تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




عاشق کسیم ولی اون منونمیخواد زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:sanaz1368
آخرین ارسال:sanaz1368
پاسخ ها 144

صفحه‌ها (15): صفحه 2 از 15 نخستنخست 123412 ... آخرینآخرین

عاشق کسیم ولی اون منونمیخواد

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    نقل قول نوشته اصلی توسط sanaz1368 نمایش پست ها

    25سال هم فوق لیسانس عاشق یه پسر33ساله کاردانی شدم که تو ادارش مسول خریده و توقسمت خدماته.بشدت وایستش شدم رایطمون رسمی بود بهش گفتم هیچی نمیخوام نه طلا نه عروسی نه مهریه .گفتم کمکن میکنم گفت نه.گفتم اگه دنبال دختر خوشکلی میرم پوستمومیکشم بینمیموعمل میکنم گفت نه.حتی ج مسیجمونمیداد خواهرمو تو وایبرو لاین بلوک کرده بود که بهش پیام نده.شمارمو انداخت تو ریجت دوستموفرستادم رفت بهش دوس شه به بدن دوستم دس میزد میخواس سرکیسش کنه ولی بااینکه میدونس من عاشقشم نه ازمن پول میخواس نه ب بدنم دس میزدم الیته پیشنهاد رایطه جنسیم میداد گفتن نه من فقط ازدواج میخوام . من پاکم.نمیدونم چرا انقدر ازمن بدش میاد نمیتونم فراموشش کنم هرکیوتو خیایون مییبینم میگم شبیهشه لیاس تو بوتیک میبینم میگم بهش میاد دارم دیوونه میشم بخاطش میخواستم دکترا بخونم هرکاری کردم نشد.
    ---------------------------------------------------------------
    اولش فکر میکردم که دنبال دختر پولدارو خوشکلو دافه..ولی میدونم که به دوس دختر داشت با سمند میرفت دنبالش و 5سال ازش کوچکتربود خونش سعادت اباد بود پسچرا نرف خواستگاری اون؟ اگه دنبال دختر باحجابه پسچرا منو نخواس؟ من نمیدونم تو فکرش چیبود؟دنبال چیبود؟ ینی نمیخواد ازدواج کنه؟ شاید دیگه هیچ دختری مثل من براش پیدا نشه که انقدر مثل من عاشقش باشه و اونو بخاطرخودش بخاد.ینی حتی مثل پیسررای دیگه نمیخواس منو تو اب نمک بخابونه؟
    خواهرم میگفت اگه بااین ازدواج کنی کتکت میزنه گفتم حاضرم هروز کتکم بزنه دوسش دارم.حتی اگه صورتش بسوزه بازم میخوامش با اینکه عاشق قیافش شدم
    سلام به شما
    گفته های مشاور سایت رو مجددا مطالعه بفرمایید
    وابستگی با عشق فرق داره.عشق خیلی حرمتش بالاست
    همانطور که میدونید در اسلام ملاک همکفو بودن هست.
    یعنی طرفین از نظره اعتقادی، فرهنگی، اقتصادی و جایگاه اجتماعی در یک سطح یا نزدیک به هم باشند.
    در اسلام ملاک تقوا هست. فردی که انسان پاک، با تقوا و با اخلاقی باشه مورد تایید اسلامه صرف نظر از ظاهر زیبا یا زشتش
    یادتون باشه که بعد از ازدواج چهره ها برای هم عادی میشه و این خصوصیات اخلاقی طرفین هست که کیفیت رابطه در اینده رو پیش بینی میکنه
    از گفته های این پست شما میشه فهمید که در حاله حاضر دچار هیجان هستید و در حالت هیجان زدگی هم عقل نمی تونه خوب تصمیم گیری کنه
    به نظر میرسه شما فقط از روی چهره ظاهری ایشون بهشون علاقمند شدید و ایشون هم اوله کاری به شما پیشنهاد رابطه جنسی دادند.اینها علائم خوبی نیست.
    مطالعات نشون داده معمولا خانم ها نسبت به پیشنهاد رابطه جنسی در هنگام آشنایی خیلی حساس هستند و ممکنه چنین برداشتی کنند که طرف مقابلشون پشت نقاب دوست داشتن فقط به دنبال سو استفاده جنسی ازشون هست
    کمی متعجب شدم که شما بعد از این پیشنهاد ایشون همچنان مصمم هستید.
    بهتون توصیه میکنم رویه تکه ای کاغذ صفات مثبت و منفی ایشون و عواقب خوب و بد ازدواج با ایشون رو یادداشت کنید و خوب روشون فکر کنید.
    این بهتون کمک میکنه یکم از هیجانی که توش هستید بیرون بیاید.
    توصیه بعدیم هم این هست که اگر امکانش رو دارید چند جلسه ای رو به صورت حضوری به یک روان شناس مراجعه کنید
    موفق باشید
    ویرایش توسط clinical psychologist : 2015_03_03 در ساعت 12:11
    گدای عشق نباشید

    بخشنده عشق باشید

    انسانهای زیبا همیشه خوب نیستند

    اما انسانهای خوب همیشه زیبایند

  2. عاشق کسیم ولی اون منونمیخواد  سپاس شده توسط anahid,elnaz.t,niloofarabi,sadaf21,sanaz1368,حسینی,ساجده,سجاد صالحی

  3. ارسال:12#
    f..f آواتار ها
    سلام ببخشید منم یه مشکلی تو این مایه ها دارم اگه توضیح بدم راهنماییم میکنین؟



    ..........................
    سلام دوست عزیز
    به لینک زیر برید و موضوعتون رو مطرح بکنین

    http://hamyaryiran.ir/newthread.php?do=newthread&f=54
    ویرایش توسط سجاد صالحی : 2015_03_03 در ساعت 18:40

  4. عاشق کسیم ولی اون منونمیخواد  سپاس شده توسط elnaz.t,niloofarabi,سجاد صالحی

  5. ارسال:13#
    sanaz1368 آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط clinical psychologist نمایش پست ها
    سلام به شما
    گفته های مشاور سایت رو مجددا مطالعه بفرمایید
    وابستگی با عشق فرق داره.عشق خیلی حرمتش بالاست
    همانطور که میدونید در اسلام ملاک همکفو بودن هست.
    یعنی طرفین از نظره اعتقادی، فرهنگی، اقتصادی و جایگاه اجتماعی در یک سطح یا نزدیک به هم باشند.
    در اسلام ملاک تقوا هست. فردی که انسان پاک، با تقوا و با اخلاقی باشه مورد تایید اسلامه صرف نظر از ظاهر زیبا یا زشتش

    باشه که بعد از ازدواج چهره ها برای هم عادی میشه و این خصوصیات اخلاقی طرفین هست که کیفیت رابطه در اینده رو پیش بینی میکنه

    از گفته های این پست شما میشه فهمید که در حاله حاضر دچار هیجان هستید و در حالت هیجان زدگی هم عقل نمی تونه خوب تصمیم گیری کنه
    به نظر میرسه شما فقط از روی چهره ظاهری ایشون بهشون علاقمند شدید و ایشون هم اوله کاری به شما پیشنهاد رابطه جنسی دادند.اینها علائم خوبی نیست.
    مطالعات نشون داده معمولا خانم ها نسبت به پیشنهاد رابطه جنسی در هنگام آشنایی خیلی حساس هستند و ممکنه چنین برداشتی کنند که طرف مقابلشون پشت نقاب دوست داشتن فقط به دنبال سو استفاده جنسی ازشون هست
    کمی متعجب شدم که شما بعد از این پیشنهاد ایشون همچنان مصمم هستید.
    بهتون توصیه میکنم رویه تکه ای کاغذ صفات مثبت و منفی ایشون و عواقب خوب و بد ازدواج با ایشون رو یادداشت کنید و خوب روشون فکر کنید.
    این بهتون کمک میکنه یکم از هیجانی که توش هستید بیرون بیاید.
    توصیه بعدیم هم این هست که اگر امکانش رو دارید چند جلسه ای رو به صورت حضوری به یک روان شناس مراجعه کنید
    موفق باشید
    بسلام ممنونم از اینکه راهنمایی میکنید.سوال داشتم بعد از یک سالونیمه از اون اشناییمون با اون پسر میگزره من دچارهیجان هستم هنوزم؟یجوریه که انگارهمین دیروز.من انقدرعاشقش شدم که هوشوعقلمو از دست دادم درسته ملاک خوبی ومناسبی برای ازدواج نبود اما من میخواستم اونو تو راه راست قرار بدم به قولی ادمش کنم انسان باشه دنیال فساد نباشه اونم حق داره ازدواج کنه زندگی کنه .ازین ناراحتم که من دارم اشتباه میکنم چرا اون پسر منو نخواست؟ چرا با اینکه ازش سرتربودم منو طرد میکرد؟ اونکه عاقل بود اونکه سنش بالا و باتجریه بود .ینی من به عنوان یه دختر که ملاکیایی برای انتخاب شدن دارم انقدر بی ارزشم؟ دارم ازین غصه میخورم که با اینکه ازش سرتربودم چرا منوطرد میکرد اون حتی نمیخواس با من دوستی کنه چبرسه به ازدواج.گیرم که از چهرم خوشش نیومده خب به قول شما چهره که عادی میشه زیبایی که ملاک نیس پسچرا این پسر که 33سالشه و باتجریس منو نمیخواست؟

  6. عاشق کسیم ولی اون منونمیخواد  سپاس شده توسط سجاد صالحی

  7. ارسال:14#
    سلام دوست عزیز

    مشاور گرامی به قول گفتنی حق مطلب رو ادا کردن.....
    شما و مشاور محترم بستر و زمینه سازی لازم رو انجام دادین....ممنونم

    چیزی که میخوام براتون توضیح بدم اینه که این احساس دوست داشتن در شما تابع یک سری عوامل و باورهایی هست که در لا به لای افکارتون مخفی هست....

    حق با مشاور محترم هست...
    چیزی که در ظاهر و صورت مساله برای ما به عنوان یک شخص ثالث و بی طرف جلوه داده میشه این هست که ابراز علاقه شما ناشی از یک سری هیجانات هست....
    این قبیل هیجانات و دوست داشتن ها رو نمیشه به پای عاشق بودن گذاشت....
    این ها همه ناشی از افکار درونی ما هست....

    لطفا برگردید و افکاری رو که بیان کردید رو بخونین.....
    یک مساله بسیار کلیدی رو در سخنانتون عنوان کردید......
    این دوست داشتن شما ناشی از همین نیاز هست....

    نیازی که همه فکر و ذهن شما رو مشغول به خودش کرده بود.....
    "احساس کمبود میکردم"

    وقتی که فکر میکردید کمبودتون از ملاقات با ایشون جبران میشد ......و خیلی جالب اینکه به دنبال اون فکر تغییرات فیزئولوژیکی ( مثل تند شدن ضربان قلب و استرس و ...) و احساساتتون به وجود می اومد..

    دوست دارم این نیاز رو برام بازترش بکنین.....


    برگردیم به ارسال قبلیتون.....
    مطالبی رو نوشته بودید که حاکی از این مساله هست که ایشون در ظاهر شاید مورد پسند شما بوده ولی در باطن خیلی متفاوت تر از ایده آل های شما بوده.....حتی کلمه ای رو استفاده کردید که بسیار بسیار برام جالب و مهم بود......"به قولی آدمش کنم و انسان باشه"

    دوست عزیز اولا باید قبول بکنین که شما تعهدی نسبت به ایشون نداشتین و ایشون افراد نزدیکتر دیگه ای حتما در زندگیشون وجود داره که بتونن کمکش بکنن مثلا والدین و اطرافیان.....
    ثانیا به فرض مثال اگر ایشون با شما ازدواج میکرد و بعد از این وصلت شما نمیتونستین ایشون رو به راه بیارین تکلیف چی بود؟ و بد تر اینکه شما رویه ایشون رو انتخاب میکردید؟

    در خوب بودن و نیت پاک شما جای شبهه ای نیست....و ما درکتون میکنیم......

    دوست دارم ایده آل هاتون رو در مورد همسر آینده تون برام بنویسین....

    یه انتقاد هم ازتون دارم.....
    تکالیفی که بهتون داده میشه رو انجام نمیدید.....و این یک مانع بزرگ بر سر راه هست....
    برگردید و تکالیف مشاور عزیز و همچنین خود بنده رو لیست بکنین و در ارسال بعدی این تکالیف رو بعد از انجام شدن برای ما تشریح بکنین....در غیر این صورت فکر نکنم ادامه مشاوره مفید واقع بشه...

    ایام به کام

  8. عاشق کسیم ولی اون منونمیخواد  سپاس شده توسط elnaz.t,niloofarabi,sadaf21,ساجده,طباطبایی

  9. ارسال:15#
    sanaz1368 آواتار ها
    ممنونم انگار ملاکم شده فقط زیبایی و ظاهر.شاید چون اون بدل من نشسته نمیدونم.من حتی حاضربودم بره با زنای دیگه ولی بامنم باشه وقتی میدیدم فایده نداره و بمن گیرداده میگه یا سکس یا جدایی.منم بهش گفتم برو با دخترای دیگه نیازتو برطرف کن ولی بامنم باش من واست برای ازدواج باشم میدونستم اگه باهاش ازد.اج کنم بهم خیانت میکنه یا اخرش طلاف میشه ولی پیش خودم گفتم اون موقع اگم طلاق بگیرم افسرده باشم از الانی که روحیم داغونه شابد بهتر نباشه بدترنیس.مگه الان خوشیختم دارم اب میشم .تمام سلول هایم مغزمو اشباع کرده حرفاش رفتاراش .هروز تو خونه ازش حرف میزنم ناخداگاه همه اطرافیانمو روانی کردم بهم میگن تو باید بری بستری بشی.خودمم خسته شدم کاش یه اکسیری بود من میخوردم همچیو فراموش میکردم کاش.من اینو قبلنم به دوستام گفتم وقتی یه ادم پرفکت بیاد خواستگاریم ولی بدل من نشینه یا مثلا من باهاش ازدواج کنم بعد بگم یاز این اومد اه چه فایده داره؟ من حتی اگه دیپلمو بیکارم بود باهاش ازدواج میکردم .

    میشه شما فرق عشق و وایستگیو بهم توضیح بدید؟ فرقاشو نمیدونم ینی من عاشقش نیستم؟ کدوم دختریه که حاضره با یه ادم بیپول بییسواد بددهن ازدواج کنه؟ کدومه که براش خونه و ماشین مهم نباشه.عروسی و طلا و مسافرت مهم نباشه؟ اونم مثل شما فکر میکرد من هیجانی شدم بهم گفت تو جو زده شدی بیچاره باورش نمیشد یکی انقدر دوسش داشته باشه.ولی فقط خدا میدونه من چقد دوسش داشتم.اصلا من یچیزی ازما میپرسم.با یه دختر شاغل تحصیل کرده پاک همچی تموم اشنا مییشید از قیافش خوشتون نیاد میرید باهاش ازدواج کنید؟ تمام ملاکای ردیف اول و دوم شمارو هم داشته باشه مثلا.همه که همچیو ندارن. من اصن بخودم کار ندارم من میگم چرا اون پسر منو نخواست؟؟؟؟
    ویرایش توسط سجاد صالحی : 2015_03_03 در ساعت 21:48 دلیل: ترکیب پست های متوالی

  10. عاشق کسیم ولی اون منونمیخواد  سپاس شده توسط طباطبایی

  11. ارسال:16#
    ارسالتون رو کامل نخوندم....
    چیزی که بیشتر از همه توجهم رو جلب کرد آخرین جمله تون بود....
    برای همین پاسخ دادن به ارسالتون رو به این جمله بسنده میکنم....

    "من اصن بخودم کار ندارم من میگم چرا اون پسر منو نخواست؟؟؟؟"
    به نظرتون چطور میشه انتظار داشت دیگران رو بشناسیم و رفتارشون رو تحلیل بکنیم در حالی که در اولین پله خود شناسی موندیم؟

    دوست عزیز شما کاملا خودتون رو در ایشون حل کردید......خودتون رو نمیتونین تصور کنین مگر با ایشون.....

    متاسفم بنده با این اوضاع فعلا نمیتونم کمکی بکنم.....

    کمی با خودتون خلوت کنین و مشکلتون رو روی کاغذ بنویسین....مساله و مشکلتون رو طور دیگه ای مطرح بکنین.....
    صورت مساله رو عوض بکنین......

    هر وقت احساس کردید میتونیم مشاوره رو ادامه بدیم بنده در خدمتتون هستم......
    ایام به کام

  12. عاشق کسیم ولی اون منونمیخواد  سپاس شده توسط elnaz.t,niloofarabi,sadaf21,sanaz1368,ساجده,طباطبایی

  13. ارسال:17#
    sadaf21 آواتار ها
    سلام ساناز خانم
    مطالب تاپیکتون رو کامل مطالعه کردم. ضمن تشکر از مشاورین محترم سایت، که بخوبی شما رو راهنمایی نمودند. از مطالبی که بیان نمودید نکات حائز اهمیتی رو در تأیید رهنمودهای دوستان مشاور عرض می کنم.
    در حالت معمول انسان از چهار نوع کارکردهای روانشناختی برخوردار هست احساس، تفکر، حس و شهود که دو به دو (به دو جفت کارکردهای عقلانی و غیرعقلانی تقسیم میشوند).به عبارتی ما دو نوع سبد یا بقچه (احساس و هیجان) و بقچه یا سبد ( تفکر و فرایندهای شناختی ) در اختیار داریم چنانچه در انجام اعمال و تصمیم گیری هامون از یکی از این دو سبد، سبد احساس و هیجان به تنهایی استفاده کنیم دچار شکست میشیم. به نظر می رسد شما در شکل گیری این رابطه از سبد هیجان و احساس تبعیت نمودید و در این راه پیشی گرفتید طوری که این روش بطور اتوماتیک جزء شیوه و سبک عادتی شما شده ، به عبارتی شما به هیجان بیش از حد بهاء دادین ، طوری که این بهاء دادن بیش از اندازه برایتان به یک ارزش و باور بنیادین تبدیل شده ، ارزیابی شما از این فرد بر اساس هیجان و احساسات بیش بها داده شده هست و با واقعیات منطبق نیست. در پاسخ به سئوال جنابعالی بگویم که شما دچار شیفتگی هستید نه عشق. افراد درحالت شیفتگی عشق شدید و دلدادگی یک سویه رو تجربه می کنند . در این حالت فرد مبتلا که معمولا تیپ شخصیتی وابسته دارد سلطه پذیر بوده و از تن دادن به هر حقارتی لذت می برد و افراط می کند.البته این بدین معنا نیست که شما هوشیاری خود را از دست دادین و خدای نکرده بیمار باشید. شما از اعتماد به نفس پایین و احساس ارزشمندی کمی برخوردارید، قبل از اینکه انرژی تون رو صرف دعا و راز و نیاز برای برگشتن اون فرد بکنید بهتر است مشکل اصلی تان را در نوع نگرش تان نسبت به خود و تصویری که از خود و توانایی و ارزش های خود دارید پیدا کنید.

  14. عاشق کسیم ولی اون منونمیخواد  سپاس شده توسط elnaz.t,niloofarabi,ساجده

  15. ارسال:18#
    sanaz1368 آواتار ها
    سلام دیشب به حرفای شما فکر میکردم تمام خاطراتم مرور کردم همینطوری که شما میگید من عاشقش نیستم من فقط شبفتش شدم .چون موقعی که بهم گفت به دروغ عقد کردم دعا میکرد م زنش ولش کنه بدبخت بشه زندگیش سیاه بشه درحالیکه یه ادم عاشقش برای عشقش اروزی خوشیختی داره. حرفای خودمم که بشما تواینجا نوشتم خوندم از اولش ا، از خودم حالم بهم میخورد .من از حقارت لذت نمیبردم مجبور میشدم طوری وایستش شده بودم طوری دلم شبا براش تنگ میشد مه از گریه خوایم میبرد برهمین اینجوری بهش میگفتم که جوایمو بده حتی جواب مسیجامو نمیداد.راستش تودلم بهش فحش میدادم میخواستم تمام عکساشو از گوشیم پاک کنم اما دلم نیومد.مگه من ادم نمیتونه شیفته چهره بشه شما فکر کنید من ملاکم زیباییه.

  16. ارسال:19#
    sanaz1368 آواتار ها
    قانون طبیعته به هرکی زیادی محبت کنی طرفش بری شک میکنه ولی اگه بیمحلش کنی میاد سمتت.اون پسره خیلی زرنگ بود به یکی از دوستام گفته بود من دورهای روان شناسی رفتم با بیمحلیاشو جواب ندادناش منو بیشتر کشوند سمتش ینی من بیخودی جذیش شدم حتی شاید شیفتشم نشده بودم اما اون با این رفتارش رو مخ من راه میرفت روانیم کرده بود پیش خودم گفتم چقد رفتارش عجیبه همه پسرا التماس دختر میکنن این شماره منو انداخته تو ریجکت لیست. من بیتجربه بودم انقدر التماسش کردم که حالش ازم بهم خورد ازم دور شد شاید اگه کسی دیگه با تجربه اونو عاشق خودش میکرد اما من بلد نبودم اون پسرهم فهمید.

  17. ارسال:20#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    به همیاری خوش آمدید

    صحبت های دوستان به شما کمک کرده که به میزانی از خودآگاهی دست پیدا کنید و این زمینه ای است برای برطرف کردن مشکل شما

    پیشاپیش اگر حرفهایم منجر به دلخوری تان شد، عذرخواهی می کنم. هدف من دادن آگاهی به شما جهت حل مساله است.

    نوشتید که فرض بگیریم ملاک شما زیبایی است. بسیارخوب

    نکته جالب این رابطه دقیقا در زیبایی نهفته است.

    زیبایی ایشان شما رو شیفته خود کرده

    شما به خاطر رسیدن به زیبایی اش و به خاطر اینکه شما را زیبا ببیند، حاضرید:

    هر نوع عمل جراحی را انجام دهید.
    از او کتک بخورید.
    او فقط با شما ازدواج کند، و با هر کس خواست روابط فرازناشویی برقرار کند.
    اگر ایشان با کسی ازدواج کرد، آرزوی مرگ آن فرد را می کنید.
    کنیزی او و خانواده اش را بکنید.
    با او ازدواج کنید، حتی اگر منجر به طلاق و افسردگی تان شود.
    مدرک تحصیلی تون رو بدید.
    از آرزوهاتون چشم پوشی کنید..

    همه اینها رو بدید، فقط به شرطی که او رو(شاید فقط زیبایی او رو) داشته باشید.

    می دانید چرا؟

    چون زیبایی برایتان صرفا معنای زیبایی ظاهری را پیدا کرده و درست به همین دلیل، زشتی های آشکار او و زیبایی های حقیقی خود را نیز نمی توانید ببینید.

    او رفتار زشتی دارد، چون به خود اجازه می دهد به هر دختر نامحرمی دست بزند و تماس جنسی با او برقرار کند؛ شما اینها را زشت نمی بینید، چون زیبایی برایتان در این معنا تعریف نشده
    او نیّات زشتی دارد، چون می خواهد شما را درگیر رابطه کند، و با دانستن اینکه شیفته او هستید، بین سکس با او و جدایی یکی را انتخاب کنید(اگر شما دختر باحیایی نبودید، اگر خویشتن داری نمی کردید، چه می شد؟)
    او در نهایت زشتی و بی شرمی، در نخستین دیدارش با دوست شما، او را لمس می کند، و دیدش به زن همین است و دیدش به زندگی فقط کسب لذت است، اما شما اینها را زشت نمی بینید، چون زیبایی را فقط در قیافه تعریف کرده اید.

    دقیقا او هم مشکل شما را دارد.

    او با دوست شما یا برخی دختران دیگر تماس جنسی برقرار می کند، چون با دیدن زیبایی شان تحریک می شود.
    او به شما پیشنهاد می دهد بین سکس و جدایی یکی را انتخاب کنید؛ اما در واقع انتخاب شما بین جدایی خشک و خالی، و جدایی همراه با سکس است. در هر حال او جدا می شود، و فقط فرقش این است که شما را هم آسیب زده می کند و لذتش را هم می برد، و شما می مانید و ...
    او به شما دست نمیزند، چون به لحاظ جنسی او را کمتر تحریک می کنید، و نیز چون می داند ممکن است با این شیوه بتواند به خواسته اش دست یابد و شما رو بیش از پیش شیفته خود کند.

    شما نقاط قوتی دارید و نقاط ضعفی

    شما دختری محجبه و تحصیلکرده هستید، خویشتن دار و با حیا هستید. اما در عین حال باید روی برخی دیدگاه های خود کار کنید.

    زیبایی را باید گسترده تر از اینها درک کرد.

    تصور می کنید زیبایی یوسف صدیق(ع) به چهره اش بود که باعث شد زنان مصری دستان خود را با دیدنش ببُرند؟

    نه

    زیبایی یوسف(ع) به تقوای کم نظیرش بود که با وجودی که می توانست هر نوع بهره برداری از زیبایی ظاهری اش بکند، حاضر نشد عفت و پاکی و طهارت نفس را به لذتی زودگذر بفروشد. زیبایی یوسف(ع) به این بود که حاضر شد سالهای سال زندان را تحمل کند، اما طهارتش را از دست ندهد. زیبایی یوسف(ع) به این بود که حاضر نشد از زیبایی ظاهری که خدا به او داده بود، ذره ای در حق خود یا حق دیگران جفا کند و سوء استفاده کند.

    زیبایی حضرت ابوالفضل(ع) به قد بلند، و اندام رشید، و چهره دلربایش نبود. زیبایی او، به احترام گذاشتنش به امام زمانش(ع) بود. زیبایی او به وفاداری بی نظیرش بود زمانی که لب تشنه حاضر نشد قطره ای آب بخورد، اما امامش و فرزندان منتظر در خیمه گاه را تشنه ببیند. زیبایی او به ولایت پذیری اش بود...

    اینهاست که زیباست و می ماند.

    این زیبایی است که انسان ساز است. این زیبایی است که ما را به تحسین وا می دارد. این زیبایی است که ارزش دارد...

    وگرنه زیبایی ظاهری که فقط وسیله هوسرانی عده ای شود، و باعث شود عده ای به ورطه گناه بیفتند، خیانت به همسرانشان بکنند، خانواده هایی را از هم بپاشند، و بالاتر از همه نافرمانی خدا را بکنند، عین زشتی و پلیدی است.

    ممکن است شما زیبایی های زیادی داشته باشید ولی آنها را ندیده باشید. زیبایی شما به حیای شماست وقتی که کسی که شیفته اش هستید از شما سکس می خواهد، و شما به خاطر خدا تقوا را انتخاب می کنید. زیبایی شما در این است که معتقدید زن و شوهر هستند که جلوی هم بی حیا، ولی جلوی نامحرمان با حیا هستند.

    این زیبایی های درونی خود را ببینید و آنها را رشد دهید. اینهاست که می ماند.

    شاید ایشان شما را به لحاظ ظاهری زیبا نداند، خب نداند، به درک. کسی که اگر شما را زیبا هم میدید، فقط می خواست لذت جنسی ببرد، همان بهتر که شما را زیبا نمی بیند.

    ممکن است خیلی ها پیدا شوند که شما را زیبا ببینند، هم زیبایی ظاهرتان را بپسندند و هم زیبایی درونتان را. آنها ارزشمندتر نیستند؟

    اما ایشان حیای زیبای شما را که عین جمال است، زشت می بیند، چون دیدگانش را زشت کرده

    عشق را برایتان بد معنا کرده اند.

    شما اول خود را دوست بدارید، برای خود ارزش قائل شوید، خود را بشناسید، آنگاه خواهید دانست که ارزش وجودی تان تا کجاست. ارزش وجودی شما به عنوان یک انسان، تا این حد است که مسجود ملائک شوید، نه سجده کننده انسانی که غرق در زشتی و پلیدی شده. ارزش وجودی شما تا این حد است که خدا بگوید من بنی آدم را کرامت بخشیدم. ارزش وجودی شا تا این حد است که جانشینی خدا بر روی زمین را عهده دار شوید.

    نوشته بودید که او حق زندگی دارد و شما باید او را آدم کنید. بله او حق زندگی دارد، او حق دارد آدم شود. اما آیا اینکه شما بخواهید به زور او را آدم کنید، ارزشی دارد؟

    پس اختیار انسان نقشش در زندگی چیست؟

    او یک گام بردارد، شما ده گام بردارید؛ نه اینکه او ده گام پس برود، و شما صد گام دیگر هم همراهش پس بروید!

    ایشان به قیمت نابود شدن زندگی شما، و احیانا نابود کردن چندین زندگی دیگر باید آدم شود، چون حق دارد آدم شود؟!

    نوشتید که: قانون طبیعته به هرکی زیادی محبت کنی طرفش بری شک میکنه ولی اگه بیمحلش کنی میاد سمتت.

    قوانین انسانی انقدر ساده نیستند.

    انسان پیچیده ترین موجود خلقت است. تصور نکنید اگر مثلا او را پس میزدید، لزوما مجذوب شما و عاشقتان می شد.

    اگر به همین سادگی بود که همه چیز از قبل معلوم بود.

    از نظر من، شما یک تغییر نگرش بزرگ را نیاز دارید. نگرشی که بتواند دیدتان را وسیع کند، نگرشی که بتواند حقایق زندگی را برایتان روشن کند، نگرشی که ارزشمندی مقام والای انسان را درک کند.

    خدا را شکر کنید که به شما این توان را داد که خود را در برابر کسی که شیفته اش شده بودید، حفظ کنید.

    هرگاه احساس کردید برای تغییر آماده اید، دوستان همیاری تان خواهند کرد، ان شاء الله
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2015_03_04 در ساعت 12:41
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94

  18. عاشق کسیم ولی اون منونمیخواد  سپاس شده توسط elnaz.t,niloofarabi,sadaf21,sanaz1368,ساجده,سجاد صالحی,طباطبایی

صفحه‌ها (15): صفحه 2 از 15 نخستنخست 123412 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •