تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مرخصی تحصیلی اجباری و دلهره و احساس سیب در گلو زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:sardar
آخرین ارسال:سجاد صالحی
پاسخ ها 19

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

مرخصی تحصیلی اجباری و دلهره و احساس سیب در گلو

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    با سلام
    دوستان لطفا هر کمکی ازتون برمیاد دریغ نفرمایید.
    من تازه با این فروم آشنا شدم و انصافا خیلی قشنگه...
    من در دوران ارشد مهندسی میخوندم که حدود یک ماه پیش به دلیل مشکلی عجیب مجبور شدم مرخصی بگیرم که امیدوارم به ترک تحصیل منجر نشه!
    من در دوران لیسانس هم شاگرد زرنگی بودم و زیاد هم درس میخوندم و همچنین در ارشد هم همینطور اما پس از گذراندن 12 واحد در حالی که باز هم زیاد درس میخوندم به یکباره مشکلی عجیب سراغم اومد. مشکل از این قرار بود که در حین تعطیلات بین دو ترم من اندکی به خدم خواستم استراحت بدم. یک شب به یکباره از شب پا شدم و احساس کردم که دارم خفه میشم. گفتم میگذره. روز بعد شب که میشد احساس میکردم چیزی در گلوم گیر کرده و یکجوری ترس برم داشت. متاسفانه این مساله به یک عادت تبدیل شد و اصلا نتونستم تلقین نکنم! چند روزی ادامه داشت طوری که استرس عجیبی هم سراغم اومد و تحملش سخت بود. بعد از دو هفته تپش قلب شبانه هم اضافه شد و دلهره داخلی داشتم. طوری شد که مجبور به مرخصی شدم...
    بعد رفتم دکتر شب که تپش قلب داشتم دوا داد (روان پزشک) و کمی بهتر شد. ولی نمیدونم چرا استرس درونی دارم. نه زیاد ولی دلهره هست و احساس سیب در گلو هم بعضا میاد سراغم. دوستان ممکنه عجیب بیاد براشون ولی اونایی که این حس رو داشتن میدونن چی میگم! عذاب آوره واقعا. ورزش میکنم شنا و کوه و دویدن که کمک میکنه ولی نه خیلی. نمیدونم چقدر طول میکشه. بلاخره ترس از آینده هم دارم که نکنه دیگه نتونم درس بخونم.چون دیروز میخواستم برم سر کتاب در عین تعجب دیدم احساس بدی بهم دست میده و نوعی ترس. نمیدونم مشکل واقعا چیه. واقعا مشکلات روحی روانی خیلی بد هستند.
    پ.ن: کلا اآدم اجتماعی نیستم و به خصوص در ارشد از خانواده دور بودم و بعد مرخصی برگشتم پیششون.کمی مشکل رفع شد بعد برگشت ولی بازهم وضعم درست نیست.
    لطفا کمک کنید.
    پاسخ با نقل و قول

  2. مرخصی تحصیلی اجباری و دلهره و احساس سیب در گلو  سپاس شده توسط Mamad.H,narges☺

  3. ارسال:2#
    سلام...

    الان وضعیت تحصیلی تون چطوره؟ باز تو مرخصی هستین؟

    دقیقا از کی این مشکل رو احساس کردید؟ آیا قبلا هم همین احساس رو تجربه کرده بودید؟

    چه انتظاری از جلسات مشاوره دارین؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. مرخصی تحصیلی اجباری و دلهره و احساس سیب در گلو  سپاس شده توسط narges☺,niloofarabi

  5. ارسال:3#
    دوست من اولا امضاتون واقعا عالی هست به آدم روحیه میده.
    بله من این ترم رو مرخصی گرفتم و خودم فکر میکنم یا حتی ممکنه اطرافیان فکر بکنن به خاطر یه مساله ساده مرخصی گرفتم ولی واقعیت اینه تمرکزم رو به هم ریخته بود و نمیخواستم به درسم لطمه بزنه چون یه جورایی هم کمال طلب هستم و استرس این رو هم داشتم که نمراتم یا حتی تزم درست حسابی نره جلو.
    خیر قبلا این احساس رو نداشتم ولی حدود 1 یا 1.5 ماهی میشه این رو دارم. بعضا احساس میکنم گلوم میگیره و یا سیب در گلوم هست و از اینجور چیزای شاید خیالی!
    دکتر رفته بودم و بعید میدونم هم مساله فیزیولوژیک باشد. روانپزشک هم دارو داد که بیشتر واسه آرامش هست تا چیز دیگر. من نمیدونم واقعا مشکل چی هست و از دوستان ممنون میشم به خصوص کسایی که این مشکل رو داشتند کمک کنند. این مساله باعث شده روحیه من پایین بیاد و نتونم کار درست حسابی هم بکنم. خوشبختانه میرم میدوم و شنا میکنم تا افسردگی نگیرم ولی مشکل سر جاش هست.
    سوال اخرتون رو دقیقا متوجه نشدم!

    ممنون
    پاسخ با نقل و قول

  6. مرخصی تحصیلی اجباری و دلهره و احساس سیب در گلو  سپاس شده توسط narges☺

  7. ارسال:4#
    سلام...
    خیلی عالی... پس فعلا کمی وقت داریم روی خودمون کار بکنیم...

    میتونم بپرسم دیگران دلیل مرخصی گرفتن شما رو چی میدونن؟

    منظورم از سوال آخر این بود که چه انتظاری از من دارین ؟ بعد از اتمام جلسات مشاوره میخواهین که به چه نقطه ای برسیم ؟چه رفتارهایی رو دوست دارین تغییر بدید ؟در کل چه دفی از ادامه جلسات مشاوره دارین؟

    کمال گرایی...من احساس میکنم ریشه مشکلات کنونی شما همین هست ... نظر خودتون چیه؟

    یه سوال اساسی ازتون دارم....خوشبختی و خشنودی رو برام تعریف بکنین...
    پاسخ با نقل و قول

  8. مرخصی تحصیلی اجباری و دلهره و احساس سیب در گلو  سپاس شده توسط narges☺,niloofarabi

  9. ارسال:5#
    درود بر شما و ممنون از توجهتون

    من هیچ وقت انتظاری از کسی ندارم. در واقع همینکه شما میخواهید کمک کنید برام خیلی هست و واقعا آدم احساس میکنه فردی متخصص میخواد کمکش کنه خوشحال میشه
    اینکه دیگران دلیل مرخصی من رو چی میدونند دوست من برام مهم نیست دیگه. چون نمیخوام راجع بهش فکر کنم.
    من میخوام در واقع همون روال قبلی رو که داشتم ادامه بدم از شروع ترم بعد. خیلی جالبه که دقیقا از شروع ترم جدید وقتی پشت لپتاپ بودم نوعی پوچی بهم دست داد و بعد اون هم اون مساله سیب در گلو اومد و احساس میکنم چیزی در گلوم مونده که ازاردهندس. دوستانی که اینوری بودن واقعا میدونن چی میگم!
    الان هم یه نوعی ترس اومده سراغم که فکر میکنم نمیتونم ادامه بدم و این فکر که ممکنه ترک تحصیل بکنم اذیتم میکنه. چون من شاگرد خوبی بودم و نمراتم خوب بوده و حتی وقتی به استاد تزم گفتم میخوام مرخصی بگیرم ناراحت شد و میخواست نگهم داره. بعضا فکر میکنم مرخصی در واقع ترک تحصیل بوده هست! من در واقع در درس خواندن هم افراط کرده ام به علت همون مساله کمال گرایی و فکر میکنم الگوهایی که در زندگی داشته ام هم اشتباه بوده است.
    سجاد جان، راجع به سوال آخرتان هیچ نظری حداقل الان ندارم!!
    بازم ممنون از شما. اگر هر کمکی بود لطفا دریغ نکنید. نمیدونم روانشناس هم برم یا نه و ...
    پاسخ با نقل و قول

  10. مرخصی تحصیلی اجباری و دلهره و احساس سیب در گلو  سپاس شده توسط narges☺,سجاد صالحی

  11. ارسال:6#
    ممنون میشم دوستان کمک کنند.
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:7#
    MeDiC آواتار ها
    درود
    چرا برای این مشکل به یه پزشک حلقو بینی یا گوارشی مراجعه نکردی؟
    یکی از عوارض مشکلات گوارشی احساس وجود چیزی در گلوی فرده! الزاما برای این که مشکلات گوارشی داشته باشی نیازی نیست فقط ترش کنی یا نقف داشته باشی. اینم یکی از مشکلاتشه!یا شاید اصلا یه توده ای چیزی تو گلوت وجود داره!
    من وقتی مشکلی تو جسمم ایجاد میشه مراجعه میکنم دکتر!اگه مشکلی باشه که پیگیری میکنه اگه هم نه که به شخصه مشکل رو ولش میکنم بعد چند وقت اونم منو ول میکنه این عملیه واقعا :دی
    حالو روزم مث سگ هاره که فقط زخم هاشو میشماره لخم دستاشو گاز میگیره جیغـ ترمزُ ارزو داره
    شکل پرسه رو فرشی از پوکه توی ی سرزمین متروکه مشت میشم روی کلاویه ای این پیانو ،،ک دیگه ناکوکه گریه تو وزن مفتعل فعلن واژه با طعم ش-ش تو دهن فکر تو چارجوب چک خوردن شعر تو وزن مطلقا غدغن
    پاسخ با نقل و قول

  13. ارسال:8#
    نقل قول نوشته اصلی توسط MeDiC نمایش پست ها
    درود
    چرا برای این مشکل به یه پزشک حلقو بینی یا گوارشی مراجعه نکردی؟
    یکی از عوارض مشکلات گوارشی احساس وجود چیزی در گلوی فرده! الزاما برای این که مشکلات گوارشی داشته باشی نیازی نیست فقط ترش کنی یا نقف داشته باشی. اینم یکی از مشکلاتشه!یا شاید اصلا یه توده ای چیزی تو گلوت وجود داره!
    من وقتی مشکلی تو جسمم ایجاد میشه مراجعه میکنم دکتر!اگه مشکلی باشه که پیگیری میکنه اگه هم نه که به شخصه مشکل رو ولش میکنم بعد چند وقت اونم منو ول میکنه این عملیه واقعا :دی
    دوست من خیلی شرمنده ولی بنده خود این مساله را میدانستم! از نظر فیزیولوژیکی به دکتر هم مراجعه کرده ام و چیزی نشان نداده است.
    شما یکبار کلمه globus hystericus رو در اینترنت سرچ کن میبینی که استرس و حتی افسردگی و یا ترس یکی از عوامل مهم احساس وجود توده در گلو هستش. این مورد رو فقط کسی که حس میکنه میتونه واقعا درک کنه.
    به هر حال امیدوارم کسی اینجا به اون مشکلی که من در پست بالام نوشتم کمکی بکنه.
    پاسخ با نقل و قول

  14. ارسال:9#
    MeDiC آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط sardar نمایش پست ها
    دوست من خیلی شرمنده ولی بنده خود این مساله را میدانستم! از نظر فیزیولوژیکی به دکتر هم مراجعه کرده ام و چیزی نشان نداده است.
    شما یکبار کلمه globus hystericus رو در اینترنت سرچ کن میبینی که استرس و حتی افسردگی و یا ترس یکی از عوامل مهم احساس وجود توده در گلو هستش. این مورد رو فقط کسی که حس میکنه میتونه واقعا درک کنه.
    به هر حال امیدوارم کسی اینجا به اون مشکلی که من در پست بالام نوشتم کمکی بکنه.
    یه سوال دیگم دارم
    گفتی کلا اجتماعی نیستی.. یعنی کلا رفیق فابریکی نداری؟؟
    حالو روزم مث سگ هاره که فقط زخم هاشو میشماره لخم دستاشو گاز میگیره جیغـ ترمزُ ارزو داره
    شکل پرسه رو فرشی از پوکه توی ی سرزمین متروکه مشت میشم روی کلاویه ای این پیانو ،،ک دیگه ناکوکه گریه تو وزن مفتعل فعلن واژه با طعم ش-ش تو دهن فکر تو چارجوب چک خوردن شعر تو وزن مطلقا غدغن
    پاسخ با نقل و قول

  15. ارسال:10#
    نقل قول نوشته اصلی توسط MeDiC نمایش پست ها
    یه سوال دیگم دارم
    گفتی کلا اجتماعی نیستی.. یعنی کلا رفیق فابریکی نداری؟؟
    درود بر شما

    قبلا داشتم اما به دلایلی الان چند سالی میشه که به دلایلی دیگه دوستی ندارم چه برسه به رفیق(24 سال دارم).البته در لیسانس هم آنچنان دوست صمیمی نداشتم چون بیشتر درس میخوندم. در واقع دوستام همون خانوادم هستن.
    مشکل اصلی من اینه که دیگه از درس خوندن میترسم! شاید نوعی ترس از آینده (با وجود داشتن نمرات خیلی خوب در دانشگاه) و احساس سیب در گلو هم دارم که احتمال 99 درصد عصبی هست. شاید براتون عجیب بیاد ولی همین مساله باعث شد درس رو فعلا بذارم کنار. چون هم ترس میاورد ترس خفگی هم تمرکز رو نابود میکرد!
    طبق گفته شما من قبلا هم دکتر رفته بودم و مشکل فیزیکی ندارم. البته از افسردگی با ورزش و ... فرار کردم ولی متاسفانه انگیزم و روحیم خیلی کم شده.


    ممنون
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •