نیاز به احساس خودمختاری دانش‌آموزان

می‌توان خودمختاری دانش‌آموزان را در کلاس با واداشتن آنها به فعالیت یا پروژه‌ای خود-گزین در هر نیمسال افزایش داد. سپس از دانش‌آموزان خواست تا نظر شخصی‌شان را دربارة این تجربه بنویسند. این پروژه باید برای دانش‌آموزان معنایی شخصی داشته باشند. بر اساس نظریة خود مختاری، نیاز به خودمختاری اساس انگیزش درونی است. احساس خودمختاری مشابه مکان کنترل درونی است. یعنی این باور که فرد می‌تواند شرایط دنیای پیرامونش را تغییر دهد. انگیزش درونی دانش‌آموزان زمانی افزایش می‌یابد که برای آنها موقعیت‌هایی با مسئولیت شخصی در قبال یادگیری فراهم شود. احساس خودمختاری احتمال اینکه دانش‌آموزان فعالانه به فعالیت‌های تحصیلی و فوق‌برنامه بپردازند، مهارت‌های آموخته‌شده در مدرسه را به موقعیت‌های بیرون مدرسه انتقال دهند و تا زمان فارغ‌التحصیلی در مدرسه بمانند افزایش می‌دهد.

دانش‌آموزانی که مجاز به انتخاب کردن در کلاس درس می‌شوند (مثلاً انتخاب مطلب برای تحقیق یا نوشتن پروژه‌ها)، با احتمال بیشتری به کار می‌پردازند، پروژه ‌را سریع‌تر و کارآمدتر به پایان می‌رسانند و از نتیجة کارشان احساس غرور می‌کنند. به این جملات دانش‌آموزان توجه کنید: تا کی معلم به ما می‌گوید چه کاری را انجام دهیم؟ از تاریخ متنفرم! چه کسی به حفظ کردن آن همه نام، مکان و تاریخ اهمیت می‌دهد؟ چرا باید این چیزها را بیاموزیم؟ تمامی این نظرات برای معلمان آشنا هستند. اینها واکنش‌های معمول دانش‌آموزانی هستند که ممکن است احساس کنند نیاز به خودمختاری شان نادیده گرفته شده. دانش‌آموزانی که این احساسات را دارند، در پرداختن به فعالیت‌های یادگیری که دارای ارزش کم یا بی‌ارزش قلمداد می‌کنند شکست می‌خورند. طبق نظریه‌های انگیزشی انتظار X ارزش و نظریه هدف، دانش‌آموزان برای پرداختن به فعالیت تا اندازه‌ای برانگیخته می‌شوند که در آن تکلیف انتظار موفقیت دارند و آن را ارزشمند قلمداد می‌کنند. معلمان می‌توانند احساس خودمختاری دانش‌آموزان را با درگیر کردن آنها در ایجاد فعالیت‌های یادگیری جالب، مفید و مرتبط با اهداف شخصی‌شان تأمین کنند.

ویژگی‌های معلم: رهبری دموکراتیک.

شما از دانش‌آموزان می‌خواهید مستقل و خودانگیخته باشند. بهترین راه برای ترغیب خودمختاری کدام است؟ آیا شما باید بیشتر گوش دهید و اجازه دهید دانش‌آموزان تصمیم بگیرند که چه کاری را انجام دهند؟ یا باید کنترل ثابت داشته باشید، رهبر بحث باشید و فقط تنبیه و پاداش از خود بروز دهید؟ معلمان در سبک‌های تدریس در طیفی از کنترل تا خودمختاری با یکدیگر تفاوت دارند. طبق نظریة خودمختاری معلمان می‌توانند به ایجاد دو نوع شرایط یادگیری کمک کنند: خودمختار و کنترل‌کننده.
معلمانی که خودمختاری را تقویت می‌کنند کمتر دستور می‌دهند، بیشتر شنونده‌اند و نسبت به معلمان کنترل‌کننده بیشتر از دانش‌آموزان می‌پرسند می‌خواهند چه کاری را انجام دهند. معلمان حامی خودمختاری به جای آنکه برای دانش‌آموزان برنامه‌ریزی کنند که چه کاری را انجام دهند، با آن‌ها کار می‌کنند تا انگیزش درونی و دانش آنها را فرا خوانند. چون معلمان حامی خودمختاری، دانش‌آموزان را شرکت‌کنندگان فعال در کلاس درس می‌دانند بر ارتباط و احترام تأکید دارند و می‌دانند اشتیاق بیشتر برای یادگیری از طریق ترکیب منابع (کاردانی) خود آنها با دانش‌آموزان ایجاد می‌شود. در مقابل، معلمان کنترل‌کننده بر پاداش‌های خارجی و اقتدار تأکید دارند، این همان نگرشی است که دانش‌آموزان را بیشتر وابسته به معلم و کمتر خودانگیخته برای یادگیری در نظر می‌گیرد.
به همین شیوه، مطالعه‌ای کلاسیک نشان داد که چگونه انواع مختلف رهبری معلمان می‌تواند یادگیری و انگیزة دانش‌آموزان را تحت تأثیر قرار دهد. محققان سه نوع رهبری را بررسی کردند:

قدرت‌طلب. آنها تمامی مسئولیت و کنترل را تقبل می‌کنند و به دانش‌آموزان اجازه نمی‌دهند شرکت کنند.
دموکراتیک. آنها همکارانه با دانش‌آموزان‌ کار می‌کنند و به آنها کمک می‌کنند راهکارهایی را برای انجام پروژه ها و مطرح کردن سوالات ایجاد کنند و آنها را وادار به درمیان گذاشتن عقایدشان می‌کنند.
سهل گیر. آنها مسئولیت تکالیف را بر عهده نمی‌گیرند، برای کلاس درس، ساختاری فراهم نمی‌کنند و به دانش‌آموزان اجازه می‌دهند با حداقل نظارت روی تکالیفشان کار کنند.

سبک های رهبری دموکراتیک و قدرت‌طلب که در اینجا مطرح شدند را می‌توان طبق نظرة خودمختاری به ترتیب کلاس‌های حامی خودمختاری و کنترل‌کننده نامید. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد دانش‌آموزان سبک رهبری دموکراتیک را ترجیح می‌دهند و اینکه دانش‌آموزانی که معلم دموکراتیک دارند، استقلال، عاطفة مثبت و ابتکارعمل بالاتری از خود نشان می‌دهند. همچنین زمانی که معلم این دانش‌آموزان غایب است آنها به کارکردن سودمندانه ادامه می‌دهند. رهبری سهل‌گیرانه هرج و مرج و بلاتکلیفی ایجاد می‌کند درحالیکه رهبری قدرت‌طلب منجر به عملکرد بالاتر اما عاطفة منفی مثل ناکامی، پرخاشگری و فضای گروهی منفی در دانش‌آموزان می شود.

فشارهای خارجی بسیاری وجود دارند که ممکن است معلمان را در جهت کنترل‌کننده بودن و تمرکز بر واداشتن دانش‌آموزان به برآوردن اهداف مدرسه مثل دستیابی به معیارهای عملکرد، پاسخگویی و فشارهای زمانی سوق دهند. بی‌علاقگی و عدم تعهد دانش‌آموزان نیز ممکن است معلم را ترغیب کند از دستور و رهنمودهایی برای واداشتن آنها به عملکرد استفاده کند. وقتی معلمان بیاموزند کنترل را نادیده بگیرند، تعهد دانش‌آموزان به طور معناداری افزایش می‌یابد. معلمانی که سبک آنها حامی خودمختاری دانش‌آموزان است نسبت به معلمانی که سبک کنترل‌کننده‌تر دارند، دانش‌آموزانی دارند که انگیزش درونی و خودگردانی بالاتری دارند. همچنین این دانش‌آموزان احساس کفایت و خود-ارزشمندی بالاتری گزارش می‌کنند.

راهکارهای معلم: تشویق شرکت جویی و خودگردانی.

در اینجا راهکارهای خاصی مطرح می‌شوند که می‌توانند نیاز به خودمختاری دانش‌آموزان را برآورده کنند.

به دانش‌آموزان بیاموزید چگونه اهداف تحصیلی ایجاد کنند. حمایت از ایجاد اهداف تحصیلی دانش‌آموزان، دست کم به دو دلیل راهکار هیجانی مناسبی است: اولاً آموزش به دانش‌آموزان دربارة چگونگی ایجاد اهداف و تصمیم‌گیری برای برنامه‌ریزی دربارة شیوة دستیابی به این اهداف به آنها راهکاری را برای چگونه به واقعیت تبدیل‌کردن رویاهایشان ارائه می‌کند. آنها قادر خواهند بود مهارت های یادگرفته‌شده‌شان را برای حلّ مشکلات در دنیای واقعی مورد استفاده قرار دهند. ثانیاً، فرایند طراحی هدف احتمالاٌ عاطفه و خودباوری مثبت ایجاد می‌کند چون به دانش‌آموزان نشان می‌دهد چگونه با مشخص کردن جهتی که می‌خواهند در آن پیش بروند و شیوه‌های دستیابی به اهدافشان بر زندگی‌شان کنترل دارند. دانش‌آموزان با داشتن اهداف تحصیلی برای دستیابی و برنامة متناظر با آن برای عملکرد، می‌آموزند خودفرمان و مسئول یادگیری خود باشند. برخی کارشناسان توصیه می‌کنند چگونگی ایجاد اهداف به عنوان بخشی از فعالیت کلاسی به دانش‌آموزان آموخته شود و سپس آنها وادار شوند آن را در حوزه‌ای دیگر مثل خانه، مدرسه و دوستان یا سرگرمی‌ها به کار برند. اگرچه باید خاطر نشان کرد طبق نظریة انتظارX ارزش موفقیت، میزانی که ایجاد اهداف می‌تواند به عنوان برانگیزانندة کارآمد موفق باشد، محصول دو نیروی اساسی است: انتظارات دانش‌آموزان از دستیابی به هدف و ارزش هدف. شکل 3-10 این عقیده را نشان می‌دهد. ما به عنوان معلم باید مطمئن شویم دانش‌آموزان اهدافی را ایجاد کرده‌اند که هم قابل دستیابی و هم ارزشمند هستند تا به طور موثری نیاز به خودمختاری و انگیزة یادگیری‌شان برآورده شود.
تحول "خود" مثبت احتمالی را در دانش‌آموزان حمایت کنید. آیا وقتی مدرسه می‌رفتید رویأیی داشتید؟معلمان می‌توانند به دانش‌آموزان در تحول "خود" احتمالی‌شان کمک کنند، یعنی تصوراتی که دانش‌آموزان از خودشان درآینده دارند. خود احتمالی مخصوصاً در دوران نوجوانی، می‌تواند برانگیزانندة نیرومندی برای کسب دانش و مهارت‌های مرتبط باشد. دانش‌آموزی که آرزو دارد قهرمان المپیک شود ممکن است تصمیم بگیرد ورزش کند تا به اندام مناسب برسد و شروع به تمرین کردن در ورزشگاه مدرسه کند. دانش‌آموزان با داشتن اهداف کوتاه-مدت (مثل خوش‌اندام شدن و تمرین کردن) می‌توانند به هدف طولانی-مدت دستیابی به خود احتمالی‌شان نزدیک شوند. خود احتمالی دانش‌آموزان می‌تواند شامل ترکیبی از آرزوهای تحصیلی و غیرتحصیلی باشند. به طور متوسط دانش‌آموزانی که دارای خود احتمالی هستند سطح پیشرفت بالاتری دارند تا دانش‌آموزانی که فاقد آنند و دانش‌آموزانی که در دستیابی به خود مطلوبشان با شکست مواجه می‌شوند، با احتمال بیشتری درگیر مشکلات رفتاری خواهند شد. این یافته‌ها نشان می‌دهند که مدارس و معلمان باید به دانش‌آموزان کمک کنند آرزوها و رویأهایشان برای آینده را به مجموعه‌ای عینی از فعالیت‌ها تبدیل کنند (مخصوصاً اهدافی که موجب ارتباط بیشتر آنها را با مدرسه و موفقیت تحصیلی فراهم می‌کند). دانش‌آموزان در برنامه مدرسه درباره شغل از طریق تحقیق، فعالیت‌های حلّ مسئله در گروه و تعامل با سخنگوی مهمان از خودهای جذاب احتمالی‌ آگاه می‌شوند. مطالعه‌ای نشان می‌دهد که مداخلة 9هفته‌ای با استفاده از برنامة مدرسه درباره شغل به دانش‌آموزان کمک می‌کند خودهای احتمالیِ تحصیل-مدار را با جزئیات بیان کنند، مهارت‌هایی که باید در خود ایجاد کنند شناسایی کنند و تعهد به مدرسه را در خود افزایش دهند.
ایجاد عامل (واسطة)[1] یادگیری. برای حمایت از خودمختاری دانش‌آموزان به آنها اجازه دهید کنترل –منسوب به عامل- بر یادگیری خود را تجربه کنند. زمانی که به دانش‌آموزان واسطة یادگیری داده می‌شود، مثلاً انتخاب مطلبی برای تکلیف نوشتاری، شرکت در فرآیند ایجاد قوانین کلاسی و ابراز آموخته‌ها به شیوه‌های متفاوتی (مثل سمینار، انشأ، مقاله) آنها با احتمال بیشتری احساس کنترل خواهند داشت و انگیزش‌شان برای یادگیری افزایش می‌یابد. افرادی که در انتخاب مطلب آزادی عمل دارند درمقایسه با کسانی که برای آنها مطلبی معین می‌شود، در تجربة یادگیری علاقمندی و رضایت بیشتری را گزارش می‌کنند. زمانی که گزینه‌ها بی‌معنا هستند، موقعیت انتخاب ممکن است بی‌تأثیر یا حتی دارای اثر منفی بر یادگیری و انگیزش باشد. مثلا اگر به کسی حق انتخاب از بین 4 غذای مختلف داده شود درحالیکه او به هیچ کدام علاقه‌ای ندارد، احتمالاً احساس ناکامی می‌کند و حتی انگیزة خوردن را نیز از دست می‌دهد. به همین ترتیب دعوت کردن دانش‌آموزان به انتخاب از میان گزینه‌های از پیش ‌تعیین‌شده متداول‌ترین نوع حق‌ّ انتخابی است که معلمان به شاگردان خود می‌دهند. درحالیکه دانش‌آموزان تحت چنین شرایطی خودمختاری و انگیزش درونی را تجربه نمی‌کنند. تحقیقات نشان می دهد که در چنین شرایطی علاقمندی و تلاش دانش‌آموزان تحت تأثیر انتخاب نیست و همچنین انتخاب نیز عامل اساسی در نتایج یادگیری نمی باشد یعنی گزینه‌های ارائه شده به دانش‌آموزان به اندازة کافی جالب نبیستند تا انها را درگیر تکالیف خاصی کند. چالش‌های دیگری که معلمان هنگام ارائة گزینه‌ها به دانش‌آموزان با آنها روبرو هستند عبارتند از ارائة انتظارات روشن دربارة معیارهایی که باید دانش‌آموزان به آنها دست یابند، ارائة راهنمایی خلاقانه برای انتخاب‌های کارآمد و اطمینان از اینکه تمام گزینه‌ها نیازمند میزان تلاش قابل‌مقایسه‌ای هستند. همانطور که می‌بینید در نظر گرفتن حق انتخاب برای دانش‌آموزان مسئولیت پیچیده‌ای است. در جدول 4-10 چند قانون برای ارائة گزینه‌ها به دانش‌آموزان ارائه شده.

جدول 4-10
قوانینی برای ارائة گزینه‌ها به دانش‌آموزان

وقتی دانش‌آموزان آرام هستند به آنها حق انتخاب دهید
ارائة گزینه‌هایی که با آنها راحتید
ارائة گزینه‌هایی در ساختار و جریان معمول کلاسی هستند
توجه کنید که آیا این گزینه‌ها دانش‌آموزان را قادر می‌کنند بر محتوای مطلوب تسلط یابند
گزینه‌هایی را ارائه کنید که قبلاً به عواقب آنها با دقت اندیشیده‌اند
مطمئن شوید گزینه‌هایتان به عنوان موقعیت‌هایی با حداقل سادگی برای صرفاً گذراندن تکالیف درسی مورد سواستفاده قرار نمی‌گیرند
گزینه‌ها را ارائه ندهید مگر اینکه آماده‌اید از میان آنها برای دانش‌آموزانی انتخاب کنید که هنوز در دورة زمانی قابل قبولی ذهنشان را سازماندهی نکرده‌اند



از زبان کنترل‌کننده استفاده نکنید. معلمان حامی خودمختاری از زبان اطلاعاتی (آگاهی‌دهنده) استفاده می‌کنند نه کنترل‌کننده. درحالیکه کنترل اهداف یادگیری را حفظ می‌کنید، به طور گشوده‌ای دانش‌آموزان را دعوت کنید در کلاس درس موضوعاتی را به بحث بگذارند. برخی از عبارات حامی خودمختاری عبارتند از: "بچه‌ها ما فقط 10 دقیقه قبل از ساعت تفریح وقت داریم. چطور است این وقت را صرف تکمیل کردن پروژه‌های اجتماعی‌مان کنیم؟" "حالا روی 20 مسئلة تمرینی کار خواهید کرد. می‌توانید انتخاب کنید مسائل زوج یا فرد را انجام دهید." "پیتر می‌خواهی روی مسائل خودت تمرکز کنی تا بقیه هم بتوانند مسائل خودشان را حل کنند یا ترجیح می‌دهی بیایی جلوی کلاس و تنها بنشینی؟" از عبارات کنترل‌کننده که حضور دانش‌آموزان در کلاس را کاهش می‌دهند، اجتناب کنید.برخی از این عبارات عبارتند از: "در 10 دقیقة پیش از ساعت تفریح می خواهم ببینم هر کسی روی پروژة علوم اجتماعیش کار می‌کند." "باید این مسائل را حل کنید." "پیتر باید تکلیفت را تمام کنی".
خودگردانی را بیاموزید. معلمان می‌توانند از طریق نشان دادن اینکه دانش‌آموزان چگونه به برنامه‌ریزی استراتژیک، نظارت بر خود و خود-ارزشیابی بپردازند فرایند خودگردانی را برای آنها الگوسازی کنند. این فرایند می‌تواند به صورت نمایشی با کلّ کلاس و یا در قالب کارآموزی[2] شناختی انجام شود. زمانی که دانش‌آموزان الگوی حامی دارند، می‌توانند راهکارهای خودگرادنی الگوسازی شده را تقلید و درونی‌سازی کنند.از فصل 8 به خاطر دارید که خودگردانی به تدریج شکل می‌گیرد. دانش‌آموزان کلاس‌های اول نمی‌توانند اهداف واضحی را ایجاد کنند یا راهکارهای کارآمد را اجرا کنند. از این رو این یادگیری به راهنمای معلم، کسی که اهداف را تعیین می کند، برنامه ریزی انجام می‌دهد و نتیجة دانش‌آموزان را ارزشیابی می‌کند بستگی دارد. معلم در خلال فرایند خودگردان شدنِ یادگیرنده، به تدریج راهنماییش را کمرنگ می‌کند، برای دانش‌آموزان موقعیت‌های بیشتری را فراهم می‌کند تا تکلیف را کنترل کنند و بیشتر به خود مطمئن شوند. این دوره از انتقال، هم-تنظیمی[3] نام دارد. نهایتاً زمانی که دانش‌آموزان تبدیل به خودگردان‌های خبره شوند، معلمان راهنمایی خارجی‌شان را حذف می‌کنند. اگرچه مهارت‌های خودگردانی به ندرت در مدارس آموخته می‌شوند معلمان می‌توانند از راهکارهای بسیاری برای تشویق خودگردانی در کلاس درس استفاده کنند.
موقعیت‌هایی را برای فراشناخت فراهم کنید. احساس خودمختاری دانش‌آموزان زمانی افزایش می‌یابد که موقعیت‌هایی برای آنها فراهم شود که به فعالیت‌های فراشناختی مثل فکر کردن دربارة تفکر، یادگیری و رفتارها بپردازند. راه‌های بسیاری برای بهبود فراشناخت دانش‌آموزان وجود دارد. معلمان می‌توانند مهارت‌های فراشناخت خود را با تفکر با صدای بلند هنگام تصمیم‌گیری و حلّ مسئله الگوسازی کنند یا از گروه‌های کوچک برای برانگیختن دانش‌آموزان به فکر کردن برای تفکر و راهکارها استفاده کنند. راهکار دیگر واداشتن دانش‌آموزان به خود-ارزیابی‌هاست. اگرچه خود-ارزشیابی مهارتی دشوار است که بهبود آن نیازمند زمان است، همان طور که در شکل 4-10 دیده می شود کودکان می‌توانند هنگامی که راهنمایی مناسبی از سوی معلم دریافت می‌کنند، بر اساس آنها عمل کنند. به عنوان مثال معلمان می‌توانند دانش‌آموزان را تشویق کنند از عملکرد خودشان انتقاد کنند، توانمندی‌هایشان را تحلیل کنند و روی نقاط ضعفشان کار کنند. همچنین آنها می‌توانند از دانش‌آموزان بخواهند هنگام شرکت در پروژه‌های گروهی به تلاش و همکاری‌شان فکر کنند. به علاوه بسیاری از معلمان از یادداشت‌های ورود/خروج[4] برای تشویق دانش‌آموزان به تأمل دربارة یادگیری و درک استفاده می‌کنند. این یادداشت‌ها نیازمند پاسخ دادن به یک سوال کوتاه انعکاسی طی ده دقیقة اول (ورود) یا آخر (خروج) کلاس است. این یادداشت‌ها به دانش‌آموزان در خود-ارزیابی از درکشان دربارة مفاهیم جدید یا قدیم و تعیین اینکه آیا نیازمند شفاف‌سازی یا مساعدت دیگران هستند، کمک می‌کنند. ممکن است معلم بپرسد "هرچیزی را که تا به حال دربارة ... می‌دانید بنویسید" یا "یکی از چیزهای که می‌خواهم درباره‌اش بدانم ...." جدول 6-10 راهکارهای خودارزیابی دیگر برای کلاس را فهرست کرده.

جدول 5-10
راهکارهایی برای کمک به دانش‌آموزان در خودگردانی
محیط مناسب: از دانش‌آموزان بخواهید فهرستی از اهدافی که باید در طی درس خواندن انجام دهند تهیه کنند
برنامه‌ریزی راهکارها: وسایل یادیاری[5] را برای یادآوری فهرست‌های طولانی اطلاعات به دانش‌آموزان بیاموزید
خودآموزی: مجموعه‌ای از گام هایی را برای حلّ مسئله ارائه دهید .و از دانش‌آموزان بخواهید این رویه را تمرین کنند
مدیریت زمان: از دانش‌آموزان بخواهید زمانشان را برای درس خواندن و انجام تکالیف خانگی زمان‌بندی کنند
خود-نظارت‌گری: به دانش‌آموزان بیاموزید چگونه جریان تکمیل تکالیفشان را اداره کنند
خودارزشیابی: از دانش‌آموزان بخواهید عملکردشان را پیش از تحویل آن مرور کنند
خود-فزون‌شماری[6]: به دانش‌آموزان بیاموزید هنگام دستیابی به هدفی به خود پاداش دهند
ساختار محیط: به دانش‌آموزان بیاموزید محیط کاری را برای خود انتخاب کنند که هادی موفقیت است (مثلاً محیط ساکت و راحت)


تأکید بر رابطة بین افکار، احساسات و رفتار. یک روش قدرتمند برای تأمین نیاز به خودمختاری نشان دادن این مطلب به دانش‌آموزان است که چگونه تفکرشان را به انگیزش‌شان ارتباط دهند و اینکه چگونه کنترل بر افکار می‌تواند رفتار و موفقیت تحصیلی را تحت تأثیر قرار دهد. از فصل 9 به خاطر دارید که دانش‌آموزان باید باور کنند قادرند به اهدافشان دست یابند و به منظور خود-انگیخته شدن دربارة اهدافشان انتظار نتایج مثبت داشته باشند. متأسفانه، بسیاری از دانش‌آموزانی که در دستیابی به موفقیت دشواری دارند، سیستم‌ باورهای ناایمنی دارند که در ترکیب با تجارب منفی در مدرسه و جامعه ممکن است مانعی بر سر یادگیری باشد. چالشی بر سر راه معلمان برای کمک به دانش‌آموزانی که در انگیزش مشکل دارند این است که آنها افکار، احساسات و رفتارهای منفی‌شان را پشت سر بگذارند و تمایل طبیعی‌شان به یادگیری و رشد مثبت را بیاموزند. مک‌کومبز و پوپ پیشنهاد کردند دانش‌آموزان را به فعالیت‌هایی وارداریم که در آن نمونه‌هایی از افکار مثبت و منفی‌شان را ارائه کنند سپس رفتارها و احساساتِ متعاقب این افکار را توصیف و نتایج مورد انتظارشان را فهرست کنند. هدف این فعالیت کمک به دانش‌آموزان است که احساسات و رفتارهای منفی حاصل از این افکار را درک کنند و بتوانند با انتخابِ مثبت اندیشیدن دربارة خود و مدرسه بر موفقیت تحصیلی‌شان کنترل یابند.

جدول 6-10
راهکارهای خودارزیابی برای کلاس
از دانش‌آموزان بخواهید دربارة ملاک‌های ارزشیابی مثل (عناوین نمره‌گذاری) نظر دهند
دانش‌آموزان را وادارید بر اساس عناوین خاصی خودشان را رتبه‌بندی کنند و رتبه‌بندی خود را با معلم مقایسه کنند
به دانش‌آموزان کمک کنید پیشینة عملکرد و پیشرفتشان را حفظ کنند
مثال‌هایی از عملکرد تحصیلی خوب و بد ارائه دهید و دانش‌آموزان را وادارید براساس ملاک‌های از پیش‌تعیین‌شده نمونه‌هایی را نمره‌گذاری کنند
از دانش‌آموزان بخواهید سوال‌هایی را برای آزمون‌های آتی طرح کنند
دانش‌آموزان را درگیر تألیف کارپوشه‌های[7] عملکردشان کنید
دانش‌آموزان را وادارید در کنفرانس‌های معلم- دانش‌آموز از طریق نوشتن وقایع به طور دوره ای دربارة عملکرد و پیشرفتشان تأمل کنند
نکات کلاسی
چگونه نیاز به خودمختاری دانش‌آموزان تأمین می‌شود؟
راهکار مثال‌‌ها
فضای کلاسی حامی خودمختاری را ایجاد کنید از دانش‌آموزان بخواهید هنگام برنامه‌ریزی فعالیت‌های کلاسی مثل گردش، پروژه‌های گروهی و تکالیف خواندن نظر دهند
راه‌هایی را برای دانش‌آموزان فراهم کنید تا نظراتشان را به زبان بیاورند و به آنها اجازه دهید درک کنند چگونه نظرات آنها تمرین ها کلاسی را هدایت می‌کنند
به دانش‌آموزان بیاموزید چگونه اهداف تحصیلی طرح کنند دانش‌آموزان را تشویق کنید به طور منظم دربارة دانش و مهارت‌هایشان فکر کنند و اینکه چگونه این مهارت‌ها می‌توانند به دستیابی به اهداف شخصی کمک کنند.
به دانش‌آموزان کمک کنید اهداف تحصیلی برای خود طرح کنند و به راهکارهای خاصی فکر کنید که می‌تواند منجر به پیشرفت باشد
تحول خود ممکن را حمایت کنید پروژه‌ها و موقعیت‌هایی را برای دانش‌آموزان تهیه کنید تا با بزرگسالان موفق در خارج از مدرسه که الگوی آنها باشند تعامل کنند و راهنمای تحول خود ممکن دانش‌آموزان باشند
به دانش‌آموزان کمک کنید برنامه‌های محدودی فراهم کنند که تحول خود ممکن دانش‌آموزان را تشویق کند
عامل یادگیری را بهبود دهید نسبت به پیشنهادات دانش‌آموزان گشوده باشید و هنگان تنظیم اهداف یادگیری آنها را در برنامه‌ها شرکت دهید
دانش‌آموزانتان را بشناسید، به این ترتیب گزینه‌هایتان برای آنها معنادار خواهد بود
از زبان غیرکنترلی استفاده کنید از یک همکار بخواهید کلاس شما را نظارت کند تا بتوانید از زبان کنترلی که ممکن است در کلاس استفاده کنید آگاه شوید
از موقعیت‌هایی که ممکن است برانگیزانندة استفاده از زبان کنترلی باشند آگاه شوید و به راه‌های موازی فکر کنید تا موضوعات را به دانش‌آموزان انتقال دهید
خودگردانی را بیاموزید در اوایل سال دانش‌آموزان را بررسی کنید تا بتوانید دربارة مهارت‌های خودگردانی که بر آنها مسلط‌ند آگاهی یابید
موقعیت‌هایی را برای دانش‌آموزان فراهم کنید که دربارة خودگرادنی شان فکر کنند و به دانش‌آموزان راهکارهای را برای بهبود آنها بیاموزید
موقعیت‌هایی را برای تحول مهارت‌های فراشناختی ایجاد کنید دانش‌آموزان را تشویق کنید تا دربارة فرایندهایی که برای فکر کردن به موقعیت‌های گوناگون استفاده می‌کنند فکر کنند
از طریق یادداشت‌های ورود/خروج، بخشی دربارة خود-انعکاسی را به درس‌های روزانة کلاسی اضافه کنید
بر ارتباط بین افکار، احساسات و عمل تأکید کنید. با دانش‌آموزان دربارة ارتباط بین افکار و رفتارها صحبت کنید و به آنها راهکارهایی را برای خودگردانی هیجانات و افکار منفی بیاموزید
هنگام مواجهه با رفتارهای نا خواسته از دانش‌آموزان بخواهید دربارة احساسات و افکاری که منجر به چنین رفتاری می‌شوند تأمل کنند.



[1]agency

[2] apprenticeship

[3] Co-regulation

[4] admit/exit slips

[5] mnemonic

[6] self-consequences

[7] portfolio

تهیه و تدوین: خانم عاصفه احمدی - دانشجوی دکتری روانشناسی تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی(ره) تهران

اختصاصی همیاری