تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




بداخلاقی شوهر و وابستگی به مادر زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:hiva
آخرین ارسال:zohree
پاسخ ها 11

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

بداخلاقی شوهر و وابستگی به مادر

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    همسر من خیلی اخلاق متغیری داره و شدیدا به مادرش وابسته هست. خیلی خشن هست حتی در محیط کارش خشونت فیزیکی و عصبانیت و داد و بیدادهاش معروفه.. متاسفانه من رو هم هرزگاهی (حداقل هفته یک بار) بی بهره نمی ذاره. ما در یک طبقه زندگی می کنیم و مادرش در طبقه دیگه .. متاسفانه مادرش خیلی پر روه و هر امکانات شخصی ما رو متعلق به خودش می دونه.. مثلا به خودش اجازه می ده حداقل یک بار تو روز از ماشین ما خودش و برادرشوهرم استفاده کنن حتی می برن شب میارن و ..همسرم هم در جواب اعتراض من میگه مادرمه و حقشه و .. و جالبه اینقدر عصبی میشه که هر حرکت خشنی ازش سر می زنه.. اصلا درک نمی کنه منو و دارم از تنهایی و غصه می پوسم.. کمکم کنید..
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    rahaii آواتار ها
    سلام دوست عزيز به همياري خوش آمدين:

    شما و همسرتون چند سالتونه؟ ميزان تحصيلات؟ چطوري باهم آشنا شدين؟ ايشون از اول اينطوري بودن يا نه؟ چند وقته ازدواج كردين؟ فرزند دارين؟ در دوران نامزدي رفتارشون چطور بود؟ رفتار خانواده همسرتون با شما چطوره؟ عكس العمل شما وقتي ايشون عصباني ميشن چيه؟ تا حالا با خودشون در مورد عصباني شدنشون حرف زدين؟ 
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    سلام دوست عزیز.
    ایشون از همون ابتدای ازدواج اتون اینجوری بودند یا اخیرا این اتفاق افتاده است ؟ایشون فرزند چندم خانواده هستند ؟امکان اینکه در جایی دیگری منزل بگیرید براتون مقدور نیست ؟در چه مواقعی حالشون خوبه و به حرف شما گوش میدهند ؟از شما چه انتظاراتی دارند ؟آیا شما نیازهای روحی و جسمی ایشون را کامل برآورده میکنید ؟ببینید در خانواده اشون به چه نیازهای ایشون پاسخ داده میشه که ایشون اینقدر تابع اونها هستند(مثلا نیاز به احترام ،نیاز به محبت ودوست داشته شدن و ...)
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:4#
    با سلام و ممنون از پیگیریتون
    من 28 ساله و همسرم 34 ساله خواستگاری رسمی بود آشنایی ما که پی جواب منفی ما ایشون و بخصوص مادرش اینقدر پیگیر شدن که بالاخره ازدواج کردیم.. دوران عقد فوق العاده ای داشتیم 2 سال و هیچ وقت خشونت در اون دوران ازش ندیدم.. اما پس از عروسی اخلاقش از همون هفته اول چنان تغییر کرد که بلافاصله می خواستم طلاق بگیرم! باورنکدنی بود داشتیم تو خیابون راه می رفتیم آدرس رو گم کرده بود چنان بلند بلند فحش ناموسی به من و همه می داد که داشتم آب می شدم گریه زاریش به کنار!! هردومون فوق لیسانسیم من فوق مکانیک ولی ایشون الهیات. بچه هم نداریم. از لحاظ برآورده شدن نیاز هم شاید صحیح نباشه مستقیم بگم اما همینقدر بگم که من شدیدا" گرم هستم و ایشون از من ضعیفتر هستن و خیلی وقتها توان پاسخ گویی به من رو ندارن و من تحمل می کنم.. در خانوادشون بیشتر محبت ظاهری الکی هستش مثلا مادرشون قربون صدقه اش میره و ایشونو بهترین و کمک حالترین بچه اش می دونه اما فقط کافیه سرما بخوره یک هفته یه سر بهش نمی زنه! در حالی که من خودمو پرپر می کنم براش!! خیلی هم ازش میخوایم بریم اما متاسفانه حس می کنم به دلیل اینکه نمی خواد از مزایای این خونه و یا شاید وابستگی به مادرش قبول نمی کنه. امکانشو داریم که یه آپارتمان مستقل داشته باشیم اما قبول نمی کنه.. خیلی خشنه.. عکس العمل من هم در مقابل خشونتش فقط بستن گوشها و گریه هستش حتی گاهی میگه اگریه کنی می کشمت و حق گریه کردن هم ندارم..! بعدا خودش پشیمون میشه اما خیلی زود دوباره وحشی میشه سر هیچ و پوچ.. کمکم کنید.. چه می تونم بکنم؟
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:5#
    محیا مودت آواتار ها
    جز کاش گفتن چی دارم بگم کاش  که مشکلت برطرف بشه من نمیدونم چطو میشه درسش کرد
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:6#
    می بینید چه گیری کردم.. بچه ها دعا کنید برام.. اگه هم فکری به ذهنتون میرسه راهنماییم کنید.. توان طلاق کشی و بی آبرویی و .. ندارم.. از این ور هم گیر یه سری آدم خودبین خودخواه افتادم که فقط خودشونو می بینن..
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:7#
    محیا مودت آواتار ها
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:8#
    سلام دوست گرامی
    اول از همه به شما تبریک میگم که با صبوری کامل ایشون را تحمل میکنید مطمئنا شرایط سختی دارید ولی خب ناامید هم نباشید بلاخره برای هر مشکلی یک راه حل هست پس سعی کنید که امیدتون را از دست ندید و فعلا به طلاق فکر نکنید .در ابتدا باید متدکر بشم که سعی کنید که این مساله را باور کنید که مشکل ساز اصلی شما نیستید و لقب هایی که ایشون در هنگام عصبانیت به شما میزند (مانند بی لیاقت و ..)را باورنکنید و اونها را به مشکل شخصتی خود ایشون نسبت بدید و از تحقیرهای ایشون نسبت به خودتون به این باور نرسید که مشکل از شماست...در واقع شاید بخاطر اعتماد به نفس پایین خود ایشون باشه بهرحال خشم دلایل مختلفی داره که در ادامه  بیشتر براتون توضیح میدم
    در ابتدا کمی در مورد خشم براتون میگم خشم ممکنه علت بیولوژیکی یا روانی داشته باشه برخی از افراد به علت کودکی سخت و محیط ناایمنی که در آن بزرگ شدند و الگوگیری از پدر خشمگین ویا نقص در عملکرد قطعه پیشانی مغز، آمادگی بیشتری برای خشم دارند از طرفی افراد پرخاشگر دو ویژگی بارزدارند یکی اینکه چارچوب های غیرمنطقی و باید و نبایدهای غیرمنطقی در ذهن اشون شکل گرفته و دوم اینکه یک سری افکار ملامتگر در ذهن اشون وجود داره(افکار ملامتگر مثل این که :فلانی عمدا اون کار را انجام داد  یا افکاری که سعی دارند که دیگران را مورد سرزنش قرار بدهند که دقت و اغراق نکردن مهمترین کلید مقابله با خشم در این حالت است ) که این فکرها را به صورت فرافکنی به دیگران انتقال می دهند.در مورد چارچوب های ذهنی غلط فرد به صورت حق به جانب از دیگران انتقاد میکند و افکار حالت جزمی پیدا می کنند مثلا در ذهن ایشون ممکنه این باید و نبایدها شکل گرفته باشه؟که
    دیگران "باید" با ملاحظه و مهربانی با من برخورد کنند و...که برای مبارزه با این بایدو نبایدها مطلق و جزمی همسرتون نیاز به آموزش و رواندرمانی و تمرین دارند  چند نکته هم در اخر متذکر میشم مثل اینکه
    1-در مواقع عصبانیت همسرتون زود حق را به خود ندهید و علت ناراحتی همسرتون را بررسی نمایید شاید واقعا حق با همسرتون باشه
    2-منحرف کردن  بحث:مثلا زمانی که طرف مقابل اتون قصد تحقیر شما رادارد شما بگید :دوست ندارم این بحث را ادامه بدم
    یا حرفات داره منو ناراحت میکنه(بیان احساس خودتان)
    3-راه حل دیگه درنگ کردن است یعنی در مواقع عصبانیت شما پاسخی نمی دهید و آن را به زمانی در آینده موکولش کنید
    4-راهکار دیگه این هست که وقتی همسرتون از موردی عصبانی هست خوب به حرفاش گوش دهید تا نکته حق به جانبی را از او پیدا کنید بعد بگید که من با این قسمت از حرف ات موافق ام مثلا من با اینکه من با مادرت بد هستم موافقم ولی(در اینجا ناراحتی خودتون را بیان کنید)مادرتون هم در کارهای شخصی ما دخالت میکند در اینصورت حرف خودتون را هم به او زدید
    5- هرگاه احساس كرديد كه تهاجم او دارد شكل مي‌گيرد:
    نشانه‌هاي پرخاشگري را كه در رفتار او مي‌بينيد با او در ميان بگذاريد.
    6-به او درزمانی که عصبانی نیست و رفتار خوبی داره این جمله ها رابگید : عزیزم چقدر خوشحال میشم که تو خونه رو پر از ارامش برای من میکنی....

    وقتی کارت  تموم میشه  همش چشم انتظار این هستم که زودتر بیای خونه تا باهم اوقات خوشی را سپری کنیم.
    در اخر هم این نکته را متذکر بشم که تغییر این رفتار نیاز به صبر و گذشت زمان داره پس امید خودتون را از دست ندهید و بانرمش و صبوری سعی کنید که رفتار خشم ایشون را تغییر دهید در ضمن سعی کنید که در هنگام عصبانیت ایشون گریه نکنید و محل را ترک کنید و به محل دیگری بروید تا هیجانات خشم ایشون تخلیه شود و شمارا مورد عنایت قرار ندهد!
    شاد باشید
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:9#
    نقل قول نوشته اصلی توسط 'م.ن' pid='4808' dateline='1366974361'
    سلام دوست گرامی
    اول از همه به شما تبریک میگم که با صبوری کامل ایشون را تحمل میکنید مطمئنا شرایط سختی دارید ولی خب ناامید هم نباشید بلاخره برای هر مشکلی یک راه حل هست پس سعی کنید که امیدتون را از دست ندید و فعلا به طلاق فکر نکنید .در ابتدا باید متدکر بشم که سعی کنید که این مساله را باور کنید که مشکل ساز اصلی شما نیستید و لقب هایی که ایشون در هنگام عصبانیت به شما میزند (مانند بی لیاقت و ..)را باورنکنید و اونها را به مشکل شخصتی خود ایشون نسبت بدید و از تحقیرهای ایشون نسبت به خودتون به این باور نرسید که مشکل از شماست...در واقع شاید بخاطر اعتماد به نفس پایین خود ایشون باشه بهرحال خشم دلایل مختلفی داره که در ادامه  بیشتر براتون توضیح میدم
    در ابتدا کمی در مورد خشم براتون میگم خشم ممکنه علت بیولوژیکی یا روانی داشته باشه برخی از افراد به علت کودکی سخت و محیط ناایمنی که در آن بزرگ شدند و الگوگیری از پدر خشمگین ویا نقص در عملکرد قطعه پیشانی مغز، آمادگی بیشتری برای خشم دارند از طرفی افراد پرخاشگر دو ویژگی بارزدارند یکی اینکه چارچوب های غیرمنطقی و باید و نبایدهای غیرمنطقی در ذهن اشون شکل گرفته و دوم اینکه یک سری افکار ملامتگر در ذهن اشون وجود داره(افکار ملامتگر مثل این که :فلانی عمدا اون کار را انجام داد  یا افکاری که سعی دارند که دیگران را مورد سرزنش قرار بدهند که دقت و اغراق نکردن مهمترین کلید مقابله با خشم در این حالت است ) که این فکرها را به صورت فرافکنی به دیگران انتقال می دهند.در مورد چارچوب های ذهنی غلط فرد به صورت حق به جانب از دیگران انتقاد میکند و افکار حالت جزمی پیدا می کنند مثلا در ذهن ایشون ممکنه این باید و نبایدها شکل گرفته باشه؟که
    دیگران "باید" با ملاحظه و مهربانی با من برخورد کنند و...که برای مبارزه با این بایدو نبایدها مطلق و جزمی همسرتون نیاز به آموزش و رواندرمانی و تمرین دارند  چند نکته هم در اخر متذکر میشم مثل اینکه
    1-در مواقع عصبانیت همسرتون زود حق را به خود ندهید و علت ناراحتی همسرتون را بررسی نمایید شاید واقعا حق با همسرتون باشه
    2-منحرف کردن  بحث:مثلا زمانی که طرف مقابل اتون قصد تحقیر شما رادارد شما بگید :دوست ندارم این بحث را ادامه بدم
    یا حرفات داره منو ناراحت میکنه(بیان احساس خودتان)
    3-راه حل دیگه درنگ کردن است یعنی در مواقع عصبانیت شما پاسخی نمی دهید و آن را به زمانی در آینده موکولش کنید
    4-راهکار دیگه این هست که وقتی همسرتون از موردی عصبانی هست خوب به حرفاش گوش دهید تا نکته حق به جانبی را از او پیدا کنید بعد بگید که من با این قسمت از حرف ات موافق ام مثلا من با اینکه من با مادرت بد هستم موافقم ولی(در اینجا ناراحتی خودتون را بیان کنید)مادرتون هم در کارهای شخصی ما دخالت میکند در اینصورت حرف خودتون را هم به او زدید
    5- هرگاه احساس كرديد كه تهاجم او دارد شكل مي‌گيرد:
    نشانه‌هاي پرخاشگري را كه در رفتار او مي‌بينيد با او در ميان بگذاريد.
    6-به او درزمانی که عصبانی نیست و رفتار خوبی داره این جمله ها رابگید : عزیزم چقدر خوشحال میشم که تو خونه رو پر از ارامش برای من میکنی....

    وقتی کارت  تموم میشه  همش چشم انتظار این هستم که زودتر بیای خونه تا باهم اوقات خوشی را سپری کنیم.
    در اخر هم این نکته را متذکر بشم که تغییر این رفتار نیاز به صبر و گذشت زمان داره پس امید خودتون را از دست ندهید و بانرمش و صبوری سعی کنید که رفتار خشم ایشون را تغییر دهید در ضمن سعی کنید که در هنگام عصبانیت ایشون گریه نکنید و محل را ترک کنید و به محل دیگری بروید تا هیجانات خشم ایشون تخلیه شود و شمارا مورد عنایت قرار ندهد!
    شاد باشید
    با تشکر از پاسخ شما
    مشکل من با ایشون فقط در زمان خشم هست و در زمانهای عادی خیلی خوبه و ویژگی های مثبت زیادی هم داره..
    حدس شما درسته و ایشون کودکی سختی رو گذرونده و ..ولی متاسفانه در هنگام خشم نه میشه رفت جای دیگه نه باش منطقی حرف زد نه حتی بهش گفت حق با تو بو من غلط کردم!! بدون اینکه از جات جم بخوری یا حرف بزنی باید بشینی جلوش و تکون نخوری تا با صدای بلند طوری که محاله در و همسایه نشنون با همه وجود نعره بزنه و فحش ناموسی و .. بده.. راستش من یه موقعیت اجتماعی هم دارم و تو محل کارم آدم به لطف خدا موفقی بوده و مورد تحسینم .. فرض کنید چقدر خورد میشم وقتی هوار میکشه و صداش تا کجا نمیره.. وقتی خوبه خیلی خوبه اما وقتی عصبی میشه هیچ راهکاری نمیتونه حداقل جلوی بی آبروییشو بگیره.. یعنی حاضرم بمیرم ولی فحشهایی که به پدر و مادرم میده رو مادرش و .. نشنون! خشونت فیزیکیش هم به کنار!! من دیگه فهمیدم که باید قبول کنم مادرش حقی از زندگی شخصی من داره و با این قضیه دارم کنار میام.. فقط کنترل خشمش الان قضیه ایه که حاده برام و هیچ راهی براش پیدا نمی کنم.. ای کاش نسخه ای برای این به من بدید یک عمر دعا گو خواهم بود..

     
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:10#
    سلام دوست گرامی
    ایا تابحال از ایشون نوارمغز گرفتید ؟اگر بتوانید ایشون را راضی کنید که (به طور غیرمستقیم که بهشون برنخوره)به یک متخصص مغز و اعصاب رجوع کنه و یک نوار مغزی بگیره خیلی خوب میشه شاید ایشون در قسمت کنترل تکانه مغزشون مشکلی دارند که بابررسی های دقیق پزشکی مشخص میشه چون برای دادن راهکار بنده ابتدا باید ببینم که مشکل جسمی نداشته باشند
    بازهم  شما را تحسین میکنم که این شرایط سخت را دارید بخوبی تحمل میکنید فقط این رابدانید که خداوند فرموده که هرزنی که خشم شوهرش را تحمل کنه صواب آسیه همسر فرعون را داره پس این رابدانید که پیش خدا خیلی عزیز هستید که دارید این شرایط را بخوبی تحمل میکنید ولی اگر بتوانید طوری ایشون را برای معاینه پزشکی راضی کنید خیلی موثر است
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •