تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




نمیتونم شاد باشم یا در محیط های دوستانه حرفی داشته باشم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:red rose
آخرین ارسال:حسینی
پاسخ ها 6

نمیتونم شاد باشم یا در محیط های دوستانه حرفی داشته باشم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    من یه دختر 32 ساله هستم که تازه 6 ماه هست که عقد کردم توی مراحل زندگی دختر موفقی بودم چه در درس و چه در کار . الان از خودم شرکت دارم و تحصیلات دانشگاه را تموم کردم . توی کارم موفقم . ولی متاسفانه چون تو یه خانواده پر از دعوا بزرگ شده همیشه استرس دارم نمیتونم شاد باشم یا اینکه با دختران همسن و سال خودم دوست یا همصحبت بشم . هنوز اون دعواهای پدرو مادرم تا الان ادامه دارن . هیچ وقت پدرم ما را نمیخواست . همیشه سعی می کرد مانع پیشرفت ما بشه یا اینکه اگه پیشرفت کردم از ما سوء استفاده کنه. پدرم عاشق پوله حتی حاضر بخاطر پول ما را قربونی کنه . ما را با آزار و اذیت بزرگ کرد. همیشه آرزوی یه خانواده آرام را داشتم که توی اون دوستم داشته باشند . هر روز با گریه سرمو روی بالش میزارم . مادره محکمی هم هیچ وقت نداشتم که پشت ما باشه . الان تنها دلخوشیم همسرمه . همسرم بسیار فرد با شخصیتین . خیلی به من محبت می کنن. همیشه سعی میکنن باعث شادی من بشن. دلم میخواد مثل دخترای دیگه شاد باشم حرفم را بزنم. الان هم که پدرم دوران عقدم هم برام سیاه کردن . 7 ساله دارم کار میکنم همه خرج خودمو بجز خورد و خوراکمو خودم میدم .خانواده شوهرم به خاطر اخلاق پدرم با خانواده ما رفت و آمد نمیکنن. خسته شدم . خواهر و برادرم ازدواج کردن فقط یه خواهر تو خونه دارم که اونم پیش من کار میکنه خرج خودشو خودش می ده دلم به حال اونم میسوزه . اونم باید آزارای پدرمو تحمل کنه . خواهشن کمکم کنید. بگید چیکار کنم . حداقل روحیه خودمو درست کنم . مرسی
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    با سلام
    ممنون از توضیحاتتون!
    ظاهرا در زندگی مشکلاتی داشتید که تونستید با موفقیت اونها رو پشت سر بذارید و در این مدت تونستید دست خواهرتون رو بگیرید و ایشون رو هم به موفقیت نزدیک کنید. در ادامه نسبت به میزان شادابی در زندگی تردید دارید و دوست دارید که میزان اون رو افزایش بدید. اما قبل از اون خواهش می کنم به سئوالات زیر پاسخ بدید:
    1- آخرین باری که با دوستان خود یا خانواده به تفریح رفتید یا یک دور همی شاد رو تجربه کردید، چه موقعی بوده؟
    2- همسرتون راجع به روحیات شما و میزان شادابیتان چه نظری دارند؟
    3- این احساس شما از چه زمانی در شما وجود داشته؟ و به دنبال چه حادثه ای این احساس رو پیدا کردید؟
    4- چه چیزهایی رو به خاطر روحیتون از دست دادید؟(دوستان، موقعیت اجتماعی، موفقیت های فردی)
    خدایا :لباس رزم بر بدن مولایمان بپوشان. آمین
    پاسخ با نقل و قول

  3. نمیتونم شاد باشم یا در محیط های دوستانه حرفی داشته باشم  سپاس شده توسط **شادی**,elnaz.t,niloofarabi,روشن

  4. ارسال:3#
    سلام
    1. با خانواده هیچ وقت فقط 13 بدر . ولی با همسرم هر شب میریم بیرون .
    2. وقتی با همسرم هستم اونقدر ایشون شاد هستن که من هم همه غمهامو تو اون ساعت فراموش می کنم و شاد هستم . نظرشون مثبته ولی درباره خانوادم منفی.
    3. من از روزی که خودمو شناختم حتی وقتی 13 سالم بود همیشه آرزویه مرگ داشتم چند بار تصمیم گرفتم خودکشی کنم ولی باز پشیمون شدم به خاطر آبروی خانوادم. ولی وقتی بزرگ شدم و بیشتر وارد اجتماع شدم این احساس شدیدتر شد. آخه هیچوقت تو خانواده ما شادی نبوده حتی حق نداریم آهنگ گوش کنیم نه به خاطر اینکه مذهبی هستن فقط به خاطر آزار دادن ما.
    4. میتونستم خیلی بیشتر از اینها پیشرفت کنم چه توی کار چه تحصیلات چه موقعیت های اجتماعی بخصوص توی دوستی با هم جنس و هم سن های خودم نمیتونم رابطه دوستانه برقرار کنم با همجنس ها و هم سن های خودم
    ممنون از اینکه صدای منو شنیدید و پاسخ دادید
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:4#
    با سلام
    ممنون از پاسخ هاتون!
    اینکه نظر همسرتون نسبت به شما مثبته با وجود اینکه فرمودید که ایشون شادابتر هستند، نکته مثبتی داره و ظاهرا نباید مشکل خاصی از بابت نحوه رفتار شما وجود داشته باشه مگر اینکه تذکری از جانب ایشون مشاهده کرده باشید. به نظر میرسه احساس ناراحتی شما یک نوع احساس ناراحتی نسبت به خونوادتون باشه و شروع زندگی جدید شما که آرامش رو برای شما به ارمغان آورده به همراه مرور خاطرات اضطراب زای گذشته و ترس از اینکه این آرامش جدید شما رو به هم بزنه، ناراحتی شما رو نسبت به خونوادتون از قبل هم بیشتر افزایش داده. در حال حاضر مسأله اصلی، ساختن پایه ها و مرزهای زندگی جدید شما می باشد که مرور افکار تلخ هیچ کمکی به این کار نمیکنه و تعریف برنامه ها و هدفهای جدید میتونه روحیه شما رو عوض کنه و فاصله شما رو از گذشتتون بیشتر کنه. برای ادامه به پرسش های زیر پاسخ بدید:
    1- دوست دارید زندگی مشترک شما چه تفاوتی با زندگی پدر و مادرتون داشته باشه؟
    2- نقش و وظیفه شما در این زندگی چی میتونه باشه؟( به طور مثال : نمیخوام اختلافم رو در حضور بچه هام نشون بدم- نمیخوام همسرم رو تحقیر کنم- نمی خوام نسبت به همسرم مشکوک باشم و...)
    3- نقش همسرتون چطور؟ ( به طور مثال: دوست دارم فرزندانم رو دوست داشته باشه- گاهی یک گفتگوی دو نفره داشته باشیم- هیچ وقت از بودن با اون احساس ترس نداشته باشم و...)
    سعی کنید حداقل ده مثال و خواسته رو در مورد هر سئوال بیان کنید)
    خدایا :لباس رزم بر بدن مولایمان بپوشان. آمین
    پاسخ با نقل و قول

  6. نمیتونم شاد باشم یا در محیط های دوستانه حرفی داشته باشم  سپاس شده توسط **شادی**,elnaz.t,niloofarabi,محسن عزیزی

  7. ارسال:5#
    سلام
    1. بدون دعوا و استرس با محیطی شاد و آرام . بینمون محبت باشه
    2. هیچوقت جلوی بچه ها دعوا نمی کنم. سعی میکنم همسرم کنار من شاد باشه . محیط منزل را طوری بسازم که همه درونش احساس آرامش کنیم . هیچوقت به همسرم دروغ نگم. هیچوقت همسرم را تحقیر نکنم . مونس خوبی باشم براش. یه همفکر خوب . پشتیبانی کننده خوبی باشم براش.
    3. دوست دارم ما را دوست داشته باشه . به من و فرزندانش احترام بزاره . هیچ وقت دروغ نگه . یه تکیه گاه محکم برایم باشه . همصحبت خوب برامون باشه . تو مشکلاتم تنها نذاره . هیچوقت احساس تنهایی نکنم کنارش .هیچ وقت مثل پدرم نباشه . پول دوست نباشه .
    مرسی
    پاسخ با نقل و قول

  8. نمیتونم شاد باشم یا در محیط های دوستانه حرفی داشته باشم  سپاس شده توسط روشن

  9. ارسال:6#
    با سلام
    ممنون از پاسخ هاتون!
    خیلی ساده و زیبا انتظارات خودتون رو از زندگی مشترکتون بیان کردید و ادامه راه از این هم راحت تره و اینه که باید در فرصت مناسب خواسته ها رو با همسرتون در میون بذارید و از ایشون هم بخواهید که مثل چنین لیستی رو به موارد بالا اضافه کنند.
    امیدوارم با تعریف مرز جدید در زندگی جدید این نگرانی شما هم رو به بهبودی بره.
    موفق باشید و خوشبخت.
    خدایا :لباس رزم بر بدن مولایمان بپوشان. آمین
    پاسخ با نقل و قول

  10. نمیتونم شاد باشم یا در محیط های دوستانه حرفی داشته باشم  سپاس شده توسط روشن

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •