تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




به عدالت و مهربونیه خدا شک دارم..از زندگیم متنفرم....لعنت به همه چی!!!! زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:A@92
آخرین ارسال:m@ri
پاسخ ها 33

صفحه‌ها (4): صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین

به عدالت و مهربونیه خدا شک دارم..از زندگیم متنفرم....لعنت به همه چی!!!!

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    A@92 آواتار ها
    سلام....

    نمیدونم قصدم از این حرفایی که میخام بزنم چیه؟؟خالی کردن خودم..یا انتقاد از کسایی که همش از عدالت خدا حرف میزنن...
    اصن اگه بخام زمینه مشکلمو مشخص کنم..هم خونوادگیه هم مذهبی هم فردی و اجتماعی..کلا همه چی..حالا من اینجا حرفامو میزنم..
    نمیدونم بعد این پست محروم میشم یا نه..
    برام هم مهم نیس ..ب درک و جهنم...

    اولا میخام بگم (خطاب ب اونایی که خداشونو دوس دارن وازش تعریف میکنن)اینقد نگید خدا مهربونه نعمت داده بهمون..خدا عادله...
    ب نظر من اونایی که میگن خدا مهربونه.حاکمه عادله و خیلی چیزای خوب رو بهش ربط میدن اونای هستن خدا بهشون خیلی چیزا داده..

    خب اگه منم ی خونواده درست حسابی داشتم..اگه منم پول داشتم..اگه منم لکنت نداشتم..اگه منم وسواس نداشتم..اگه منم خونوادم مذهبی بود..اگه منم کابوس های کودکی نداشتم .اگه منم کمبود محبت و عاطفه نداشتم .مطمئناا منم مومن میشدم منم میگفتم خدا قشگنه وخوبه!!

    خدا ی سری ادمارو از اولش ذاتا مومن افریده..
    بعد بهشون خوشبختی داده بعدش ب من گناه کار میگه توبه کن تو هم اینجوری خوشبخت بشی..اخه مگه اونH گناهکاربودن که توبه کردن حالام خوشبخت شدن؟؟؟؟ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟
    اونو از اولش همینجوری خوشبخت افریدیش دیگ...

    خدااومده پیامبر و امام خلق کرده..
    اصن جای خنده داره..اونارو بی گناه و معصوم افریده بعد میگه از اونا پیروی کنید خو خدای ب ظاهر عادل منم امام خلق میکردی منم معصوم میشدم..غیر اینه؟؟؟؟؟؟؟

    چون ما مخلوق های خداییم هرجور دوس داره رفتار میکنه..

    و این خیلی خیلی نامردیه..

    انگار ما چنتا جوجه خریدیم..چنتاشو تو جای خوب نگهداری میکنیم زود بزرگ میشن ..خوش رنگ میشن چنتاشونم خیلی ضعیف میمونن بدرنگ میشن.بعدم میگیم این جوجه های خوش رنگ بندهای خوبی ان..خومعلومه خوبن چون شرایط زندگیشنو متفاوت درست کردیم..


    من از زندگیم متنفرم...


    توانایی خودکشی ندارم..
    نمیخام هم از خدا چیزی بخام والا میخاستم منو بکشه..

    خیلی های دیگم مثل من هستن که خدا مارو افریده فقط و فقط برای عذاب هاش..
    ب جرات میگم خدا از ناله های من شاد میشه..

    خدا از عذاب دادن ما خوشال میشه..
    من لعنت میفرستم ب چنین قانونی که یکی میشه دانشمند ومومن..و کسی که خدا دوسش داره و همه جوره کمکش میکنه و برخی هم مثل من از اول تا اخر عمر مورد عذاب خدا!!!

    من ب وجود خدا ایمان دارم..و همین طور ب ناعادل بودنش ایمان دارم..خدا ظالمه ظالم.....و فقط اومده برای برخی خوشبتخی بیاره برای برخی بدبختی..


    من با این زندگیم چطوری نماز بخونم؟؟؟چطوری قران بخونم؟؟چطوری حلا ل و حرام بدونم؟؟؟؟؟

    مگه اعصابی برام مونده که نماز رو با اراااااااااااامش بخونم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    خیلی واضحه که اگه خدا میخاست منم دوس داشته باشه و منم خوشبخت کنه این همه مشکل نمیداد بهم..وسواسی نمیداد بهم..منی که نمیتونم راحت حرف بزنم ب چ چیزی امیدوارم باشم....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟


    این خیلی نامردیه..من خدارو نمیبخشم..

    خیلی بده که ما هیچ قدرتی دربرابر خدانداریم و هرجور دوس داره باهامون برخورد میشه....خیلی ظالمانس خیلیییییییییییییییییی

    خب مگه خدا این مشکلاتو ب من نداده؟؟پس نباید ازم انتظار بندگی داشه باشه نباید انظار داشته باشه مثل کسی که خوشبخته باهاش رفتار کنم..

    کسی که کارمند دولته از دولت همایت میکنه چون منبع درامدش دولته..و از تورم و اقتصاد چیزی حالیش نمیشه..ولی کسی که بازاریه ومیبینه اقتصاد کشور فلج شده همش دولت وکشور رو لعنت میفرسته..همینطوری بنده ای که از خدا بهش سلامتی پول برکت بباره صددرصد خدا رومیگه دوس داره صددرصد نماز میخونه ..ولی منکه هیچ خیری ندیدم چجوری نماز بخونم..؟؟؟


    خب وقتی خدا برا کسی خوبه معلومه اونم برا خدا خوبه دیگ.....
    واقعن موندم خدا که منو اینجوری کرده انتظار بندگی داره ازم یا نه؟؟؟

    من که میگم نباید داشته باشه نباید!!!!!!

    اگه خدا میخاست یجوری میکرد منم بنده خوبی میشدم..

    چنتا از مشاوران سایت در جریانند.....من توبه کرده بودم..

    خودارضایی گناه دروغ..نگاه نامحرم..همه چیودور ریختم..هر روزصبح اولین بار با خدا حرف میزدم..انقد ایمانم قوی بود که با اینکه وسواسمو بقیه مشکلاتم سرجاش بودن ولی ایمان داشتم خدا کمک میکنه..ولی وقتی روزی سر یه ماجرایی بهم ریختم دیگه قسم خوردم طرف خدا نرم..من سمت خدا برنمیگردم..نمیگم مثل شیطلان مقابل خدا میایستم..نه!ولی کنار خداهم نمیاستم...چون اون برا خودش بندهایی داره!امامان وپیامبرانش رو داره..


    خدا منو ب چنین روزی انداخته منم ازش شکایت دارم..ولی حیف که صاحب همه چی خودشه وهر جور بخاد رفتار میکنه.من ب عدالت خدا شک دارم..و با جرات میگم خیلی ظالمه!!!



    از زندگیم متنفرم...جالبه بعد مرگم تا قیامت هم تو عذابم بعدش هم تو جهنم تو عذابم..

    بابا این نامردی نیس؟؟؟؟؟؟؟؟

    گناه من چی بود که خدا منو خلق کرده فقط ازار بده..بابا خسته ام خسته..خدا حق نداره منو عذاب بده حق ندارههههههههههههههههههههه ه..........(


    همه مشکل دارن درست ولی راه حلی هم براش دارن....صبرش روهم دارن...ولی مننداااارم..زوره ندارم...10 ساله دارم تحمل میکنم دیگه بسمه..لعنت به همه..اصن ای خدا منو الان بکش ببر جهنمت بسوزون خوشال شو..بعد ب امامانت خوشبختی بده..
    این خیلی ظالمانس...


    خیلی ناراحتم نمیدونم این زندگی دردناکم کی میخادتموم بشه تا خلاص بشم......من تحمل این زندگی روندارم......

    خدا خیلی خوب میدونه که من با این وضعم ب هیچ وجه نمیتونم بنده خوبی باشم احکام اسلام رو رعایت کنم پس چرا کمکم نکرد؟؟؟؟چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


    قانون دنیا مسخرس مسخره....




    لطفا جبهه نگیرین خوب بخونین ..منطقی بخونین ............

    خیلی متاسفم که چنین خالقی دارم....

    خیلی دوس داشتم ادمی موفق بشم..تو تحصیل تو همه مراحلم موفق بشم....خیلی دوس داشتم با اعضای خونوادم مهربون باشم..دوس داشتم درامد خوبی داشه باشم .دوس داشتم روحیه شاد داشتم..دوس داشتم منم پر انرژی بودم و رابطه گرمی با خدا داشتم..اما نشد...ب درککککککککککککککککککک

    خیلیا هستن که همه جوره روابط سکس نامشروع دارن..دزدی میکنن همه جور گناهی میکنن هروقتم میبینمشون فقط بگو بخنده..پول ماشین مامان بابای خوب خواهربرادر خوب..روحیه خوب دارن..
    .من که هیچکدوم از این گناهارو رونداشتم چرا اینجوری شدم؟؟؟نگید حکمتی داره..لعنت و صد لعنت ب چنین حکمتی که بنده ای رو از خدا دور میکنه.......

    خالی نشدم هیچ بدترم شدم.....فقط میخام بمیرم....



    اما یک سوال:
    از خدای خوب ومهربون و عادل شماها دارم:



    ای خدای خوبِ بنده های خوب


    چرا منو عذاب میدی؟؟؟؟؟؟چرا منو اینجوری افریدی؟؟؟؟؟چرا از ناله ای من خوشال میشی؟؟؟؟



    ی حسی دارم که از همه چی بدتره..که میگه خدا مقصر نیس!!!!ولی خدا مقصره من میگم خدا کمکم نکرده..خدا منو بد افریده بد!!!خدا مقصره..

    لعنت ب من .دنیا و زندگیم....
    پاسخ با نقل و قول

  2. به عدالت و مهربونیه خدا شک دارم..از زندگیم متنفرم....لعنت به همه چی!!!!  سپاس شده توسط **شادی**,anahid,Far Zane,ویونا شاکری,جیگر طلا

  3. ارسال:2#
    کوثر حبیبی آواتار ها
    سلام

    ببین علی اینکه میگی خدا تورو بد آفریده یعنی زمانی که متولد شدی بد بودی ؟

    تو اصلا زمانی که متولد شدی وسواس مسدونستی چیه؟ یا لکنت داشتی ؟

    خودتم خوب میدونی که خانواده ات مقصر بودن و همچنین خودت

    وقتی ما آدما خودمون به زندگی خودمون و دیگران آتیش میزنیم ، چرا باید اسم خدا رو روش بذاریم؟؟؟

    شرایط ات سخته قبول
    ولی یه سوال

    چطور با این حال بدت سمت کارایی میری که مقابل خداست ؟ چطور وسواس اذیتت نمیکنه ؟

    ولی تا میخوای دو رکعت نماز بخونی کلی گله و شکایت و توقع به همراهش هست؟

    مشکل از اونجایی شروع میشه که فکر میکنیم خدا به عبادت ما نیاز داره

    ولی اینطور نیست خدا نعمت عبادت رو برای بنده هاش قرار داده تا ما با عبادت رفع نیاز کنیم ، تا بتونیم به یه منبع قدرت خودمون رو وصل کنیم ، تا بدونیم زمانی که هیچ قدرتی و هیچ مالی و هیچ علمی نداریم و هیچ های دیگه ، ولی باز خدارو داریم و میتونیم خدارو در کنار خودمون داشته باشیم

    خدا با این عظمتش ،من بنده ی کمترین رو میپذیره که بگم خدای منه

    علی اگر میخوای خوب شی شروع کن به درمان وگر نه با این شکایت ها و نالیدن ها ، کاری که پیش نمیره هیچ عقب تر هم میوفتی

    تویی که انقدر دم میزنی خدا تنهات گذاشته ، چقدر واقعا پی اش رفتی؟ به ساعت بگو بگو چند هفته از این عمر 21-22 سالی که از خدا گرفتی گرفتار خدا بودی که حالا میگی تنهات گذاشته ؟

    واقعا تو داری کم لطفی میکنی یا خدا ؟

    مقصر اصلی ما خودمون آدما هستیم که در حق هم و در حق خودمون بد میکنیم.
    بسم الله الرحمن الرحیم

    و هرگز در زمین به کبر و ناز راه مرو( و غرور و نخوت مفروش) که به نیرو زمین را نتوانی شکافت و به کوه در سربلندی نخواهی رسید.


    آیه ی 37 سوره ی اسراء
    پاسخ با نقل و قول

  4. به عدالت و مهربونیه خدا شک دارم..از زندگیم متنفرم....لعنت به همه چی!!!!  سپاس شده توسط anahid,elnaz.t,Far Zane,mozhghan,nahidh,niloofarabi,ویونا شاکری,جیگر طلا,ریحـانه,راهله,ساجده,طباطبایی

  5. ارسال:3#
    سلام علی جان
    من سعی میکنم زیاد شعار ندم تو زندگیم
    راستشو بخوای خود منم خیلی وقتا به خدا بدبین میشم.سوالایی تو ذهنم میاد که خودم از خودم میترسم.اما دنبال جوابش نرفتم،خب این اشتباهه ولی چون فکر میکنم آدم باسوادی که بتونه جواب این سوالات رو بهم بده در دسترس نیست واسه همین دنبالش نرفتم.میتونم بهت کمک کنم به خدا بدبین تر بشی و زندگی خودتو بدتر از اینی که هست بکنی ولی چه فایده؟میدونی مشکل ما دوتا چیه؟خدا رو نشناختیم.شعار نمیدم،عین واقعیته
    متأسفانه اونقدر که باید مطالعه نداشتم در این مورد،یعنی اصلا مطالعه ای نداشتم.زندگیم پر از اشتباه و انتخاب راه غلطه تا دلت بخواد...
    میشینم تو خونه و تا دلت بخواد فکرای ناجور میکنم درباره خدا.با چنان ناراحتی و بغضی میرم جلو که گاهی فکر میکنم از شیطون جلو زدم.من همونطور که بهت گفتم نه اهل شعارم و نه چیزی سرم میشه که بخوام بهت بگم.اینایی که در ادامه با رنگ آبی میگم تجربیات و یافته های خودمه از زندگی و البته کمی از چیزایی که یاد گرفتم از بقیه
    نقل قول نوشته اصلی توسط A@92 نمایش پست ها
    سلام....

    نمیدونم قصدم از این حرفایی که میخام بزنم چیه؟؟خالی کردن خودم..یا انتقاد از کسایی که همش از عدالت خدا حرف میزنن...
    اصن اگه بخام زمینه مشکلمو مشخص کنم..هم خونوادگیه هم مذهبی هم فردی و اجتماعی..کلا همه چی..حالا من اینجا حرفامو میزنم..
    نمیدونم بعد این پست محروم میشم یا نه..
    برام هم مهم نیس ..ب درک و جهنم...

    اولا میخام بگم (خطاب ب اونایی که خداشونو دوس دارن وازش تعریف میکنن)اینقد نگید خدا مهربونه نعمت داده بهمون..خدا عادله...
    ب نظر من اونایی که میگن خدا مهربونه.حاکمه عادله و خیلی چیزای خوب رو بهش ربط میدن اونای هستن خدا بهشون خیلی چیزا داده..

    بله یا خدا خیلی چیزا بهشون داده یا اینکه خدا رو خوب شناختن و در مقابلش تسلیم محضن

    خب اگه منم ی خونواده درست حسابی داشتم..اگه منم پول داشتم..اگه منم لکنت نداشتم..اگه منم وسواس نداشتم..اگه منم خونوادم مذهبی بود..اگه منم کابوس های کودکی نداشتم .اگه منم کمبود محبت و عاطفه نداشتم .مطمئناا منم مومن میشدم منم میگفتم خدا قشگنه وخوبه!!

    بجز وسواس که مقصرش خودتی بقیه چیزایی که گفتی درسته.اما چطور با اطمینان میگی مومن میشدی اگه اینا رو داشتی؟من همه اینایی که گفتی رو دارم ولی مومن نشدم،خیلی هم بیشترشو دارم و داشتم.خدا میگه لا یکلف الله نفسا الا وسعها...یعنی من و تو اگه یه جایگاه پیش خدا داشته باشیم خدا اونقدر که منو مجازات میکنه تو رو نمیکنه بخاطر همینایی که گفتی نداری.با این وضعی که من دارم رفتم اون دنیا خدا پدرمو در میاره مگر بخاطر رحمتش منو ببخشه که در اونصورت تو دیگه نباید هیچ غمی داشته باشی وقتی منو میبخشه که با اینهمه امکانات به جایی نرسیدم خب تو دیگه وضعت خیلی بهتر از من میشه.برو خدا رو شکر کن.میدونی با این وضعی که داری اگه بری به سمت خدا،واجباتتو انجام بدی چقدر پیش خدا عزیز میشی؟خدا بهت افتخار میکنه.میگه این بنده منه که اینقدر بهش سختی دادم ولی داره منو عبادت میکنه.اما من اگه فقط واجباتمو انجام بدم هیچ اجر و قربی ندارم پیش خدا.طبیعیه،چون کاری نکردم که بخاطرش تشویق بشم.خانوادم اینطور بودن منم همینطور بزرگ شدم.حالا اگه خطایی کنم چی؟واویلا...تو میگی لکنت زبون داری.اگه زبون چرب و نرمی داشتی و قدرشو نمیدونستی میرفتی با اون دختر مردمو فریب میدادی خوب بود؟خوش ندارم بگی نه من مطمئنآ این کارو نمیکردم.هیچکس با اطمینان نمیتونه چنین چیزی بگه.یه بنده خدایی میگفت کاش تو کربلا بودم به امامم کمک میکردم.خواب دید وایساده جلوی امام حسین که نمازشو بخونه تو کربلا و تیرایی که میان سمت امام بهش اصابت نکنه.هر تیری که میومد جاخالی میداد و میرفت به سمت امام حسین!وقتی بیدار شد خدا رو شکر کرد.داداشم ما خدا رو نشناختیم که اینطور بهش میتازیم

    خدا ی سری ادمارو از اولش ذاتا مومن افریده..
    بعد بهشون خوشبختی داده بعدش ب من گناه کار میگه توبه کن تو هم اینجوری خوشبخت بشی..اخه مگه اونH گناهکاربودن که توبه کردن حالام خوشبخت شدن؟؟؟؟ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟
    اونو از اولش همینجوری خوشبخت افریدیش دیگ...

    خدااومده پیامبر و امام خلق کرده..
    اصن جای خنده داره..اونارو بی گناه و معصوم افریده بعد میگه از اونا پیروی کنید خو خدای ب ظاهر عادل منم امام خلق میکردی منم معصوم میشدم..غیر اینه؟؟؟؟؟؟؟

    چون ما مخلوق های خداییم هرجور دوس داره رفتار میکنه..

    و این خیلی خیلی نامردیه..

    انگار ما چنتا جوجه خریدیم..چنتاشو تو جای خوب نگهداری میکنیم زود بزرگ میشن ..خوش رنگ میشن چنتاشونم خیلی ضعیف میمونن بدرنگ میشن.بعدم میگیم این جوجه های خوش رنگ بندهای خوبی ان..خومعلومه خوبن چون شرایط زندگیشنو متفاوت درست کردیم..

    داری اشتباه میکنی به همون دلیلی که گفتم.واقعآ دوست داشتی جای ائمه باشی؟یه مثال میزنم.این فیلمای کره ای که تلویزیونمون میذاره رو دیدی؟همین فیلم افسانه خورشید و ماه رو میگم.یه امپراطور جوان هست که از کوچیکی تربیتش کردن تو شرایط خاص (به قول خودت خوب بهش رسیدن) چون میخواسته امپراطور بشه.حالا که امپراطور شده خیلی مسئولیت سنگینی رو داره.اما برادرش که از چندین سال قبل از قصر انداختنش بیرون واسه خودش فارغ از هرگونه باید و نبایدی،زندگیشو میکنه.تو یکی از قسمتا امپراطور با خودش میگفت امپراطور بودن یعنی انزوا،یعنی تنهایی و...
    نعوذبالله قصد ندارم تشبیه کنم.فقط مثال بود.تو همین الان داری از این وضعیتت مینالی.اگه جای امام حسین بودی چکار میکردی که همه چیشو داد در راه خدا؟سخته علی،والله سخته.باور کن خیلی باید خدا رو شکر کنی که تو این وضعیتی که داری،اینقدر درک و فهم داشتی که واجباتت رو انجام بدی.برو خدا رو شکر کن مثل من نشدی.میدونی اگه معصومین یه استباه میکردن چقدر سقوط میکردن؟ما چی؟خدا میدونست ما جنبه معصوم بودن رو نداریم.دوستمون داشته...


    من از زندگیم متنفرم...


    توانایی خودکشی ندارم..
    نمیخام هم از خدا چیزی بخام والا میخاستم منو بکشه..

    خیلی های دیگم مثل من هستن که خدا مارو افریده فقط و فقط برای عذاب هاش..
    ب جرات میگم خدا از ناله های من شاد میشه..

    خدا از عذاب دادن ما خوشال میشه..
    من لعنت میفرستم ب چنین قانونی که یکی میشه دانشمند ومومن..و کسی که خدا دوسش داره و همه جوره کمکش میکنه و برخی هم مثل من از اول تا اخر عمر مورد عذاب خدا!!!

    من ب وجود خدا ایمان دارم..و همین طور ب ناعادل بودنش ایمان دارم..خدا ظالمه ظالم.....و فقط اومده برای برخی خوشبتخی بیاره برای برخی بدبختی..


    من با این زندگیم چطوری نماز بخونم؟؟؟چطوری قران بخونم؟؟چطوری حلا ل و حرام بدونم؟؟؟؟؟

    مگه اعصابی برام مونده که نماز رو با اراااااااااااامش بخونم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    خیلی واضحه که اگه خدا میخاست منم دوس داشته باشه و منم خوشبخت کنه این همه مشکل نمیداد بهم..وسواسی نمیداد بهم..منی که نمیتونم راحت حرف بزنم ب چ چیزی امیدوارم باشم....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟


    این خیلی نامردیه..من خدارو نمیبخشم..

    خیلی بده که ما هیچ قدرتی دربرابر خدانداریم و هرجور دوس داره باهامون برخورد میشه....خیلی ظالمانس خیلیییییییییییییییییی

    بازم چون خدا رو نشناختی اینارو میگی.پیامبرمون در مقابل خدا تسلیم محض بود.هرکاری خدا میخواست پیامبر با تمام وجودش اطاعت میکردن بی چون و چرا

    خب مگه خدا این مشکلاتو ب من نداده؟؟پس نباید ازم انتظار بندگی داشه باشه نباید انظار داشته باشه مثل کسی که خوشبخته باهاش رفتار کنم..

    مسلمآ به اندازه من ازت انتظار نداره،مطمئن باش ولی ازت انتظار داره بهرحال چون اینقدر درک و فهم بهت داده که خوب و بد رو تشخیص بدی

    کسی که کارمند دولته از دولت همایت میکنه چون منبع درامدش دولته..و از تورم و اقتصاد چیزی حالیش نمیشه..ولی کسی که بازاریه ومیبینه اقتصاد کشور فلج شده همش دولت وکشور رو لعنت میفرسته..همینطوری بنده ای که از خدا بهش سلامتی پول برکت بباره صددرصد خدا رومیگه دوس داره صددرصد نماز میخونه ..ولی منکه هیچ خیری ندیدم چجوری نماز بخونم..؟؟؟

    من دارم به وضوح میبینم که آدم با شعوری هستی.نمیخوام شعار بدم دارم واقعیت رو میگم.ببخش اینو میگم ولی اگه تو رو باشعور و با درک و فهم نمیدونستم یک ساعت وقت نمیذاشتم واست بنویسم.اینم بدون اینو که گفتم منت نیست،چون دیدم دلت خون شده مثل خودم واست نوشتم.

    خب وقتی خدا برا کسی خوبه معلومه اونم برا خدا خوبه دیگ.....
    واقعن موندم خدا که منو اینجوری کرده انتظار بندگی داره ازم یا نه؟؟؟

    من که میگم نباید داشته باشه نباید!!!!!!

    اگه خدا میخاست یجوری میکرد منم بنده خوبی میشدم..

    چنتا از مشاوران سایت در جریانند.....من توبه کرده بودم..

    خودارضایی گناه دروغ..نگاه نامحرم..همه چیودور ریختم..هر روزصبح اولین بار با خدا حرف میزدم..انقد ایمانم قوی بود که با اینکه وسواسمو بقیه مشکلاتم سرجاش بودن ولی ایمان داشتم خدا کمک میکنه..ولی وقتی روزی سر یه ماجرایی بهم ریختم دیگه قسم خوردم طرف خدا نرم..من سمت خدا برنمیگردم..نمیگم مثل شیطلان مقابل خدا میایستم..نه!ولی کنار خداهم نمیاستم...چون اون برا خودش بندهایی داره!امامان وپیامبرانش رو داره..

    خوبه خودتم داری میگی.این یعنی میتونی اگه بخوای.اگه خدا دوستت نداشت و میخواست عذابت بده هرگز این ایمان رو بهت نمیداد.پس بازم برو دنبالش که خیلی خوشحال میشه ولی بدون اگه بازم به مشکل خوردی بخاطر اینه که خدا رو درست نشناختی،درست مثل من

    خدا منو ب چنین روزی انداخته منم ازش شکایت دارم..ولی حیف که صاحب همه چی خودشه وهر جور بخاد رفتار میکنه.من ب عدالت خدا شک دارم..و با جرات میگم خیلی ظالمه!!!



    از زندگیم متنفرم...جالبه بعد مرگم تا قیامت هم تو عذابم بعدش هم تو جهنم تو عذابم..

    بابا این نامردی نیس؟؟؟؟؟؟؟؟

    گناه من چی بود که خدا منو خلق کرده فقط ازار بده..بابا خسته ام خسته..خدا حق نداره منو عذاب بده حق ندارههههههههههههههههههههه ه..........(


    همه مشکل دارن درست ولی راه حلی هم براش دارن....صبرش روهم دارن...ولی مننداااارم..زوره ندارم...10 ساله دارم تحمل میکنم دیگه بسمه..لعنت به همه..اصن ای خدا منو الان بکش ببر جهنمت بسوزون خوشال شو..بعد ب امامانت خوشبختی بده..
    این خیلی ظالمانس...


    خیلی ناراحتم نمیدونم این زندگی دردناکم کی میخادتموم بشه تا خلاص بشم......من تحمل این زندگی روندارم......

    خدا خیلی خوب میدونه که من با این وضعم ب هیچ وجه نمیتونم بنده خوبی باشم احکام اسلام رو رعایت کنم پس چرا کمکم نکرد؟؟؟؟چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


    قانون دنیا مسخرس مسخره....




    لطفا جبهه نگیرین خوب بخونین ..منطقی بخونین ............

    خیلی متاسفم که چنین خالقی دارم....

    خیلی دوس داشتم ادمی موفق بشم..تو تحصیل تو همه مراحلم موفق بشم....خیلی دوس داشتم با اعضای خونوادم مهربون باشم..دوس داشتم درامد خوبی داشه باشم .دوس داشتم روحیه شاد داشتم..دوس داشتم منم پر انرژی بودم و رابطه گرمی با خدا داشتم..اما نشد...ب درککککککککککککککککککک

    خیلیا هستن که همه جوره روابط سکس نامشروع دارن..دزدی میکنن همه جور گناهی میکنن هروقتم میبینمشون فقط بگو بخنده..پول ماشین مامان بابای خوب خواهربرادر خوب..روحیه خوب دارن..
    .من که هیچکدوم از این گناهارو رونداشتم چرا اینجوری شدم؟؟؟نگید حکمتی داره..لعنت و صد لعنت ب چنین حکمتی که بنده ای رو از خدا دور میکنه.......

    خالی نشدم هیچ بدترم شدم.....فقط میخام بمیرم....



    اما یک سوال:
    از خدای خوب ومهربون و عادل شماها دارم:



    ای خدای خوبِ بنده های خوب


    چرا منو عذاب میدی؟؟؟؟؟؟چرا منو اینجوری افریدی؟؟؟؟؟چرا از ناله ای من خوشال میشی؟؟؟؟



    ی حسی دارم که از همه چی بدتره..که میگه خدا مقصر نیس!!!!ولی خدا مقصره من میگم خدا کمکم نکرده..خدا منو بد افریده بد!!!خدا مقصره..

    لعنت ب من .دنیا و زندگیم....
    پاسخ با نقل و قول

  6. به عدالت و مهربونیه خدا شک دارم..از زندگیم متنفرم....لعنت به همه چی!!!!  سپاس شده توسط elnaz.t,Far Zane,niloofarabi,ویونا شاکری,جیگر طلا,حسینی,ریحـانه,راهله,ساجده

  7. ارسال:4#
    طباطبایی آواتار ها
    سلام
    من مدت زیادی هست تالار نیومدم ،‌اما با توجه به صحبت هاتون احتمال میدم شما همون کاربری باشید که یک زمانی در مورد رفتار برادرتون در مدرسه گفتید که مسبب وسواس شما شده بودند،‌درسته؟
    یادمه بهتون گفتم ،‌اگر هم نگفتم الان میگم،‌برای وسواستون اگر براتون مقدوره رساله بخونید چون وقتی رساله میخونید هم میبینید که خیلی چیز ها که ما روش حساس میشیم که آیا نجسه یا طاهره اسلام میگه سخت نگیر
    اسلام میگه به شکیاتت اهمیت نده
    نذار فکرهای الکی جلو عملت رو بگیره
    پس توی این زمینه خدا بد نگفته و سخت گیری هم نکرده..
    --
    گفته بودید اونهایی از خدا راضی اند که خدا بهشون چیزهای خوب داده
    من زیاد با این حرفتون موافق نیستم،‌ چون خیلی وقتها اونهایی که در رفاه هستند خیلی راحت خدا رو انکار میکنند ،‌یا خیلی راحت گناه میکنند.. این ها اون بنده های خوب خدا نیستند
    اتفاقا یک مشکلی که بعضی از پولدارها و مرفهین با پیامبرها داشتند (طبق آیات قرآن )‌این بود که چون دور تو رو یک عده آدم بدبخت (‌از نظر اونها)‌ و ندار گرفته ما ایمان نمیاریم ،‌تو اونها رو از خودت دور کن تا ما بیایم دورت
    پس برعکس نظر شما آدمهای معمولی بیشتر دور خوبی ها جمع میشن ،‌چون دلشون آزادتره به چیزی گیر نکرده.. بیشتر آماده پذیرش حقند.
    ----
    درسته لکنت زبان آزاردهنده است اما فکر کنم راههای برای کم کردن ش وجود داره ،‌فقط باید اراده داشته باشید..
    میدونید خیلی از محرومیت های جسمی ما ربطی به خدا نداره ،‌مشکلات ژنتیکیه یا به عدم رعایت مادر برمیگرده و عوامل دیگه که جاش اینجا نیست.
    این ها رو به گردن خدا انداختن صحیح نیست
    اما اتفاقا خدا میاد هر کسی رو با خودش مقایسه میکنه ،‌مثلا خدا اگر از من نمره 19 انتظار داشته باشه و من 13 بشم این یعنی من خیلی خراب کردم اما اگر از یکی 15 انتظار داشته باشه و اون 12 باشه این یعنی عالی
    خدا توی نمره دادنش توان اون فرد رو هم در نظر میگیره..
    ----
    راستی تا حالا در مورد این آقا شنیدی؟
    حرفهاش رو چی ؟


    یا اون دختر شمالی که نه دست داره و نه پا ؟
    ای کاش یاد بگیریم که زیر بارهای خمشی و پیچشی زندگی نقطه تسلیم را بالا بگیریم و مقاومت شکست را حداکثر کنیم تا چرخ دنده های زندگیمان از
    لهیدگی و تداخل در امان باشد.
    برگرفته از کتاب طراحی اجزا ماشین نوشته جوزف شیگلی
    پاسخ با نقل و قول

  8. به عدالت و مهربونیه خدا شک دارم..از زندگیم متنفرم....لعنت به همه چی!!!!  سپاس شده توسط anahid,elnaz.t,Far Zane,nahidh,niloofarabi,ویونا شاکری,ریحـانه,راهله,ساجده

  9. ارسال:5#
    sanaz1368 آواتار ها
    ای بابا 1 سال تموم مثل خر بر دکترا خوندم هرچی فکر کنید نذر کردم رفتم سرجلسه داشتم ازمون میدادم خیلی برام سوالا اسون بود خوشحال بودم امسال شهید بهشتی قبولم .یه مراقب لعنتی که ازش نمیگزرم اومد گفت ازمون نمره منفی داره توی دفترچه زده بودن نمره منفی نداره منم همه سوالارو پاسخ دادم ولی اون مراقبه گفت نمره منفی داره بهش گفتم مطمئنید؟ تو دفترچه زده ندارها.گفت اره مطمئنم .شک کردم یه مراقب دیگه اومد که بازرس وزارت بهداشت بود ازونم پرسیدم گفت میرم الان از پایین میپرسم اومد بعد چن دقه گفت نمره منفی داره.منم از ترسم که درصد پایین نیاد 30 تا از سوالارو پاک کردم اومدم بیرون از جلسه بعد متوجه شدم نمره منفی نداشته اون مراقبا ایندمو زندگیمو خراب کردن ابن همه دعا کردم درس خوندم به همکلاسیام پایان نامشونو کمک کردم که خدا کمکم کنه سمت گناه نرفتم ولی میمیبینی چیشد؟انگار خدا یکیو فرستاده از اسمون که بیاد نزاره من قبول شم.سر پل صراط جلو هردو مراقبو میگیرم . این باعث شد من به مصاحبه دعوت نشم من انقدر سی ویم عالی بود که فقط به نمره کتبی نیاز داشتم معدل ارشدم بالای 18.47 مقالم جایزه بره بود ینی مطمئن بودم که امسال قبول میشم ولی اون مراقبا یا هدا نذاشتن.حالا بیخیال بفکر افتادم دوباره بخونم پیش خودم گفتم حتما حکمتیه بعد که شرو کردم بخونم 2ماه از خوندم میگزره متوجه شدم منابع رشتمو تو دکترا 360 درجه تغییر دادن داشتم از خنده روده بور میشدم خدایا تا علنی میخوای من دکترا نرم .باشه چشششششششششششم نمیرم .نمیدونم چرا هی جلوی پام سنگ میندازن .دیگه نامید شدم نمیدونم چکار کنم بخاطر اشتیاه اون 2تا مراقب ایندم زندگیم تباه شد2ماه داره گریه میکنم انگار دنیا رو سرم خراب شده باورم نمیشه اصلا .حالا من بخدای مهربون چی بگم؟اگه جای من بودید چکار میکردید؟
    پاسخ با نقل و قول

  10. به عدالت و مهربونیه خدا شک دارم..از زندگیم متنفرم....لعنت به همه چی!!!!  سپاس شده توسط Far Zane,nahidh,ویونا شاکری

  11. ارسال:6#
    niloofarabi آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط sanaz1368 نمایش پست ها
    ای بابا 1 سال تموم مثل خر بر دکترا خوندم هرچی فکر کنید نذر کردم رفتم سرجلسه داشتم ازمون میدادم خیلی برام سوالا اسون بود خوشحال بودم امسال شهید بهشتی قبولم .یه مراقب لعنتی که ازش نمیگزرم اومد گفت ازمون نمره منفی داره توی دفترچه زده بودن نمره منفی نداره منم همه سوالارو پاسخ دادم ولی اون مراقبه گفت نمره منفی داره بهش گفتم مطمئنید؟ تو دفترچه زده ندارها.گفت اره مطمئنم .شک کردم یه مراقب دیگه اومد که بازرس وزارت بهداشت بود ازونم پرسیدم گفت میرم الان از پایین میپرسم اومد بعد چن دقه گفت نمره منفی داره.منم از ترسم که درصد پایین نیاد 30 تا از سوالارو پاک کردم اومدم بیرون از جلسه بعد متوجه شدم نمره منفی نداشته اون مراقبا ایندمو زندگیمو خراب کردن ابن همه دعا کردم درس خوندم به همکلاسیام پایان نامشونو کمک کردم که خدا کمکم کنه سمت گناه نرفتم ولی میمیبینی چیشد؟انگار خدا یکیو فرستاده از اسمون که بیاد نزاره من قبول شم.سر پل صراط جلو هردو مراقبو میگیرم . این باعث شد من به مصاحبه دعوت نشم من انقدر سی ویم عالی بود که فقط به نمره کتبی نیاز داشتم معدل ارشدم بالای 18.47 مقالم جایزه بره بود ینی مطمئن بودم که امسال قبول میشم ولی اون مراقبا یا هدا نذاشتن.حالا بیخیال بفکر افتادم دوباره بخونم پیش خودم گفتم حتما حکمتیه بعد که شرو کردم بخونم 2ماه از خوندم میگزره متوجه شدم منابع رشتمو تو دکترا 360 درجه تغییر دادن داشتم از خنده روده بور میشدم خدایا تا علنی میخوای من دکترا نرم .باشه چشششششششششششم نمیرم .نمیدونم چرا هی جلوی پام سنگ میندازن .دیگه نامید شدم نمیدونم چکار کنم بخاطر اشتیاه اون 2تا مراقب ایندم زندگیم تباه شد2ماه داره گریه میکنم انگار دنیا رو سرم خراب شده باورم نمیشه اصلا .حالا من بخدای مهربون چی بگم؟اگه جای من بودید چکار میکردید؟
    با سلام.لطفا برای مشکلتون تاپیک جدا ایجاد کنید.تشکر.
    پاسخ با نقل و قول

  12. به عدالت و مهربونیه خدا شک دارم..از زندگیم متنفرم....لعنت به همه چی!!!!  سپاس شده توسط elnaz.t,Far Zane,طباطبایی

  13. ارسال:7#
    sanaz1368 آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط niloofarabi نمایش پست ها
    با سلام.لطفا برای مشکلتون تاپیک جدا ایجاد کنید.تشکر.
    عزیزم مشکل نیس اینو گفتم تا دوستمون بفهمه همه یه مشکلی دارن که امید واربشه به زندگیش .وگرنه اینو که نمیتونه کسی حل کنه تموم شدو رفت
    پاسخ با نقل و قول

  14. به عدالت و مهربونیه خدا شک دارم..از زندگیم متنفرم....لعنت به همه چی!!!!  سپاس شده توسط elnaz.t,Far Zane,شروین

  15. ارسال:8#
    طباطبایی آواتار ها
    دوست عزیز ،‌ گاهی ممکنه یک چیز حکمت خدا باشه اما ما هم عادت کردیم همه اشتباهاتمون رو به خدا ربط بدیم
    وقتی روی دفترچه نوشته که ضریب منفی نداره یعنی نداره،‌درسته مسئولین ما یک شبه رایشون عوض میشه اما این دیگه مکتوب بود و شما میتونستید بعدا معترض بشید بهشون
    اما در مورد این که یک دفعه تصمیم میگیرند یک درسی اضافه کنند یا مباحث امتحانی رو به کل تغییر بدن باز هم فکر نمیکنم این به خدا برگرده ،‌این مشکل مسئولین ماست..
    من هم موقع دکترا با همچین مشکلی مواجه شدم که یک مبحث جدید و سلیقه ای ترین مبحث رو به کنکور دکترا اضافه کردند و هیچ جایی هم نه سرفصلی ارائه کردند نه جایی بود برای اینکه بشه تماس گرفت !!1
    این ها ربطی به خدا نداره ، البته خدا رو شکر ،‌خدا کمک کرد و من مجبور نشدم یک سال دیگه بخونم برای دکترا و قبول شدم اما این سلیقه ای رفتار کردن از جامعیت نداشتن مسئولین ماست...
    ای کاش یاد بگیریم که زیر بارهای خمشی و پیچشی زندگی نقطه تسلیم را بالا بگیریم و مقاومت شکست را حداکثر کنیم تا چرخ دنده های زندگیمان از
    لهیدگی و تداخل در امان باشد.
    برگرفته از کتاب طراحی اجزا ماشین نوشته جوزف شیگلی
    پاسخ با نقل و قول

  16. به عدالت و مهربونیه خدا شک دارم..از زندگیم متنفرم....لعنت به همه چی!!!!  سپاس شده توسط Far Zane,nahidh,niloofarabi,ریحـانه

  17. ارسال:9#
    طباطبایی آواتار ها
    آقای A@92
    دیشب استفتائی رو خوندم که مناسب وضعیت شماست ، به همین دلیل براتون میگذارمش:‌(البته این حکم آیت الله خامنه ای هست اگر مقلد فرد دیگری هستید برای اطمینان از نظرشون راه هایی وجود داره یکی از این ها تماس با 09640 هست)
    سوال:
    اينكه حكم شده است كه فرد وسواس نبايد به شك خود اعتنا نمايد آيا منظور هر نوع از شك مى باشد؟ آيا مى توان به هر نوع از شك كه براى فرد وسواس پيش مى آيد (چه شك در طهارت و نجاست و چه غير آن)، در حالى كه براى افراد عادى و غير وسواس اين نوع از شكها عرفاً وجود ندارد و يا كمتر پيش مى آيد اعتنا نكرد؟
    جواب:
    بله، هر نوع شكى را شامل مى شود.
    ای کاش یاد بگیریم که زیر بارهای خمشی و پیچشی زندگی نقطه تسلیم را بالا بگیریم و مقاومت شکست را حداکثر کنیم تا چرخ دنده های زندگیمان از
    لهیدگی و تداخل در امان باشد.
    برگرفته از کتاب طراحی اجزا ماشین نوشته جوزف شیگلی
    پاسخ با نقل و قول

  18. به عدالت و مهربونیه خدا شک دارم..از زندگیم متنفرم....لعنت به همه چی!!!!  سپاس شده توسط anahid,Far Zane,nahidh,niloofarabi,ساجده

  19. ارسال:10#
    سلام خوبید
    ن نه اونقدر بزرگم بخوام نصیحت کنم و نه مشاورم
    اما یه روزی یه فیلمی دیدم فک کنم تو انترنت بگردی میتونی پیداش کنی یه خانمه خارجی د تا دست رو کلا نداره یه بچه داره و شوهرش تو فیلم نشون میده چطور با پاهاش جای بچه اشو عوض میکنه ازیخچال شیر برمیداره خوه تمیز میکنه خرید میکنه همه ی کارهاشو ب جای دو دست با دو تا پا انجام میده
    میدونی مشکل اصلی ماها چیه فقط زو م کردیم رو نداشته هامون اصلاچیزی که داریمو نمیبینیم
    سالمی دست هات پاهات همه تنت سالمه یه لکنت زبونه که چیز مهمی نیست میدونی چند تا ادم وجود دار حاضر خیلی چیزا بدن تا زبونش عین و بچرخه و بتونن حرف بزنن سازمانمعلولین سر زدی چقدر کر و لال داریم به نظر خودت همونا که اصلا نمیتونن حرف بزن چقدر دلشو میخواد به اندازهی شما بتونن حرف بزنن
    این تنها تو دنیا مشکل شما نیست خیلیا دارن مهم اینه باهاش کنار بیای زندگیتو بساز بجنگ و بساز شاید تاپیک منو خوندی روزای خیلی سختی پشت سر گذاشتم ولی همیشه جنگیدم که سرپا بمونم هیچ وقت از تلاش دست برندار هر بار که زمین میخوی محکم تر از قبل پاشو ادامه بده البته لج بازم از سر لج بازی با زندگی گفتم تو خراب کن من میسازم تا اخرین نفسمم کم نمیارم ادامه میدم
    همیشه ادمای باهوش پیروز نیستن میدونی کیا بیشترین موفقیت رو دارن اونا که تلاشگرن بجنگ تو میتونی بسازی
    به امید روزی که بیای سربلندی هاو پیروزی هاتو برامون بنویسی دست خدا میسپارمت
    موفق باشی
    زندگی یعنی . . . بخندی هر چند غمگینی . . . ببخشی هر چند مسکینی . . .
    فراموش کنی هر چند که دلگیری . . . اینگونه باید زیست هر چند آسان نیست . . .
    زندگی آنقدر ابدی نیست که هر روز بتوان مهربان بودن را به فردا انداخت . . .
    پاسخ با نقل و قول

  20. به عدالت و مهربونیه خدا شک دارم..از زندگیم متنفرم....لعنت به همه چی!!!!  سپاس شده توسط elnaz.t,Far Zane,nahidh,niloofarabi,حسینی,ساجده,شروین,طباطبایی

صفحه‌ها (4): صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •