تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مداخله امید( امید درمانی) زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:محسن عزیزی
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 4

مداخله امید( امید درمانی)

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    محسن عزیزی آواتار ها
    مداخله ­ی امید
    جلسه­ اول
    الف) معرفی نظریه­ ی امید
    1. اهداف

    • [--]در اینجا آنچه که شما قصد دستیابی به آن را دارید هدف نامیده می­شود. این اهداف ممکن است هر چیزی باشند از جمله کاهش احساس افسردگی، برقرار ارتباط با افراد جدید، تصمیمات شغلی، و غیره.

    2. یافتن راه­هایی برای دستیابی به اهداف و ایجاد انگیزش در خویشتن

    • [--]شیوه­هایی برای دستیابی به اهداف. ما در پی یافتن راه­های ممکن، و سپس پیش­بینی و رفع موانع موجود برای دستیابی به اهداف می­باشیم.
      استراتژی­هایی برای حفظ انرژی خویش در طول پیگیری اهداف. هنگامی که فرد احساس استرس و یا افسردگی دارد اغلب گرایشی به انجام کارها ندارد. ما سعی در یافتن راه­هایی برای کمک به شما برای حفظ انگیزش خود در راستای پیگیری اهدافتان می­باشیم.

    جلسه 2
    I) بخش آموزشی
    A) هیجانات منفی حاصل از اهدافی که موانعی بر سر راه آنها وجود دارد.

    1. [--]به زمانی در زندگی خویش فکر کنید که می­خواستید کاری را انجام دهید. پس از دستیابی به هدف خویش چه احساسی داشتید؟
      اکنون به زمانی فکر کنید که قادر به دستیابی به هدف خویش نبودید. در این زمان چه احساسی داشتید؟
      هنگامی که فکر می­کنید مشکلی وجود دارد و یا مسائل به خوبی پیش نمی­رود، شما دارای هیجانات منفی می­باشید.

    a) گاهی اوقات، افراد حتی نسبت به وجود یک تفکر آگاه نیستند – زیرا آن تفکر بسیار خودکار است. ما تنها هیجانات را احساس می­کنیم. گاهی اوقات، فکر تنها تصویری است که از ذهن فرد عبور می­کند و در نهایت ما تنها هیجان باقی مانده از آن را احساس می­کنیم.
    B) شیوه­هایی برای بالا بردن احتمال دستیابی به اهداف: استراتژی­های وجود دارد که شما می­توانید با به کارگیری آنها در مرحله­ی هدف­گزینی دستیابی به آن اهداف را آسان­تر کنید. هنگامی که دستیابی به اهداف شما آسان­تر باشد، احتمال تجربه­ی هیجانات مثبتی که در پی موفقیت حاصل می­شوند برای شما بیشتر خواهد بود.
    C) نوشتن لیست اهداف به گونه­ای که برای شما قابل مشاهده باشد، تعیین اهداف متعدد در بازه­های زمانی مختلف، و اولویت­بندی اهداف به گونه­ای که شما بدانید در هر بازه­ی زمانی باید بر چه هدفی متمرکز شوید.
    1. امروز می­خواهیم در مورد اثرگذاری هدف­گزینی بر انگیزش شما نسبت به اهدافتان صحبت کنیم.
    D) انگیزشی که افراد از آن برای دستیابی به اهداف استفاده می­کنند قدرت اراده در پیگیری اهداف نام دارد.
    1. طرز اندیشیدن و تفکر ما نسبت به اهدافمان می­تواند انرژی لازم برای پیگیری اهداف را در اختیار ما قرار دهد و یا افکار می­توانند احساس شکست و عدم توانایی را به ما منتقل کنند و در نتیجه پیگیری اهداف را مختل سازند.
    2. دو شیوه­ی متفاوت برای هدف­گزینی که به افزایش قدرت ذهنی و یا اراده در پیگیری اهداف کمک می­کند.
    E) اولین گام در افزایش قدرت اراده از طریق هدف­گزینی حصول اطمینان از این امر است که جذابیت کافی هدف برای شما وجود دارد – به عبارت دیگر، آنچه که امروز می­خواهیم در مورد آن صحبت کنیم حصول اطمینان از این امر است که اهداف شما از اهمیت کافی برای شما برخوردار هستند.
    1. گاهی اوقات ما اهدافی را برمی­گزینیم به این دلیل که تصور می­کنیم این اهداف دیگر افراد را راضی و خشنود می­سازند.
    (a ممکن است اهدافی را انتخاب کنیم که تصور می­کنیم والدین ما را خوشحال می­کند – از گروه بخواهید که مثال­ها و مباحثی از این قبیل را ارائه دهند (یافتن یک شغل خوب، یافتن یک فرد مناسب برای رابطه، داشتن روابط خوب با خواهر و برادر).
    b) همچنین ممکن است که اهدافی را انتخاب کنیم که باعث شوند والدین و یا دوستان ما را بیشتر دوست داشته باشند و در نهایت خوشحال­تر باشند – مجددآً در پی یافتن نمونه­هایی در گروه باشید – کسب درآمد بیشتر، تناسب اندام، یافتن یک فعالیت تفریحی جدید.
    2. باید میان انجام کارهایی برای دیگران و پیگیری اهدافی برای خودتان تعادلی وجود داشته باشد.
    a) یکی از شیوه­های سنجش تعادل ذکر شده این است که بیندیشیم آیا هدفی که در حال پیگیری آن هستیم واقعاً برای ما اهمیت دارد؟ اگر این هدف برای شما اهمیت دارد و دیگران را نیز خوشحال می­کند، پس شما هدف صحیحی را انتخاب کرده­اید.
    b) در بسیاری از موارد ما کارهایی را به خاطر دیگران انجام می­دهیم و به این صورت آنها برای ما معنا می­یابند و داشتن این معنا در زندگی برای بسیاری از افراد اهمیت دارد. بنابراین، در این مورد ممکن است پیگیری اهدافی به خاطر دیگران صحیح باشد.
    c) اما، اگر این هدف صرفآً دیگران را خوشحال می­کند و معنای خاصی برای شما ندارد، ممکن است حفظ انگیزش برای دستیابی به آن هدف دشوار باشد.
    F) اهداف شما تا چه میزان چالش انگیز هستند؟
    1. انتخاب هدفی که به هیچ عنوان برای شما چالش انگیز نیست می­تواند به کاهش انگیزش شما برای پیگیری آن هدف منجر گردد.
    2. از سویی دیگر، انتخاب هدفی که سطح بالایی از چالش را به همراه دارد نیز می­تواند تمامی انگیزش شما را جهت پیگیری آن هدف صرف نماید.
    3. در نتیجه، نکته­ی قابل ذکر این است که شما باید اهدافی را برگزینید که "اهداف منعطف[1]" و یا "قابل مدیریت[2]" باشند. اهدافی که چالش­هایی را برای شما ایجاد می­کنند اما شما را مغلوب نمی­سازند.
    ( aشما فردی تغییریافته هستید.
    4. برخی اوقات با پیگیری یک توالی می­توان اهداف منعطف و مناسبی را انتخاب کرد.
    جلسه 3
    I. بخش آموزشی
    A) شیوه­هایی برای دسترس پذیر ساختن هر چه بیشتر اهداف شما. ما می­خواهیم در مورد شیوه­هایی صحبت کنیم که از طریق آنها می­توانید بیشترین سود را از موفقیت­های خود کسب نمایید به گونه­ای که قادر به تجربه­ی تمامی هیجانات مثبت حاصل از موفقیت خویش خواهید بود. ما امروز در مورد سه راهبرد (استراتژی) صحبت خواهیم کرد.
    B) اولین راهبرد هدف گزینی به صورت ملموس با تعیین نقطه­ی پایانی است.
    1. اول، در مورد ملموس بودن و تعیین نقاط پایانی صحبت خواهیم کرد.
    (a اهداف ملموس با نقاط پایانی اهدافی می­باشند که به آسانی قابل ارزیابی می­باشند.
    b) یکی از سؤالاتی که می­توانید هنگام تعریف اهداف ملموس از خودتان بپرسید این است که "چگونه متوجه می­شوم که به این هدف دست یافته­ام؟"
    c) اگر هدف شما ملموس باشد، پس دیگر افراد نیز باید قادر به ارزیابی روند پیگیری هدف برای شما باشند.
    2. دلیل اهمیت تعیین نقاط پایانی این است که هنگامی که شما یک نقطه­ی پایان برای هدف خود مشخص می­کنید، احتمال موفقیت برای شما افزایش می­یابد. همانگونه که پیش از این مطرح شد، درک موفقیت به هیجانات مثبت منتهی می­شود.
    C) دومین راهبردی که امروز در مورد آن صحبت خواهیم کرد هدف گزینی درون یک چهارچوب دستیابی است. هنگامی که هدف­گزینی درون یک چهارچوب دستیابی انجام شود، بر خلاف یک چهارچوب اجتنابی، می­توان اهداف ملموس­تری را برگزید.
    1. چهارچوب دستیابی به این مفهوم است که اهداف شما چیزی است که شما در پی دستیابی به آن هستید. اگر هدف شما درون چهارچوب دستیابی باشد، شما همواره به سوی هدف خود در حرکت هستید.
    2. چهارچوب اجتنابی به معنای اهدافی است که در پی اجتناب و دوری از چیزی می­باشند. دلیل این امر که چهارچوب­های اجتنابی نسبت به چهارچوب­های دستیابی با موفقیت کمتری همراه هستند این است که افراد در اجتناب و دوری کردن موفقیت کمتری دارند.
    a) در چهارچوب­های اجتنابی فرد هیچگاه قادر به تجربه­ی هیجانات مثبت ناشی از موفقیت نمی­باشد.
    3. علاوه بر این، هنگامی که از چهارچوب­های اجتنابی استفاده می­کنیم، تجربه­ی موفقیت را نخواهیم داشت، بلکه هیجانات منفی حاصل از شکست را خواهیم چشید.
    D) سومین راهبردی که در مورد آن صحبت خواهیم کرد تعیین خرده اهداف است.
    1. همانگونه که در طول بحث­های گروهی مشخص شد، اهداف مهم اغلب بزرگ بوده و بسیار دشوار به نظر می­رسند.
    2. گاهی اوقات هنگامی که اهداف بسیار بزرگ ­باشند، به تدریج احساس می­کنیم که دستیابی به آنها غیرممکن است و سپس دست از تلاش می­کشیم.
    3. یکی از راه­های مقابله با این وضعیت تقسیم اهداف به اهداف کوچک­تر قابل دسترسی است. به این صورت شما در مسیر خویش به سوی هدف موفقیت­هایی، هر چند جزئی، را تجربه خواهید کرد.
    4. شما می­توانید این خرده اهداف را به عنوان گام­هایی به سوی هدف نهایی خویش در نظر بگیرید. سعی کنید توالی این گام­ها را حفظ کنید تا همواره مطمئن باشید که به سوی هدف خویش در حرکت هستید.
    5. برای هر یک از گام­ها یک بازه زمانی تعیین کنید تا بتوانید سیر پیشرفت و موفقیت خود را پیگیری نمایید.
    جلسه 4
    .Iبخش آموزشی
    A) حفظ انگیزش جهت پیگیری اهداف.
    B) دو منبع عمده­ی حفظ انگیزه و انرژی وجود دارد.
    1. اولین منبع انگیزش و انرژی فیزیکی می­باشد – این منبع شامل راهبردهایی مانند الگوی غذایی و انجام ورزش­های متفاوت می­باشد.
    2. دومین منبع – که امروز در مورد آن صحبت خواهیم کرد – انگیزش و انرژی روانی است. این منبع را می­توان قدرت اراده نامید.
    C) یکی از مهم­ترین عوامل در قدرت اراده صحبت کردن با خویش است – چیزهایی که ما هر روز به می­گوییم. صحبت­های درونی ممکن است لزوماً چیزی نباشند که ما به خود می­گوییم، بلکه ممکن است تنها تصویری باشد که در ذهن ما شکل می­گیرند. اما در بسیاری از موارد صحبت­های درونی شامل کلماتی هستند که ما با استفاده از آنها با خود سخن می­گوییم.
    1. واژه­هایی که ما به خود می­گوییم عوامل تعیین­کننده­ی مهمی در باورها و رفتارهای ما هستند.
    a) اگر شما به خود بگویید که نادان هستید و نمی­توانید هیچ کاری انجام دهید – گرایش کمی نسبت به تجربه­های جدید خواهید داشت.
    (b اما، اگر به خود بگویید که قوی و موفق هستید، به احتمال گرایش شما به سوی تجارب جدید بیشتر خواهد بود.
    c) اغلب اوقات، اینگونه به نظر می­رسد که صدایی ناقد در ذهن خویش داریم. صدایی بسیار قوی که قضاوت­هایی در مورد اعمال ما انجام می­دهد که گاهی با زندگانی ما در تعارض است.
    (d صحبت­های درونی لزوماً در مورد خودتان نیستند. این صحبت­ها ممکن است افکاری در مورد دیگر افراد و یا دنیای پیرامون باشند. صحبت­های درونی منفی ممکن است در مورد دشواری و یا خسته­کننده­ بودن چیزی برای شما باشند.
    2. گاهی اوقات، شناسایی نقطه­ی آغازین این نداهای منفی و مثبت بسیار آسان است – صحبت­های درونی شما ممکن است همان چیزی باشند که از والدین، معلمین، و همسالان خود در دوران کودکی شنیده­اید.
    a) کودکان بسیار اثرپذیر بوده و صحبت­های دیگران ممکن است برای آنها معنای بسیاری در بر داشته باشد.
    b) نکته­ی قابل ذکر این است که چیزهایی که شما به خود می­گویید اغلب چیزهایی هستند که به نحوی فراگرفته­اید – افکاری که درون ذهن ما وجود دارند معمولاً بی پایه و اساس نیستند.
    3. اما حتی اگر شما نمی­دانید که این نداهای منفی از کجا نشأت گرفته­اند – می­توانید آنها را "از ذهن خود پاک کنید".
    D) چرا ما از این صحبت­های درونی منفی استفاده می­کنیم؟
    1. این افکار در طول سال­ها در ذهن ما خودکار شده­اند.
    2. شما را از گزند دیگران دور نگاه می­دارند – به این صورت که اگر اشتباهی مرتکب شده باشید دیگران نمی­توانند آن را تشخیص دهند.
    3. در این حالت شما احساس یأس نخواهد داشت. اگر من به خودم بگویم که در این هدف شکست می­خورم پس حتماً شکست خواهم خورد – پس در نهایت در مواجهه با شکست ناامید نخواهم شد زیرا آن را پیش­بینی می­کردم.
    E) راهبردهایی برای تغییر صحبت­های درونی منفی
    1. صحبت­های درونی خود را شناسایی کنید.
    a ) دفتری تهیه کنید و آن را به همراه داشته باشید. در این دفتر رخدادهایی را که پیرامون شما رخ می­دهند و واژگانی که شما با استفاده از آنها در مورد رخداد با خود سخن می­گویید را یادداشت کنید.
    b (دفتر خود را به دو ستون تقسیم کنید – با عنوان هدف/موقعیت و صحبت درونی.
    c )نسبت به موقعیت­هایی داشته باشید که در آنها امورات به خوبی پیش نمی­روند و همچنین موقعیت­های پیگیری هدف توجه خاصی داشته باشید.
    2. در صحبت­های درونی خود به دنبال یک الگو باشید.
    a) آیا عبارات خاصی وجود دارند که شما همواره به خود می­گویید؟ (مانند من احمق هستم، نمی­توانم این کار را انجام دهم، این کار بسیار دشوار خواهد بود).
    b) آیا موقعیت­های خاصی وجود دارند که در آنها صحبت­های درونی شما منفی می­شوند؟ (مانند رابطه­ی رمانتیک، و یا تجربه­ی چیزی جدید).
    3. الگوهای صحبت­های درونی منفی خود را جایگزین سازید.
    a )سعی کنید در وهله­ی اول یک موقعیت خاص را انتخاب کنید و به تدریج پیامی را که در این موقعیت به خود می­دهید به طور آگاهانه تغییر دهید – پیام "من نمی­توانیم این کار را انجام دهم" را به "فکر می­کنم بتوانم این کار را انجام دهم" تغییر دهید.
    b) در رویارویی با مشکلات و دشواری­ها واقع­گرا باشید – شما باید بدانید که با موانعی جدی در پیگیری اهداف خود روبرو خواهید شد، اما همچنان به خود پیام­های مثبت بدهید.
    در صورتی که در آغاز صحبت درونی جدید خود را باور ندارید ناامید نشوید – الگوهای کنونی که اکنون در ذهن خود دارید در طول مدت زمانی طولانی شکل گرفته­اند و بنابراین برای تغییر آنها به زمان نیاز است.
    - این پیام­ها را تا آنجا تکرار کنید که موفق به انجام آن شوید و یا برای شما درونی شود.
    4. موقعیت را بر حسب توانمندی­های خود مجدداٌ تعریف کنید.
    a )سعی کنید که به الزامات یک موقعیت پی ببرید. برای آغاز ارتباط با فردی جدید به چه چیز نیاز دارید؟
    b )اکنون فهرستی واقع­گرا از مهارت­های خود داشته باشید (در اینجا سعی کنید که صحبت­های درونی منفی را دور نگاه دارید).
    c) مهارت­های خود را با اهداف مطابقت دهید.
    d) اگر یکی از مهارت­های ضروری را ندارید، هدف جدیدی برای کسب آن مهارت تعیین کنید.

    جلسه 5

    1. [--][--] بخش آموزشی

    A) ما بخش برنامه­ریزی پیگیری اهداف را انتخاب مسیر (way-power) می­نامیم. به عبارت دیگر، در اینجا پیرامون اینکه شما چگونه می­توانید به اهداف خوبی که تا کنون تعیین کرده­اید دست یابید صحبت خواهیم کرد.
    1. در وهله­ی اول، ما تأکید داریم که بخش مهمی از انتخاب مسیر بهبرداشت شما از توانایی­هایتان جهت یافتن راه­هایی به سوی اهدافتان مربوط می­شود. این بدان مفهوم است که شما باید نسبت به توانایی­های خود جهت ایجاد راه­هایی دست یافتن به اهدافتان و همچنین قابلیت خود در استفاده از مسیرهایی که ایجاد نموده­ای ایمان داشته باشید.
    a) شما باید مسیر دستیابی به هدف را در نظر بگیرید. شاید این راه از دیدگاه دیگران بسیار معمولی باشد شما باید این مسیر را از آن خود کنید. به همین دلیل است که گاهی اوقات کمک کردن به دیگران در یافتن مسیرهای مناسب به سوی اهدافشان دشوار است، زیرا آنها به مسیرهای موجود اعتقاد ندارند.
    b) نکته­ی قابل ذکر این است که شما باید مسیر موجود به هدف خویش را مشاهده کنید و یابد ایمان داشته باشید که می­توانید مسیرهایی برای دستیابی به اهداف بزرگتر بیابید.
    2. هنگامی که این باور در شما ایجاد شد که قادر به یافتن راه­هایی برای اهداف خود هستید، چند گام­ و یا راهبرد مهم وجود دارد که در آغاز یافتن مسیرها باید مورد استفاده قرار دهید.
    B) هنگامی که شما به توانمندی خود جهت ایجاد مسیرهای به سمت هدف ایمان پیدا کردید و از مسیرهایی که ایجاد نمودید بهره جستید، اولین گام این است که باید مسیرهای متعددی به سوی هدف خویش ایجاد کنید.
    1. هر چه مسیرهای بیشتری به سوی هدف خود ایجاد نمایید، احتمال اینکه حداقل یکی از این مسیرها با موفقیت به هدف شما منتهی شود بیشتر است.
    2. هنگامی که این مسیرها را ایجاد نمودید، دو گام دیگر وجود دارد که برای کسب حداکثر نتایج از انتخاب مسیر خود بگیرید باید مد نظر قرار دهید. اولین گام این است که فهرستی از مسیرهای احتمالی خویش تهیه کنید.
    a) هنگامی که فهرستی از مسیرهای خود تهیه می­کنید، می­توانید مسیرها را به طور واقع­گرایانه­ای بررسی کنید و تصمیم بگیرید که آیا در پیگیری هدف خود قادر به استفاده از مسیر مورد نظر خواهید بود؟
    b) در این مرحله سؤالاتی وجود دارد که می­توانید از خود بپرسید:

    • [--][--]آیا نیاز به یادگیری مهارتی جدید دارید؟
      [--]آیا به کمک دیگران نیاز دارید؟

    c) هنگامی که فهرستی از مسیرهای خود تهیه کردید، می­توانید بر اساس نتایج فهرست اهداف جدیدی تعیین کنید.
    3. دومین گام در گرفتن بیشترین نتایج از انتخاب مسیر این است که شما موفقیت خود را با گام­های آن متصور شوید. پژوهش­ها نشان داده­اند که هنگامی که افراد گام­های موجود به سوی هدف اهداف خود را متصور می­شوند نسبت به زمانی که تنها هدف نهایی را در ذهن دارند موفقیت بیشتری کسب می­کنند.
    a) به مراحل و گام­های پیگیری هدف خود و سپس دستیابی به آن بیاندیشید. این کار را روزانه به مدت 10 تا 15 دقیقه انجام دهید.
    b ) این نوع تصور کردن تلفیقی از انتخاب مسیر (مشاهده­ی مسیرهای موجود به سوی اهداف) و قدرت اراده (مشاهده­ی انگیزش خود برای پیگیری مسیرهای منتهی به هدف) است.
    c) سعی کنید که تمرین متصور شدن را حتماً انجام دهید و خود را در طول مراحل مختلف تصور کنید و سپس در نهایت خود را در حال دستیابی به هدفی که در پی آن بودید مشاهده کنید.
    جلسه 6
    I. بخش آموزشی
    A) در اینجا باید بخش قدرت اراده­ی باید مورد تأکیدی مجدد قرار گیرد. به خاطر داشته باشید که قدرت اراده قابلیت شما برای ایجاد انگیزه در خویشتن جهت پیگیری هدف است.
    1. هنگامی که چند هفته پیش در مورد قدرت اراده صحبت کردیم، به موضوع صحبت­های درونی پرداختیم که در طول پیگیری اهداف به طور روزمره در ذهن ما وجود دارد. همچنین گفته شد که قدرت اراده انرژی ذهنی موجود در پیگیری هدف است.
    B) سه راه دیگر برای اثرگذاری بر میزان قدرت اراده وجود دارد که در ادامه در مورد آنها صحبت می­کنیم. اولین راهبرد به انرژی ذهنی مربوط می­شود؛ همان انرژی ذهنی که در درس صحبت­های درونی مطرح شد. دو راهبرد دیگر به انرژی جسمانی مربوط می­شوند.
    1. اول، یک مسئله که بر میزان انگیزش شما در پیگیری اهداف اثر می­گذارد این است که آیا شما پس از هدف گزینی و آغاز پیگیری هدف اهداف خود را مجدداً مورد ارزیابی قرار داده­اید؟
    a) به زمانی در زندگی خود بیاندیشید که هدفی را برگزیدید که برای شما بسیار مهم بود. سپس تلاش خود را در راستای آن هدف آغاز کردید.
    b ) با گذشت زمان شما به تلاش و کوشش جهت دستیابی به هدف مشغول شدید اما موقعیت زندگی خویش را مورد ارزیابی مجدد قرار ندادید. به عنوان مثال، ممکن است شما در یک رشته­ی تحصیلی تلاش بسیاری کرده باشید اما از وضعیت کاری خود رضایت نداشته باشید. به گونه­ای که دیگر علاقه­ای به دنبال کردن آن شغل نداشته باشید.
    c) ارزیابی مجدد موقعیت زندگای خویش گاهش اوقات به تغییر اهداف منجر می­شود. هنگامی که شما این ارزیابی را انجام ندهید ممکن است در نهایت در حال پیگیری اهدافی باشند که دیگر برای شما اهمیتی ندارند.
    C) حتی هنگامی که شما انگیزش روانی کافی را دارید همچنان برای پیگیری اهداف خویش به انرژی جسمانی نیاز دارید. دو راهبرد بعدی به انرژی جسمانی و قدرت اراده می­پردازند.
    1. دومین راهبرد این است که شما هنگامی که جسم خود را تغذیه می­کنید روح خود را نیز تعذیه کنید. عذاهایی که شما می­خورید می­توانند اثراتی بسیار قوی بر میزان انگیزش شما داشته باشند. به الگوی غذایی خود توجه داشته باشید – آیا از تمامی گروه­های غذایی به میزان کافی مصرف می­کنید؟
    (a اگر پاسخ شما منفی است سعی کنید به تدریج تغییراتی در رژیم غذایی خود ایجاد نمایید – با مصرف بیشتر میوه­ها آغاز کنید.
    (b هنگامی که عادات غذایی خود را در یک گروه غذایی تغییر دادید، سپس به گروه غذایی دیگر بپردازید.
    (c شما باید به طور روزانه 5 وعده میوه و سبزیجات مصرف کنید تا انرژی کافی را برای بدن خود تأمین کنید.
    (d کاهش مصرف قند (شیرینی، آبنبات، نوشیدنی­های غیرالکلی، مشروبات الکلی) نیز در طول زمان به افزایش سطح انرژی بدن کمک می­کند.
    (eسعی کنید که روز خود را با صرف صبحانه آغاز کنید زیرا انرژی لازم برای آغاز صبحی با نشاط را برای شما فراهم خواهد کرد.
    (f در صورتی که میزان زیادی کافئین مصرف می­کنید، شاید بهتر باشد که میزان آن را کاهش دهید. کافئین منبع انرژی کاذب است. هنگامی که برای کسب انرژی به کافئین تکیه می­کنید در واقع شانس ادامه دادن و پیگیری را از خود می­­گیرید.
    D) سومین راهبرد ورزش است. شاید لازم باشد برای ایجاد انرژی بیشتر مقداری انرژی صرف کنید.
    1. انجام ورزش به معنای رفتن به باشگاه نیست. می­توانید ماشین خود را دورتر پارک کنید و مسافتی را پیاده­روی کنید، به جای آسانسور از پله­ها استفاده کنید، در ساعت استراحت در محل کار به جای نشستن راه بروید.
    2. در صورتی که هیچ کار فیزیکی خاصی انجام نمی­دهید، انجام هر کار جسمانی می­تواند برای شما مفید باشد.
    3. سعی کنید که علاقمندی خود را پیدا کنید، کاری که از انجام مکرر آن خسته نشوید.
    4. ورزش و تغذیه­ی مناسب به شما کمک می­کند تا خواب بهتری داشته باشید و در نتیجه قدرت اراده شما افزایش خواهد یافت!
    جلسه 7
    I. بخش آموزشی
    A) در اینجا به مبحث قدرت اراده پایان دهید.
    1. به خاطر داشته باشید که این بخش از نظریه به ما نشان می­دهد که چگونه می­توانیم برای دستیابی به اهداف خویش مسیرها و شیوه­هایی را ابداع کنیم.
    2. همانگونه که پیش از این بیان شد، ما باید قادر به تصور مسیر خود به سوی اهداف باشیم و در بسیاری از موارد باید بیش از یک مسیر به سوی هدف بیابیم.
    B) علت نیاز به یافتن مسیرهای معتدد این است که در بسیاری از موارد ما با موانعی روبرو می­شویم که ما را از دستیابی به اهداف خود بازمی­دارند.
    1. ما این موانع را مسدود کننده ی اهداف یا سد راه اهداف می نامیم.
    2. وقتی ما به دنبال اهدافمان هستیم، موانع تا حدی تعیین کننده های قدرتمندی می باشند.

    • [--][--]این موانع اغلب مسیر ما را مسدود کرده و نیروی اراده­ی ما را کاهش می­دهند.
      [--]همچنین، هنگام رویارویی با چنین موانعی در پیگیری اهداف، ما اغلب بخشی از قدرت اراده­ی خود را از دست می­دهیم زیرا اینگونه به نظر می­رسد که انرژی صرف شده بیهوده به هدر رفته است و در این شرایط گاهی نداهای منفی درونی ما نیز آغاز می­شوند.

    3. به دلیل قدرت فراوانی که این موانع دارند، ما باید شیوه­های مناسبی برای رویاروی با آنها داشته باشیم. این همان موضوعی می­باشد که در این جلسه پیرامون آن صحبت خواهیم کرد – شیوه­های کاهش قدرت موانع و همچنین اجتناب از این موانع در صورت امکان.
    C) این بحث را با شیوه­ای برای اجتناب از موانع آغاز می­کنیم. بهترین شیوه برای دوری از موانع این است که مسیرهای متعددی برای دستیابی به هدف در نظر داشته باشید.
    1. سعی کنید به راه­های متعددی برای دستیابی به هدف خود بیاندیشید.
    2. در نتیجه، اگر بتوانید راه­های متعددی را متصور شوید، احتمال اینکه موانع شما را از رسیدن به هدفتان بازدارند کاهش می­یابد.
    3. گاهی اوقات علاوه بر انتخاب راه­های مختلف می­توانید به شیوه­های متفاوتی برای عبور از کنار یک مانع – در صورتی که راه را به طور کامل مسدود نکرده باشد – فکر کنید.
    (aدر این حالت، شما باید به راه­هایی برای دور زدن مانع بیاندیشید.
    D) در صورتی که مسیر هدف به طور کامل مسدود شده باشد باید چه کرد؟ هفته­ی اول را بخاطر آورید که پیرامون هیجانات منفی حاصل از اهدافی که موانعی برای آنها وجود دارد صحبت کردیم. بنابراین، چگونه می­توانید اثر و قدرت موانعی که در زندگی شما وجود دارد کاهش دهید تا در صورت رویارویی با آنها احساسات منفی داشته باشید. ما برای شما سه پیشنهاد داریم.
    1. پیشنهاد اول ما این است که منتظر موانع باشید.
    (a این بدان معنا نیست که باید درگیر نداهای منفی درونی خود مانند "دیگر نمی­توانم به هدفم برسم چون موانعی در مسیر آن وجود دارد" شوید.
    (bدر عوض، سعی کنید دشواری­های احتمالی در پیگیری اهداف خود را متصور شوید و برای مقابله با آنها برنامه­ریزی داشته باشید.
    (c در صورتی که منتظر موانع در زندگی باشید (چیزی که در زندگی همه وجود دارد)، پس دیگر این مشکلات را به خود نسبت نمی­دهید و آنها را خاص خود نمی­دانید.
    (d در پیگیری اهداف نیز منتظر مشکلات باشید و آنها را به دید مسائلی که باید حل شوند بنگرید.
    (eبدانید که موانع به شما و ویژگی­های فردی شما مربوط نمی­شوند.
    2. دومین پیشنهاد این است که سعی کنید از روند پیگیری اهداف خود لذت ببرید.
    (a همانگونه که پیش از این گفتیم رسیدن به اهداف احساس بسیار خوبی در شما ایجاد می­کند.
    (b اما، گاهی اوقات طی کردن مسیر نیز می­تواند لذت­بخش باشد، هر چند شاید این لذت کمتر از دستیابی به هدف باشد.
    (c اگر از فرآیند پیگیری هدف لذت ببرید حتی در صورتی که به دلیل وجود موانعی به هدف خود نرسید در طول این فرآیند لذت برده­اید.
    (dاگر از این فرآیند لذت نبرید، رویارویی با موانع برای شما بسیار دشوار خواهد بود زیرا شادی شما مشروط است.
    3. سومین پیشنهاد چیزی می­باشد که با آن آشنایی کافی دارید زیرا در هفته­ی اول در مورد آن صحبت کردیم – در صورتی که ابعاد مختلفی در زندگی داشته باشید و در این ابعاد اهداف مهم متعددی را پیگیری نمایید موانع کمتر شما را آزار خواهند داد.
    (a به این جمله فکر کنید – اهداف بیشتر = شانس بیشتری برای موفقیت.
    (b اگر ابعاد دیگری در زندگی داشته باشید و اهداف دیگری را پیگیری کنید که بدون مانع می­باشند در این صورت موانع اهمیت کمتری می­یابند.

    جلسه 8
    I. بخش آموزشی
    A) تفاوت میان لغزش و عقب­نشیتی در طول پیگیری هدف.
    B) تعاریف.
    1. عقب­نشیتی شامل دو مؤلفه است – عدم موفقیت در دنبال کردن تعهدات و شکست در دستیابی به هدف.
    (a تعریف لغزش – یک انحراف محدود از تعهدات، اما به دلیل اینکه این انحراف به لحاظ زمانی محدود و کوتاه است لزوماً دستیابی به هدف را تحت تأثیر قرار نمی­دهد.
    C) اکنون که تعاریفی از این واژه­ها ارائه شد، چگونه می­توان این مفاهیم را با مطالب آموخته شده در گروه و درس­هایی که شما باید از آن بیاموزید پیوند داد؟
    1. در صورتی که بخواهید درس­هایی که در این گروه آموخته­اید را در زندگی خود به کار گیرید، ممکن است با موانع و مشکلاتی روبرو شوید.
    (a هفته­ی گذشته در مورد موانع اهداف صحبت کردیم.
    (b گاهی اوقات، هنگامی که با موانع مواجه می­شویم می­توانیم راهبردهایی را که فراگرفته­ایم به کار بگیریم و موانع را دور بزنید و یا اهمیت آنها را کاهش دهیم تا هیجانات منفی کمتری تجربه کنیم.
    2. اما، گاهی اوقات هنگامی که با موانع روبرو می­شویم و یا به اهداف خود نمی­رسیم، به سختی می­توانیم از راهبردهایی که می­دانیم کاربردی هستند استفاده کنیم.
    (a گاهی اوقات موانع را خود ما ایجاد می­کنیم.
    (b به عنوان مثال، اگر ما به سختی می­توانیم انگیزه­ی خود را برای پیگیری هدف حفظ کنیم زیرا به افکار و صحبت­های درونی منفی دچار شده­ایم و یا در یافتن شیوه­هایی برای رسیدن به هدف دچار مشکل شده­ایم زیرا از راهبردهای خرده اهداف استفاده نمی­کنیم و در نتیجه موانعی را برای خود ایجاد می­کنیم.
    (c اغلب اوقات ما این لغزش­ها – یک انحراف جزئی از راهبردهایی که می­دانیم مؤثر هستند - را به عقب­نشیتی تبدیل می­کنیم.
    (d هنگامی که ما یک لغزش را تجربه می­کنیم و این فکر به ذهن ما راه می­یابد که "همه چیز را خراب کردم" و یا "می­دانستم نمی­توانم این کار را انجام دهم" و یا "من برای انجام این کار خوب نیستم" – ما در واقع آماده­ی تجربه کردن یک عقب­نشیتی هستیم.
    D) چگونه می­توان از تبدیل لغزش به عقب­نشیتی جلوگیری کرد؟
    1. این کار بسیار ساده است. اگر بدانید که ممکن است لغزش­هایی را تجربه کنید و این امر بسیار عادی است، خود را بخاطر این لغزش­ها سرزنش نخواهید کرد و در نتیجه آنها را به عقب­نشیتی تبدیل نخواهید کرد.
    2. اگر در مسیر اهداف خود لغزشی را تجربه کردید، به خود بگویید که این امر عادی است و مجدداً از راهبردهایی که آموخته­اید استفاده کنید.
    3. ماندن در یک لغزش وضعیت را بدتر خواهد کرد.


    [1] stretch goals

    [2] manageable goals




    اختصاصی همیاری

    ان شاء اله ادامه خواهد داشت...
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2015_07_12 در ساعت 16:14
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  2. مداخله امید( امید درمانی)  سپاس شده توسط nafasebahar,narges☺,niloofarabi,سجاد صالحی

  3. ارسال:2#
    محسن عزیزی آواتار ها
    مداخله¬ی امید
    جلسه اول
    دستور کار
    I. بخش آموزشی
    A. درمانگران خود را معرفی می¬کنند
    1. هر درمانگر باید معرفی کوتاهی در مورد خود انجام دهد، که شامل نام و تجارب آموزشی آنها است
    - به میان شرکت¬کنندگان بروید و نام¬های آنها را بپرسید
    - به آنها بگویید که هر چند در این جلسه فقط نام¬های آنها را می¬پرسید به زودی در مورد علت شرکت¬کردن آنها در این گروه نیز صحبت خواهید کرد
    2. زمانی را صرف ایجاد رابطه¬ای گرم و دوستانه با اعضای گروه کنید
    a. در مورد اهدافی که در این گروه دنبال خواهید کرد صحبت کنید به گونه¬ای که این تفکر به اعضای گروه منتقل شود که در جایی قرار دارند که برای هر فرد موقعیت ابراز خوشتن و شنیده شدن وجود دارد؛ جایی که افراد می¬توانند اهداف خود را به گونه¬ای برگزینند که احتمال رسیدن به آنها افزایش یابد.
    b. شما باید نقش رهبران را در گروه به خوبی درک کنید.
    1. این گروه ساخت¬یافته و به هدف ایجاد راهنمایی است. این بدان مفهوم است که هر هفته یک درس و برخی از اهدافی که در پی کسب آنها هستیم را به گروه ارائه خواهیم کرد. در نتیجه، سرپرستان گروه جریانات و موضوعات گروه را هدایت خواهند کرد. درس¬هایی که تدریس خواهند شد بر اساس پژوهش¬هایی می¬باشند که ما در مورد پیگیری موفق هدف و امید انجام داده¬ایم.
    2. برای حصول اطمینان از این مسئله که تمامی درس¬ها به طور کامل ارائه شده¬اند، سرپرستان گروه باید توجه کافی به زمان داشته باشند.
    3. بسیاری از شما با مسائلی دست و پنجه نرم می¬کنید که مدت زمانی طولانی در زندگانی شما وجود داشته¬اند. ما می¬دانیم که حل و رفع تمامی چیزهایی که شما را در زندگی آزار می¬دهند در طول یک شب و حتی این دوره¬ی هشت هفته¬ای برای ما امکان¬پذیر نمی¬باشد. اما ما می¬خواهیم مهارت¬هایی را به شما بیاموزیم که به شما در حل این مسائل در آینده کمک خواهند کرد. بنابراین، ما جریانات موجود در گروه را به گونه¬ای هدایت خواهیم کرد که مطمئن شویم تمامی مسائلی را که باید ارائه شوند مطرح نموده¬ایم و همچنین تمامی اعضای گروه موقعیت صحبت کردن را خواهند داشت.
    c. برای اینکه بتوان مکانی ایجاد نمود که در آن تمامی افراد از ابراز سخنان خود احساس امنیت دارند باید درک متقابلی میان اعضای گروه وجود داشته باشد.
    1. اول، یکی از مسائل مهم برای ما این است که افراد بتوانند اطلاعاتی که در دیگر مکان¬های قادر به ابراز آن نخواهند بود را با اعضای گروه به اشتراک بگذارند. بنابراین، باید سطح بالایی از اعتماد در گروه حفظ شود. آنچه که در گروه گفته می¬شود نباید در بیرون از گروه مطرح شود.
    2. دوم، هر یک از افرادی که در گروه حضور دارند چیز مهمی برای ارائه¬ به گروه دارند. تنها راه شنیدن این چیزهای مهم این است که به اعضای گروه شانس صحبت کردن و شنیده شدن را بدهیم. در نتیجه، باید از همه ¬بخواهیم که صحبت یکدیگر را قطع نکنند.
    3. در موقعیت¬هایی ممکن است شما با نظر برخی از دیگر اعضای گروه مخالف باشید. ما شما را به بحث در گروه تشویق می¬کنیم اما لطفاً مخالف¬های خود را به شیوه¬ای احترام آمیز مطرح کنید.
    4. در این گروه ما به فرد و آنچه که می¬تواند برای تغییر زندگی خود انجام دهد توجه خواهیم داشت. از اینرو، از اعضای گروه بخواهید از صحبت¬های کلی (پیرامون "مردم" و یا "جامعه") پرهیز کنند و به جای آن هنگام صحبت کردن در گروه خود را ابراز کنند.
    5. برای ایجاد تداوم در روند جلسات، به وقت¬شناسی توجه داشته باشید به جای اینکه منتظر اعضای گروه بمانید جلسات را به موقع آغاز و به موقع خاتمه دهید.
    6. سعی کنید از اعضای گروه بخواهید که به قوانین عمل کنند. از آنها بپرسید که آیا پیشنهاد خاصی دارند که باعث شود در گروه احساس راحت¬تری داشته باشند؟
    b. متوجه¬ی این واقعیت باشید که شرکت¬کنندگان ممکن است احساس پریشانی داشته باشند.
    - در مورد مشکلات حضور یافتن در گروه صحبت کنید.
    - احساسات اضطراب و یأس احتمالی موجود در گروه را ارزیابی کنید.
    - توضیح دهید که "ما معتقدیم احساسات منفی مانند پریشانی و اضطراب به این دلیل ایجاد می¬شوند که شما در پی انجام کاری در زندگی خود هستید که برای شما اهمیت دارد اما در انجام آن موفق نمی¬شوید. هر یک از شما ممکن است تا کنون این تجربه را داشته¬اید که هدفی و یا چیزی برای شما بسیار مهم بوده است اما نتوانسته¬اید راهی برای دستیابی به آن پیدا کنید. از دیدگاه ما این منشأ احساساتی مانند استرس و افسردگی است."
    - "گرچه مهارت¬هایی که ما در طول این هشت هفته به شما می¬آموزیم شما را در مقابل احساسات منفی ایمن نخواهد کرد، به اعتقاد ما این مهارت¬ها به شما کمک خواهند کرد تا احساسات منفی کمتر و همچنین با شدت کمتری را تجربه کنید."
    B. معرفی شکل گروه
    1. گروه به طور هفتگی و به مدت هشت هفته تشکیل خواهد شدو بنابراین، ما در طول دو ماه هر هفته یکدیگر را خواهیم دید.
    a. به میان شرکت¬کنندگان گروه بروید و نظر آنها را در مورد این هشت هفته بپرسید.
    b. از آنها بخواهید در صورتی که قادر به شرکت کردن در یک جلسه نیستند پیش از آن با سرپرستان تماس بگیرند و به آنها اطلاع دهند تا گروه نگران آنها نباشد.
    2. در هر جلسه چند کار باید انجام دهیم
    a. اول، کار خود را با مرور مهارت¬هایی که در هفته¬ی گذشته آموختیم آغاز می¬کنیم. بخشی از وقت جلسه را در مورد اینکه چگونه در هفته¬ی گذشته این مهارت¬ها در زندگی خود به کارگرفته¬اید صحبت خواهیم کرد. همچنین در مورد احساسات اعضای گروه و اینکه هفته¬ی گذشته برای آنها چگونه بود صحبت خواهیم کرد.
    b. سپس، یک مهارت جدید می¬آموزیم. هر هفته زمانی را صرف معرفی تکنیک جدیدی برای دستیابی به اهداف و کاهش احساسات منفی معرفی خواهیم کرد. ما سعی در ارائه¬ی مثال¬های خاصی از نحوه-ی به کارگیری این مهارت¬ها برای مسائل و چیزهایی که اعضای گروه هر روزه با آنها روبرو می¬شوند داریم.
    c. مهارت¬هایی که در اینجا آموزش داده می¬شوند بر اساس پژوهش¬هایی هستند که در مورد افراد امیدواری که به خوبی اهداف خود را پیگیری می¬کنند و خوشحال هستند و مهارت¬های مشترک آنها انجام شده¬اند. این مهارت¬ها موضوعی می¬باشند که در طول این هشت هفته به آنها می¬پردازیم.
    d. در طول برگزاری این جلسات، افراد به ابراز افکار و احساسات تشویق می¬شوند. به هر حال در صورتی که عضوی از گروه مایل به صحبت کردن در گروه نیست او را تحت فشار قرار ندهید. اینجا مکانی می¬باشد که شما باید در آن حس راحتی داشته باشید. امروز بیش از جلسات دیگر صحبت خواهیم کرد. هر هفته اطلاعاتی در اختیار گروه قرار خواهد گرفت اما بیشتر زمان گروه به تجاربی که اعضای گروه از کاربرد این اطلاعات کسب می¬کنند اختصاص خواهد یافت.
    e. در نهایت، تکلیفی به اعضای گروه داده می¬شود تا در طول این هفته روی آن کار کنند. این تکالیف هفتگی به آنها کمک خواهد کرد تا تکنیک¬ها را در زندگی روزمره¬ی خود به کار گیرید. انجام این تکالیف هفتگی بسیار مهم است. ما یک ساعت و نیم از زمان جلسه را هر هفته به این درس¬ها اختصاص خواهیم داد اما اگر این تنها زمانی باشد که اعضای گروه برای صرف تمرین این مهارت¬های جدید می¬کنند، فراگیری آنها دشوارتر خواهد بود. در طول یک هفته 168 ساعت وجود دارد و ما تنها دو ساعت را با اعضای گروه هستیم.
    C. معرفی نظریه¬ی امید
    1. امروز ما می¬خواهیم به شما در مورد مهارت¬هایی که در طول این دوره آموزش خواهم داد توضیحاتی ارائه دهیم. این مهارت¬ها در سه دسته جای می¬گیرند.
    2. در برخی از هفته¬ها ممکن است اینگونه به نظر برسد که درسی مناسب برخی از اعضای گروه نباشد. ممکن است آنها احساس کنند این مهارت¬ها را از قبل می¬دانند. در این شرایط باید دو چیز را به خاطر داشته باشید.
    a. شاید این دسته بتوانند در آموختن این مهارت¬ها به دیگر اعضای گروه کمک کنند زیرا تسلط کافی بر این مهارت ¬ها دارند.
    b. در هفته¬های بعد به طور حتم مهارت¬های معرفی خواهند شد که این دسته به آن نیاز دارند و برای آنها مفید هستند. آنها را به پیگیری جلسات ترغیب کنید.
    3. اهداف
    a. در اینجا ما می¬خواهیم زمانی کافی و قابل توجهی را در گروه به پرسش "شما چه می¬خواهید" اختصاص دهیم. ما به چیزهایی که افراد قصد دستیابی به آن و یا انجام آن را دارند هدف می¬گوییم. این چیزها ممکن است هر چیزی را در بر بگیرند مانند کاهش احساس افسردگی و یا ملاقات با افرادی جدید برای تصمیمات شغلی.
    b. ذکر این نکته از اهمیت بسزایی برخوردار است که اهداف تنها به محل کار و یا شغل مربوط نمی¬شوند. اهداف ممکن است ماهیتی هیجانی، معنوی، اجتماعی، شغلی و یا هر چیز دیگری داشته باشند.
    c. تمامی افراد به احتمال زیاد اهداف مختلفی دارند و این همان چیزی است که در گروه در مورد آن صحبت می¬کنیم. ممکن است اعضا احساس کنند که در حال حاضر هیچ هدفی به ذهنشان نمی¬رسد و یا نمی¬توانند به اهدافی که در ذهن دارند برسند و این همان مسئله¬ای است که ما مایلیم در مورد آن به آنها کمک کنیم.
    d. استعاره¬ی جستجوگر. اهداف ممکن است با آغاز جستجوگری شما شروع شوند. پس لازم است که تصمیماتی در مورد ماهیت، زمان، و مکان آن اتخاذ کنید. این کار مانند استفاده از قطب نما است. نکته: این گروه به اعضا کمک خواهد کرد تا اهداف بزرگتری را برگزینند و آنها را را به اهدافی قابل دسترسی تبدیل کنند.
    4. یافتن راه¬هایی برای دستیابی به اهداف و ایحاد انگیزش در خود.
    a. ما همچنین زمانی را صرف صحبت در مورد راه¬هایی برای رسیدن به اهداف خواهیم کرد. ما در اینجا بر برنامه¬ریزی و پیش¬بینی مسیرها و سپس رویارویی با موانع موجود بر سر راه اهداف تأکید داریم. ما این را به عنوان بخش waypower گروه می¬نامیم.
    b. سپس ما در مورد استراتژی¬هایی برای حفظ انرژی خود در طول پیگیری اهداف صحبت خواهیم کرد. در صورتی که احساس استرس و یا افسردگی داشته باشید پیگیری اهداف برای شما مشکل خواهد بود. ما راه-هایی را خواهیم یافت که به اعضا در حفظ انگیزش در پیگیری اهداف کمک خواهد کرد. . ما این را به عنوان بخش قدرت اراده گروه می¬نامیم. اما هنگامی که از قدرت اراده صحبت می¬کنیم این لزوماً به معنای پیگیری سریع اهداف نیست. قدرت اراده به معنای انگیزشی قدرت یافته برای پیگیری اهداف است.
    5. ثبت نام برای دریافت کمک
    a. اکنون می¬دانیم قرار است اعضا اطلاعاتی فراوانی دریافت ¬کنند. اینها همگی در طول هشت هفته¬ی آینده با یکدیگر جمع خواهند شد.
    b. خبر خوب این است که افراد با حضور در این گروه اقدامات مهمی را آغاز کرده¬اند و در حال انجام کارهای مهمی به طور مستقل هستند. آنها هدفی مبنی بر دریافت حمایت برگزیده و راهی برای دریافت آن حمایت یافته¬اند، و انگیزش خود را تا جایی حفظ کرده¬اند که همچنان در این گروه حضور دارند.
    II. بخش پردازش
    A. اکنون می¬خواهیم در مورد شما بیشتر بدانیم. لطفا احساس راحتی داشته باشید و نام خود و همچنین برخی از دلایلی که باعث شده است امشب در این جلسه حضور داشته باشید را بیان کنید.
    - حداقل اسم یک نفر را در گروه بپرسید تا آنها احساس راحتی بکنند اما برای دریافت اطلاعات آنها را تحت فشلر قرار ندهید.
    B. نسبت به اطلاعاتی که اعضای گروه به شما می¬دهند واکنش¬هایی نشان دهید.
    - شکل این جلسات از نظر شما چطور است؟
    - آیا این همان چیزی است که انتظار داشتید؟
    - آیا زمان تشکیل جلسه که به مدت هشت هفته ادامه خواهد داشت برای همه مناسب است؟
    III. بخش آموزشی
    A. برای آغاز کار با گروه باید اهدافی را که در می¬خواهیم در این گروه به آنها بپردازید معرفی کنیم.
    B. برای آغاز این کار، ما سه مفهوم را امشب به شما معرفی می¬کنیم. این درس¬ها به شما کمک می¬کنند تا به اهداف خود در زندگی فکر کنید. برای جلسه¬ی آینده¬ از شما می¬خواهیم که به سه چیز فکر کنید.
    1. اول، شما باید بتوانید لیستی تهیه کنید و اهداف خود را بنویسید.
    a. این به شما کمک می¬کند تا آنچه را که در زندگی در حال انجام دادن هستید را همواره در ذهن داشته باشید.
    b. شما می¬توانید سیر پیگیری اهداف مختلف خود را دنبال کنید.
    c. هنگامی که چندین هدف مهم دارید، احتمال دستیابی به موفقیت در یک حوزه برای شما بیشتر است.
    d. در اینجا مثالی را بررسی می¬کنیم و جیم و جان را با یکدیگر مقاسیه می¬کنیم. فرض کنید که هدف جیم گرفتن ارتقاء در شغل خود است. و اهداف جان نیز شامل گرفتن ارتقاء در شغل خود، یافتن یک دوست دختر خوب، و خریدن یک سگ است. اکنون هیچ یک از این دو موفق به کسب ارتقاء شغلی که در پی آن بودند نشده¬اند. بر اساس این اطلاعات – از نظر شما چه کسی برای رویارویی با ناراحتی ناشی از عدم دستیابی به ارتقاء شغلی مشکل بیشتری خواهد داشت؟ چرا؟
    2. دوم، باید سعی کنید اهدافی را حوزه¬های مختلف زندگی لیست کنید. اگر اهداف متعددی داشته باشید این اهداف در حوزه¬های مختلف زندگی قرار می¬گیرند. داشتن اهدافی در حوزه¬های شغلی، اجتماعی، آکادمیک؛ خانوادگی، و ورزشی شانس موفقیت شما را افزایش خواهد داد.
    3. سوم، باید لیست اهداف خود را بر اساس اولویت اهمیت آنها بنویسید.
    a. این به شما کمک خواهد کرد تا متوجه شوید که در هر بازه¬ی زمانی باید بیشتری توجه خود را به کدام هدف معطوف دارید.
    b. به تدریج از خود خواهید پرسید که در یک بازه¬ی زمانی خاص چه اهدافی واقعاً مهم هستند.
    IV. تکلیف خانه
    A. لیستی از اهدافی که مایلید به آنها دست یابید را تهیه کنید و این اهداف را بر اساس اولویت بنویسید. سعی کنید که اهداف شما حوزه¬های مختلف زندگی را شامل می¬شوند. اگر نوشتن اهداف برای شما دشوار است به آخرین هدفی فکر کنید که به خاطر می¬آورید و برای شما دارای اهمیت بود.
    B. در نهایت بر اهمیت پیوستگی در گروه تأکید کنید. شما می¬توانید قراردادهایی را برای رفتارها تعیین کنید تا تمامی اعضا احساس کنند که عملکرد آنها در گروه اهمیت دارد.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  4. مداخله امید( امید درمانی)  سپاس شده توسط niloofarabi,تیرا,سجاد صالحی

  5. ارسال:3#
    محسن عزیزی آواتار ها
    مداخله¬ی امید

    جلسه 2

    I. مرور تمرین¬های خانگی
    A. از هر فرد بخواهید که لیست اهداف خود را بر اساس اولویت بنویسد.
    B. تکالیف خانگی را بررسی کنید
    1. آیا نوشتن لیست اهداف کار دشواری است؟
    a. دشوارترین بخش تکالیف کجا بود؟
    b. چه چیزی به شما در انجام تکالیف کمک کرد؟ (در اینجا بر مؤلفه¬های موفقیت تأکید کنید – راه دستیابی به موفقیت).
    2. تمرکز بر اهداف در حوزه¬های مختلف زندگانی دشوار است یا آسان؟
    3. پس از نوشتن لیست اهداف چه احساسی داشتید؟
    4. آیا پس از نوشتن لیست اهداف هفته¬ی شما تغییری کرد یا خیر؟
    C. در اینجا زمانی را به صحبت کردن در مورد احساسات و افکار مربوط به انجام تکالیف اختصاص دهید.
    II. بخش آموزشی
    A. در هفته¬ی گذشته ما مقدمه¬ای کوتاه ارائه کردیم. یکی از مسائلی که در اینجا معرفی شد این بود که به اعتقاد ما هیجانات منفی از اهداف مسدود شده حاصل می¬شوند.
    1. به زمانی فکر کنید که در زندگی می¬خواستید کار مهمی را انجام دهید. بعد از رسیدن به این هدف چه احساسی داشتید؟
    a. نمونه¬هایی از موفقیت¬ها را ذکر کنید.
    b. بر رابطه¬ی میان دستیابی به هدف و احساس خوب تأکید کنید.
    2. اکنون به زمانی فکر کنید که در زندگی خود قادر به دست یافتن به چیزهایی که می¬خواستید نبودید. چه احساسی داشتید؟
    a. نمونه¬هایی از عدم موفقیت را از گروه بخواهید.
    b. بر رابطه¬ی میان عدم دستیابی به هدف و احساس بد تأکید کنید.
    3. اکنون دریافتیم که هنگامی که فکر کنید مشکلی وجود دارد و یا مسائل به خوبی پیش نمی¬رود، شما هیجانات (احساسات) منفی دارید. این امر ممکن است بر شما اثر بگذارد.
    a. بحث¬هایی در مورد اینکه چگونه تفکر در این موقعیت با عدم احساس خوب در رابطه می¬باشد مطرح کنید.
    b. ارتباط میان فکر و احساس را به خوبی توضیح دهید.
    c. گاهی اوقات، ما متوجه نیستیم که فکری داریم – زیرا این افکار به طور خودکار رخ می¬دهند. در چنین موردی ما فقط هیجانات را حس می¬کنیم. گاهی اوقات افکار تنها تصویری می¬باشند که از ذهن ما می¬گذرند و سپس ما هیجان را حس می¬کنیم.
    B. امروز می¬خواهیم در مورد شیوه¬هایی برای افزایش احتمال موفقیت در دستیابی به اهداف صحبت کنیم. استراتژی¬هایی وجود دارند که شما با استفاده از آنها می¬توانید در هنگام هدف گزینی اهداف را قابل دسترسی سازید. هنگامی که اهداف شما قابل دسترسی باشند، شما نیز هیجانات مثبت مربوط به موفقیت را تجربه خواهید کرد.
    1. هفته¬ی گذشته برخی از شیوه¬هایی که دستیابی به هدف را برای شما آسان می¬سازد را معرفی نمودیم.
    2. ما در مورد نوشتن لیست اهداف به هدف مشاهده¬ی آنها، داشتن اهداف متعدد در حوزه¬های مختلف زندگی، و اولویت¬بندی اهداف برای اینکه بدانیم در یک بازه زمانی باید بر چه هدفی متمرکز شویم صحبت کردیم.
    3. امروز می¬خواهیم در مورد چگونگی اثرپذیری انگیزش نسبت به هدف از هدف¬گزینی صحبت کنیم.
    C. ما انگیزشی که شما را به سوی هدفتان می¬کشاند قدرت اراده در پیگیری هدف می¬نامیم.
    1. نوع تفکرات ما در مورد اهدافمان می¬تواند انرژی لازم برای پیگیری آن اهداف را در ما تقویت کند و یا این افکار می¬تواند احساس شکست و عدم توانایی در پیگیری اهداف را به ما منتقل کنند.
    2. امروز در مورد دو شیوه¬ی مختلف برای هدف گزینی که به افزایش انرژی ذهنی و یا قدرت ارائه جهت پیگیری اهداف منجر می¬شوند صحبت خواهیم کرد.
    D. به عنوان اولین مرحله در افزایش قدرت اراده از طریق هدف¬گزینی شما باید از این امر مطمئن شوید که هدف شما همان چیزی می¬باشد که در پی دستیابی به آن هستید و برای شما اهمیت دارد.
    1. ممکن است به خود بگویید که به طور حتم هنگامی که فردی هدفی را انتخاب می¬کند حتماً آن هدف برای او اهمیت دارد؛ اما این امر همواره صحیح نیست.
    2. گاهی اوقات ما اهدافی را انتخاب می¬کنیم که تصور می¬کنیم دیگران را خوشحال خواهند کرد.
    a. ممکن است اهدافی را انتخاب کنیم که والدینمان را خوشحال کند – نمونه¬هایی از گروه بخواهید و در این مورد صحبت کنید (مانند انتخاب یک شغل، یافتن فردی برای ارتباط، داشتن ارتباط خوب با خواهر و برادر).
    b. ممکن است اهدافی را انتخاب کنیم که باعث شوند والدین و یا دوستانمان ما را بیشتر دوست داشته باشند – مجدداً نمونه¬هایی را از گروه بخواهید – مانند درآمد بیشتر، تناسب اندام، انتخاب یک سرگرمی جدید.
    3. باید میان کارهایی که ما برای خود و دیگران انجام می¬دهیم تعادلی وجود داشته باشد.
    a. یکی از راه¬های ارزیابی این تعادل این است که ببینیم آیا هدفی که در پی دستیابی به آن هستیم برای خودمان اهمیت دارد؟ اگر هدف برای خودمان اهمیت دارد و همچنین دیگران را نیز خوشحال می¬کند پس هدف مناسبی برگزیده¬ایم.
    b. در بسیاری از موارد ما معنای زندگی خود را در کارهایی که برای دیگران انجام می¬دهیم می¬یابیم و این معنا در زندگی برای ما اهمیت بسیاری می¬یابد. بنابراین، در این مورد انجام کاری برای دیگران می¬تواند هدف خوبی برای شما باشد.
    c. اما، اگر هدف شما صرفاً دیگران را خوشحال می¬کند و برای شما معنایی ندارد حفظ انگیزش برای پیگیری آن دشوار خواهد بود.
    E. مسئله¬ی دیگری که بر سطح انگیزی شما نسبت به اهداف اثر می¬گذارد چالش¬انگیز بودن اهداف برای شما می¬باشد.
    1. هنگامی که هدف انتخابی شما به میزان کافی چالش انگیی نیست انگیزش شما برای پیگیری آن هدف کاهش می¬یابد.
    a. در اینجا می¬خواهیم مثالی را بررسی کنیم. فرض کنید که من تصمیم می¬گیرم که هر روز پنج صفحه از کتاب جدیدی که خریده¬ام را مطالعه کنم. این هدف چالش خاصی برای من ندارد، خب اگر من این هدف را به عنوان مهم¬ترین هدف روز خود برگزینم چه اتفاقی رخ خواهد داد؟
    b. در مورد احتمالات صحبت کنید – رها کردن هدف و هدر دادن بخشی از زمان خود، دستیابی به هدف بدون تجربه¬ی احساس خوب، از دست دادن اهداف دیگری که می¬توانستیم در این مدت به آنها برسیم.
    2. از سویی دیگر، اگر شما هدفی را انتخاب کنید که چالش فراوانی در بر داشته باشد این وضعیت ممکن است تمامی انگیزش شما را نسبت به هدف از بین ببرد.
    a. اگر به جای هدف خواندن روزانه پنج صفحه از یک کتاب به طور تصمیم بگیریم که 300 صفحه را در یک روز بخوانیم چه اتفاقی خواهد افتاد؟
    b. در مورد احتمالات صحبت کنید – فرد هدف را دنبال خواهد کرد اما قبل از دستیابی به آن خسته خواهد شد، احساس شکست خواهد کرد و دیگر هیچگاه به سمت آن هدف نخواهد رفت زیرا از آن ترسیده است، برای مدتی پیشرفت خوبی به سوی هدف خواهد داشت اما به تدریج آن را رها خواهد کرد زیرا از آن خسته می¬شود.
    3. از اینرو، نکته¬ی مورد نظر این است که بهتر است اهدافی را برگزینید که "اهداف ارتجاعی" باشند و یا صرفاً "اهداف قابل دسترسی" باشند. اهدافی که شما را به سوی تلاش کردن سوق می¬دهند اما در شما حس شکست ایجاد نمی¬کنند.
    a. یک U وارونه بر روی تخته بکشید.
    b. و توضیح دهید که اگر اهداف بر روی دو سر U قرار گیرند احتمال دستیابی به آنها کمتر است.
    4. گاهی اوقات می¬توان با بررسی یک پیشرفت اهدافی ارتجاعی را برگزید. در اینجا نمونه¬ای از ورزش ذکر می¬کنیم.
    a. در طول اولین هفته¬ی ورزش، در صورتی که پیش از این هیچ ورزش خاصی انجام نمی¬دادید با روزانه 10 دقیقه ورزش آغاز کنید.
    b. سپس می¬توانید تلاش خود را افزایش دهید تا اهداف شما چالش انگیزی باقی مانده و شما از آنها خسته نشوید.
    c. آن دسته از اعضای گروه را که موفق به انجام این کار شده¬اند تشویق کنید.
    F. درس را مرور کنید:
    1. اهداف باید برای شما اهمیت کافی داشته باشند تا برای شما هیجانات و احساسات مثبت ناشی از دستیابی به هدف را در پی داشته باشند. با بررسی دو مورد مطمئن شوید که هدف برای شما اهمیت کافی دارد:
    a. این هدف را چه کسی برگزیده است؟ ممکن است هدف شما دیگران را نیز خوشحال کند اما اگر توسط خود شما انتخاب شده باشد باید خود شما را نیز خوشحال کند و برایتان حائز اهمیت باشد.
    b. آیا اهداف خود را بازنگری و ارزیابی مجدد نموده¬اید؟ هدفی که شما را در یک بازه زمانی خوشحال و راضی کند ممکن اثر کمی بر شما داشته باشد و یا حتی در بازه¬ای دیگر از زندگی برای شما خوشایند نباشد. دلایل انتخاب هدف خود را به خوبی بررسی کنید – آیا این دلایل در شرایط کنونی شما منطقی و معنادار به نظر می¬رسد؟
    2. مطمئن شوید که اهداف شما بدون ایجاد حس شکست برای شما چالش انگیز می¬باشند. از خود بپرسید که آیا برای دستیابی به هدف خود تلاش می¬کنید؟
    III. بخش پردازش
    A. در مورد دیگر نمونه¬هایی که افراد اهدافی را انتخاب می¬کنند که برای آنها از اهمیت کافی برخوردار نیست صحبت کنید.
    1. عدم داشتن گرایش نسبت به هیچ چیز در زندگی.
    2. داشتن اهداف متعدد به گونه¬ای که تمرکز بر اهداف مهم دشوار باشد.
    B. در مورد اهدافی که اعضای گروه انتخاب کرده¬اند صحبت کنید.
    1. آیا این اهداف برای شما مهم می¬باشند؟
    2. آیا با شرکت کردن در این جلسات اهمیت هدفی برای شما افزایش یا کاهش یافته است؟
    3. آیا اهداف شما اهداف ارتجاعی و یا قابل دسترسی هستند؟
    IV. تکلیف خانه
    A. یکی از تکالیفی که برای افراد بسیار دشوار می¬باشد اولویت بندی اهداف است.
    1. اکنون می¬توانید به خوبی درک کنید که چرا باید بدانید که کدام هدف برای شما مهم¬تر است.
    2. کاری که از شما می¬خواهیم به عنوان تکلیف خانه انجام دهید این است که هدفی انتخاب کنید که دوست دارید در شش هفته¬ی آینده بر آن متمرکز شوید.
    3. باید در مورد انتخاب خود خوب فکر کنید و مطمئن شوید که این هدف برای شما از اهمیت کافی برخوردار است.
    4. می¬توانید در خانه برای خود U معکوس را بکشید و نقطه¬ای را که هدف شما در آنجا قرار می¬گیرد مشخص کنید. آیا موقعیت هدف شما با گذشت زمان تغییر می¬کند؟
    B. تمامی سؤالات احتمالی را پاسخ دهید و با تمامی دغدغه¬های خود روبرو شوید.

    تکلیف خانه جلسه 2

    یکی از اهدافی را که مایلید در شش هفته¬ی آینده به آن بپردازید را در نظر بگیرید.
    در مورد انتخاب خود فکر کنید و مطمئن شوید که این هدف برای شما اهمیت کافی دارد.
    1. هدف را چه کسی انتخاب کرده است؟
    2. آیا چیزهایی که برای شما ارزشمند هستند را با این هدف به دست می¬آورید؟
    می¬توانید نمودار U معکوس را برای خود رسم کنید و مکانی را که فکر می¬کنید هدف شما در آنجا قرار می-گیرد مشخص کنید.
    1. آیا هدف شما در حیطه¬ی اهداف چالش انگیز بدون ایجاد حس شکست قرار می¬گیرد؟
    2. آیا موقعیت هدف شما در نمودار U معکوس در طول زمان تغییر می¬کند؟
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  6. مداخله امید( امید درمانی)  سپاس شده توسط niloofarabi,تیرا

  7. ارسال:4#
    محسن عزیزی آواتار ها
    مداخله¬ی امید


    دستور کار جلسه 3


    I. مرور تکلیف خانه
    A. از تمامی اعضای گروه بخواهید که در مورد هدفی که برای شش هفته¬ی آینده انتخاب کرده¬اند صحبت کنند.
    1. چرا این هدف را انتخاب کردید؟
    2. چرا این هدف در این بازه¬ی در زندگی شما اهمیت دارد؟
    B. پیشرفت هدف را بررسی کنید.
    1. از اعضای گروه بخواهید تا در مورد پیشرفت¬هایی که در طول هفته¬ی گذشته به سوی هدف انتخابی خود داشته¬اند صحبت کنند.
    2. در مورد اینکه هر فرد در پایان این شش هفته دوست دارد چه میزان پیشرفتی به سوی هدف خود داشته باشد صحبت کنید.
    C. در مورد رابطه¬ی میان تفکر در مورد هدف و انرژی لازم برای پیگیری هدف صحبت کنید.
    1. آیا از دیدگاه اعضای گروه آن هدف ارتجاعی قدرت اراده¬ی بیشتری را نسبت به دیگر اهداف در دو سر نمودار U شکل فراهم آورده است؟
    2. آیا اعضای گروه رابطه¬ای میان اهدافی که برای خود انتخاب می¬کنند و انرژی فردی خویش در پیگیری این اهداف مشاهده می¬کنند؟
    II. بخش آموزشی
    A. مروری از هفته¬ی گذشته
    1. هفته¬ی گذشته گفتیم که احساس شکست می¬تواند به هیجانات منفی منجر شود.
    2. بنابراین، ما در مورد شیوه¬هایی برای تفکر در مورد اهداف برای اینکه این تجربه را به عنوان یک موفقیت درک کنید صحبت کردیم.
    a. ما به شما گفتیم که اگر اهداف شما چالش¬انگیز باشند و شما به این اهداف دست یابید، احساس موفقیت را تجربه خواهید کرد.
    b. ما همچنین به شما گفتیم که اگر اهداف شما برایتان حائز اهمیت باشند در صورت دستیابی به آنها احساس موفقیت خواهید داشت.
    B. آنچه که امروز می¬خواهیم در مورد آن صحبت کنیم شیوه¬هایی برای افزایش احتمال دستیابی به اهداف است. ما همچنین می¬خواهیم در مورد شیوه¬هایی برای دریافت بیشترین فایده از موفقیت¬ها به گونه¬ای که شما هیجانات مثبت حاصل از موفقیت را درک کنید. امروز در مورد سه راهبرد (استراتژی) صحبت خواهیم کرد.
    C. اولین استراتژی برگزیدن اهداف به شیوه¬ای ملموس و با تعیین نقاط پایان است. این استراتژی شاید برای شما تکراری به نظر برسد اما اثرات مهمی می¬تواند در پی داشته باشد.
    1. اول، در مورد معنای ملموس و نقاط پایانی صحبت می¬کنیم.
    a. اهداف ملموس با نقاط پایان اهدافی هستند که می¬توان آنها را به آسانی ارزیابی کرد.
    b. یکی از سؤالاتی که همواره می¬توانید در تعیین اهداف ملموس از خود بپرسید این است که "چگونه متوجه می¬شوم که هدفم رسیده¬ام؟"
    c. به عنوان مثال، هدف دستیابی به احساس بهتر را در نظر بگیرید
    d. چگونه متوجه می¬شوید که به این هدف رسیده¬اید؟
    e. سؤال دیگری که می¬توانید از خود بپرسید این است که "هنگامی که به این هدف برسم چه اتفاقی می-افتد؟"
    f. هنگامی که احساس بهتری دارم چه اتفاقی می¬افتد؟
    g. اگر هدفی ملموس باشد، پس دیگر افراد نیز باید قادر به سنجش پیشرفت هدف برای شما باشند.
    2. دلیل اهمیت تعیین نقطه¬ پایان برای هدف این است که هنگامی که شما نقطه پایانی برای هدف خود مشخص می¬کنید، احتمال تجربه¬ی موفقیت برای شما افزایش می¬یابد. همانگونه که پیش ا زاین توضیح دادیم، درک موفقیت به هیجانات مثبت منجر می¬شود.
    a. اگر هدف من این باشد که هر روز به پیاده¬روی برم، پس هر روز شانس درک موفقیت را خواهم داشت.
    b. اگر هدف من این باشد که بقیه¬ی عمر خود را سالم زندگی کنم هیچگاه احساس موفقیت را تجربه نخواهم کرد.
    D. دومین استراتژی که در مورد آن صحبت خواهیم کرد انتخاب اهداف در یک چهارچوب دستیابی می¬باشد. هنگامی که اهداف در یک چهارچوب دستیابی تعیین می¬شوند، نسبت به چهارچوب اجتنابی، انتخاب اهداف ملموس آسان¬تر خواهد بود.
    1. چهارچوب دستیابی به معنای این است که هدف انتخابی شما چیزی می¬باشد که باید به آن برسید و یا آن را به دست آورید.
    2. چهارچوب اجتنابی به این مفهوم است که شما سعی در اجتناب و با دوری از چیزی را دارید. دلیل کمتر بودن احتمال موفقیت در چهارچوب اجتنابی نسبت به چهارچوب دستیابی این است که موفقیت در زمینه¬ی اجتناب و انجام ندادن چیزی هیچگاه صد در صد نیست.
    a. به عنوان مثال سیگار کشیدن را در نظر بگیرید. فرض کنید که هدف شما ترک کردن سیگار است. چه هنگامی متوجه می¬شوید که به هدف خود دست یافته¬اید؟
    b. اگر به مدت 5 روز اصلاً سیگار نکشیدید آیا به هدف خود رسیده¬اید؟ پنج هفته چطور؟ ماه¬ها؟ سال¬ها؟
    c. بنابراین متوجه¬ی مشکل مورد نظر ما شده¬اید. هنگامی که اهدافی در چهارچوب اجتنابی انتخاب می¬کنید هیچگاه هیجانات مثبت ناشی از موفقیت را تجربه نخواهید کرد.
    3. علاوه بر این، هنگامی که ما از چهارچوب¬های اجتنابی استفاده می¬کنیم نه تنها موفقیت را تجربه نمی¬کنیم ممکن است هیجانات منفی حاصل از درک شکست را نیز احساس کنیم.
    4. چگونه می¬توان هدفی مانند "ترک سیگار" را در چهارچوب دستیابی قرار داد؟ (کم کردن تعداد سیگارها در روز، اول یک پاکت در روز، سپس نصف پاکت و به همین ترتیب، جایگزین کردن فعالیت¬های دیگر و غیره).
    E. سومین استراتژی که می¬خواهیم امروز در مورد آن صحبت کنیم ایجاد خرده اهداف است.
    1. همانگونه که تا کنون متوجه شده¬ایم در این گروه افراد اهداف بسیار بزرگ دارند که برای آنها دشوار به نظر می¬رسند (در اینجا چند نمونه از گروه ذکر کنید – مانند احساس ارزشمندی، افزایش صبر، یافتن فردی برای داشتن یک رابطه¬ی رمانتیک).
    2. گاهی اوقات هنگامی که اهداف واقعاً بزرگ هستند، به تدریج این حس را در ما ایجاد می¬کنند که دستیابی به آنها غیرممکن است و باعث می¬شوند که ما دست از تلاش بکشیم.
    3. یکی از راه¬های مقابله با این مشکل این است که اهداف بزرگ را به اهداف کوچکتر قابل دسترسی تقسیم کنیم. به این صورت ما در مسیر دستیابی به آن هدف بزرگتر موفقیت¬های کوچکتری را تجربه خواهیم کرد.
    4. شما می¬توانید این خرده اهداف را به عنوان گام¬هایی به سوی هدف نهایی خود در نظر بگیرید. سعی کنید این ترتیب این گام¬ها و مراحل را حفظ کنید تا همواره بدانید که در سیر دستیابی به هدف در چه نقطه¬ای قرار دارید.
    5. برای هر گام یک مدت زمان مشخص مشخص کنید تا بتوانید سیر پیشرفت و موفقیت خود را مشاهده کنید.
    F. در اینجا جلسه¬ی امشب را مرور می¬کنیم. در این جلسه ما در مورد سه استراتژی برای انتخاب اهداف صحبت کردیم که امکان موفقیت و در نتیجه تجربه¬ی هیجانات مثبت ناشی از آن را برای شما افزایش می-دهند.
    1. استراتژی اول تعیین بازه¬های زمانی و نقاط پایانی مشخص برای اهداف است.
    2. استراتژی دوم استفاده از یک چهارچوب دستیابی برای اهداف است.
    3. استراتژی سوم تقسیم اهداف بزرگتر به خرده اهداف است.
    III. بخش پردازش
    A. در مورد افکار و نظرات گروه پیرامون استراتژی¬ها صحبت کنید.
    B. سعی کنید تمامی افرادی که مایل به صحبت کردن هستند شانس مشارکت داشته باشند.
    C. در مورد مشکلات مربوط به استفاده از این استراتژی¬ها صحبت کنید.
    D. در مورد واکنش¬های اعضای گروه نسبت به پیشرفت آنها تا کنون صحبت کنید – آیا این کار مفید به نظر می¬رسد؟ آیا می¬توانید اهداف خود را در این چهارچوب قرار دهید؟
    IV. تکلیف خانگی
    A. شما به عنوان تکلیف هفته¬ی آینده باید لیستی از اهدافی که امشب به آنها فکر کردید تهیه کنید و از استراتژی¬های ذکر شده برای بهبود اهداف خود استفاده کنید.
    1. اهداف خود را به صورت ملموس و با نقاط پایان مشخص تعیین کنید.
    - به خاطر داشته باشید که این دو سؤال را از خود بپرسید:
    - چگونه می¬توانم بفهمم که به هدفم رسیده¬ام؟
    - هنگامی که به این هدف برسم چه اتفاقی می¬افتد؟
    2. از یک چهارچوب دستیابی برای تعریف اهداف خود استفاده کنید:
    - از خود بپرسید:
    - چگونه می¬توانم با هدف خود به چیزی برسم یا چیزی را به دست آورم؟
    - چگونه می¬توانم هدف جایگزینی را برای خود تعیین کنم؟
    3. اهداف خود را به خرده اهداف کوچک¬تر تقسیم کنید.
    - آیا این گام¬ها شما را به سوی موفقیت در هدف بزرگ¬تر هدایت می¬کنند؟
    - آیا می¬توانید در مسیر دستیابی به هدف بزرگ خود اهداف کوچکتری برای خود تعیین کنید؟
    B. در پایان جلسه از سعی و تلاش اعضای گروه و همچنین مشارکت آنها در طول جلسه تشکر کنید. مجدداً بر اهمیت پیگیری جلسات تأکید کنید.
    بهبود و تطبیق اهداف
    1. اهداف خود را به صورتی ملموس با نقطه¬ پایان مشخص تعیین کنید.
    - چگونه متوجه شوم که به هدفم رسیده¬ام؟
    - هنگامی که به هدفم برسم چه اتفاقی خواهد افتاد؟
    2. برای تعیین اهداف خود از یک چهارچوب دستیابی استفاده کنید.
    - چگونه می¬توانم با هدف خود به چیزی برسم و یا چیزی را به دست آورم؟
    - چگونه می¬توانم جایگزینی برای هدف خود تعیین کنم؟
    3. اهداف خود را به خرده اهداف جزئی تر تقسیم کنید.
    - آیا این گام¬ها و مراحل (خرده اهداف) من را به سوی موفقیت سوق می¬دهد؟
    - آیا اهداف کوچکتری در مسیر هدف بزرگتر من وجود دارد؟
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  8. مداخله امید( امید درمانی)  سپاس شده توسط niloofarabi

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •