تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




دوست صمیمیم رو از دست دادم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:user98
آخرین ارسال:user98
پاسخ ها 22

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

دوست صمیمیم رو از دست دادم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    user98 آواتار ها
    پسری ۱۷ ساله هستم و کنکوری
    من یه دوست صمیمی داشتم که از امادگی تا دبیرستان باهاش بودم. اما سال سوم دبیرستان یه دانش اموز وارد مدرسه شد و رابطشو با دوست صمیمیم نزدیک کرد. این دانش اموز بچه ها رو زیاد مسخره می کرد مخصوصا من رو . یه چند وقتی گذشت احساس کردم دوست صمیمیم هم شده مثل اون و بعضی وقت ها من رو دست میانداخت(البته نمیدونم شاید هم من زیاد حساس شده بودم و زود بهم بر میخورد) در ضمن هر سه تای ما تو یه کلاس بودیم.
    سال بعدش یعنی امسال اوایل مهر بود که تصمیم گرفتم دیگه با هیچکدوم حرف نزنم (دست انداختناشون داشت ازارم میداد و احساس میکردم یه بچه ۷ ساله هستم و بابت این مساله هی خودم رو سرزنش میکردم) ۶ ماه گذشت و الان تو اسفند که دارم براتون مینویسم احساس تنهایی زیادی میکنم غم باد گرفتم بخاطر این مساله نمیتونم دیگه درس بخونم تو مدرسه هم نمیتونم یه دوست صمیمی پیدا کنم (فکر میکنم زیاد باحال نیستم در ضمن ادم کم حرفی هستم و به خاطر کم حرفی بنده بعضیا فکر میکنن من خودم رو میگیرم) ادم اجتماعی هم نیستم اصلا
    دائم فکر میکنم این چند ماه دیگه که بگذره و کنکور تموم بشه هیچ دوستی واسه زندگیم نخواهم داشت
    عذر میخوام صحبت هام طولانی شد فقط این رو هم بگم که یه موضوع دیگه ای هم هست که تو مدرسه یه گروه ۵-۶ نفره هستیم که که از اون ها هم بخاطر بی معرفتی هاشون ضریه خوردم
    ممنون میشم کمک کنین دیگه به اخرم رسیده

    لطفا راهنمایی کنین
    ویرایش توسط سجاد صالحی : 2015_02_28 در ساعت 19:37 دلیل: ترکیب پست های متوالی
    پاسخ با نقل و قول

  2. دوست صمیمیم رو از دست دادم  سپاس شده توسط Far Zane,ویونا شاکری

  3. ارسال:2#
    سلام دوست من....
    چرا فکر میکنین جذاب نیستین؛علت خاصی داره؟میتونین بیشتر در این مورد توضیح بدید؟
    دوست دارین روابطتون با دوست صمیمیتون برگرده به روزهای اول؟ بجز ایشون هم دوست صمیمی دیگه ای دارین؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. دوست صمیمیم رو از دست دادم  سپاس شده توسط Far Zane,niloofarabi,ویونا شاکری,ساجده

  5. ارسال:3#
    user98 آواتار ها
    از لحاظ ظاهري فكر نميكنم مشكلي داشته باشم. زياد اهل ورزش نيستم و شايد به اين دليل مقداري از فرم طبيعي بدنم خارج شدم( البته زياد مشهود نيست)
    دوست دارم رابطه ام با دوست صميمي سابقم بهتر بشه اما ميخوام با افراد به قولي باحال تر دوست شوم( گاهي اوقات با سه چهار نفر از دوستانم به بيرون ميروم اما انها مرا جزو رفيق فابريك به حساب نمي اورن مثلا در مسافرتي كه رفته بودند مرا خبر نكردن ( از بي معرفتي انها حرصم ميگيرد!))
    در ارتباط برقرار كردن با ديگران با ديگران مشكلي ندارم اما ادامه ي دوستي را بلد نيستم.
    اين رو هم بگم كه من در كودكي مورد تمسخر دو نفر از افرادي كه هم مدرسه اي بوديم و چند سالي از من بزرگتر بودند قرار گرقتم)
    پاسخ با نقل و قول

  6. دوست صمیمیم رو از دست دادم  سپاس شده توسط Far Zane,ویونا شاکری,ساجده,سجاد صالحی

  7. ارسال:4#
    سلام...
    پس با این حساب دوست دارین چند دوست فابریک داشته باشین ؛ کسی که بتونین باهاش راحت باشین و اوقات فراغتتون رو در حد معینی با اونها بگذرونین درسته؟
    این هدفتون خیلی عالی و منطقی هست....
    ولی در این میان مسائلی هستن که باید با کمک هم دیگه اونها رو بررسی بکنیم...
    میتونین برام توضیح بدید که دوستاتون وقتی با هم هستین به نظر خودتون چه فکری درباره شما میکنن؟ ب نظرتون این افکار تا چه حد منطقی هستن؟
    دوست دارم هر فکری در ذهنت هست رو برام بگی و برای هر فکر یه نمره از 0 تا 10 بده .....
    مثلا
    من فکر می کنم که دوستام با من زیاد راحت نیستن.....نمره میزان واقعی بودن 7
    منظور بنده رو متوجه شدید؟

    روزی چند ساعت با دوستانتون رابطه دارین؟
    این رابطه محصور مدرسه هست یا اینکه بیرون از مدرسه رابطه ای هم دارین؟

    خیلی خوشحالم از اینکه دوست دارین رابطه تون با دوست صمیمیتون به روزهای اول برگرده...میتونین دوباره با ایشون آشتی کنین؟ فکر میکنین از پیشنهادتون خوشحال میشن؟
    پاسخ با نقل و قول

  8. دوست صمیمیم رو از دست دادم  سپاس شده توسط **شادی**,elnaz.t,Far Zane,niloofarabi,ویونا شاکری,ساجده

  9. ارسال:5#
    user98 آواتار ها
    بله دوست دارم چند دوست فابریک داشته باشم که اگه یه رازی رو بهشون گفتم پیش خودشون نگه دارن نه اینکه اون رو یه سوژه کنن و برای تمسخر از اون استفاده کنن.
    همونطور که گفتم معمولا ادم کم حرفی هستم. وقتی که با دوستام میرم بیرون و بچه ها با هم صحبت میکنن من در بحث هاشون شرکت نمیکنم با خودم میگم حتما فکر میکنن که یه بچه بی مصرفم که هیچ جذابیتی براشون ندارم (نمره ۶) دوستام از ظاهرم خوششون نمیاد (نمره ۴)( با اینکه از بچه های دیگه شنیدم که خبریه!؟ ( متوجه هستین که؟)
    چیزایی که به ذهنم میرسیدن رو گفتم اگه چیزی رو جا انداختم لطفا بپرسید.
    در مدرسه زیاد با دوستانی که عرض کردم وقت نمیگذرونم و از ترس اینکه یه نفر از بیکاری بخواد بقیه رو مسخره کنه میرم با دیگر همکلاسی هام همصحبت میشم.
    به غیر از بچه های مدرسه خودم با یکی از بچه های مدرسه ی دیگه دوستم که رابطه ام با اون بهتر از بچه های مدرسه خودم هست(تا حالا باهاش بیرون نرفتم اما یک روز در میان احوال هم رو میپرسیم و با هم شوخی میکنیم)
    دوست صمیمی سابق ام از بس مهربون هست اصلا احساس نکرده که رابطه ام را باهاش قطع کردم و زمانی که چیزی ازش بخوام با خوشرویی برام انجام میده (اما حیف که...)
    در کل نظرم درباره خودم اینه که زیادی حرفهای بقیه رو جدی میگیرم( حتی مسخره ترین اونهارو(البته اگه اون حرف رو به من زده باشن)) و زود بهم بر میخوره و در اخر این که فرد باحالی نیستم که بقیه از با من بودن لذت ببرن
    پاسخ با نقل و قول

  10. دوست صمیمیم رو از دست دادم  سپاس شده توسط **شادی**,Far Zane,ویونا شاکری,سجاد صالحی

  11. ارسال:6#
    سلام...
    دوست عزیز حرفهای جالبی زدی....
    ولی من انتظار داشتم حداقل 10 مورد از افکارت رو برام بگی و میزان واقعی بودن یا نبودنشون رو با نمره برام مشخص بکنی.... دوست داری این تمرین رو انجام بدی؟

    بیا با هم یه قرار بذاریم....
    اینکه اینجا دیگه کم حرف نباشی.....
    اصلا نگران چیزی نباش... اینجا شما شخصیتی مجازی داری و همه درکت میکنن....کسی شما رو مسخره نمیکنه بخاطر افکارت....من خوشحال میشم که همه افکارت رو برام بگی....حتی اگر طولانی و زیاد شد....

    میخوام یه تکلیف بهت بدم....
    نوشتی که دوستت خیلی مهربون هست....و اینکه اصلا متوجه تغییر رابطه شما نشده....ولی دوست دارم این تغییر رو احساس بکنه ولی تغییری که نشون بده شما دوستش دارین و میخواین رابطه تون باهاش زیاد بشه....
    برای اینکار مثلا میتونی چه کارایی رو انجام بدی؟ چطوری میتونی بهش نزدیک بشی و با ایشون رابطه ات رو زیاد کنی؟

    همه ما دوست داریم کسایی رو داشته باشیم که بتونیم باهاشون راحت باشیم و اوقات فراغتمون رو باهاشون بگذرونیم...دوست های خوب!
    ولی چیز با ارزش به همین راحتی ها بدست نمیاد....
    نیاز هست کمی تلاشت رو اضافه بکنی.....سعی کنی کم کم و به مرور زمان باهاشون راحت باشی و احساس صمیمیت رو به وجود بیاری....

    احساس میکنم که بزرگترین ترس شما مسخره شدن از طرف دوستات هست....درسته؟
    دقیقا از کی احساس کردی که کم حرف شدی؟ میتونی یه موقعیتی رو که در اون دوستات بخاطر افکارت مسخره کردن رو برام توصیف بکنی؟ دوست دارم بدونم تو اون لحظه چه احساسی داشتی؟ چه فکرایی تو ذهنت بودن؟ میخواستی چه کاری بکنی؟
    خیلی دقیق و کامل همه افکار و احساساتت رو برام بگو....
    منتظرم.....
    ویرایش توسط سجاد صالحی : 2015_03_02 در ساعت 19:28
    پاسخ با نقل و قول

  12. دوست صمیمیم رو از دست دادم  سپاس شده توسط **شادی**,elnaz.t,Far Zane,niloofarabi,ویونا شاکری

  13. ارسال:7#
    user98 آواتار ها
    افكار من ب چيز هاي كلي مانند مسخره كردن و يا ... ختم ميشن با اين حال سعي ميكنم چند تا از اونا رو بنويسم و براشون نمره در نظر بگيرم(ميزان واقعي بودنشون)
    ١.از نظر دوستام فرد باحالي نيستم(نمره ميزان واقعي بودن:٦) ٢.احساس ميكنم ١يا ٢نفرشون از من خوششون نمياد(به دلايل مختلف مثلا كمحرفي من باعث شده تا اونا فكر كنن من خودم رو ميگيرم)(نمره:٧) ٣.فرد كم جرعتي هستم(به فرض تو خيابون يه كار به اصطلاح باحال رو انجام بدن و من از انجام دادنش خودداري كنم)(نمره:٥) ٤.ظاهر خوبي ندارم(نمره:٣-٤) ٥.احساس ميكنم به اندازه كافي جذاب نيستم(يعني چي جذاب نيستم ؟يعني انتظار دارم گوشه حياط يا تو كلاس روي صندليم بشينم و بقيه دور من جمع بشن! يكم مسخره به نظر مياد؟!)(نمره نميدم) ٦احساس ميكنم يگران فكر ميكنن از نظر رفتاري بزرگ نشدم(نمره:٤)
    اگرموردي به ذهنتون ميرسه كه بهش اشاره نكردم لطفابيان كنيد
    فكر نميكنم برقراري رابطه دوباره و صميمي شدن باهاش سخت باشه مشكل اصلي من فكر ديكران در مورد من هست همونطور كه گفتم اونها بي معرفتي هايي كرده اند(خبر ندادن در مورد سفري كه برنامه ريزي كرده بودند)
    البته داخل پرانتز اين رو بگم كه فعلا دور چند نفر از اونها كه بقيه رو به تمسخر ميگيرن خط كشيدم و نتيجه اش هم اين بوده كه اعصابم ارامش بيشتري يافته.
    از زماني كم حرف شدم كه حساسيتم نسبت به بقيه بيشتر شد و اون زماني بود كه تمسخر ها بيشتر شد و زماني اين تمسخر ها بيشتر شد كه همان فردي كه قبلا كفتم وارد مدرسه شد.
    در مورد سوالتون:مثلا در جمعي ايستاده بودن و دوستانم در حال بحث در مورد درس هاي مدرسه بودند من گفتم براي مطالعه به كتابخانه ميروم كه يكي از دوستانم كه از دستم دلخور بود گفت:مگه درس هم حاليت ميشه و... (درحالي كه درازمون هاي ازمايشي جزو ١٠ نفر اول مدرسه هستم) در ان لحظه احساس حقارت زيادي ميكنم و با اينكه دوست دارم جوابش را بدهم سكوت ميكنم چون ميدانم كه با ادامه دادن ان بيشتر مسخره ميشوم در عوض به دوست نزديكم ميگويم اين فرد مشكل دارد يا سعي ميكنم پيش او به فردي كه مرا مسخره كرده تيكه بياندازم تا كفرش درايد...! اما بيشتر از همه دوست دارم با او دعوا كنم (ادمي هستم كه در اين موقعيت ها بيش از حد عصباني ميشوم و در نتيجه نميتوانم با سياست پيش بروم)
    سعي كردم با خريدن چيزي از بوفه و مهمان كردن دوستانم از دوستم عذر خواهي كنم اما با مسخره كردن دوباره او روبرو شدم كه با خنده ميگفت بچه ها با هم دوست باشيد...
    البته ممكنه با خوندن متن بالا اشتباه برداشت كنيد و تصور كنيد كه ادم خيلي بي مصرفي كه مدام از طرف دوستانش مسخره ميشه هستم در واقع اينطور نيست اعتراف ميكنم كه گاهي بيش از حد چيزي را جدي ميگيرم و دوستانم از ته قلبشان با من مشكلي ندارند
    "كاش ميشد اون قسمت از مغز رو كه براش حرف ديگران مهم بود رو در اورد"
    پاسخ با نقل و قول

  14. دوست صمیمیم رو از دست دادم  سپاس شده توسط **شادی**,ویونا شاکری,سجاد صالحی

  15. ارسال:8#
    سلام

    پس مساله زیاد هم عمیق و بزرگ نیست....

    من یه برداشتی از سخنانتون کردم....
    اینکه شما دوست دارین همه چیز مرتب و ظاهری زیبا داشته باشه....حرف زدن بجا ، منطقی بودن ، بحث در مورد تکالیف مدرسه ، و این قبیل مسائل که خمیرمایه ای از شوخی درونش نباشه ...درسته؟
    اگر جوابتون مثبت هست باید خدمتتون عرض کنم که وقتی با کسی صمیمی میشیم شوخی نکردن تقریبا جز جدانشدنی این روابط هست....

    حق با شماست... برخی شوخی ها صرفا یک شوخی نیستن و گاها هدف تحقیر و تمسخر هم ممکنه که درونش باشه.....ولی آیا همه روابط و شوخی ها اینطوری هست؟

    در خلال پیام ها و ارسال هاتون به یک مسله جالب برخودم....
    و اون حساسیت بیش از حد شما به کلمه دوست هست.....
    دوست دارم تمام احساسات و افکارت رو در مورد این کلمه برام بگی.....اگر خاطره خاصی داری....اگر نظر خاصی در این خصوص داری.....اگر یک فکر خاصی در درون افکارت هست و با قرار گرفتن در برخی شرایط احساسات خاصی در مورد این کلمه رو حس میکنی.....
    خلاصه همه چی.......پس لطفا کلی گویی نکن.....وارد جزئیات شو و برام بیشتر در مورد این مساله صحبت کن....


    صحبت در مورد ترس هاتون رو فعلا قطع میکنیم....بعد ان شا الله با هم در این باره صحبت خواهیم کرد....
    یه سوال هم دارم
    شما در اون خاطره ای که عنوان کردید مقصر نبودید درسته؟ولی رفتی و برای دوستانت از بوفه چیزی خریدی تا ازت نارحت نشن........امکان داره علت رفتارت رو توضیح بدی؟
    پاسخ با نقل و قول

  16. دوست صمیمیم رو از دست دادم  سپاس شده توسط **شادی**,elnaz.t,niloofarabi,ویونا شاکری

  17. ارسال:9#
    user98 آواتار ها
    در مورد سوال اولتون به هیچ وجه نظرم مثبت نیست بلکه دوست دارم به کوچک ترین بهانه ای با هم شوخی کنیم اما من از حرف دوستم ناراحت شدم چون اولا میدونستم که از دست بنده دلخور بود(بخاطر مسئله ای که عرض کردم. دوست بخاطر کم حرفی بنده فکر میکرد خودم رو میگیرم و بهش کم محلی میکنم( این رو هم بگم که همین دوستم که از دستم ناراحت بود در مورد یکی از بچه های مدرسه که اتفاقا اون هم کم حرف هست قضاوت اشتباه کرد.)) دوستم هنوز هم با من خشک رفتار میکنه.در مورد خرید از بوفه هم بله ، فکر نمیکنم مقصر من بودم.
    خیر همه ی این شوخی ها این حالت تمسخر رو ندارن و صرفا یه شوخی هستن!
    خیلی خوشحالم که این سوال رو پرسیدین... اگه اجازه بدین اول چند تا چیز رو که یادم اومد بگم:
    اون دوست صمیمی که الان باهاش کم رابطه دارم بعضی از شوخی هایی که با من می کرد میپرسید ناراحت که نشدی؟ منم میگم نه واسه چی؟
    خودش نسبت به بعضی از (عذر میخوام) فحش ها خیلی از خودش حساسیت نشون میداد اما من بعد از مدتی فهمیدم اگه بخوام در مورد این کلمات حساسیتی نشون بدم بیشتر این کلمات رو می شنوم.(الان که فکر میکنم احساس میکنم بعد از چند سال دوستی با اون بعضی از رفتار هاش در من اثر کرده). در اون زمان ها یه رفتاری که از خودم نشون میدادم و خودم هم از انجام اونها تعجب میکردم این بود که اگه دوست صمیمیم واسه مثلا یه زنگ تفریح میرفت با فرد دیگه ای حرف میزد احساس میکردم که به من خیانت کرده و میخواد دوستبمونو بهم بزنه(فکر میکردم از من خسته شده)
    الان که میبینم با دوست صمیمی سابقم شوخی هایی میکنن که اگه با من میکردن خیلی ناراحت میشدم.
    در کل بله فرمایشتون درست هست نسبت به دوست حساسیت بیش از حد دارم و فکر میکنم ناموسمه...! و بنظر خودم این اخلاقم باعث میشه که نه خودم راحت باشم و نه دوستم و عامل جداییمون بشه.نگین زیاد گیر میدم دست خودم نیست... اون دوستم بود که تازه وارد مدرسه شده بود اولش با هم همکلاسی بودیم و بیشتر با من بود اما وقتی دیدم داره با دوست صمیمیم ارتباط صمیمی برقرار میکنه اون حس خیانت بهم دست داد و ...
    باز که بیشتر فکر میکنم! میبینم که از نظر خودم من بیشتر به دوستم خیانت میکردم و این از نظر من مشکلی نداشت (اصلا احساس نمیکردم این قضیه رو متوجه هستین که؟) در حالی که اگه اون همچین کاری رو میکرد یعنی با یه نفر دیگه رفت و امد داشت من خیلی عصبانی میشدم.
    امیدوارم جمله بندیهام درست بوده باشه...
    در مورد خرید از بوفه همونطور که گفتم شاید مقصر اصلی من نبودم اما میخواستم این مساله تموم شه و دیگه کش پیدا نکنه که ظاهرا کش پیدا کرده تا الان.
    و اینکه الان دوست دارم با همون فردی که باعث جدایی منو دوستم شد صمیمی بشم اما انگار کار از کار گذشته چون اون هم از نظر خودم با من سنگین رفتار میکنه(چقدر من بدبختم ”از ماست که برماست“)
    امیدوارم به سوالاتون جواب دقیق رو داده باشم
    و در اخر ازتون تشکر میکنم که با حساسیت پیگیر این مسئله و حل اون هستین
    با تشکر
    پاسخ با نقل و قول

  18. دوست صمیمیم رو از دست دادم  سپاس شده توسط **شادی**,ویونا شاکری,سجاد صالحی

  19. ارسال:10#
    بسیار عالی....
    یه جمله ای رو گفتین که جا داره ازتون سوالی رو بپرسم....
    نوشتین میدونستم دوستم از دست بنده دلخور بود.......همچنین .........فکر میکرد خودم رو میگیرم....درسته؟
    آیا قبلا دقیقا این جملات رو در مورد شما بهتون گفته بود؟ یا اینکه اینها همه احساسات و افکار شما بودن؟
    در مورد خرید از بوفه علت خریدتون رو نگفتین.....اینکه شما مقصر نبودید پس لازم نبود ازشون دلجویی بکنین درسته؟ به نظرت میتونیم این رفتارتون رو به نوعی باج دادن تعبیر بکنیم؟ اینکه این رفتار شما دلیلی بود برای مصونیت از مورد تمسخر قرار گرفتن در آینده از طرف همون دوستان ....نظر خودتون چی هست؟
    خیلی خوشحالم از همکاریتون....احسنت...
    من احساس میکنم شما دوستتون رو خیلی عزیز می شمردین....به نوعی دلتون میخواست همه وقتش رو با شما بگذرونه...هر کاری شما می خواستین انجام بده و هر طور که باب میل شما بود رفتار بکنه .....البته شما قصد و منظور بدید نداشتین ولی تحمل رفتار ها و انتظارتتون حتی برای خودتون هم سخت بود و این مساله وقتی بیشتر اذییتون میکرد که دوستتون رو با فرد دیگه ای میدیدن....درسته؟
    حتی الان هم که میبینین با دوستتون شوخی های بیجا میکنن ازشون ناراحت میشین و دوست دارین از دوست قبلیتون دفاع بکنین....درست حدس میزنم؟
    این طبیعی هست که هیچ کسی زندانی شدن رو دوست نداره و دوست داره آزاد باشه و با هر فرد دیگه ای رابطه داشته باشه.....نظر خودت در این مورد چیه؟
    هیچ قت در مورد خودتون فکر بد نکنین و خودتون رو تحقیر نکنین.....جملات و کلمات قدرت فوق العاده ای دارن .....از کلمات مثبت تر استفاده بکنین.....
    نوشته بودید که دوست برای شما مثل ناموس هست.....
    فکر میکنین امکان داره همه دوستای آدم هم کفو هم باشن و همه خصوصیات اخلاقی همدیگه مثل هم باشه؟
    5 تا انگشت یکی نیستن.....
    دوستا هم همینطورین
    یکی اینقدر عزیزه که گاها داداش صداش میکنیم و در مقابل یکی هست که همه رابطه ما با ایشون شاید در حد یک احوال پرسی در زنگ تفریح مدرسه باشه.....
    امکان داره در مورد این دو نفر کلمه عزیز رو به کار برد.....(بکار بردن کلمه ناموس در مورد هر دو نفر بیجا و اشتباه هست چرا که ناموس تعریف خاص خودش رو داره...)
    پاسخ با نقل و قول

  20. دوست صمیمیم رو از دست دادم  سپاس شده توسط **شادی**,elnaz.t,niloofarabi,ویونا شاکری

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •