارم که گرفتار نوشخوارهای ذهنی شدم. اما میخوام بدونم ایا درمان میشم یا خیر!

    من گرفتار افکاری شدم که درکش از توانایی های انسان خارجه! به طور مثال من ساعتها بدون ِ اینکه بخوام به کهکشان ها و به اینکه ما الان کجا هستیم و چرا این شکلی هستیم فکر میکنم و تهش به هیچ نتیجه ای جز پوچی نمیرسم! از ادمهای دور و اطرافم میترسم و همه چیز رو عجیب میبینم. به طور مثال وقتی خودم رو توو ایینه نگاه میکنم حس میکنم با خودم غریبه ام و دائما این افکار به ذهنم میان که تو الان کجا هستی؟! کی هستی؟! اصلا چرا اینجایی؟! خدا کجاست؟! دنیا یعنی چی؟! زندگی کردن مفهومش چیه؟! اصلا اینجا کجاست؟! من با هجومی از این افکار مواجهم و دائما دارم باشون کلنجار میرم. جالب اینجاست خودم میدونم که این مغزه منه که منو گرفتار خودش کرده اما خب هرکاری میکنم نمیتونم خودمو رها کنم. بعضی وقتا این فکرا خیلی کم میشه اما بعضی اوقات انقدر به مغزم فشار میارن که دوست دارم سرمو بکوبونم به دیوار. دارو درمانی رو هم شروع کردم و دکترم میزان دوز داروهامو داره بالا میبره ولی متاسفانه یه روز خوبم یه روز بد ...

    اصلا مفهوم دنیا و زندگی برام از بین رفته و حس میکنم هیچی نیستم ... کمکم کنید ...
    پاسخ با نقل و قول

  10. افکار من (کمک کنید)  سپاس شده توسط A@92,سجاد صالحی

  11. ارسال:6#
    سلام...

    دوست عزیز چه داروهایی رو مصرف میکنین؟
    دکترتون چه تشخیصی رو براتون دادن؟
    تا بحال به روانشناس هم مراجعه کردید؟

    و سوال آخر
    نظر اطرافیان و دوستان و خانواده تون در مورد افکار و رفتارهاتون چیه؟ چی میگن؟
    پاسخ با نقل و قول

  12. افکار من (کمک کنید)  سپاس شده توسط niloofarabi

  13. ارسال:7#
    Mamad.H آواتار ها
    سلام...

    دوست عزیز چه داروهایی رو مصرف میکنین؟
    دکترتون چه تشخیصی رو براتون دادن؟
    تا بحال به روانشناس هم مراجعه کردید؟

    و سوال آخر
    نظر اطرافیان و دوستان و خانواده تون در مورد افکار و رفتارهاتون چیه؟ چی میگن؟
    بنده فلووکسامین 100 روزی 2 تا، کلومپیرامین 25 شبی 1 دونه، هالوپریدول 0.5 شبی 1 دونه!
    دکترم در مرحله ی اول نشخیص وسواس و چسبندگی فکری رو دادن و گفتن در طی زمان خوب میشه.
    بله همین دیروز پیش روانکاو بودم و یک جلسه هیپنوتیزم انجام دادم.

    من افکرام رو جلوی اطرافیانم اصلا به زبون نمیارم. برای همین نمیدونم نظرشون در رابطه با افکار من چیه!

    ممنون.
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •