سلام

داستان شما به این می ماند که پسربچه ای مقداری بدهی به مادرش دارد، و می داند مسئولیت آن برعهده اش است و برای فرار از مسئولیت و بدهی اش فرار کرده. مادر که به فرزندش علاقه مند است، نمی تواند دوری فرزند را تحمل کند، و او را ترغیب می کند که برگردد. مثلا به او می گوید اگر برگردی، به تو بستنی می دهم، پول می دهم، می توانی بازی کنی، در کنار من هستی...، حتی بدهی ات را به تو می بخشم . تو فقط برگرد، همین!!

بچه هم که می بیند، مادر به قدری او را دوست دارد که حاضر است هر کارب برای برگشتنش بکند، برای اطمینان خودش می گوید خب صبر کن اول بدهی ام را کامل ببخش، تا من به تو هیچ تعهدی نداشته باشم، بعد من می آیم و آن موقع بستنی، پول، و بقیه چیزها را از تو می گیرم!!

یک سری علائم هست که نشان دهنده هیجانی عمل کردن شماست و بنابراین، نیاز هست در این خصوص روی خود کار کنید.

نشانه ها:

پنهان کردن حقیقتی راجع به همسرتان(ازدوج پیشین او)، به خاطر از دست ندادن ایشان(نشانه ای است از غلبه احساسات بر شما، و عدم تمایل به بررسی منطقی قضیه)
تحقیق نکردن درباره ازدواج پیشین همسرتان و بررسی نکردن علل جدایی ایشان و اکتفا به صحبتهای خود او(نشانه درگیری احساسی، و عدم برخورد منطقی با مساله مهم ازدواج)
قهر کردن و خروج از منزل، به دلیل یک سری سوء تفاهمات(نشانه غلبه احساسات منفی، و عدم تلاش منطقی برای حل مسائل)
بیان نکردن حقیقت به خانواده و فامیل(نشان دهنده برخورد غیرمنطقی، و ترس از افشای برخی حقایق)
پاسخ ندادن به تماس های همسرتان در دوره قهر شما(نشانه انتظارات بیش از اندازه، برخورد احساسی)
اقدام به تماس با همسر و بیان احساسات(نشان دهنده دلتنگی، غلبه احساسات)
دادن امتیازات فراوان(از قبیل بخشیدن مهریه، درخواست مکرر برای بازگشت همسر، پیشنهاد رابطه جنسی و ...) پیش از بررسی مسائل(نشان دهنده برخورد غیرمنطقی)
اقدام برای طلاق توافقی
بدبین شدن نسبت به کلیه مردانی که طلاق گرفته اند(نشان دهنده بیش تعمیم دهی)

مجموعه این علائم، نشان دهنده احساسی عمل کردن شماست، که برای برطرف نمودن آن باید به روانشناس مراجعه کنید، تا در تصمیم گیری های زندگی(به ویژه تصمیمات سرنوشت ساز) بتوانید رویکردهای منطقی تری اتخاذ نمایید و مشکلات کمتری را تجربه کنید.

اما درباره اینکه چرا همسرتان اینقدر اصرار دارند طلاق بگیرند، بدون بررسی ایشان امکانپذیر نخواهد بود. گرچه می توان حدس هایی بیان کرد، اما ترجیح می دهم فرضیه سازی نکنم و بررسی منطقی این امر را بهتر می دانم. بنابراین، پیشنهاد من به شما این است که:

اولا، روی خودتان کار کنید و برخوردها و واکنش های هیجانی خود را بررسی نمایید. مدتی بر تصمیماتی که در زندگی گرفته اید، متمرکز شوید و آنها را خوب تحلیل کنید. با کمک یک روانشناس می توانید نقاط ضعف خود را در این تصمیمات پیدا کنید، و الگوهای بهتری را جایگزین روشهای فعلی کنید و منطقی تر برخورد کنید.

دوما، راجع به همسرتان، اقدامی بیش از این انجام ندهید. خودسرانه پیشنهادات دیگری مطرح نکنید، و با حضور نزد مشاور خانواده مجرّب، از ایشان بخواهید مساله را پیگیری کنند و واکنش همسرتان را بسنجند. سپس، تصمیم نهایی را با کمک مشاور خانواده متعهد و متخصص، اتخاذ نمایید.