تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




عاشق کسیم ولی اون منونمیخواد زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:sanaz1368
آخرین ارسال:sanaz1368
پاسخ ها 144

صفحه‌ها (15): صفحه 8 از 15 نخستنخست ... 678910 ... آخرینآخرین

عاشق کسیم ولی اون منونمیخواد

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:71#
    sanaz1368 آواتار ها
    خواهش میکنم کاربرای محترم سایت بمن پیام خصوصی نزن که بمن مساوره بدن حالمو بدترمیکنن .چرا همه بمن میگن اون تورو دوس نداشتو اون ازتو خوشش نیومدو...?چرا کسی بمن نمیگه اون قصد ازدواج نذاشت؟اگه یکی اینو میگفتا همون اول موضوع حل میشد.اما شماها فقط بمن میگین تو جز ملاکای ازدواج اون پسرنبودی.لطفا ملاکای ازدواج اقا پسرارا یکی بر من بگه که چرا من جزش نیستم؟

  2. عاشق کسیم ولی اون منونمیخواد  سپاس شده توسط anahid

  3. ارسال:72#
    m@ri آواتار ها
    عزیزم منک بارها بت گفتم اون پسر دنباله هوس بود و اصن قصد ازدواج نداشت!
    سانازه عزیزم،ببین اگ تو جزء ملاکاش نبودی خب اون دوستت ک رف باش دوس شد لابد جزء ملاکاش بوده،خب چرا اونو ول کرد؟؟چرا بااون ازدواج نکرد؟؟چون اصن قصدش سوء استفاده از دختراس!همچین پسرای فقط سوءاستفاده میکنن بعدم واسه ازدواجشون ب مامانشون میگن یه دختر آفتاب مهتاب ندیده براشون پیداکنن!
    عزیزم اما اینا پیش خدا جایی نمیره...

  4. عاشق کسیم ولی اون منونمیخواد  سپاس شده توسط m12,sanaz1368

  5. ارسال:73#
    سلام ساناز خانم اگر حرفام ناراحتتون میکنه شرمنده منظوری ندارم
    خانم محترم به نظر من شما الان دارای یک غرور کاذب شدید غروری که همه ی انسان ها ازش ضربه میخورن.آفرین به شما که خودتونو پاک نگه داشتید.احسنت.بگذارید دیگران شما را تحسین کنند نه اینکه خودتان دائما از خودتون تعریف کنید به امید رفع خلاء های موجود در خودتون.من پست های شما رو خوندم.ساناز خانمی که شما ترسیم کردید ایده آل هست.شما چرا اینقدر به ظاهرتون اهمیت میدید؟؟؟مطمئن باشید اگر مردی فقط صرف ظاهر شما با شما ازدواج کند بعد از گذشت مدتی از زندگی شما دختری زیبا تر بالاخره پیدا میکند در نتیجه زندگی شما نابود میشود.مطلبی دیگه ای که میخواستم بگم اینه که آدمی که عفت به خرج میده وبا خدا معامله میکنه نباید پشیمان باشد.شما با کسی معامله کردید که شما را عاشقانه دوست دارد.خدا تنها کسی است که ما را از همه بیشتر دوست دارد با اینکه دائما مشاهده میکند که ما در عرصه های مختلف دیگران را به او ترجیح میدهیم و مهر آنان را بیشتر از خدا و امام زمانش در دلمان میپرورانیم.شما با کسی معامله کردید که خیر وصلاح شما را میخواهد.
    شما که دارای مدارک عالیه تحصیلی هستید چرا معتقدید حاضرید با او ازدواج کنید وبعد از ازدواج کارتان به طلاق برسد.شما الان به عنوان دختری در جامعه شناخته میشوید که برچسب مردی بر روی او زده نشده است(اما اگر به صحبت کردن درباره این آقا با هر کسی(به غیر از مشاور و این سایت و نظایر مشابه) ادامه دهید مطمئما برچسب این مرد بر روی شما زده میشود و شانس شما برای ازدواج با مردی ایده آل و رسیدن به مردی با زیبایی واقعی که دکتر عزیزی ذکر کردند کم و کم تر میشود) اما اگر ازدواج میکردید با این آقا بعد از طلاق تا آخر عمر برچسب های گوناگونی بر روی شما چسبانده میشد و که بسیار رنجتان میداد و این رنج ها اگر این ازدواج کودکی ثمر میداد دها برابر میشد.
    به نظر من برای رسیدن به آرامش واقعی دلتان را مملو از یاد خدا کنید و از او کمک بخواهید.سجده طولانی و ذکر ((الا به ذکر الله تطمئن القلوب))را به شما پیشنهاد میکم.
    اما ملاک های منِ پسر برای ازدواج با دختری:
    ما مردان اصولا به زنی احتیاج داریم که در لحظات سخت هیچگاه اعتمادمان نسبت به آنان کم نشود.به زنی با ایمان و نجیب و با حیا احتیاج داریم که وجودش برایمان آورنده گرمی،اطمینان،امنیت و ... باشد.زن گرم کننده کانون خانواده است.زنی که خودش را در مقابل دیدگان مردان نامحرم حفظ میدارد و امنیت خاطر برای همسرش به ارمغان می آورد.زن باید باعث رشد و تعالی همسر و فرزندانش باشد.برای من که یک مرد هستم معیار اصلی ازدواج اینان هستند و ایمان ارزشش از همه بیشتر است.
    او خواهد آمد

  6. عاشق کسیم ولی اون منونمیخواد  سپاس شده توسط anahid,m12,niloofarabi,sanaz1368

  7. ارسال:74#
    نقل قول نوشته اصلی توسط sanaz1368 نمایش پست ها
    خواهش میکنم کاربرای محترم سایت بمن پیام خصوصی نزن که بمن مساوره بدن حالمو بدترمیکنن .چرا همه بمن میگن اون تورو دوس نداشتو اون ازتو خوشش نیومدو...?چرا کسی بمن نمیگه اون قصد ازدواج نذاشت؟اگه یکی اینو میگفتا همون اول موضوع حل میشد.اما شماها فقط بمن میگین تو جز ملاکای ازدواج اون پسرنبودی.لطفا ملاکای ازدواج اقا پسرارا یکی بر من بگه که چرا من جزش نیستم؟
    =========================

    بنده یک پسر 28 ساله هستم. در مقطع دکترای یک دانشگاه خوب تحصیل میکنم. تجربیان زیادی در بین حلقه دوستانم دیده ام. خاستم پیام خصوصی بدم ولی چون گفتید خصوصی ندیدم، پیام ندادم.
    بنده اصلا به چگونگی برخورد شما با این پسر کاری ندارم چون ظاهرا خوشتان نمی آید.
    ببینید من نه قصد نصیحت دارم نه دادن مشاوره. یه مطلبی رو میخام بهتون بگم که واقعیتی هست که در بین پسرها جاریه. از زدن حرف های قلمبه سلمبه روانشناسی هم خودداری میکنم. ولی میدونم خودتون مطالعات روانشناسیتون رو بیشتر خواهید کرد.

    خب بریم سر اصل مطلب:
    1- سامان به عنوان پسری که تا سن 34 سالگی دست آورد قابل توجهی تو زندگیش نداشته حتما یه مشکلی در این شخص هست. سامان، نه درس درست حسابی خونده نه کار درست حسابی داره.
    2- سامان به عنوان پسری که تا سن 34 سالگی هنوز که هنوزه دوس داره با دخترای مختلف بره بیرون و ازشون سو استفاده جنسی و غیر جنسی کنه، یک پسر تنوع طلب از لحاظ جنسی به حساب میاد. (حداقل 4 مورد از دوستان بنده این طوری هستند. با عرض پوزش !!! ). یک پسر تنوع طلب جنسی، تا اطلاع ثانوی قصد ازدواج نداره. حتی اگه دختر پیغمبرم باشید ایشون قصدش ازدواج نیست فعلا چون میخاد دخترای مختلفی رو حالا حالا ها به قول پسرا، گاز بزنه. (مثل گاز زدن یک سیب)
    3- سامان به عنوان پسری که تا سن 34 سالگی هنوز که هنوزه دوس داره با دخترهای مختلف دوس بشه و بهشون دست بزنه و اینا،‌ کاملا مشخص است که اصلا معیاری برای ازدواج ندارد، چه برسه به اینکه قصد ازدواج داشته باشد یا نداشته باشد. کما اینکه کاملا مشخصه که سامان اصلا قصد ازدواج نه با شما نه با دوستان شما رو نداره بلکه به احتمال زیاد مامانش یک دختر نهایتا دیپلم رو از بین فامیل یا همسایگان براش انتخاب میکنه. چون اصلا مادرش و پدرش نمیزارن یه دختری خیلی تحصیلکرده عروسشون بشه چون میدونن که از پسرشون سر هستی و بعدا پسرشون به مشکل میخوره و در بین فامیلشون سرخورده میشه. اگر مقداری بدبین باشیم به راحتی میشه ادعا کرد که این چنین پسری (سامان) از یک بیماری روحی-روانی رنج میبرد. بیماری روحی-روانی ایشان چیزی نیست جز عقده حقارت. این عقده حقارت از آنجا ناشی میشود که ایشان با داشتن 34 سال سن، نه تنها از لحاظ تحصیلی پیشرفتی نداشته بلکه از لحاظ مالی، شغلی و در کل از لحاظ اقتصادی یک انسان موفق محسوب نمیشود. بنابراین ایشان در حلقه دوستان خود یک انسان ضعیف و ناموفق و شاید کم ارزش محسوب میشود. بنابراین از طریق دوست شدن با دخترهای مختلف از اقشار موفق جامعه از قبیل قشر پولدار،‌ قشر تحصیلکرده و غیره،‌ علاوه بر تلاش برای جبران عدم موفقیت خودش در زندگی، سعی در بالا کشیدن خودش در بین حلقه دوستان خود دارد. خانم ساناز، شما به طور 1000 درصد مطمئن باشید ایشان (سامان) در بین دوستان خود به این موضوع افتخار میکند که توانسته مخ یک دختر تحصیلکرده و مذهبی را بزند و دیوانه خود کند و مطمئن باشید این موضوع از یک بیماری خفیف روحی در ایشان نشات میگیرد. این بیماری اکثرا یک بیماری حاد نیست بلکه یک بیماری رفتاری محسوب میشود. بنده 1 مورد از دوستانِ دوستانم یک چنین شخصیتی دارند.
    4- معمولا پسرهایی که عین بچه آدم قصد ازدواج داشته باشند پیشنهاد رابطه جنسی نمیدهند. حتی پیشنهاد معاشقه هم نمیدهند.
    5- یک انسان وقتی ملاکی برای ازدواج دارد که قصد ازدواج داشته باشد. سامان هیچ ملاکی برای ازدواج ندارد چون فعلا قصد ازدواج ندارد.
    6- من یه بار از یک دختری خواستگاری کردم ولی نشد بعدش یکی از دوستان تنوع طلبم بهم گفت: (عین جمله ش رو میگم): "فلانی، فعلا برو با دخترای دیگه بگرد حالتو بکن، خیلی هم کیف میده، بعدش سر وقتش که یه دختر دیگه پیدا کرده واسه ازدواج، میری خواستگاری میکنی ازش و زن میگیری ". دنیای فکری سامان هم مثل دنیای فکری این دوست منه.
    7- خسته شدم از بس نوشتم باقیش رو بعدا مینویسم. البته اگه تمایل داشته باشید.

    پ.ن. : من روانشناس نیستم، مشاور هم نیستم. فقط دوستان قالتاق زیادی دارم که شباهت زیادی به سامان قصه شما دارن.

  8. ارسال:75#
    sanaz1368 آواتار ها
    از کاربر فری مایندممنونم خیلی بهم کمک کردید من دریه گوشه ای ازذهنم میگفتم قصد ازدواج نداره در گوشه ایم میگفتم قصد داره و از من خوشش نمیاد اومدم اینجامشاوره خواستم همشون شروع کردن به تعریف و تمجدید از من واینکه دارم اشتباه میکنم هیچکس غیرازشما و چن نفر از دوستام بمن نگفت که اون قصد ازدواج نداره و همه بهم گفتن دلیلی نداره اون ازشما خوشش بیادشاید جز ملاکاش نیستی.من دلم میخواست این جملرواز روانشناسای اینجا بشنوم که مطمین شم اما اینا چیز دیگه بهم میگفتن حتما تایپیک منو خوندید .ازتون ممنونم

  9. ارسال:76#
    sanaz1368 آواتار ها
    خدایا چکارکنم دارم از دوریش دق میکنم میخوام سرمو بزنم به دیوارامروز زنگ زدم بهش اشغال بود انداخته توریجکت اخه چرا؟چرا ازم بدت میاد؟بگو چکار وکنم تا برگردی اخه چه مرگته تمام زندگیمومیدم خوبه؟از سرم نمیره فکرت نمیتونم فراموشت کنم لامصب اخه واست ماشین میخرم اگه برم سرکار خوشبختت میکنم از چهرم خوشت نمیادباشه میرم صورتمو عمل میکنم ارایش میکتم واست موهامو رنگ میکنم واست دکترمیشم بهم افتخارکنی قول میدم دیدی بخاطرت 3تادمقاله دادمدفقط بخاطرتوبخاطرتومیرم هیت علمی میشم اخه چکارکنم تامنوبخوای؟بخدا همه بهم میگن برو خدارو شکر سالمی من حاظرم مریض بشم حاظرم سرطان بگیرم زجربکشم امادتو واس من باشی خدا چقد اخه التماست کنم ؟لااقل تو دلت برحم بیاد حالم بده خدا .بدوستم گفتم باشمارش بهش زنگ بزنه یلحظه صدای. قشنگشو بشنوم صداشوضبط کردم هرموقع دلم تنگ شد گوش میکنم .خدا هرکار بگی میکنم .اصن هیچی نخواستم خدا کار نخواستم فقط اونو بده بمن.دوسال سال تحویل فقط عونواز خدا میخوام .کاشکی میمردمراحت میشدم

  10. ارسال:77#
    نقل قول نوشته اصلی توسط sanaz1368 نمایش پست ها
    خدایا چکارکنم دارم از دوریش دق میکنم میخوام سرمو بزنم به دیوارامروز زنگ زدم بهش اشغال بود انداخته توریجکت اخه چرا؟چرا ازم بدت میاد؟بگو چکار وکنم تا برگردی اخه چه مرگته تمام زندگیمومیدم خوبه؟از سرم نمیره فکرت نمیتونم فراموشت کنم لامصب اخه واست ماشین میخرم اگه برم سرکار خوشبختت میکنم از چهرم خوشت نمیادباشه میرم صورتمو عمل میکنم ارایش میکتم واست موهامو رنگ میکنم واست دکترمیشم بهم افتخارکنی قول میدم دیدی بخاطرت 3تادمقاله دادمدفقط بخاطرتوبخاطرتومیرم هیت علمی میشم اخه چکارکنم تامنوبخوای؟بخدا همه بهم میگن برو خدارو شکر سالمی من حاظرم مریض بشم حاظرم سرطان بگیرم زجربکشم امادتو واس من باشی خدا چقد اخه التماست کنم ؟لااقل تو دلت برحم بیاد حالم بده خدا .بدوستم گفتم باشمارش بهش زنگ بزنه یلحظه صدای. قشنگشو بشنوم صداشوضبط کردم هرموقع دلم تنگ شد گوش میکنم .خدا هرکار بگی میکنم .اصن هیچی نخواستم خدا کار نخواستم فقط اونو بده بمن.دوسال سال تحویل فقط عونواز خدا میخوام .کاشکی میمردمراحت میشدم
    ================

    من نمیدونم چی بگم.
    وقتی کسی نخاد مشکلش حل بشه، دیگه نمیشه کاریش کرد.
    شما به نظر من تو سایت تالار گفتگوی همدردی:سایت تخصصی مشاوره ازدواج و مشاوره خانواده عضو شید و توی اونجا از کاربر "فرشته مهربان" درخواست کمک کنید.
    ولی به نظر من شما مشکلتون رو نمیخاید حل کنید. اینهمه ما توضیح دادیم. بازم ببین چه کار میکنید.
    به نظر من شما نیاز به یه همدم و همزبان دارید.
    من دیگه تو این تاپیک حرفی نمیزنم. ببخشید. چون ظاهرا فایده ای نداره.

  11. ارسال:78#
    sanaz1368 آواتار ها
    حتی نمیتونم بیام حرف دلموبزنم؟بهددوستاموابجیم دردول میکنم که گوش نمیکنن لااقل میام اینجا مینویسم اونم حق ندارم؟ درسته اون قص ازدواج. نداره منم قبول کردم اما رفتارش بامن جوریه که انگارازمن متنفرمه مثل یه ادم عادی نیس سنگ بود دلش بحالم میسوخت من اصلا بدون اجازش بهش زنگ نمیزدم اصلا روم نمیشه تاحالا یکبارم به استاد راهنمام زنگ نزدم اصلا اگهدباورنمیکنید بذید از اناهید کاربراینجا بپرسید بامن تلفنی صحبت کرده هرکسی میتونهد بفهممه چقد کمروم .من ازین میسوزم که من اصلا بهش زنگ نمیزدم ولی شماره منو انداخته تو ریجکت لیست بابا ادمبا دشمنشم این رفتارو نمیکنه منکهداز گل نازکتربهش نمیگفتم. بعدم خب چکارکنم دوسش دارم فراموش کردن به این سادگیا. نیست خصوصا منکه حافظه قوی دارم حتی سوالای کنکورکارشناسیم بادمه. برهمینه نمیتونم فراموشش کنم تمام دیالوگاش یادمه

  12. ارسال:79#
    راهله آواتار ها
    سلام دوست عزیز
    در زمانهای قدیم پادشاهی زندگی میکرد این پادشاه بیمار شده بود روز به روز لاغر تر میشد و غذا نمی خورد هیچ دکتری نتوانسته ایشون رو درمان کنه همش میگفت من گاوم بیاین سر منو ببرید و گوشت منو کباب کنید و بخورید
    تا اینکه خبر دادند یک طبیب پیدا شده که میتواند این پادشاه را درمان کند دنبال طبیب رفتند و او را پیش پادشاه بردند طبیب ابوعلی سینا بود
    بو علی تا پادشاه را دید دستی به بدن پادشاه کشید و گفت من سر تو را میبرم ولی نه با این بدن ضعیف و نحیف اول باید غذا بخوری چاق شوی تا حداقل گوشتی برای خوردن داشته باشی بعد سر تو را میبرم
    پادشاه با شنیدن این حرف خوشحال شد و شروع به خوردن غذا کرد
    چند روز بعد ... پادشاه کاملا خوب شد و باور نداشت چنین حرفهایی را میزده
    این داستان بر اساس واقعیت است میتونید در کتاب اسیب شناسی بخونید
    خدا گر زحکمت ببندد دری           ز رحمت گشاید در دیگری

  13. ارسال:80#
    راهله آواتار ها
    عزت نفس پایین، اعتماد به نفس پایین، نداشتن خودباوری، افسردگی، ترس، اضطراب همه اینها میتونه فرد رو یک فرد وابسته کنه
    نه تنها این اقا بلکه ممکن بود شما به یک دختر خانم وابسته میشدید به یک دوست
    و تا زمانی که به چیزی اویزونید اون گریزون
    وقتی هم گریزونید اون اویزون
    بیشتر روی خودتون کار کنید
    پیشنهاد میکنم پیش یک متخصص طب سنتی بروید
    خدا گر زحکمت ببندد دری           ز رحمت گشاید در دیگری

  14. عاشق کسیم ولی اون منونمیخواد  سپاس شده توسط niloofarabi

صفحه‌ها (15): صفحه 8 از 15 نخستنخست ... 678910 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •