تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مشکل در برقراری ارتباط با دیگران به صورت آگاهانه زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:polariom
آخرین ارسال:polariom
پاسخ ها 3

مشکل در برقراری ارتباط با دیگران به صورت آگاهانه

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    دوستان عزیز سلام، بنده مشکلی دارم گه از شما عزیزان برای حل این مشکل راهنمایی و کمک میخوام.
    همسر من خواهری دارن که 18 سالشونه و پیش دانشگاهی هستش، و رشته ی انسانی درس میخونه و هوش بالایی داره و شاگرد اول هست،معدلشم خوبه و از جهت درسی بسیار باهوشه و در یک حانوادهی بسیار بی دغدغه ای بزرگ شده از این منظر که کمبودی نداشته و به نظر از بسیاری جهات مورد حمایت و توجه بالای پدر و مادر خودش بوده،در واقع پدر و مادری تحصیل کرده و فهیم که بسیار به این دختر توجه بالایی دارن،اما نکته ای که من به تدریج متوجه اون شدم عدم توانایی این دختر در برقراری ارتباط با هر شخص دیگری غیر پدر و مادرش هست،خیلی جالب هست که بگم خودش به خوبی این موضوع رو میدونه و آگاهانه این کار رو میکنه،اوایل مادرش تاکید زیادی داشت گه خیلی خجالتیه ولی پر واضخه که اصلا خجالتی نیست و با آگاهی بالا نسبت به دیگران بی توجهه!جالبه اوایل من اصلا توجهی به این قضیه نشون ندادم و بیحیال بودم تا اینکه مادرشون یک روز برای من درد و دل کردن و از نگرانی بزرگی که نسبت به رفتار دحترشون دارن و نگرانیش از آینده برای من گفت!و از من خواست که کمکش کنم تا شاید این قضیه در دحترشون بهتر شه!از طرفی بعید میدونم که به روانپزشک مراجعه کرده باشن!و بعید میدونم مراجعه کنن!ولی گویا این رفتار آگاهانه دخترشون باعث شده اقوام نزدیگ سوژه ای برای تحریک این حانواده داشته باشن و ازشون دوری کنن!تو این مدت آشنایی من با این خانواده خواهر همسرم حتی در حد سلام هم نتونسته با من ارتباط برقرار کنه!راستش وقتی رفتارشو میبینم دلم براش میسوزه و دوست دارم کمکش کنم چرا که این دختر خیلی توی خودشه و توی دنیایی که برای خودش ساخته تنها قادره با پدر و مادرش رابطه برقرار کنه! در واقع هیچ علاقه ای به هیج جیز نشون نمیده،هیج ذوقی نداره با وجود اینکه مادرش حاضره تا هر چیزی که اراده کرد براش انجام بده!مثلا اصلا نمیتونه روبوسی کنه، سلام بده!یا حتی خداحاقظی کنه،یا حتی حرف بزنه !!هیج ارتباطی،مگر با پدر و مادرش !وقتی رابطه گرم و راخت و بی عیب و کامل اون رو با والدبنش ببینید مطمئن میشید هیج مشکلی در ارتباط نداره و کاملا بدون خجالت و شاید راحت بگم بسیار رودار هم هست!!!!با هیج کس!حتی کسایی که میشناسه!جالبه کاااااملا آگاهانه و از روی عمد این کار رو میکنه!!بسیار هم لجباز هست!از لحاط هوش و حواس هیج مشکلی نداره همه چیزو بسیییییار خوب درک میکنه!مثلا همیشه توی وسایل همسرم توی اتاقش سرک میکشه و از وسایلش بی اجاره استفاده میکنه!من بعید میدونم بیمار باشه اما واقعا گیج شدم که چظور و از چه طریقی بهش نزدیک بشم چون اصلا و اصلا اجازه نمیده بهش نزدیک شم!حتی توی صورتم نگاه هم نمیکنه!! لطفا منو راهنمایی کنید من چطور به این دحتر کمک کنم؟؟
    ای کاش امکتنش بود میرفتم پیش روانشناس!ولی اصلا نمیتونم عنوان کنم چون به شدت مخالقن که مشکلی داره و تاکید دارن فقط و فقط حجالتبه!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  2. مشکل در برقراری ارتباط با دیگران به صورت آگاهانه  سپاس شده توسط buddy

  3. ارسال:2#
    سلام دوست عزیز
    خوش اومدین
    ایشون حتی دوست صمیمی تو مدرسه یا اطرافیانش نداره یا نداشته؟ (تو همه دوره هاش کودکیء نوجوانی..)
    به آرامش رسیدن، نه با فراموش کردن زندگی بدست می آید و نه با غرق کردن خود در زندگی!
    پاسخ با نقل و قول

  4. مشکل در برقراری ارتباط با دیگران به صورت آگاهانه  سپاس شده توسط niloofarabi

  5. ارسال:3#
    نقل قول نوشته اصلی توسط buddy نمایش پست ها
    سلام دوست عزیز
    خوش اومدین
    ایشون حتی دوست صمیمی تو مدرسه یا اطرافیانش نداره یا نداشته؟ (تو همه دوره هاش کودکیء نوجوانی..)
    سلام،جالبه که بگم من در یک جشن که همراهشون بودم دیدم در بین اقوام نردیکشون دختر هم سن وسال با خودش زیاد داره که حتی در خد یک نگاه کوجیک به اونها رغبتی نشون نمیده و اقوامشون هم از کوچیک تا بزرگ اصلا انگار اونو نمیبینن،مثلا اگر کسی ببوسدش همونجا جلوی خود شخص جای بوس رو پاک میکنه و بد و بیراه زیر لب میگه! در مورد دوست یابی هم مادرش چیز جالبی گفت که من فکر میکنم خیلی زیرکانه از زیر دوست شدن با هر شخصی در میره، مادرشون تعریف کردن یکبار دوستی توی مدرسه داشتن که یکبار خونهی دوستش میره و بعد که میاد خونه میگه وضع مالی دوستش خیلی بد بوده و از اونجایی که خودشون متمول هستن دوست نداره دوستش بیاد خونشون و دلش بسوزه و ناراحت شه برای همین قطع رابطه میکنه با اون دوست،جالبه محل زندگی و تحصیلش جایی هست که اصلا نمیتونه دوست فقیر داشته باشه!حتی وقتی مادرش اصرار میکنه که بیرون از خونه دعوتش کنن ،قبول نکرده و دوستیشو تموم کرده!! در بین دوستان نزدیک هم یک دوست خانوادگی دارن که ،همسرم میگه هر وقت بخواد با اون خوبه هر وقت دلش نخواد با اونم مثل بقیه رابطش رو قطع میکنه!!جالبه حتی رغبتی نداره به وضع ظاهری خودش برسه!با لباسای چروک و ناهماهنگ ظاهر میشه و مادرش مدام سر این موضوع ناراحته!من از همسرم خواستم که گاهی دور از پدر و مادرش تفریحاتی ببریمش مثل کنسرت و بولینگ و تاتر و سینما !!ولی همسرم میگه اصلا از تفریح خوشش نمیاد و اگر بیاد رفتار بد نشون میده و اذیت میکنه و ناچار میشیم برش گردونیم خونه!!!میگم هییییچ ذوقی نداره!به تازگی زبانشو تموم کرده و انگلیسیش خوبه،بدون اجازه همسرم پکیج زبانی رو که به سفارش من برای خودش خریده بود رو از اتاق همسرم برداشته و باز کرده و نتونسته ببینه!وقتی متوجه شدم پکیجو براش باز کردم و فیلماشو اووردم که ببینه ولی تا دید من دارم بهش توضیخ میدم به مادرش گفت این به دردش نمیخوره و آسونه!(مستقیم با من حرف نمیزنه!!)و از اون روز ولش کرده و کاری به اون فیلما نداره!!!!من حرکاتش رو بسیار دفاعی تلقی میکنم و احساس میکنم بدون هیچ هدف مشخصی مدام در حال مبارزه هست!جالبه هر موقع میخواد با کسی رابطه بر قرار کنه از طریق تحریک شخص این کارو میکنه!مثلا جلوی همسرم شروع میکنه با مادرش حرف زدن و میگه توی عروسی اینا لباس مشکی میپوشم!اصلا هم نمیرقصم!!تازه عکسای عقد هم دیدم توی کمدش بود!!)میگم!سر از کارش در نمیارم!فکر میکنم ارتباط صحیح و درست رو نمیتونه بر قرار کنه!!!
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •