تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




با مادر شوهرم چه رفتاری داشته باشم. زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:hasti1368
آخرین ارسال:shiftee
پاسخ ها 6

با مادر شوهرم چه رفتاری داشته باشم.

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام دوستان . خسته نباشد. من با اخلاق و رفتارهای مادر شوهرم مشکل دارم ممنون میشم کمکم کنید که چطور با ایشون رفتار کنم.
    مادر شوهرم ادمی که خیلی به نظر خودش بچه هاشو دوست داره و براشون دلسوزی می کنه اما من از رفتاراش فهمیدم که اینطور نیست. مثلا خودشو خیلی میگیره و فکر می کنه تنها آدم روی زمین اونه. دوم خیلی دوست داره تو کارهای ‍بچه هاش دخالت کنه و همه چی به کنترل او باشه. مثلا از من میپرسه حقوق پسرم دست کیه که منم میگم خوب خودش یعنی نمی خواد به عروساش چیزی برسه. البته پدر شوهرم بسیار آدم خوبیه و خیلی هم هوامون رو داره اما مادر شوهره خیلی هم دروغ میگه و بیشتر چیزا رو ازش مخفی می کنه. مادر شوهرم به نظر خودش یه ادم مدهبی و خوبه . از اخلاقای دیگش اینه که اصلا نمیشه بهش احترام گذاشت اگه بزاری دیگه سو استفاده میکنه. نمونش مثلا دو ماه پیش بود که جاریم بچه به دنیا اورده بود و ما هم همگی با هم رفتیم پیشش و اونجا چون من تو خونه به مادر شوهرم خودش کمک می کردم توقع داشت مثل یه کلفت برای جاریه کار کنم. طوری که صدای شوهرم در اومد. و ناراحت شد و به من گفت بلند شو بریم. البته اینو هم بگم که مادر شوهرم با خانواده خودم همسایه هستن و من و همسرم تو یه شهر دیگه جدا زندگی می کنیم. یا نمونه دیگش دو هفته پیش بود که ما عروسی دختر داییم دعوت بودیم و اونا هم اومدن. تو عروسی چون شلوغ بود و من از دستت مادر شوهرم کمی دلخور بودم پیشش نرفتم دیگه اخرای عروسی بعد از شام رفتم یه سلامی بدم که اینم از بس مامانم گفت رفتم. وقتی رفتم دیدم پیش اقوام شوهر خواهرم نشسته. تا من سلام دادم با عصبانیت گفت الان باید بیای پیش من. منم گفتم نشد دیگه و چیزی نگفتم و بعدش دراومد گفت وای ماشاله به خاهرت خیلی حجابشو رعایت کرده .(البته اینم بگم مادر شوهر من همه حرفی رو میزنه چه خوب چه بد و براش مهم نیست طرف ناراحت میشه یا نه) در صورتیکه لباس من از خواهرم خیلی پوشیده تر بود منم ناراحت شدم و اومدم. بعد عروسی هم به شوهرم گفتم که اونم ناراحت شد و گفت مادر من حق دخالت نداره. الان هم گفتم دیگه خونشون نمیرم. هرچی هم برادرشوهرا و خواهرش زنگ زدن اخر هفته بیاید شوهرم گفت کارم زیاده نمی تونم. حالا من باید برم خونشون به خاطر پدرشوهرم و حتی خود شوهرم اخه اون به خانواده من خیلی احترام میذاره و اونا هم خیلی دوسش دارن. می خوام بدونم اینطوری با هاش چطور برخورد کنم؟
    ایا درسته برم همه چی رو بهش بگم و بگم من از دستت ناراحت می شم.؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام
    به نظرم یه کم زیادی به جزییات توجه میکنی عزیزم
    به هر حال مادر شوهرت چند تا نسل از شما قدیمیتره و یه چیزایی براش ارزشه که شاید الان برای من و شما خیلی مهم نباشه
    به نظرم حالا اگه چند تا ظرف بیشتر بشوری یه یه کم بیشتر بهش کمک کنی به جایی بر نخوره بدون هرچی بیشتر کوتاه بیایی و احترام کنی بیشتر به بهتر شدن اوضاع کمک میکنی.
    همه اینها رو از روی تجربه خودم میگم محبت محبت میاره بجای جبهه گرفتن کوتاه بیا بذار به حساب کهولت سن .
    هیچ مادری راضی به دلخوری تو زندگی بچش نیست مطمئن باش گلم.
    کاری رو انجام بده که میدونی خوشش میاد احترامش رو هیچ وقت ازیادت نبر.
    ادب حکم میکنه خیلی جاها ما که کوچکتریم کوتاه بیام نه اینکه هیزم تو اتیش بریزیم.
    پس اروم باش و زیاد به این چیزها تمرکز نکن.
    موفق باشی گلم

    مگه میشه تو نباشی
    تو مثل نفس میمونی
    دستای گرمتو کاشکی تو بدستم برسونی
    بی تو قلبم بی پناهه
    میمیرم وقتی که نیستی
    مگه میشه باورم شه
    که تو پیشم دیگه نیستی
    پاسخ با نقل و قول

  3. با مادر شوهرم چه رفتاری داشته باشم.  سپاس شده توسط elnaz.t,niloofarabi,محسن عزیزی,ریحـانه

  4. ارسال:3#
    ریحـانه آواتار ها
    سلام هستی خانم عزیز

    خیلی خوبه که به خاطر همسرتون و احترام به پدرشون قصد دارید به منزلشون برید. به هر اندازه به دیگران احترام بگذارید متقابلا احترام دریافت می کنید.

    من هم با نظر مهرسا خانم عزیز موافقم ،خیلی روی رفتارهای مادر همسرتون تمرکز نکنید. همین که همسرتون در کنارتون هست و درکتون می کنه خیلی خوبه. تفاوت نسل هم وجود داره . شما نمی تونید رفتار مادرهمسرتون رو بعد از این سال ها تغییر بدید، اما حتما می تونید رفتارشون رو نسبت به خودتون بهتر کنید که نیاز به صبر و رعایت بعضی ریز نکات هست. حتما این اخلاقاشون (اینکه راحت حرفشون رو می زنند و توجهی به ناراحت شدن اشخاص نمی کنند) رو در مورد دیگران هم دارند.

    به نظر من باید وقتی بهشون توجه می کنید و احترام می گذارید به نوعی نباشه که عزت نفستون رو پایین بیارید. منظورم این هست که علاوه بر اینکه رفتار همراه با احترام دارید، برای حضور خودتون هم ارزش بگذارید و هر موقعی و در هر شرایطی کاری که دیگران هم می تونند انجام دهند به تنهایی قبول نکنید. مثلا گاهی در حضور برادر شوهر و ... نیازی نیست شما همه کارهای رو انجام بدید با زبان نرم و شیرین دیگران رو هم دعوت به کمک کردن کنید. از همه مهمتر اینکه سعی کنید از برخورد مادرهمسرتون دلگیر نشید چون شما اگر هم محبتی می کنید و احترام میگذارید هم برای رضای خداست، هم احترام به همسرتون و هم احترام به خودتون.

    در مورد عروسی دختردایی تون هم به نظرم بهتر بود، همون ابتدا حتما پیش ایشون می رفتید حتی اگر دلخور بودید ... چون هم ایشون بزرگتر هستند و هم اینکه عروسی بستگان شما بوده . برای همین در انظار مردم ایشون انتظار بیشتری از شما داشتند. رعایت همین نکات ریز باعث میشه احترام ها محفوظ بمونند. و هم اینکه همه اینها تو دلتون می مونه و باعث کینه و ناراحتی برای خودتون میشه و شاید جایی سر باز کنه و موجب بروز رفتار تندی در مقابل حرفاشون بشه.
    به نظرم سعی کنید با ایشون صمیمی تر بشید (البته با حفظ احترام ایشون و خودتون) و در مورد بعضی مسائل که حاشیه ای نباشند باهاشون صحبت کنید. (خیلی روی مسائلی که گذشته و فراموش شده تمرکز نکنید)

    یک نکته مهم اینکه سعی کنید هیچ وقت بین همسرتون و مادرشون قرار نگیرید ... طوریکه باعث نشه همسرتون بخاطر دفاع از شما با مادرشون برخورد منفی داشته باشند.

    د رپناه حق

    ویرایش توسط ریحـانه : 2015_03_05 در ساعت 12:33
    پاسخ با نقل و قول

  5. با مادر شوهرم چه رفتاری داشته باشم.  سپاس شده توسط elnaz.t,niloofarabi,محسن عزیزی

  6. ارسال:4#
    وای برو خدارو شکر کن حداقل شوهرت حق رو به تو میده . من بیچاره حتی برای خالی کردن دلم نمیتونم ناراحتی هام رو به شوهرم بگم اخه اکثرا موضع میگیره و این بیشتر عصبانی و ناراحتم میکنه
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:5#
    سلام . من یه محقق اجتماعی (دانشجوی دکتری جامعه شناسی)هستم خودم خیلی با مادرشوهرم مشکل داشته و دارم و به همین خاطر برای کمک به خودم و افرادیکه مثل من اند، دارم در رابطه با روابط مادر شوهر عروس کار میکنم. برای انجام تحقیقم به کمک شما نیاز دارم اگه لطف کنید آدرس ایمیلتان را برایم ایمیل کنید تا یک پرسشنامه در این رابطه برای پرکردن برایتان بفرستم . من هم بعدا نتیجه تحقیقم را برایتان ایمیل می کنم در پرسشنامه هم اصلا نیازی نیست شما خودتان را معرفی کنید. بامید روزهای خوش. این آدرس ایمیلم است h1390@yahoo.com
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:6#
    سلام . من یه محقق اجتماعی (دانشجوی دکتری جامعه شناسی)هستم خودم خیلی با مادرشوهرم مشکل داشته و دارم و به همین خاطر برای کمک به خودم و افرادیکه مثل من اند، دارم در رابطه با روابط مادر شوهر عروس کار میکنم. برای انجام تحقیقم به کمک شما نیاز دارم اگه لطف کنید آدرس ایمیلتان را برایم ایمیل کنید تا یک پرسشنامه در این رابطه برای پرکردن برایتان بفرستم . من هم بعدا نتیجه تحقیقم را برایتان ایمیل می کنم در پرسشنامه هم اصلا نیازی نیست شما خودتان را معرفی کنید. بامید روزهای خوش. این آدرس ایمیلم است h1390@yahoo.com
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •