تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




دیدگاه اشتباه همسر م نسبت به زن و دروغگویی و پایبند نبودن به قول و قرار زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:kosar77
آخرین ارسال:kosar77
پاسخ ها 16

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

دیدگاه اشتباه همسر م نسبت به زن و دروغگویی و پایبند نبودن به قول و قرار

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام و عرض ادب من خانمی 34 ساله دبیر اموزش و پرورش- فوق لیسانس و حافظ قران هستم 6ماه ازدواج کردیم 2ماه هم عقد بودیم همسرم هم 35 ساله کارگریا به قول خودش کارمند یه کارخانه با مدرک فوق دیپلم- یه دوره ای خارج رفته- کمی مداح- و عضو شورای شهرشونه است محل زندگی اقا 20 کیلومتر تا شهر ما فاصله داره من محل کارم شهر خودمه و مجبورم هر روز برای کار مسافرت داشته باشم چون محل زندگی مون شهر همسرمه.

    به دلیل بالا بودن سن دوره عقد ونامزدی طولانی نداشتیم معرفمون هم یکی از اشناهای من که امام جمعه شهر اقام هم بودن بوده در تحقیقاتم مشکلی وجود نداشت الا اینکه یکی گفت ایشون خیلی خواستگاری رفته. خودم 5 جلسه 3 یا 4 ساعته با ایشون صحبت داشتم و در مورد ریز جزییات هم از ایشون سوال پرسیدم البته بیشتر من سوال کننده بودم اون زمان نظرات ظاهرا یکی و نزدیک بود بیرون هم رفتیم چیز خاصی جز کمی غرور ازش متوجه نشدم که اونم خیلی ادعاش میشه گرچه من الان اینطوری فکر نمی کنم. قول و قرارهایی گذاشتیم و ایشون پذیرفتن.

    برام از همه چی مهمتر مسائل اعتقادی بود به همین دلیل بیشتر ایشون انتخاب کردم و مراسممون به دلیل همین نگاه خیلی ساده صورت گرفت هیچ سختگیری نداشتم اما دقیقا از روز بعداز عقد متوجه رفتارهای خیلی خودخواهانه همسرم شدم کم کمبیشتر شد تا تو عقد دعوای جدی هم داشتم اما راضیم کرد مراسم عروسی برگزار بشه تا بعد از بعد از عروسی روز به روز بدتر شده تا

    الان قهر خونه بابام هستم البته بهتره بگم از خونه بیرونم کرد.

    مشکلات من شامل 2یا 3 مورد عمده است.

    یکی شخصیت بی ثبات که نمیتونه روی حرف خودش وایسه و شاید اینم از بیش از اندازه قبول داشتن خودشه که فکر میکنه هیچی اشتباه نمیکنه اما برای پنهان کردن اشتباهاتش از این شاخه به اون شاخه می پره.

    (امروز در موردی تصمیم میگیریم فردا میگه نه.

    مشورت اصلا نمیکنه میگه به زن ربطی نداره که باهاش مشورت کنم چون زنها نفهمن و....)

    دوم نگاهش نسبت به شخصیت زن پایینه و اصلا زن را قبول نداره.

    ( مثلا زن از هیچ حقوقی برخوردار نیست فقط شوهر گیرش بیاد کافیه- نباید پیش خانواده ام برم کم کم باید خیلی کم بشه در حد یه سال. زن به خانواده شوهر تعلق داره- هرچی داره مال شوهرشه مثلا حقوق من باید دسته ایشون باشه و برای کمترین چیزها اجازه بگیره اما ایشون نه باید بگه و هرجور خواست خرج کنه. ماشین من به اجازه ایشون سوار بشم اگه خواست ایشون میتونه بفروشه- خانواده ام نباید خیلی بیان و برن (پدر و مادر نه بقیه اقوام که ادم نیستن)- حق بیرون رفتن از خونه را ندارم خیلی کنترل میکنه.. اما برا کار چون پول میارم مشکلی نیست- بدبینی هم داره هی میگه چه مریضی از خونه بابات با خودت اوردی- میگه مریض بشی میذارمت خونه بابات- نسبت به زنها بدبینی داره میگه میان برا مال و اموال شوهر در صورتی که من در این چنذ ماه حتی کمترین چیز مثه یه جوراب نخواستم اگرم بخوام میگه از حقوق خودم که به قول ایشون مال خودشه بدم فکر میکنم خیلی راحت گرفتم که به اینجا رسیدم......)

    سوما دروغ زیاد میگه به طوری که اعتمادم رو نسبت بهش از دست دادم.

    (زیر تمام یا بیشتر حرفهایی که در جلسات اولیه زدیم زده مثلا محل زندگی بعد از تمام شدن دوره شورا باید به شهر من منتقل بشه که الان میگه اگر بخریم خونه یا بازنشست شدنشون دور شدن محل کار میگه و. میام وگرنه نه........ و از این دست زیر قول زدنها بسیار داره.)

    من به مشاور مراجعه کردم میگن باید بیاد اما قبول نمیکنه گفتن بهم برا بچه دارشدن باید صبر کنی ببینی میشه مشکلاتتو حل کنی. اما به شدت اصرار برا بچه داره به خاطر همین تهدیدم کرده که اگر خونه باشم باید بالاجبار بچه دار شیم چون دائم دعوا داشتیم و با مهر و محبت صحبت نتونستم مشکل رو حل کنم مجبور شدم بیام خونه بابام.

    حالام بدون حل شدن مشکلات میگه برگرد یه بار تهدید میکنه ابرو ریزی میکنم یه باربا مهربونی میگه برگرد اما هنوز کوتاه نیومده.

    البته من هنوزم حقوقم ندادم سند ماشینمو نبردم اما همش گفتم اگه مشورتی باشه شما هم بیاری من هستم اما ایشون میگه من مرد هستم نباید بگم دیگه نمیدونم.

    انطوری که مشاورا گفتن عمل کردم بی نتیجه.

    یه مشکلی دیگه ام دارم ایشون شبکاری داره میگه الا لله باید تنها بخوابی تو خونه من زن ترسو نمیخوام کسی نباید بیاد پیشت در صورتی که خانوادش کنارمونن البته اینم نپذیرفتم همین مسئله رو پیش میکنه برا هر مشکلی میگه چون تنها نمیخوابی پس من برا حل مشکلات دیگه حتی نمیشینم که حرف بزنیم

    البته اینقد بیرون از خونه با دیگران خوب برخورد میکنه که کسی باور نمیکنه تو خونه اینطوری باشه اوائل خانواده ام باور نمیکردن میگفتن اینقد شوخه و میگه میخنده نمیتونه بد باشه حتی به واسطه مونم گفتم باورش نمیشه. البته یه و قتی در مورد بعضی از مسائل خودمم فکر میکنم که فقط میخواد منو بترسونه من میخوام با صبر و گذر زمان بیشتر بشناسمش شاید اینقدم بد نباشه اما نمیذاره با این اوضاع بچه میخواد......
    خواهشا بفرمایید چیکار کنم.خیلی ممنون میشم زود جواب بدید ممنونم و متشکرم


    سلام لطفا راهنماییم کنید.
    ویرایش توسط سجاد صالحی : 2015_02_12 در ساعت 21:49 دلیل: ترکیب پست های متوالی
    پاسخ با نقل و قول

  2. دیدگاه اشتباه همسر م نسبت به زن و دروغگویی و پایبند نبودن به قول و قرار  سپاس شده توسط سجاد صالحی

  3. ارسال:2#
    با سلام و احترام
    فرمودید از خونه بیرونتون کردن.اگه ممکنه کمی در این باره توضیح بدید
    در این مدتی که منزل پدرتون هستید شرط بازگشتتون رو مراجعه به مشاور مطرح کردید؟اگه بله عکس العملشون چی بوده؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. دیدگاه اشتباه همسر م نسبت به زن و دروغگویی و پایبند نبودن به قول و قرار  سپاس شده توسط niloofarabi,مهرسا62,سجاد صالحی

  5. ارسال:3#
    با سلام البته خودم اومدم اما با اجبار . چندین بار قبل از این وقتی پیش خانواده ام برا سر زندن امدم پیام میداد بمون و دیگه نیا تو خونه هم بارها میگفت نیخوام باشی برو نمیخوامت وقتی جواب میدادم نمیرم اینجا خونه مه تهدیدایی مثه زدن و هلت میدم می اندازمت بیرون را میگفت اما عملا اینکارو میدونم نمیکرد چون من تا جایی که میشد سعی میکردم عصبانیتشو بخوابونم اما 3 بار تا در خونه بابام اورد اما خودم با زبون بازی و شوخی راضیش کردم برگردیم تا اینکه طرف صبح سرکار بودم دو روز پشت سرهم نامه برام نوشته بود که یه سری کاراه رد که میگه انجام بدم و گرنه دیگه نباید خونه باشم
    یکی باید حقوقم بریزم به حساب ایشون

    و دوم سند ماشینمو ببرم بدم بهش (البته خودش هیچوقت هیچکدوم از مدارکشو مثه سند خونه و ماشینشو ندیدم نمیدونم به نام خودشه یا نه . حتی هنوز یه فیش حقوقی ازش ندیدم در حالی که من قبل از عقد هرچی داشتم گذاشتم جلوش گفتم این حقوقمه و چیزای دیگه خیلی از گفتن مسائل مالی میترسه. فهمیدم چندین وام داره اما من هیچ عکس العملی نشون ندادم همش گفتم منو در جریان کارات بذار من حرفی ندارم حقوقو بدم البته خودش میگه یکی از اصلی ترین دلائل انتخاب من حقوقم بوده اما همون شخصیت بی ثباتش گاهی اوقات ذوباره میگه محجبه بودن و چیزای دیگه ام براش مهم بوده)

    وسومین چیزی که تو نامه خواسته بود اگه تو خونه باشم برا بچه چه من بخوام و چه من نخوام اقدام میکنه منم با پزشک زنان مشورت کردم گفتن چون سنت بالاست نباید جلوگیری داشته باشی خطر داره دیگه فرار بر قرار ترجح دادم.

    بعد از اومدن خونه بابام . اول زنگ زده به بابام که همونجا بمونه . بعد نامه نوشته اورده داده به بابام تمام خواسته هارو کتبی داده که میخوام بعد 2روز بعد همه لباسامو اورده بعد 2روز بعد اومده در خونه یه مقداری دعوا راه انداخته که خودم رفتم تو ماشین جوابشو دادم و شرط گذاشتم دیگه تو شهر ایشون زندگی نمیکنم و برا حل مشکلات دیگه مثه حقوق و بچه به یه مشاور مراجعه کنیم که هیچکدومو قبول نکرد.

    2روز بعد پدر و برادرش اومدن ببینن جریان چیه همه انچه اتفاق افتاده بود از بی ادی و اهانت و ترساندان و در قفل کردن و بی احترامی به والدینم وقتی خونه ام اومدن بودند را گفتم و اونا بدون اینکه از دلم در بیارن گفتن ما باید بریم بیاریمش رو به روتون کنیم ببینیم راست میگی در صورتی که من نامه هایی که نوشته بود را بهشون نشون دادم اول داداشش نامه ها رو پس نمیداد به زور گرفتم الان رفتن که بیان 20 روز شده نه زنگی نه پیامی. فکر میکنم خانواده شم پشتش هستن همشون خیلی مردسالارن و کلا زور میگن البته تا مراسما خیلی نشون ندادن من فکر میکردم برا بزرگترا احترام میذارن .

    بعد از ان همسرم پیام داده خانواده دعواش کردن و خودشم میگه نمیام رو در رو چون رومون تو روی خانواده ها بازه میشه هی تهدید میکنه دوباره مهربون میشه میگه برگرد خونه که من جواب ندادم اما یه روز اومده در مدرسه که باهاش صحبت کردم دوباره شرط و شروط گذاشتم ایندفعه گفت بیشتر شرایطو میپذیره من گفتم باید جلوی خانوادش و خانوادم و یه واسطه تعهد بده اما میگه جلو خانوادش نمیده کسی نفهمه ایشون اشتباه کرده یه مقداری از تقصیرا گردن منه اما قبول نکردم.

    دوباره 2روز بعد پیام داده هیچ شرایطی رو نمیپذیره همون امام جمعه شهرشون را واسطه کرده وظاهرا اون اقا باهاش صحبت کرده یه کم متنبه شده اما قبول نکرده که اشتباه از ایشون بوده و یه سری دروغ به من نسبت داده ویه بارم اومده با والدینم بدون حضور خودم صحبت کرده و خودشو حق به جانب جلوه داده و هیچ اشتباهی رو نپذیرفته و همش گفته من شوخی کردم کلا اینطوری هست که خودش را جلوی دیگران خوب جلوه میده خودشو خیلی قبول داره البته خیلی از ابروش میترسه چون تو شهرشون خیلی می شناسنش.

    به پدر ومادرم گفته هیچ شرطی رو نمیپذیرم از اینور بهم پیام داده -دو- سه روز دیگه میاد منو ببره خونه و شرایط منو بشنوه. نمیدونم با شخصیت بی ثبات چیکار کنم وتز طرفی میدونم میخواد زندگی کنه خوبیهایی هم داره و از طرفی خیلی تنهاس و از تنهایی ترس داره چون هیچکس رو قبول نداره دائما به من میگه به کسی اعتماد نکن هیچکس خیرخواه نیست. همه دشمنن میخوان ما را چشم بزنن.

    من اون موقع به گفته مشاور تصمیم داشتم تا یه سال زندگی کنم بهتر بشناسمش ویه جاهایی امتحانش کنم ببینم کارهایی که ازم میخواد واقعا اجباریه یا نه میخواد تیر ی به هدف بزنه گرفت گرفت نگرفت اما اجازه نمیده و میگه بچه باید بیاد و یکی از اعتقاداتشم اینه که زن به خاطر بچه تحمل میکنه و زندگی.


    هنوز قبول نکرده بیاد پیش روانشناس یا مشاور. اما تا حدودی به پدر و مادرم گفته همون اقای امام جمعه رو قبول داره.
    لطفا راهنماییم کنید ببخشید شما از مشاورین هستین یا اعضای سایت؟؟ من تازه با سایت اشنا شدم
    درضمن من هیچ ترسی از طلاق ندارم و خانواده ام خیلی پشتم هستن و میگن اگه خودت نخوای ما حمایتتمیکنیم خودت حقوق و چیزای دیگه داری چه نیازی داری به کسی که این همه مشکل داره.... البته تا حالا جلوی همسرم خیلی خوب برخورد کردن و نذاشتن فکرکنه که از طرف اونا دخالت میشه همش گفتن ما به حدی دخترمونو قبول داریم که اگه هرچی بگه میپذیریم و واقعانم همینطور هست....


    ممنوننم با تشکر

    [سلام لطفا راهنماییم کنید واقعا مشکل دارم

    لطفا از مشاورین سایت راهنماییم کنن ممنون از راهنمایی تون خانم
    ویرایش توسط سجاد صالحی : 2015_02_12 در ساعت 21:50 دلیل: ترکیب پست های متوالی
    پاسخ با نقل و قول

  6. دیدگاه اشتباه همسر م نسبت به زن و دروغگویی و پایبند نبودن به قول و قرار  سپاس شده توسط ساجده,سجاد صالحی

  7. ارسال:4#
    سلام
    درجواب سوالتون بگم من از اعضای سایتم و تحصیلاتم در زمینه مشاوره نیست. انشالله مشاورین سایت فرصت کنن بهتر راهنماییتون میکنن
    من نظر شخصیم این هست که تا زمانی که راضی نشن حضوری مراجعه به مشاوره کنین برنگردین. این درخواست خیلی بزرگی نیست که ایشون بخوان در برابرش مقاومت کنن. حتی اگه از آبروشون میترسن میتونین پیشنهاد بدین در یک شهر دیگه مشاوره برین
    برای راضی کردنشون میتونین از امام جمعه شهرتون هم که ایشون بهشون اعتماد دارن کمک بگیرین
    منتظر نظر دوستان دیگه هم باشین
    سرافراز باشید
    پاسخ با نقل و قول

  8. دیدگاه اشتباه همسر م نسبت به زن و دروغگویی و پایبند نبودن به قول و قرار  سپاس شده توسط niloofarabi,سجاد صالحی

  9. ارسال:5#
    سلام خواهر عزیز....
    خیلی خوش اومدید....
    من در خدمتتون هستم...

    لطفا مشکل اصلی خودتون رو در 3-4 جمله کوتاه بفرمایین....(مساله ای که بخاطر اون احساس نیاز به مشاوره کردید)
    چه کمک و انتظاری از جلسات مشاوره دارین؟
    پاسخ با نقل و قول

  10. دیدگاه اشتباه همسر م نسبت به زن و دروغگویی و پایبند نبودن به قول و قرار  سپاس شده توسط niloofarabi

  11. ارسال:6#
    با سلام و عرض ادب
    ببخشید به نظر شما من با این خصوصیات اخلاقی چه کنم ایا ایشون مشکلی ندارن؟
    همسرم میخواد بدون هیچ شرط و شروطی برگردم به زندگی و بچه دار شم؟
    اولین کاری که به نطر شما باید انجام بدم چیه؟
    ایا کسی که بیش اندازه مغرور- خودخواه و دروغگو هست و بدبینی هم داره و حاضر نیست هیچ تغییری بکنه یا اگر هم الان میگه برگرد و کمی خواستن هست و بیشتر از ترس ابروشه من باید به زندگیش برگردم؟

    من حتی یه ذره دلم برا خونه و زندگیم تنگ نشده و دلم نمیخواد برگردم و خیلی هم در این چند وقت اساس ناراحتی نداشتم ایا اینها طبیعیه الان حدودا یک ماهه خونه پدرم هستم ممکنه با گذر زمان بیشتر هم خودم و هم همسرم بیشتر به اشتباهتمون پی ببریم و پشیمون شیم و یا اینکه با گذز زمان علاقه مون بهم کمتر میشه به طوری که من الان از ارامشی که دارم نسبت به روزهای اولی که امده بودم علاقه ام به ایشون کمترشده .
    ممنون با تشکر

    با سلام و احترام
    ببخشيد اقاي صالحي توضيحاتم كافي نبود.
    لطفا راهنمايي م كنيد ممنون
    ویرایش توسط سجاد صالحی : 2015_02_15 در ساعت 18:56 دلیل: ترکیب پست های متوالی
    پاسخ با نقل و قول

  12. دیدگاه اشتباه همسر م نسبت به زن و دروغگویی و پایبند نبودن به قول و قرار  سپاس شده توسط سجاد صالحی

  13. ارسال:7#
    سلام...


    من یه عذر خواهی به جنابعالی بدهکارم....
    من متوجه ارسالهاتون نشده بودم......
    امیدوارم به بزرگی خودتون بنده رو ببخشین......


    "بد بینی بیش از اندازه ؛دید تحقیر آمیز نسب به زن؛ سعی در کنترل رفتار شما ؛ سعی در محدود و کنترل کردن روابط حتی با خانواده شما؛ دروغ گویی؛ پایبند نبودن به تعهدات ؛ عدم حضور در جلسات مشاوره؛ اصرار به بچه دار شدن علیرغم اینکه فعلا آینده روشنی در انتظار زندگی متاهلی شما نیست ؛ تهدید به آبرو ریزی و بیرون کردن از خونه ؛ ادعا در مورد اموال و حقوق شما؛ عدم اعتماد متقابل ؛ خانواده مرد سالار؛ حق به جانب جلوه دادن خودش ؛ عدم پذیرش اشتباهات خودش"
    اینها خلاصه ای مسائل و مشکلاتی بودن که شما عنوان کرده بودین......درسته؟

    خواهر عزیز تنها مورد اول نیاز به بررسی عمیق داره.....


    ما در روان شناسی یک مثلث عشق داریم ....

    عشق ؛ صمیمیت و تعهد
    تا زمانی که اینها تواما در زندگی به وجود نیان خوشبختی بدست نمیاد.....


    فکر میکنین با این شرایط 15 سال دیگه نتیجه چی خواهد بود؟ امکان داره 15 سال دیگه رو با این شرایط برامون ترسیم بکنین؟

    محاسن و معایب این روال زندگی رو برام بنویسین.....
    منتظر پاسختون هستم.....

    پاسخ با نقل و قول

  14. دیدگاه اشتباه همسر م نسبت به زن و دروغگویی و پایبند نبودن به قول و قرار  سپاس شده توسط niloofarabi,ساجده

  15. ارسال:8#
    با سلام و عرض تشكز
    ممنون از راهنماييتون
    به نظر خودم من ايشونو كامل نميشناسم چون از زمان اشناييمون 7 يا 8 ماه بيشتر نميگذره و بايد اينم بگم كه گاهي اوقات فكر ميكنم اين حرفها رو به زبان مياره اما شايد عملي در كار نباشه البته بعضياشون رو كمي به عمل اورده.

    اگر تمام اين افكارش را به عمل بياره و تا 15 سال ديگه از شخصيت من چيزي باقي نميمونه مجبورم همه چيز رو به ميل ايشون من در خودم تغيير ايجاد كنم و غير از اون انواع مشكلا ت روحي و رواني را دچار بشم ودر ضمن اينكه اگر من حتي از خودم بگذرم يه فرد ديگه ممكنه به اين دنيا بياد كه اونم خواسته ناخواسته با همين تفكر و ديدن رفتار پدر بزرگ بشه و در ضمن اينكه كلا فرد منزوي ودور از جامعه خواهم بود.

    با توجه به گفته هاي مشاورين من تصميم داشتم تا حداقل تا يكسال با ايشون زندگي كنم و همه راههاي ممكن را با ايشون برم شايد بتونم در ايشون تغيير ايجاد كنم و بيشتر بشناسمش كه ايشون به دليل سن بالا به شدت بر بچه دار شدن تاكيد دارن و حتي يه بار در صحبتاشون گفتن حاضر از خواسته هاي نامعقول در مورد حقوق و مسائل مادي بگذرن كه بچه دار شيم اما شايد بدبينشو به من هم منتقل كرده كه فكر ميكنم با وجود بچه من مجبورم تن به خيلي از خواسته هاش بدم.

    گاهي اوقات فكر ميكنم شايد گفتار من مشكلي داره كه ايشون عصباني ميشه و هر چي ميرسه ميگه.
    نميدونم چيزي را كه سوال فرمودين درست جواب دادم .

    ممنون و تشكر
    پاسخ با نقل و قول

  16. دیدگاه اشتباه همسر م نسبت به زن و دروغگویی و پایبند نبودن به قول و قرار  سپاس شده توسط ساجده

  17. ارسال:9#
    سلام....

    من هنوز پیشنهادی به جنابعالی ندادم....

    با این حساب برخی افکار و رفتارهای همسرتون نیاز به تغییر دارن.....فکر میکنین بتونن اون تغییر لازم رو در رفتار و افکارشون انجام بدن تا آرامش نسبی بر فضای زندگی حاکم بشه؟

    لازمه مطلبی رو خدمتتون عرض ببکنم که هیچگاه لازم نیست همسرتون دقیقا خصوصیاتس رو که مد نظر شماست داشته باشن.....و اون کسی که شما دوست دارین باشن....
    کمی شما معقولانه فکر و رفتار بکنین و کمی هم ایشون تا تعادل برقرار بشه....

    فکر میکنین همسرتون اون توانایی و انرژی رو برای تغییر دارن؟

    گفتین که فکر میکنین گفتار شما هم ایراد داره درسته ؟ میشه بیشتر توضیح بدید؟
    پاسخ با نقل و قول

  18. دیدگاه اشتباه همسر م نسبت به زن و دروغگویی و پایبند نبودن به قول و قرار  سپاس شده توسط niloofarabi

  19. ارسال:10#
    با سلامممنون از پاسخگويي تون.
    فكر ميكنم زمان زيادي لازمه براي تغيير ايشون اما در زمان حال براي چند ماهي احتمالا بتونه . اما به شدت بهش بي اعتمادم و فكر ميكنم براي رسيدن به خواسته هاش بهترين راه همينه كه اعتمادمو جلب كنه و به زندگي برم گردونه و از طريق بچه به خواسته هاش برسه چون به ديدگاهش زن به خاطر بچه تحمل ميكنه.

    واسطه روحاني مون باهش صحبت كرده و ظاهرا بعضي چيزا رو پذيرفته اما وقتي براي صحبت با پدرم اومدن دوباره همون خواسته نامععقول را به زبان اوردن اما كمي مودبانه. و دقيقا مشكل من همينه با صحبت اروم و خوش و دهها دليل چيزي را مي پذيره اما فرداش ميزنه زيرش.

    ادم بسيار پر انرژی و پر توان براي كارهاي فني هست اما برا تغيير افكار نميدونم انچه از زندگيش مي فهممم اينه كه همه جا حرفشو با قلدري به كرسي نشونده مثلا در شورا مصوبه هاشون رو اول به امضاي ايشون ميرسونن يا در جايي اگه خيلي نظرش مخالف باشه ميگه امضا نميكنم حتي اگه 5 نفر ديگه موافق باشن. البته اينم شنيدم كه بعضي جاها فكراي خوبيم داره و ظاهرا قدرت رهبري و مديريت را داره اما وا قعا شناختم ازشون كامل نيست.

    در مورد خودم هم فكر ميكنم من به دليل ترس زياد ازش بعضي رفتاره و عملكردها رو داشتم كه به نظرش جلوش ايستادم مثلا در مورد خواسته اش در مورد واريز حقوق من به حساب ايشون ميگم بايد يه ماه ميريختم به حسابش و عكس العملش رو ميديم ولي چون مي ترسيدم عادت بشه و در مورد چند تا چيز ديگه ديده بودم كه به هيچ وجه ممنون نيست كه هيچ- بلكه اونها رو جز وظيفه هام ميدونه واينكارو نكردم و داشتن حقوق و دادن ان را هم وظيفه ميداند ولي در زندگيمون خرج ميكردم.

    ومورد ديگر كه ايشون بهش بدبين شده اينه كه فكر ميكنه من ميخوام ايشون را در دست خودم بگيرم و بارها وبارها اينو به زبون اورده هرچي سعي كردم با نظر ندادن و گذشتن از چيزاي ريز مثل حق انتخاب يه شام در رستوران را بهش ثابت كنم نشد. شايد يكي از دلايل اين مسئله مقبوليت زيادم در خانواده و اطرافيانم بوده و ديده همه و حتي پدرم در خيلي جاها باهام مشورت ميكنن و نظرمو قبول ميكنن و در بسيار از تصميم گيريها مخصوصا مربوط به خودم تصميم را برعهده خودم ميذارن.

    انشالله تونسته باشم جواب درستي داده باشم ممنون و تشكر
    پاسخ با نقل و قول

  20. دیدگاه اشتباه همسر م نسبت به زن و دروغگویی و پایبند نبودن به قول و قرار  سپاس شده توسط ساجده,سجاد صالحی

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. مقیاس انتظار از ازدواج(marriage expectations scale) به همراه کلید و روایی و پایایی
    توسط محسن عزیزی در انجمن آزمون های روانی معتبر
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2015_01_06, 09:18

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •