تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




خشم و نفرت نسبت به پدر؛ تمومش کنم این زندگی رو آیا ؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:avaz-gham
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 10

خشم و نفرت نسبت به پدر؛ تمومش کنم این زندگی رو آیا ؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام به همه شما
    ای خدا هیچ دلی رو از درد پر نکن
    دوستان من از یکی خیلی خیلی متنفرم . اخیرا هم این تنفر هی داره بیشتر و بیشتر میشه . داره به مرز و جایی میرسه که ممکنه کار دست خودم یا اون طرف بدم . چیکار کنم ؟؟؟ از همه زندگی ام افتاد . از درس و تحصیلم و از شادی و تفریح و غیره . دیگه به قول معروف زدم به سیم آخر . دیگه بریدم . وقتی این مطلبو هم که دارم مینویسم براتون شدیدا از زمین و زمان بخاطر این شخص عصبانی تنفر پیدا میکنم . چیکار کنم ؟؟؟ تموم کنم این زندگی رو ؟یا بزنم به دل سرنوشت ؟؟ موندم تو این تنگنا .
    اون شخص کسی نیست جز پدرم . البته اسم پدر روش سنگینی میکنه . اززززززززززززززززززززززش بدم میاد . خیلی وقته حتی یک کلمه هم باهاش حرف نمیزم . نمیدونم چطوری این تنفر خودمو نسبت بهش توصیف کنم . چیزی که منو دیوانه میکنه اینه که همش منو با یکی که اصلا در حد من نیست مقایسه میکنه . همه تفکراتش مال قدیما و پدر خودشه . هیچ وقت احرام مارو نگه نمیداره و انتظار داره که ما بهش احترام بزاریم و حرف هم فقط تو خونه حرف خودش باشه این کاراش خون منو به جوش میاره جوری که که اگه ترس از خدا و جهنم نبود .......... لا اله الله ( خدایا تو بگو من چطور این خشمم رو کنترل کنم ) . میترسم از اون روزی که کاری کرده باشم که یک عمر پشیمون بشم و دیگه نشه به هیچ وج جبرانش کرد .
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2015_02_23 در ساعت 12:15 دلیل: عنوان
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    به همیاری خوش آمدید

    از شدت به کار بردن کلماتتون میشه احساسات ناراحتی و خشم شما رو تا حدودی مشاهده کرد. کار خوبی کردید که برای برطرف نمودن مساله، اقدام کردید.

    برای اینکه به ما کمک کنید تا بتوانیم درک بهتری از مشکل داشته باشیم، سپاسگزار خواهیم بود اگر اطلاعات دقیق تری به ما بدهید.

    ابتدا سن و جنسیت تون رو بیان نمایید. همچنین سن پدرتون؟

    درباره وضعیت خانوادگی تون توضیحات بیشتری بدهید. روابط تون با سایر اعضای خانواده چطوره؟

    چند خواهر و برادر هستید؟ مجردید یا متاهل؟

    رابطه پدرتون با سایر اعضای خانواده چگونه هست؟

    رابطه ایشون با دوستان و اطرافیان چطوره؟

    این احساسات شدید رو از چه زمانی تجربه می کنید؟

    تا کنون چه اقداماتی برای برطرف نمودن مساله انجام داده اید؟

    واکنش شما و دیگران در قبال رفتارهای پدرتون چگونه هست؟(سکوت، واکنش متقابل، یا ...؟)

    چند وقته با هم تعامل ندارید؟

    درباره مقایسه ای که نوشتید شما رو آزار میده بیشتر توضیح بدید. مقایسه با چه کسی صورت می پذیره؟ در چه مواردی؟ واکنش شما چیه؟

    تا کنون چگونه با این وضعیت کنار آمده اید و چه چیزی باعث شده که در حال حاضر اینقدر احساس عصبانیت داشته باشید؟

    لطفا به تمامی سوالات با دقت و بدون عجله پاسخ بدهید و هر آنچه که تصور می کنید در درک مسائل به ما کمک بیشتری می کند را بیان نمایید.

    متشکرم
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  3. خشم و نفرت نسبت به پدر؛ تمومش کنم این زندگی رو آیا ؟  سپاس شده توسط niloofarabi,مهدوی,کوثر حبیبی,ساجده,سجاد صالحی

  4. ارسال:3#
    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    سلام

    به همیاری خوش آمدید

    از شدت به کار بردن کلماتتون میشه احساسات ناراحتی و خشم شما رو تا حدودی مشاهده کرد. کار خوبی کردید که برای برطرف نمودن مساله، اقدام کردید.

    برای اینکه به ما کمک کنید تا بتوانیم درک بهتری از مشکل داشته باشیم، سپاسگزار خواهیم بود اگر اطلاعات دقیق تری به ما بدهید.

    ابتدا سن و جنسیت تون رو بیان نمایید. همچنین سن پدرتون؟

    درباره وضعیت خانوادگی تون توضیحات بیشتری بدهید. روابط تون با سایر اعضای خانواده چطوره؟

    چند خواهر و برادر هستید؟ مجردید یا متاهل؟

    رابطه پدرتون با سایر اعضای خانواده چگونه هست؟

    رابطه ایشون با دوستان و اطرافیان چطوره؟

    این احساسات شدید رو از چه زمانی تجربه می کنید؟

    تا کنون چه اقداماتی برای برطرف نمودن مساله انجام داده اید؟

    واکنش شما و دیگران در قبال رفتارهای پدرتون چگونه هست؟(سکوت، واکنش متقابل، یا ...؟)

    چند وقته با هم تعامل ندارید؟

    درباره مقایسه ای که نوشتید شما رو آزار میده بیشتر توضیح بدید. مقایسه با چه کسی صورت می پذیره؟ در چه مواردی؟ واکنش شما چیه؟

    تا کنون چگونه با این وضعیت کنار آمده اید و چه چیزی باعث شده که در حال حاضر اینقدر احساس عصبانیت داشته باشید؟

    لطفا به تمامی سوالات با دقت و بدون عجله پاسخ بدهید و هر آنچه که تصور می کنید در درک مسائل به ما کمک بیشتری می کند را بیان نمایید.

    متشکرم
    عصبانیت و خشمی که از این موضوع دارم شاید در آینده ای نزدیک غیر قابل کنترل باشه . من بخاطر این موضوع از تحصیل افتادم تا حدودی و این مرد داره اخرین فرصت ها رو ازم میگیره با سرکوفت هاش( به گفته یکی از نزدیکان ) خودمم که آدمی هستم نمیتونم زور و حرفی که منطقی نیست رو بپذیرم . چون که دسترسی به مشاور و روانشناس نداشتم و یا نمیتونم بنا به شرایطی برم مشکلم رو اینجا مطرح کردم .
    بنده مذکر و 22 ساله هستم . مجردم ( متاهل بودم که دیگه چیکار به این داشتم من . راحت زندگیمو میکردم ) سنش 46 ساله . جر و بحث که همیشه داره تو خونه با اعضای خانواده . فکر میکنه اقا بالا خونست. ( اون هیچی نیست هیچییییییییییی )
    بیشتر جر و بحث ها هم سر مسائل پول و مالی هست . فقط میگه پول و تمام . مادرمم هم دل خوشی ازش نداره . ( البته منم دل خوشی از مادرم ندارم ) اونا تو شرایط سخت فقط رو اعصاب آدم میرن بجای اینکه روحیه بدن و همکاری کنن با طرف . من تمام بدبختی هام رو اون پدرم میدونم . چه در حال و چه در آینده . ( حالم ازش بهم میخوره )
    از بچگی باهاش مشکل داشتم و همیشه از چیزی که سردرنمیاره نظر میده و حرفش هم اصلا درست نیست به هیچ مشاور و حرف دیگران گوش نمیده . سواد درست و حسابی هم نداره و این موضوع که سواد نداره و بیشتر تو کارا دخالت میکنه من هزاران برابر خشمگین تر میکنه . باغداره و کشاورزی انجام میده . وضعیت مالی متوسطی داریم ولی همش حرص پول میزنه و میگه تو مفت میخوری ( این حرفش منو دیوانه میکنه به سر برده امام حسین )
    الان هم تقریبا یک ساله حتی یک کلمه باهاش حرف نمیزنم و حداقل از قبل کمتر به من گیر میده ولی تو بحث هاش حرفایی میزنه که میدونم هدف از تیکه هاش منم . تازه جالب اینجاست که منو یا با یکی مقایسه میکنه 4 سال ازم کوچیک تره !!! و یا با یکی که کارش الافی سر کوچه ها تا 12 شبه ! ( واااااااااااای خدای من )
    تو کوچه من همیشه از نظر ادب و همه جوره سر زبونم و این یارو اصلا برام آبرو نذاشته . مثلا این که یه کمکی بیرون از خونه داشته قبلنا منو صدا میکرده برای کمک کمکش میکردما ولی بعد میگه تو بجای این سنگ باید کوه بلند میکردی و برای برای کمک بعدی که من از عصبانیت نمیرفتم آبرو نذاشت برام تو در و همسایه ( اصلا یه وضعی دارم به مولا ) یعنی میشه به زندگی ادامه داد ؟؟ چطور ؟ نه نمیشه
    من سعی کردم یه وقت هایی تحمل کنم و به حرفاش توجه نکنم و عادی کنم برای خودم حرفاشو ولی بازم آتش خشمم میزنه بالا . اکثر فامیل حق رو میدن بهم ولی بهش اصلا در مورد این موضع چیزی نمیگن ( از خانواده پدری هم شدیدا تنفر دارم بجز پدربزرگم که مرد شریفیه ) نمیتونم هم بنا به دلایلی به پدر بزرگم هم در مورد این موضوع چیزی بگم . به مولا من نمی تونم بخار این موضوع دو کلمه درس بخونم و بخطر این موضوع ضرر هم دیدم و برم گرم درس خوندم بشم فکرش میاد تو ذهنم و از هم میپاشم . من چیکار کنم دیگه ؟؟؟؟؟؟؟ بزنم بیرون ؟؟؟ کجا ؟؟؟؟ جایی ندارم ؟؟؟؟ پولم ندارم جایی رو اجاره کنم چون شغلی ندارم هنوز . نمیدونم آیندم چی میشه . ( درضمن برخی مسائل هم هست که نمیشه اینجا گفت )داغونم و غم داره وجودم رو کامل میگیره . ای خدااااااااااااااپ تو رب العالمین هستی یه جوری خلاصمون کن
    و خلاصه ما هستیم و این همه درد
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:4#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    برای اینکه روند کار را روشن کنم، لازم میدانم در ابتدا مطالبی را بیان کنم که جهت گیری اولیه مشخص باشد.

    1. ما معتقدیم که هر کسی باید پاسخگوی اعمال و رفتارهای خود باشد. اگر پدر شما بر خانواده بسیار سخت می گیرند و حضورشان موجب آزار و اذیت اعضای خانواده است، خود باید در پیشگاه خدا به وقتش جوابگو باشند. رسول خدا(ص) فرمود: بدترین مردم، فرد سختگیر بر خانوداه است. شخصی پرسید: مراد از سختگیری بر خانواده چیست؟ فرمود:‌ هرگاه مرد وارد خانه شد همسرش بترسد و فرزندش بهراسد و بگریزد و هرگاه از خانه بیرون رفت همسرش شاد شود.

    بنابراین، این نکته را در نظر داشته باشید که هدف ما ابدا توجیه رفتارهای نادرست هیچکس نیست.

    2. ما معتقدیم در اینگونه موارد، مقابله به مثل راه کارساز و مؤثری نیست. اگر قرار باشد در برابر یک فرد عصبانی، ما هم عصبانی شویم، کمک کرده ایم که این چرخه ادامه دار شود و پرخاشگری آشکار و پنهان از راه های مختلف در رابطه نمود پیدا کنند. از آن طرف اعتقاد نداریم که صبر و تحمّل به معنای انفعال است، بلکه صبوری یک عمل فعالانه و مؤثر و کاربردی و کاملا آگاهانه و با برنامه است. باید در پی یافتن شیوه های جایگزین بود تا بهترین روش مقابله با مسائل موجود را یافت.

    3. ما معتقدیم احترام به والدین واجب و لازم است. گرچه ممکن است پدر شما رفتارهای نادرستی داشته باشند که هیچ جای توجیه هم ندارد، اما ما معتقدیم اینها دلیل نمی شود که انسان به والدین خود بی حرمتی کند و حفظ احترام آنها لازم است.

    4. ما معتقدیم بهتر است به جای تمرکز بر روی تغییر دادن دیگران، که کاری بس دشوار و طاقت فرسا و گاه غیرممکن است، بر خودمان متمرکز شویم تا به آرامش درونی برسیم. اگر قرار باشد سرمایه و انرژی و وقت مان را بر تغییر دادن دیگران صرف کنیم، صرفا جسم و روان خود را تحلیل برده ایم و عملا ممکن است موفقیت چشمگیری هم نصیبمان نشود؛ اما زمانی که بر تغییر خودمان و دیدگاه هایمان متمرکز می شویم، احتمال دست یابی ما به آرامش درونی، و حتی احتمال تغییر دیگران بیش از روش قبل است.

    چارچوب کلی روند ما بدین قرار است. آیا شما با این گزاره ها موافق هستید؟

    در صورت موافقت یا مخالفت، براهین و دلایل خود را نیز بیان کنید تا به چشم اندازی مشترک برسیم و کار را شروع کنیم.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  6. خشم و نفرت نسبت به پدر؛ تمومش کنم این زندگی رو آیا ؟  سپاس شده توسط niloofarabi,مهدوی,حسینی

  7. ارسال:5#
    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    سلام

    برای اینکه روند کار را روشن کنم، لازم میدانم در ابتدا مطالبی را بیان کنم که جهت گیری اولیه مشخص باشد.

    1. ما معتقدیم که هر کسی باید پاسخگوی اعمال و رفتارهای خود باشد. اگر پدر شما بر خانواده بسیار سخت می گیرند و حضورشان موجب آزار و اذیت اعضای خانواده است، خود باید در پیشگاه خدا به وقتش جوابگو باشند. رسول خدا(ص) فرمود: بدترین مردم، فرد سختگیر بر خانوداه است. شخصی پرسید: مراد از سختگیری بر خانواده چیست؟ فرمود:‌ هرگاه مرد وارد خانه شد همسرش بترسد و فرزندش بهراسد و بگریزد و هرگاه از خانه بیرون رفت همسرش شاد شود.

    بنابراین، این نکته را در نظر داشته باشید که هدف ما ابدا توجیه رفتارهای نادرست هیچکس نیست.

    2. ما معتقدیم در اینگونه موارد، مقابله به مثل راه کارساز و مؤثری نیست. اگر قرار باشد در برابر یک فرد عصبانی، ما هم عصبانی شویم، کمک کرده ایم که این چرخه ادامه دار شود و پرخاشگری آشکار و پنهان از راه های مختلف در رابطه نمود پیدا کنند. از آن طرف اعتقاد نداریم که صبر و تحمّل به معنای انفعال است، بلکه صبوری یک عمل فعالانه و مؤثر و کاربردی و کاملا آگاهانه و با برنامه است. باید در پی یافتن شیوه های جایگزین بود تا بهترین روش مقابله با مسائل موجود را یافت.

    3. ما معتقدیم احترام به والدین واجب و لازم است. گرچه ممکن است پدر شما رفتارهای نادرستی داشته باشند که هیچ جای توجیه هم ندارد، اما ما معتقدیم اینها دلیل نمی شود که انسان به والدین خود بی حرمتی کند و حفظ احترام آنها لازم است.

    4. ما معتقدیم بهتر است به جای تمرکز بر روی تغییر دادن دیگران، که کاری بس دشوار و طاقت فرسا و گاه غیرممکن است، بر خودمان متمرکز شویم تا به آرامش درونی برسیم. اگر قرار باشد سرمایه و انرژی و وقت مان را بر تغییر دادن دیگران صرف کنیم، صرفا جسم و روان خود را تحلیل برده ایم و عملا ممکن است موفقیت چشمگیری هم نصیبمان نشود؛ اما زمانی که بر تغییر خودمان و دیدگاه هایمان متمرکز می شویم، احتمال دست یابی ما به آرامش درونی، و حتی احتمال تغییر دیگران بیش از روش قبل است.

    چارچوب کلی روند ما بدین قرار است. آیا شما با این گزاره ها موافق هستید؟

    در صورت موافقت یا مخالفت، براهین و دلایل خود را نیز بیان کنید تا به چشم اندازی مشترک برسیم و کار را شروع کنیم.
    با سلام خدمت شما

    از حرف های شما کمی آروم تر شدم و حالا یکم راحت تر و واضح تر می تونم صحبت کنم با شما .
    اول باید بگم که با اینکه من دل خوشی از پدرم ندارم ولی به همون لب تشنه ی امام حسین قسم هیچ گونه توهین و ناسزایی آشکارا نکردم و این روش را هم اصلا درست نمی دانستم و نمیدونم . حتی اگر دقت کرده باشین با اینکه سعی کردم شدت تنفرم رو براتون توصیف کنم ولی از هیچ تلفظ بدی در موردش استفاده نکردم . من حتی در اوج عصبانیت هم سعی میکنم به کسی توهین نکنم . حتی به دشمنم !
    دوم باید بگم که با تمام مواردی که شما ذکر کرده اید موافقم . و باید عرض کنم که خدمت شما اگر بنده عصبانیت خود را نشان ندهم احتمالا فشارش بر من بیشتر خواهد شد . آیا این چنین نیست ؟؟
    شما عرض کردین که بنده در خود تغییری دهم . این حرف شما کاملا درست . ولی من که اخلاق بد یا مشکلی ندارم . اونه که باید الاح بشه . حرفاش مرتب تو ذهنمه و اصلا درست و حسابی میتونم به درسم برسم . این رفتارش که مانع از تمرکز بنده در حین مطالعه هست آیا تقصیر منه ؟؟؟؟؟ !
    خیلی هم سعی کردم تحمل کنم ولی نشد که نشد . من اگه مقابله مثل نکنم مطمن باشین وضع بدتر خواهد شد و عصبانیت هم بیشتر . تازه بده در مطالبم گوشه ای از اخلاق های ناپسند ایشون رو ذکر کردم که بقیه رو واقعا دیگه دستم میلرزید که بگم .
    منم بدنبال راه حلم . شما چه راه حلی رو پیشنهاد میکنید ؟؟؟ چه کنم من ؟؟؟ فعلا مهم ترین مسائله اینه که بخاطر تیکه های ایشون من اصلا تمرکز ندارم حین درس خوندن
    من حرفم اینه که نه اون بهم کاری داشته باشه نه من بهش کاری داشته باشم . مثل اینکه هیچ کدوممون وجود ندارن
    پاسخ با نقل و قول

  8. خشم و نفرت نسبت به پدر؛ تمومش کنم این زندگی رو آیا ؟  سپاس شده توسط حسینی

  9. ارسال:6#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    سلامت باشید

    ادب شما و متانتی که به خرج می دهید رو تحسین می کنم.

    پرسیدید که نشان ندادن عصبانیت، آیا منجر به بدتر شدن اوضاع نخواهد شد؟

    پاسخ این است که یک نظریه قدیمی در روانشناسی چنین ادعا می کرد که باید هیجاناتی مثل خشم تخلیه شوند. این نظریه امروز به شکست منتهی شده و آنچه روشن شده این است که ابراز خشم، نه تنها کمکی به تخلیه و احیانا فروکش کردن خشم نمی کند، بلکه آن را می تواند تشدید کند.

    بنابراین، رویه ما ابراز خشم نخواهد بود. هدف ما این است که بتوانید به شکل درست، خشم خود را مدیریت و کنترل نمایید؛ به جای ابراز خشم، بتوانید رفتارهای جایگزین مناسبی مثل رفتار جرات مندانه همراه با احترام کامل را فرا بگیرید، تا اینکه نه خشم تان ابراز شود، و نه اصطلاحا خودخوری کنید و خشم پنهان را درون خود رشد دهید. فراگیری صبر و بردباری(به معنای حقیقی و درست کلمه)، راهگشا خواهد بود.

    اما پرسیدید که آیا من هم تقصیری دارم یا نه؟

    گرچه شاید بسیاری از ما تمایل داشته باشیم که همه تقصیرها را به گردن دیگران بیندازیم، و خود را بی گناه بدانیم، و مسئولیت مشکلات روابط مان را از دوش خود برداریم و دوست داشته باشیم دیگران در جهت مطلوب ما تغییر کنند، اما واقعیت این است که در بیشتر موارد، زمانی که رابطه ای مشکل دارد، حتی زمانی که عده زیادی متفق القول حق را به یک طرف می دهند، معمولا ایراد از جانب هر دو طرف وجود دارد. در واقع، مهمترین بخش برای آغاز کار، سخت ترین آن نیز هست. این بخش عبارت است از پذیرش سهم خودمان در مشکلات رابطه ای. تا زمانی که ما همه تقصیر را به گردن طرف مقابل می اندازیم، و نقش خود را انکار می کنیم، و در صدد جلب اطمینان دیگران جهت خواسته های خود هستیم، و مایلیم فقط طرف مقابلمان عوض شود، معمولا اتفاق خوشایند خاصی رخ نمی دهد. اما زمانی که بر خود تمرکز می کنیم، و با تاکید بر نقش خود پیش می رویم، جریان می تواند کاملا برعکس شده و بسیاری مسائل حل و فصل شود. ما روی این موارد بیشتر کار خواهیم کرد. فعلا باید توافق کنیم که هدف اصلی ما متمرکز شدن بر شما و رفتارهای شماست و نقشی که شما در رابطه ایفا می کنید.

    دقت کنید: زمانی که پدرتون پرخاش می کنند، و شما هیچ پاسخی نمی دید، احتمالا خشمی پنهان رو درون خودتون رشد می دید و توی ذهن و فکرتون مدام تکرارش می کنید. این روند نیاز به اصلاح داره، اما نه با مقابله به مثل، بلکه با شیوه های مدیریت تعارض و رفتارهای متناسب با موقعیت و البته توام با احترام کامل

    اونوقت میشه امیدوار بود که این گونه صحبتها همونجا در موقعیت خودش حل و فصل شوند و تعارض حل نشده ای که در ذهن شما بماند و آزارتان دهد، وجود نداشته باشد(در بلند مدت). تا زمانی که شرایط بهتر شود، و تمرین ها را انجام بدهید، می توانید با شیوه های دیگری به بهبود تمرکز حواس خود کمک کنید که درباره شان صحبت خواهیم کرد.

    اگر هدف این باشد که شما راه خود را بروید، و پدرتان هم راه خود را بروند، و عملا هیچ گونه تعاملی بین شما و ایشان برقرار نباشد، اولا اسمش حل مساله نیست(فرار از مساله است)، و ثانیا ممکن است اصلا عملی نباشد؛ چرا که کنترل رفتار خودتان تا حدود زیادی در اختیار شماست، اما رفتار دیگران نه

    با این حساب، هدف این است که مساله بتواند حل شود، و رابطه شما و پدرتان اصلاح شود و شما بتوانید با راهکارهای مناسب، واکنش های درستی نشان دهید که همراه با احترام باشد، و خشم شما هم نه ابراز شود و نه به صورت پنهان رشد کند، بلکه مدیریت و کنترل شود و تبدیل به رفتار جرات مندانه همراه با احترام باشد.

    موافق چنین رویه ای هستید؟
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  10. خشم و نفرت نسبت به پدر؛ تمومش کنم این زندگی رو آیا ؟  سپاس شده توسط niloofarabi,sadaf21,مهدوی,حسینی

  11. ارسال:7#
    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    سلام

    سلامت باشید

    ادب شما و متانتی که به خرج می دهید رو تحسین می کنم.

    پرسیدید که نشان ندادن عصبانیت، آیا منجر به بدتر شدن اوضاع نخواهد شد؟

    پاسخ این است که یک نظریه قدیمی در روانشناسی چنین ادعا می کرد که باید هیجاناتی مثل خشم تخلیه شوند. این نظریه امروز به شکست منتهی شده و آنچه روشن شده این است که ابراز خشم، نه تنها کمکی به تخلیه و احیانا فروکش کردن خشم نمی کند، بلکه آن را می تواند تشدید کند.

    بنابراین، رویه ما ابراز خشم نخواهد بود. هدف ما این است که بتوانید به شکل درست، خشم خود را مدیریت و کنترل نمایید؛ به جای ابراز خشم، بتوانید رفتارهای جایگزین مناسبی مثل رفتار جرات مندانه همراه با احترام کامل را فرا بگیرید، تا اینکه نه خشم تان ابراز شود، و نه اصطلاحا خودخوری کنید و خشم پنهان را درون خود رشد دهید. فراگیری صبر و بردباری(به معنای حقیقی و درست کلمه)، راهگشا خواهد بود.

    اما پرسیدید که آیا من هم تقصیری دارم یا نه؟

    گرچه شاید بسیاری از ما تمایل داشته باشیم که همه تقصیرها را به گردن دیگران بیندازیم، و خود را بی گناه بدانیم، و مسئولیت مشکلات روابط مان را از دوش خود برداریم و دوست داشته باشیم دیگران در جهت مطلوب ما تغییر کنند، اما واقعیت این است که در بیشتر موارد، زمانی که رابطه ای مشکل دارد، حتی زمانی که عده زیادی متفق القول حق را به یک طرف می دهند، معمولا ایراد از جانب هر دو طرف وجود دارد. در واقع، مهمترین بخش برای آغاز کار، سخت ترین آن نیز هست. این بخش عبارت است از پذیرش سهم خودمان در مشکلات رابطه ای. تا زمانی که ما همه تقصیر را به گردن طرف مقابل می اندازیم، و نقش خود را انکار می کنیم، و در صدد جلب اطمینان دیگران جهت خواسته های خود هستیم، و مایلیم فقط طرف مقابلمان عوض شود، معمولا اتفاق خوشایند خاصی رخ نمی دهد. اما زمانی که بر خود تمرکز می کنیم، و با تاکید بر نقش خود پیش می رویم، جریان می تواند کاملا برعکس شده و بسیاری مسائل حل و فصل شود. ما روی این موارد بیشتر کار خواهیم کرد. فعلا باید توافق کنیم که هدف اصلی ما متمرکز شدن بر شما و رفتارهای شماست و نقشی که شما در رابطه ایفا می کنید.

    دقت کنید: زمانی که پدرتون پرخاش می کنند، و شما هیچ پاسخی نمی دید، احتمالا خشمی پنهان رو درون خودتون رشد می دید و توی ذهن و فکرتون مدام تکرارش می کنید. این روند نیاز به اصلاح داره، اما نه با مقابله به مثل، بلکه با شیوه های مدیریت تعارض و رفتارهای متناسب با موقعیت و البته توام با احترام کامل

    اونوقت میشه امیدوار بود که این گونه صحبتها همونجا در موقعیت خودش حل و فصل شوند و تعارض حل نشده ای که در ذهن شما بماند و آزارتان دهد، وجود نداشته باشد(در بلند مدت). تا زمانی که شرایط بهتر شود، و تمرین ها را انجام بدهید، می توانید با شیوه های دیگری به بهبود تمرکز حواس خود کمک کنید که درباره شان صحبت خواهیم کرد.

    اگر هدف این باشد که شما راه خود را بروید، و پدرتان هم راه خود را بروند، و عملا هیچ گونه تعاملی بین شما و ایشان برقرار نباشد، اولا اسمش حل مساله نیست(فرار از مساله است)، و ثانیا ممکن است اصلا عملی نباشد؛ چرا که کنترل رفتار خودتان تا حدود زیادی در اختیار شماست، اما رفتار دیگران نه

    با این حساب، هدف این است که مساله بتواند حل شود، و رابطه شما و پدرتان اصلاح شود و شما بتوانید با راهکارهای مناسب، واکنش های درستی نشان دهید که همراه با احترام باشد، و خشم شما هم نه ابراز شود و نه به صورت پنهان رشد کند، بلکه مدیریت و کنترل شود و تبدیل به رفتار جرات مندانه همراه با احترام باشد.

    موافق چنین رویه ای هستید؟
    با سلام خدمت شما و عرض خستنه باشید و تشکر بابت پاسخگویی دقیق و آرامش بخش
    بله با فرموده های شما کاملا موافقم و من هم موافق چنین راه و شیوه ای هستم . بنظرم شما بهترین راه ممکن رو پیشنهاد کردین . خودم اصلا روی این گونه مسائل نکرده بودم که راه حل های بهتری نیز برای تعامل وجود دارد . حالا چطور با شیوه ای که شما عرض کردین پیش برم ؟؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:8#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    بسیارخوب

    قبل از هر چیز، من نمونه هایی از تعامل شما با پدرتون رو برای بررسی بیشتر لازم دارم. یعنی از شما میخوام که دست کم دو روز نحوه تعامل تون با پدر رو برای من به شکل دقیق توصیف کنید. اینکه در شابنه روز چند ساعت رو با هم هستید؟

    شیوه تعاملات کلامی و غیرکلامی شما(سکوت، اخم، پا شدن از محلی که ایشان هستند و رفتن، طعنه و ...) رو بیان کنید.

    اینکه در چه اوقاتی افکار ناراحت کننده به سراغتون میاد و آزارتون میده؟

    اینکه واکنش تون نسبت به صحبت های پدر تعاملاتشون با شما و یا حتی خانواده، دقیقا چگونه هست؟

    مثال های عینی و روشن بزنید(از مقایسه ها، اظهار نظرها و ...) و واکنش خودتون نسبت به آنها

    همچنین به شکل گذرا، اشاره ای به نحوه تعامل پدر با سایر اعضای خانواده هم داشته باشید.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  13. خشم و نفرت نسبت به پدر؛ تمومش کنم این زندگی رو آیا ؟  سپاس شده توسط niloofarabi,sadaf21,حسینی

  14. ارسال:9#
    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    سلام

    بسیارخوب

    قبل از هر چیز، من نمونه هایی از تعامل شما با پدرتون رو برای بررسی بیشتر لازم دارم. یعنی از شما میخوام که دست کم دو روز نحوه تعامل تون با پدر رو برای من به شکل دقیق توصیف کنید. اینکه در شابنه روز چند ساعت رو با هم هستید؟

    شیوه تعاملات کلامی و غیرکلامی شما(سکوت، اخم، پا شدن از محلی که ایشان هستند و رفتن، طعنه و ...) رو بیان کنید.

    اینکه در چه اوقاتی افکار ناراحت کننده به سراغتون میاد و آزارتون میده؟

    اینکه واکنش تون نسبت به صحبت های پدر تعاملاتشون با شما و یا حتی خانواده، دقیقا چگونه هست؟

    مثال های عینی و روشن بزنید(از مقایسه ها، اظهار نظرها و ...) و واکنش خودتون نسبت به آنها

    همچنین به شکل گذرا، اشاره ای به نحوه تعامل پدر با سایر اعضای خانواده هم داشته باشید.
    سلام و خسته نباشید
    معمولا فقط شب هممون خونه هستیم . در طول روز سرکار و دانشگاه و این ور و انور هستیم و فقط شب معمولا همه تو خونه جمعیم . اینکه ایشون منو با یکی دیگه مقایسه میکنه که خیلی از من پایین تره و اصلا در حد من نیست منو خیلی عصبانی میکنه و وقتی ایشون مسائل مالی رو هم همیشه پیش میکشن هم منو عصبانی میکنه . درضمن ایشون شدیدا هم حرف های طعنه داری میزنن ( که آدمو دیوونه میکنه ) زندگی رو زیاد بر ما و خودشون سخت میگیرن از نظر مالی . بنظرم زندگی ما باید بهتر و روان تر به قول معروف پیش بره . معمولا ایشون که سر بحث رو شروع میکنن من اصلا میرم و تو یه اتاق دیگه و نیستم تو اتاقی که خانواده هستند .
    آقای عزیزی لطفا جواب بنده رو کمی سریعتر بدین چون من هر لحظه منتظر جواب از سوی شما هستم تا به یک نتیجه برسم پس ازتون خواهشمندم که به مشکلم رسیدگی زودتر کنید . بازم ازتون ممنونم باید همین پاسخگویی و حرف هایی که بر من نیز تاثیر نسبی داشت .
    پاسخ با نقل و قول

  15. ارسال:10#
    محسن عزیزی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط avaz-gham نمایش پست ها
    سلام و خسته نباشید
    معمولا فقط شب هممون خونه هستیم . در طول روز سرکار و دانشگاه و این ور و انور هستیم و فقط شب معمولا همه تو خونه جمعیم . اینکه ایشون منو با یکی دیگه مقایسه میکنه که خیلی از من پایین تره و اصلا در حد من نیست منو خیلی عصبانی میکنه و وقتی ایشون مسائل مالی رو هم همیشه پیش میکشن هم منو عصبانی میکنه . درضمن ایشون شدیدا هم حرف های طعنه داری میزنن ( که آدمو دیوونه میکنه ) زندگی رو زیاد بر ما و خودشون سخت میگیرن از نظر مالی . بنظرم زندگی ما باید بهتر و روان تر به قول معروف پیش بره . معمولا ایشون که سر بحث رو شروع میکنن من اصلا میرم و تو یه اتاق دیگه و نیستم تو اتاقی که خانواده هستند .
    آقای عزیزی لطفا جواب بنده رو کمی سریعتر بدین چون من هر لحظه منتظر جواب از سوی شما هستم تا به یک نتیجه برسم پس ازتون خواهشمندم که به مشکلم رسیدگی زودتر کنید . بازم ازتون ممنونم باید همین پاسخگویی و حرف هایی که بر من نیز تاثیر نسبی داشت .
    سلام

    سعی می کنم سریعتر پاسخ بدهم. متقابلا ممنون میشم مواردی رو که می پرسم، با ذکر جزئیاتی که مد نظر هست، بیان کنی

    مثال:

    دقیقا جمله ای که پدرت بیان می کنند رو بنویس(به طور نمونه مقایسه ای که انجام میشه). لحن بیانشون، نوع نگاهشون، و برداشتت از صحبتشون رو هم بنویس(مثلا این برداشت که قصد پدر تحقیر من هست). اینکه در چه موقعیتی این مقایسه انجام میشه(آیا عامل زمینه ساز خاصی وجود داره که باعث میشه پدرت اینچنین مقایسه ای انجام بدهند؟)

    آنچه در اون لحظه احساس می کنی(به طور مثال خشم، اضطراب، ناراحتی)، به همراه شدت احساساتت(از صفر تا صد چه نمره ای بهشون میدی)، به همراه افکاری که در اون موقعیت به سراغت میان رو بیان کن(تصاویر ذهنی، افکار، میل به انجام اعمال خاص و ...). در نهایت واکنش ات رو بنویس(سکوت، دور شدن از صحنه، نگاه ممتد و ...).

    در رابطه با حرف های طعنه دار هم یک مثال عینی بزن و همین موارد رو در اونها روشن کن.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  16. خشم و نفرت نسبت به پدر؛ تمومش کنم این زندگی رو آیا ؟  سپاس شده توسط niloofarabi,sadaf21

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •