تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




عاشق کسیم ولی اون منونمیخواد زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:sanaz1368
آخرین ارسال:sanaz1368
پاسخ ها 144

صفحه‌ها (15): صفحه 5 از 15 نخستنخست ... 34567 ... آخرینآخرین

عاشق کسیم ولی اون منونمیخواد

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:41#
    سلام اون پسرازعلاقه خودش به توسواستفاده میکنه وچون میدونه تودوسش داری خودشومیگیره بایدفراموشش کنی بارها وبارها باخودت تکرارکن اون به دردت نمیخوره مطمئن باش بخوای فراموشش میکنی فقط طول میکشه تو مدام بهش فک میکنی ووابسته ش شدی وتودلت ازکاه کوه ساختی وخیلی بهش بها دادی ی وفک میکنی دیگه بهترازاون وجودنداره ازاین به بعد فقط ویژگی های منفیشوتوذهنت بیار اینکه چقدبلهوسه و هیچوقت نمیتونه همسر وفادار وهمینطور پدرخوبی واسه بچه هات باشه باورکن اون ارزشش رو نداره دیگه وقتی دیدیش بی محلش کن توپیش خدا عظمت داری پس خودت روکوچیک نکن عزیزدلم فراموشش کن اونوقت میبینی فراموش کردن این وابستگی چقدر لذت داره وچقد رها وازادی وبادیدن هرچیزی یادش نمی افتی خودش یه روزی حسرتتو میخوره اون اصلا ویزگی های بارز اخلاقی رو که شمادارین نداره وبدردت نمیخوره بدون اخرزندگی مرگ و وصل شدن به ذات یکتاس پس عاشق اونی باش که جاودانه س وهمه مهربانی زیبایی وعزت از اونه رابطه معنویتوباخدا قوی کن نماز صبح رو سروقتش وباعشق واخلاص بخون وسر سجاده خدارو صدا بزن بگو خدا عاشقتم اشک بریز مطمئنم فراموشش میکنی وازخودت ناراحت میشی که چراباوجودخداوند عشقت رو نثاراون کردی امیدوارم همسرپاک وباایمانی نصیبت بشه تا هم به خدا نزدیکترت کنه وهم بهترین همسر برای تو وپدرخوبی واسه بچه هات باشه موفق باشی

  2. عاشق کسیم ولی اون منونمیخواد  سپاس شده توسط elnaz.t,m12,sanaz1368,ساجده,طباطبایی

  3. ارسال:42#
    وای تورو خدا الان ولش کنی خیلی بهتره که فردا با یه بچه برگردی تو خونه بابات اونم بره سراغ زنای دیگه... مردایی که این همه منت کشی می کنن و یه زن رو بدست میارن چه جوری زنشون رو نگه میدارن که حالا تو بخوای این همه منت کشی مردی رو بکنی....
    به نظر من این مرد با خودشم مشکل داره ... شما هم به نظر من چون احساس کردید اولین برخوردهای ایشون از روی عشق هست برای خودتون شاهزاده ساختید ....
    به خاطر خودت فراموشش کن ... و به خدا پناه ببر

  4. عاشق کسیم ولی اون منونمیخواد  سپاس شده توسط sanaz1368,ساجده

  5. ارسال:43#
    محسن عزیزی آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط sanaz1368 نمایش پست ها
    شما فقط گیر دادید بمن. اقا جون من اصن دوس دارم بد بخت بشم شما به بد بختی من چیکار دارید؟ شما فقط دارید میگید اگه با این اقا ازواج میکردی بد بخت میشدی چون ملاکای دیگشو ندیدی.من که خوب بودم چرا منو نخواست؟ چرا دخترایی که میرم عشق یازی و این چزیا پسره میره خواستگاریشون؟یچیزیم بگم اون اقا زیبا نبود به دل من نشست رفت تو قلبم.چون هرکی نگاش میکرد میگفت این کجاش خوشکله؟ من به هرکی میگفتم فکر میکرد طرف لابد چشکاش سیزه و.نه اتفاقا خیلی ساده بود خیلی.
    از اینکه لحن بیانم تند بود و منجر به رنجش خاطر شما شد، عذرخواهی میکنم

    هدف همه ما کمک به شماست و همانگونه که در نخستین ارسالم بیان کرده بودم، ممکن است برخی صحبتها تلخ باشند و به جهت دادن آگاهی به شما مطرح شوند.

    خودتون رو دست کم نگیرید. شما محاسن زیادی دارید. دختری که بتواند با وجود علاقه شدیدی که دارد، و با وجود اینکه از جانب کسی که به او علاقه مند است پیشنهاد دریافت می کند، خود را حفظ کند، حتما واجد ویژگی های مثبت فراوانی است. دختری که حجب و حیا دارد، تحصیلکرده است، و برای خود شخصیت قائل است.

    یک لحظه تصور کنید برای یکی از دوستان نزدیکتان مساله مشابهی پیش آمده. به او چه می گویید؟

    اگر شما به فرد خاصی علاقه مند شده اید و به افراد دیگر نه، آیا به منزله این است که دیگران مشکلی دارند؟

    اسناددهی شما به خود(یعنی این تصور که اگر ایشان از شما خوشش نیامده به دلیل مشکلی از جانب شماست)، برایتان آزاردهنده است.

    اسناددهی ها و افکار، می توانند کاملا بر احساسات ناخوشایندی که تجربه می کنید و شما را آزار می دهند، اثربخش باشند.

    می توانیم درباره این موارد صحبت کنیم.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94

  6. عاشق کسیم ولی اون منونمیخواد  سپاس شده توسط elnaz.t,niloofarabi,sanaz1368,ساجده,طباطبایی

  7. ارسال:44#
    sanaz1368 آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها
    از اینکه لحن بیانم تند بود و منجر به رنجش خاطر شما شد، عذرخواهی میکنم

    هدف همه ما کمک به شماست و همانگونه که در نخستین ارسالم بیان کرده بودم، ممکن است برخی صحبتها تلخ باشند و به جهت دادن آگاهی به شما مطرح شوند.

    خودتون رو دست کم نگیرید. شما محاسن زیادی دارید. دختری که بتواند با وجود علاقه شدیدی که دارد، و با وجود اینکه از جانب کسی که به او علاقه مند است پیشنهاد دریافت می کند، خود را حفظ کند، حتما واجد ویژگی های مثبت فراوانی است. دختری که حجب و حیا دارد، تحصیلکرده است، و برای خود شخصیت قائل است.

    یک لحظه تصور کنید برای یکی از دوستان نزدیکتان مساله مشابهی پیش آمده. به او چه می گویید؟

    اگر شما به فرد خاصی علاقه مند شده اید و به افراد دیگر نه، آیا به منزله این است که دیگران مشکلی دارند؟

    اسناددهی شما به خود(یعنی این تصور که اگر ایشان از شما خوشش نیامده به دلیل مشکلی از جانب شماست)، برایتان آزاردهنده است.

    اسناددهی ها و افکار، می توانند کاملا بر احساسات ناخوشایندی که تجربه می کنید و شما را آزار می دهند، اثربخش باشند.

    می توانیم درباره این موارد صحبت کنیم.
    ممنونم ازتون.توشرایط بدی هستم.اگه منظورتونو نمیفهم یا متوجه نمیشم ببیخشید.من اگه اطرافیانم همچین اتفاقی براشون بیفته مسخرشون میکنم حرس میخورم که انقدر خودشو کوچیک کرده حتی شاید بزنمش که دیگه درموردش اون پسر حرف نزنه ولی جاش نیستم که ببینم چی میگه جاش نیستم که بفهمه توی وجودش چخبره نمیدونم که چه حالی داره .من خیلیراو نصیحت میکردم اصلا با هیچ پسرب رابطه نداشتم حتی صدای پسریو از پشت تلفن گوش میکردم صدام میلرزید تا سن 25 سالگیم با هیچکس نبودم.من اصلا جنبه ندارم مثل دخترای دیگه که دوست میشن یا همزمان با چن نفرن براشون عین خیالشونم نیس.من درون گرام من خودمو میخورم ازتو.من میشکنم.اون پسر گفت قصدم ازددواجه خیلی تجریه داشت توروم گفت تو پنجاهمین دختری هستی که الان باهاشم.هیچی نمیگفتم بهش.یبار که باهاش دس ندادم بهم گفت عقب افتاده امل تو پپه ای .تو هیچی نیستی افتخارت به اینه که فقط یه مدرک داری به درک که مدرک داری.خدا شاهده یبار اسم مدرکمو نیوردم من اصلا درمورد ارشدم چیزی نمیگفتم که احساس کمبود نکنه دوس داشتم پیشم غرور داشته باشه احساس مردی کنه .قدرمو ندونس .شما بمن میگید یا همه که اگه باهاش ازدواج کنم به مشکل برمیخورم؟ من اینو بهتون بگم حاضرم فقط یروز باهاش زندگی کنم بعد طلاقم بده .بهش گفتم هیچی مهریه نمیخوام باهام ازدواج کن اگه ازم راضی نبودی اگه اذیتم کردی برو طلاقم بده گفت نه.تو دلم گفتم انقدر واسش همسرخوبی میشم که بفکر طلاق نباشه.یا اینکه حتی اونموقع که بهم گفت به دروغ عقد کردم تو دلم گفتم انفدر صیر میکنم که زنشو طلاق یده چون میدونستم اخلاقش تنده کسی نمیتونه تحملش کنه همه از دستش کفری میشن .بعد باهاش ازدواج میکنم شاید اون موقع قبول کنه. میدونید بمن چی میگفت؟ منو مسخره میکرد میگفت تو اگه میخوای باهات باشم باید عضو هیئت علمی بشی گفتم نمیشه چنتا مقاله آی اس آی میخواد سابقه تدریس میخواد من سنم کمه.گفت اگه منو دوس داری باید تمام تلاشتوبکنی.من این حرفشو به فال نیک گرقتم بخاطرش خوندم بر دکترا ولی اتفاقاتی افتاد خدا نخواس قبول نشدم. تمام تلاشمو کردم به ذره دوسم داشته باشه اما نشد. راستیش صحبتای اولیه شما که زدید خیلی منو اروم کرد حتی با اینکه عکساش توگوشیمه دلم نمیخواد برم ببینمش.حتی تو این فکر بودم بهش عیدو تبریک بگم اما دیگه دلم نیمخواد بگم. یچیزی بگم بخندید حتی دوس دختر قبلیش بامن چقد صحبت میکرد تا بتونم فراموشش کنم به اونم خیانت کرده بود.میگفت من تازه با ماشینم میبردمش میگشتونمش براش ناهار میخریدم میگفت عکسای بیحجابمو نشونش میدادم میگفت براش کم نذاشتم اما گفت بمنم خیانت کرد.

  8. عاشق کسیم ولی اون منونمیخواد  سپاس شده توسط محسن عزیزی

  9. ارسال:45#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام ساناز خانم عزیز

    خیلی خوشحالم کردید که اومدید و راحت درباره افکار و احساساتتون صحبت کردید. واقعا باید بگم که این آقا پسر، حالاحالاها باید بگرده تا بتونه دختری مثل شما رو برای خودش پیدا کنه و شاید هیچوقت هم موفق نشه

    میخوام اینو بهتون بگم که خدا خیلی شما رو دوست داره. با عمق احساسات و عواطفی که شما بیان کردید، واقعا کار هر کسی نیست که بتونه خودش رو کنترل کنه. آفرین به شما

    واقعیت اینه که پسرها انواع و اقسام متفاوتی دارند، اما تو بعضی زمینه ها اشتراکاتی با هم دارند.

    در شرایط مساوی، و در خصوص مساله ازدواج، جاذبه دختری که میتونه خودش رو کنترل کنه و به درخواست نامشروع پسر «نه» بگه، بسیار بسیار فراتر از دختری هست که علائمی از تجربه جنسی و در دسترس بودن رو نمایانگر می کنه. تصور نکنید این مربوط به ایران هست. نه، حسّ اطمینان بخشی که زن به شوهرش میده، برای همه مردان دنیا ارزشمند هست.

    جالبه بدونید توی امریکا تحقیق کرده اند و دیده اند که برای روابط کوتاه مدت(یعنی همون دوستی)، پسران دنبال دخترانی می گردند که علائمی از تجربه جنسی و در دسترس بودن رو نشون میدن. یعنی اینگونه دخترها رو برای ازدواج نمی خوان، بلکه برای روابط دوستی و کوتاه مدت میخوان

    تو جامعه ما، خیلی از دخترهای خوب و نجیب و پاک، که به هوای ازدواج وارد رابطه دوستی شده اند، و وعده های دوست پسران خود مبنی بر ازدواج رو باور می کنند، ممکنه در این حیله بیفتند که وارد روابط عاطفی و جنسی شوند. پسرها هم خیلی خوب میدونن که دخترها(عموما منظور هست و نه موارد استثناء) در روابط به دنبال ازدواج هستند و بنابراین از همون اول وعده وعیدهایی درباره ازدواج میدن تا دختر بمونه پاشون.

    شاید براتون سوال پیش بیاد که پس چرا این پسر، منو برای ازدواج انتخاب نمی کنه؟

    دلایل متفاوتی میتونه وجود داشته باشه. شما دنبال عیب در خودتون نباشید. شما با شرایطی که دارید، دختری ایده آل برای بسیاری از پسرها هستید، اما این آقا پسر نمیتونه شما رو جذب خود کنه. شاید چون به قول مولانا:

    نوریان مر نوریان را طالبند

    ناریان مر ناریان را جاذبند!


    کسی که به قول خودش با پنجاه تا دختر بوده، و باز هم شرمسار نشده و داره به رویه غلط خودش ادامه میده، نباید هم بتونه دختر نجیبی که عمرش رو به پاکی سپری کرده جذب کنه. اصلا حقش رو نداره

    حالا اگر توبه کرده بود، از رویه غلطش پشیمان بود، بحث دیگری بود. اما او این رویه رو ادامه میده، و بنابراین اصلا نمیتونه نوریان رو جذب کنه. این قاعده قرآنی هست:

    الخبيثات للخبيثين والخبيثون للخبيثات والطيبات للطيبين والطيبون للطيبات

    کسی لیاقت شما رو داره که طیب و پاک باشه

    مایل هستید درباره ایشون بیشتر صحبت کنید؟

    چی در وجود ایشون دیدید که براتون اینقدر مهم شد؟
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94

  10. عاشق کسیم ولی اون منونمیخواد  سپاس شده توسط elnaz.t,niloofarabi,sanaz1368,ساجده,طباطبایی

  11. ارسال:46#
    sanaz1368 آواتار ها
    ممنونم حرفاتون برام مثل دارومیمونه الان که خوندمشون خوایم گرفت .مامان من با اینکه استاد حوزس و مدرک حوزویداره نتونسته منو قانع کنه . من باید متنای شمارو ینویسم تو برگه بزنم گوشه اتاقمهی بخونمشون.اول اشناییمون میترسیدم چون ازمن پایین تر بود فکر میکردم مزاحمم شه یجورایی میخواستم کات کنم بهونه اوردم گفت چرا میخوای کات کنی؟ گفتم میترسم وابستت شم منوترکم کنی البته من اینو تو دلم به خنده میگفتم چون فکر میکردم امکان نداره من عاشقش بشم چون اون موقع مهمترین ملاکم تحصیلات بود و به کمتر از ارشد فکرنمیکردم.حالا بعد جواب داد نه قسم میخورم ترکت نمیکنم تا اخرش باهات هستم.دلم براش سوخت همینجوری روزها گذشت .تا اینکه یروز بهش شک کردم میخواستم من باهاش کات کنم بهش گفتم تا با دختر دیگه ای هستی؟عصبانی شدگفت دیگه بمن نه مسیج بده نه زنگ بزن این حرفش منو داغون کرد شما فکر کن من اصلا انتظار همچین حرفیو نداشتم انتظارم ازاین فرد که ازمن پایین تر بود این بود که اون اقا با دلیل برای من ثابت کنه با کسی نیس و بهم محبت کنه و به قول گفتنی مثل پسرای دیگه که مخ دخترو میزنن حرفای عشقی بزنه ولی مثل پسرای دیگه نیود خب من اصلا فکر نمیکردم همچین حرفی بزنه چون ازش بالاتر بودم.بعداینکه بهم گفت دیگه زنگ نزن منم بهش گفتم بروبابا خدافظ.تا اینکه شب شد من هیپ مسیجی بهش ندادم فکر میکردم مثل پسرای دیگه منت کشی کنه چون ازدوستام شنیده بودم دوسپسراشون و نامزداشون چجورین.ولی اصلا هیچ پیامی نداد.قلبم دردگرفت استرس گرفتم حالم بد شد خودم بهش اس دادم چون دلم تنگ شده بود ولی جواب ندادحال منو بدتر کردرفتارش عجیب بود پیش خودم گفتم چه پسر سنگینی هست .فرداش بعد چنتا مسیج دادم بعد جواب داد .بعدش اخر هفته قرار شدباهم بریم بیرون بهم گفت فردا بایدبزاری بوست کنم دستتو بگیرم گفتم باشه ولی تو دلم گفتم نمیزارم اینکارو کنه میدونست که من بدم میاد. باهم رفتیم بیرون دومین قرارمون بود.توی قرارچیزایی میگفت که ازش بدم بیاد میگفت برم خونه مامانم برام ناهار درستکرده مثلا اینارو میگفت من بگم چقد خسیسه اما اون نفهمیدمن اصلا برام مهم نبوداینچیزا فقط خودشو میخواستم. من نیمدونم وقتی چرا به این پسر میرسیدم انقدر بیش از حدخجالت میکشیدم سرم همش پایین بود .اومدم خونه بعد بهش گفتم پسچرا دستمو نخواستی بگیری؟گفت نتونستم هرکاری کردم نشد گفت ازبس خجالتی بودی ترسیدم بگیرم که ناراحت شی.خب این حرفش برام قشنگ بود که با اینکه اجازه داده بودم بهش بهم دس نزد.بعد چنروز گفت به مامانم گفتمت گفتن که تو باید به یه دختر خوشکل ازدواج کنی اونا قبولنکردن گفتم دروغ میگی ینی نظرت براونا مهم نیس؟ گفتم باشه لااقل تااخر امتحانایترمم صبرکن اون موقع ترم3 ارشد بودم.نامرد منو انداخت تو ریجک لیست هرچی مسیجمیدادم ج نمیداد تا اینکه 3هفته امتحانامو با بدبختی و گریه دادم خدارو شکر چون منبرام درس مهمه معدلم از همه ترما بالاتر شد 19 شد.بعد3هفته اس داد میخوایی باهمباشییم باید سکس کنی بامن.گفتم نه من باکره م.گفت فقط عشق بازی میخوام ازون سکسانمیخوام.گفتم نه.گفتم من میخوام باهات پاک باشم ازدواج کنم نمیتونم.بعد کات کرد.بعد دوباره داغون شدم خیلی یهش وابسته بودم انقدر سر دوراهی گیر میکردم میگفتم نمیتونم بیام گفتم سامان تو نماز میخونی هیئت میری گناه نکن توباید سرباز امام زمان باشی من با قران و نماز بزرگ شدم من نمیتونم من تاحالا دست نامحرم بهم نخورده من نمیام.ادم عجبی بود مثلا بهم میگفت زنگ بزن کارت دارم یا شمارمو مینداخت توریجکلیست.این کاراش که ازم دوری میکرد منو دیوونه تر کرد چون مثل پسرای دیگه نبودکه منت کشی کنه یه شخصیت خاصی داشت.من نمیتونستم فراموشش کنم اونم به دروغ گفت عقدکردم نیمدونید چه حالی داشتم پاهام بیحس شد.بعد به همون دختره که میگفت زنمه خیانتکرد اون دختره ظاهرش خیلی بد بود موهاشو رنگ کرده بود بیرون بودلاک زده بود خیلی خفن بود.تازه پولدارم بود چرا به اونم خیانت کرد؟مگه دنبال پولدارو خوشکل نبود؟من اینا برام سواله.بعد دوستمو فرستادم رفت با ماشینش دنبالش باهاش دوست شد همبراینکه من ازدور ببنمیش هم بر اینکه یچزیایی بفهم.گفت به دوستم بیاد دم مسجد فلان دنبالم.رفتیم دم مسجد .دوستم ازمن ساده تره ولی از لباش بوسش کردبهش گفتم سامان با اینکه میدونست من عاشقشم بهم دس نمیزد گفت برو خداتو شکر کن گفتپ سره از بالا تو پایینمو دس کشید.این بیشتر باعث شد بهش فکر کنم حتی شماره دوستم ممینداخت تو ریجکت لیست. هر2ماه یبار بهش پیام میدادم چون دلش تنگ میشد جواب میداد ممنونم.ولی اگه مدام بهش اس میدادم خودمم میکشتم جواب نمیداد.بهم تونهایت بیشرمی میگفت بیا سکس کنیم ولی وقتی من ازدواج کردم تو دیگه نباید بهم زنگ زنی اینمنو خیلی عصبانی میکرد ولی هیچی بهش نمیگفتم فقط میخواستم منصرفش کنم بهش گفتم کنگره اعتیاد دارم بیا باهم بریم میخواستم بیاد اونجا ببینه من ارائه میکنم شایدنظرش عوض شه ببینه که چقد سخته و ازین چیزا.نیومد.میدونید چنتا ایمیل میساختم به اسم های مختلف باهاش چت میکردم چون دلم تنگ میشد براش
    باز اگه سوالی دارید بفرمایید

  12. ارسال:47#
    sanaz1368 آواتار ها
    میدونید من از قبل افسردگی داشتم فکر میکردم باید با یکی اشنا شم به جنس مخالف شاید حالم بهتر شه.اومدم افتادم تو چاه.حالم که خوب نشد خودتون میبیند چه حالی دارم داغونم بدترشد.اومدم برم دکترا حالم خوب شه خدا مخواس قبول نشدم مدتیه هرکاری میخوام بکنم انجام نمیشه به هر دری میزنم یسته میشم مثلا کل بیمارستانای تهرانو سر زدم حتی نیروی طرحیم نمیگیرفتن داره داغون میشم هی تلاش کردم خودمو از این چاه بکشم بیرون نمیشه.این اتفاقا منو بیشتر افسرده کردم.همش تو خونه خوابم.این سایته برام مثل دارو میمونه هرموقع حالم بد میشه میام اینجا.اگه دقت کرده باشید هر یه رب حالم بده هر یه رب آن هستم.تنهاسرگرمیه تنها جاییه که بهم ارامش میده .نمیدونید کل وجودمو بغض گرفته.اصلا اعتماد به نفس ندارم.دوستان مشاور میگن اعتماد به نفستو ببر باالا اخه چجوری؟

    به چیزای خوبم فکر کنم؟
    من مگه چیز خوبیم دارم؟ به ارشد دارم دیگه هیچی نیستم چیزی ندارم .هرچی میخوام مثبت فکر کنم نمیشه.میدونید این پسره هم که دوسش داشتم یکار کرد دنیا رو سرم خراب شد من اصلا فکر نمیکردم به پسری که ازمن کمتره بمن یگه نمیخوامت غررومو شکست دیگه هیچی ندارم.

  13. ارسال:48#
    درود بر شما
    پیشنهاد بنده: می دونم که هر لحظه که داره می گذره حال شما داره بدتر میشه...
    میدونم بعضی موقع با دیدن یه جیزایی و یا انجام دادن یه کارایی یاد یه نفر می افتید....
    همه اینارو میدونم و از صمیم قلب باهاتون همدلی می کنم.....
    اما نمی تونم باهاتون همدری کنم و تنها کاری که از دستم بر میاد اینه که انگیزه شما رو برای مراجع حضوری تقویت کنم تا بصورت حضوری شروع به درمان خودتون کنید.....در منطق حال الان شما 2+2=7 میشه که این موضوع با خوندن مطالب و نوشتن مطالب دیگه در وب سایت حال شما رو بدتر می کنه و شما دچار تشویش می شوید....
    سوال های ذهن شما هیچ وقت تموم نمیشه حتی اگه همه سوال های شما رو جواب بدیم بازم سوال جدیدی دارید...
    آرزوی سلامتی و شادابی برای شما دارم.....
    اگر کمکی از دست بنده بر بیاد حتما اطلاع دهید.....
    اگر تصمیم به مشاوره حضوری گرفته اید اطلاع دهید تا شما را راهنمایی کنم....
    علم، عقل، عمل
    در من چه می گذرد آن زمان که جهان در گذر است....

    taliee-psy.blogfa.com



  14. عاشق کسیم ولی اون منونمیخواد  سپاس شده توسط niloofarabi,sanaz1368,ساجده

  15. ارسال:49#
    sanaz1368 آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد گودرزی نمایش پست ها
    درود بر شما
    پیشنهاد بنده: می دونم که هر لحظه که داره می گذره حال شما داره بدتر میشه...
    میدونم بعضی موقع با دیدن یه جیزایی و یا انجام دادن یه کارایی یاد یه نفر می افتید....
    همه اینارو میدونم و از صمیم قلب باهاتون همدلی می کنم.....
    اما نمی تونم باهاتون همدری کنم و تنها کاری که از دستم بر میاد اینه که انگیزه شما رو برای مراجع حضوری تقویت کنم تا بصورت حضوری شروع به درمان خودتون کنید.....در منطق حال الان شما 2+2=7 میشه که این موضوع با خوندن مطالب و نوشتن مطالب دیگه در وب سایت حال شما رو بدتر می کنه و شما دچار تشویش می شوید....
    سوال های ذهن شما هیچ وقت تموم نمیشه حتی اگه همه سوال های شما رو جواب بدیم بازم سوال جدیدی دارید...
    آرزوی سلامتی و شادابی برای شما دارم.....
    اگر کمکی از دست بنده بر بیاد حتما اطلاع دهید.....
    اگر تصمیم به مشاوره حضوری گرفته اید اطلاع دهید تا شما را راهنمایی کنم....
    مرسی .مثلا شما روان شناسید.مشاوره حضوریم فایده نداره همون حرفارو میخواد بزنه تازه من اون موقع نمیتونم با مشاور صحبت کنم چون فقط گریم میگیره.ولی اینجوری بنظرم بهتره

  16. ارسال:50#
    sanaz1368 آواتار ها
    ببین چقد مشکل من حاده کسی نمیتونه کاری برام کنه .دکترا ازم قطع امید کردن

صفحه‌ها (15): صفحه 5 از 15 نخستنخست ... 34567 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •