سوره بقره

آیه 213


(كان الناس أمة واحدة فبعث الله النبیین مبشرین و منذرین و أنزل معهم الكتاب بالحق لیحكم بین الناس فیما اختلفوا فیه و ما اختلف فیه الا الذین أوتوه من بعد ما جاءتهم البینات بغیا بینهم فهدى الله الذین آمنوا لما اختلفوا فیه من الحق باذنه و الله یهدى من یشاء الى صراط مستقیم)

آیات مرتبط: 38 دخان - 115 مؤمنون - 3 احقاف

موضوعات: نابهنجارى - احساس حقارت و كهترى - درمان - تعدیل غرایز

منبع: اسلام و بهداشت روان (2) - صفحه 232 تا 236

معمولا پزشكان در بیمارى‏هاى جسمانى بر شناسایى علل و درك ریشه‏ هاى آن تأكید مى‏ كنند زیرا مبارزه با معلول نتیجه بخش نیست آنچه مهم است خشكاندن ریشه‏ ها و زمینه‏ هاى بیمارى است، در بیماریهاى روانى نیز اوضاع چنین است، در اسلام كوشش شده كه امراض روحانى از ریشه خشكانده شود و زمینه‏ هاى آن از بین برود، با مراجعه به منابع اسلامى مشاهده شد كه خوشبختانه در رابطه با علل و عوامل احساس كهترى سخن بسیار گفته شده و براى از بین بردن آن، دستورات لازم و راه‏كارهاى مفیدى ارائه شده است، گرچه ما را در این جا مجال بررسى تفصیلى آن نیست ولى اجمالا به راه‏كارهاى درمان علل مذكور، خواهیم پرداخت. راهبردهاى درمان براى علل احساس كهترى عبارتند از:

تعدیل غرایز: در اسلام به جاى سركوب غرایز، تعدیل غرایز مطرح شده است، غریزه، قدرت طلبى و حس برترى جویى كه در كلام علامه طباطبایى از آن به حس استخدام یاد شده است از جمله غرایز نیرومندى است كه در نهاد آدمى آفریده شده است و در دیدگاه الهیون، خداى حكیم هیچ چیزى را بى‏ حكمت و فایده نیافریده است و اساسا در آفرینش امرى عبث و بیهوده آفریده نشده. (و ما خلقنا السماوات و الأرض و ما بینهما لاعبین) " دخان / 38 " خطاب به انسان (أفحسبتم أنما خلقناكم عبثا و أنكم الینا لا ترجعون) " مؤمنون / 115 " و (ما خلقنا السماوات و الأرض و ما بینهما الا بالحق) " احقاف / 3 " بنابراین حس برترى جویى یا استخدام نیز مشمول همین حكم بوده و بیهوده آفریده نشده و به دلیل همین غریزه است كه بشر به فضا و كهكشان‏ها راه پیدا كرده و تا قعر اقیانوس‏ها پیش رفته و همه چیز را تحت تسخیر خود درآورده است، ولى این یك سوى قضیه است سوى دیگر آن، اگر این غریزه كنترل نشود و انسان بخواهد به هم‏نوعان خود آن گونه برخورد كند كه با طبیعت برخورد كرده است و بخواهد انسان‏ها را همانند طبیعت تحت سیطره و تسخیر خود درآورد، آنگاه دیگر ممدوح نیست بلكه چیزى به نام استعمار و استثمار پدید خواهد آمد، پس این حس باید كنترل و تعدیل و به مسیر صحیح هدایت شود و نباید نام این هدایت و تعدیل را سركوب آن نامید. تمامى انبیاء و شرایع آسمانى براى كنترل این خواسته بشر سخن گفته و آن را محدود كرده ‏اند؛ زیرا، اگر این حس بخواهد رها و آزاد عمل نماید در جامعه جنگ و ستیز و اختلاف دائمى خواهد بود؛ چرا كه این حس در همه وجود دارد، در قرآن كریم مى‏ خوانیم: (فبعث الله النبیین مبشرین و منذرین و أنزل معهم الكتاب بالحق لیحكم بین الناس فیما اختلفوا فیه) " بقره / 213 " این اختلافى كه انبیاء مأمور به رفع آن هستند، همان اختلافى است كه از این حس سرچشمه مى ‏گیرد؛ لذا با توجه به به اجتماعى بودن انسان اگر این حس كنترل نشود و در مسیر صحیح به كار گرفته نشود اختلاف در جامعه همیشگى و دائمى خواهد بود. " طباطبائى، محمد حسین، المیزان ج 2، ص 124 " بنابراین تعدیل و هدایت این حس لازم است تا منجر به اختلاف، استعمار و استثمار نشود و سركوب آن روا نیست تا منجر به احساس كهترى و عقده حقارت نشود.

محیط اجتماع: اسلام براى بشر در زندگى اجتماعى دستوراتى دارد كه اگر به آن دستورات عمل شود، براى هیچ كس زمینه حس حقارت تحقق پیدا نمى‏ كند چون براى برخورد با هر سه قشر؛ كودك، جوان و كهن‏سال برنامه دارد كه با پیران چگونه برخورد نمایید و با جوانان و كودكان چگونه، هیچ كس در جامعه حق تحقیر، تخریب و سرزنش دیگران را ندارد و نباید فردى از دیگرى غیبت كند یا تهمت بزند و یا دروغى ببندد و یا القاب زشتى را به او نسبت دهد؛ بلكه بر همه لازم است نسبت به دیگران احترام نموده و شخصیت دیگران را حفظ نمایند چون آبروى مسلمان همانند خون او محترم است، آیات و روایات در این رابطه بسیار است كه بدون هیچ توضیحى به برخى از آنها اشاره مى‏ كنیم: (یا أیها الذین آمنوا لا یسخر قوم من قوم عسى أن یكونوا خیرا منهم و لا نساء من نساء عسى أن یكن خیرا منهن و لا تلمزوا أنفسكم و لا تنابزوا بالألقاب بئس الاسم الفسوق بعد الایمان و من لم یتب فأولئك هم الظالمون - یا أیها الذین آمنوا اجتنبوا كثیرا من الظن ان بعض الظن اثم و لا تجسسوا و لا یغتب بعضكم بعضا أیحب أحدكم أن یأكل لحم أخیه میتا فكرهتموه و اتقوا الله ان الله تواب رحیم) " حجرات / 12، 11 " در این دو آیه از استهزاء یكدیگر، غیبت كردن و تهمت زدن دیگران، اسناد القاب زشت، تجسس در زندگى دیگران، گمان بد بردن، عیب‏جویى و سایر مفاسد اخلاقى موجود در جامعه نهى شده است.

قرآن، روانشناسی و علوم تربیتی-محسن عباس نژاد

سایت راسخون سابق