تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




بی هدف شدن و سردرگمی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:----ستایش----
آخرین ارسال:niloofarabi
پاسخ ها 4

بی هدف شدن و سردرگمی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    ----ستایش---- آواتار ها
    با سلام و عرض ادب فراوان
    مدت زیادی هست که مشکلا ت مختلفی برام پیش اومده ،جوری که صبح که از خواب بیدار میشم اون قدر بی هدف و بی انگیزه هستم که نمی دونم باید چی کار کنم حس می کنم اصلا کنترل زندگیم رو از دست دادم خیلی دارم سعی و تلاش می کنم به خاطر زندگیم اما نمی تونم ذهنم رو روی هیچ چیزی متمرکز کنم متاسفانه
    موقعیت خانوادگی خوبی دارم اما وقتی خواستگار برام میاد نمی تونم ذهنم رو متمرکز کنم
    چه راه حلی پیشنهاد می فرمایید؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. بی هدف شدن و سردرگمی  سپاس شده توسط niloofarabi

  3. ارسال:2#
    niloofarabi آواتار ها
    سلام من چندتا نقل قول از پیشنهادات اعضا برای شما قرار میدم.ان شالله مفید واقع بشه.

    [COLOR=[URL=http://hamyaryiran.ir/usertag.php?do=list&action=hash&hash=0000cd%5D%5BQ UOTE%3Dsamin66]#0000cd]
    نقل قول نوشته اصلی توسط samin66[/URL
    52711]باید هدف را دقیق تر ارنتخاب کنید. هدف باید بسیار دقیق و سنجش پذیر باشه. هدف باید واقعی باشه. مثلا یکی میگه میخوام تو ورزش رزمی پیشرفت کنم و... بدون اینکه شرایط را در نظر بگیره. کدوم شرایط؟ مثلا میدونه که وقت رفتن کلاس رو نداره. یا کارهای مهمتر از کلاس رزمی هست. اما اینها رو در نظر نمیگیره. موفقیت با شانس حاصل نمیشه. که مثلا من بر حسب شانس یه هدف پیدا کنم و برم سراغش.
    در یک برهه از زمان چند تا هدف انتخاب نکنید. چون تلاشتون کم میشه. قبلش بیاید یه هدف کوچک انتخاب کنید. برای انتخاب هدفتون هم شرایط را بسنجید. این هدف را روی دفتر یا در تقویم بنویسید. مدت زمان رسیدن به آن را هم بنویسید. و مرتب روند کار را چک کنید و در دفتر یا تقویم تیک بزنید.
    و بالای این هدف بنویسید که "من حتما این هدف را به پایان میرسانم و به هیچ کس و هیچ چیز اجازه نمیدم که منو از هدف دور کنه" بنویسید که " من قطعا به حرفها و تمسخر دیگران درباره هدفم کاری ندارد، راهم را میروم" وقتی این هدف را تمام کردید. بروید سراغ هدف دیگر.

    به قول دکتر خودمون: شروع کار انگیزه نمیخواد، شما کار رو شروع کن، انگیزه خودش به دنبالش میاد.
    [/COLOR]

    نقل قول نوشته اصلی توسط samin66 نمایش پست ها
    خب اول از همه باید برای خودتون یک هدف واضح و شفاف پیدا کنید. هدف داشتن در زندگی یکی از اصول اساسی و مهمی است که به انسان انگیزه حرکت و رکاب زدن می دهد. هدف برای هرکسی متفاوت است. اینگونه نیست که من بتوانم برای شما هدف انتخاب کند. هر کسی باید هدف زندگی خودش را خود انتخاب نماید. انسان های بزرگ هدف داشتند و سپس با اولین قدم و از صفر شروع کردند. یک دفتر بردارید و اهداف بلند مدت و کوتاه مدت خود را یادداشت نمایید. اهداف بلند مدت مثلا: من تا سه سال دیگه پاهام کاملا خوب میشه و اجازه ورزش دارم. میرم و ورزش را ادامه میدم. اهداف کوتاه مدت هم اهدافی که به زمان حالت نزدیکتره. ولی یکم واقع بینانه باش. خب حالا فقط صرف نوشتن هدف کافی نیست. حالا باید این هدف را کوچکتر کنی و یا به عبارتی بشکنی.
    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها

    افسردگی و نگرانی از علل تنبلی محسوب می شوند و دقیقا برعکسش هم میتونه اتفاق بیفته؛ یعنی تنبلی منجر به افسردگی بشه

    حالا بریم سراغ برخی از علل بی حوصلگی و تنبلی و عدم اقدام موثر:

    1. این طرز تفکر که «انگیزه مقدم بر کار است». بسیاری از افراد رو وقتی ازشون می پرسیم چرا اقدامی انجام نمی دهید، بلافاصله میگن چون انگیزه نداریم. این قانون میتونه کاملا برعکس بشه:«کار مقدم بر انگیزه است».

    2. علت دیگر، طرز نگرش نادرست نسبت به افراد موفق هست. ترسیم اهداف و رسیدن به آنها به این سادگی ها نیست و هر فرد موفقی قطعا برای رسیدن به موفقیتش تلاش کرده. پس، اینکه تصور کنید هدف کوتاه مدت خوب نیست و هدف بلندمدت هم طول می کشه، تصور نادرستیه که باید اصلاح بشه. هدف کوتاه مدت، گاهی خودش هدف نهایی هست و گاهی هدفی در راستای اهداف میان مدت و بلندمدت.

    3. ترس از شکست. اگر شما از شکست هراس داشته باشید، اونوقت احتمالا اصلا به سراغ برخی فعالیت ها نخواهید رفت، چون ارزش وجودی رو مساوی با میزان شکست نخوردنها و میزان کسب موفقیتها خواهید دانست. راهش اینه که به جای تمرکز بر نتیجه، بر تلاش متمرکز بشید.

    4. کمال طلبی. در صورتی که همواره به دنبال اهدافی باشید که هم از اونها خوشتون بیاد، هم به قول خودتون مفید باشند، و هم حوصله انجامشون رو داشته باشید، بعید میدونم راه به جایی ببرید. برخی اهداف مفیدند، ولی رسیدن بهشون دشواره. برخی فعالیتها هم برای مفرح ذات هستند، اما شاید کارایی چندانی نداشته باشند! پس، باید در طرز نگرش نسبت به اهداف هم تجدید نظرهایی داشته باشید. درواقع ضرب المثل«هلو برو تو گلو» اصلا برای شما جواب نمیده. باید عملا دست به تغییرات بزنید.

    5. پاداش ندادن به خود و ندیدن جنبه های مثبت. زمانی که صرفا جنبه های منفی خودتون رو ببینید و مرور کنید، طبیعتا دلسرد خواهید شد. مثلا تا صحبت از دوره کارورزی میشه، شما می گید که من که بلد نیستم باید برای چی برم کارورزی، تازه وقت و هزینه هم داره! میتونید طور دیگری ببینید و مثلا بگید:«من اگر برخی بخشهای دوره تحصیلی ام رو خوب نگذروندم، تو کارورزی میتونم جبران کنم و یادشون بگیرم و به وقت و هزینه ای که صرف میکنم براش هم می ارزه»

    6. عبارات باید دار. به جز بایدهای دینی و اخلاقی، قانونی و طبیعی، سایر بایدهای زندگی رو بهتره تبدیل کنید به «بهتر است...». به جای اینکه بگید من باید...، بگید من بهتره ...

    7. مزایای تنبلی که ممکن است برای فردی خاص از معایب آن بیشتر جلوه کند!

    البته دلایل دیگری هم هست که ازشون می گذریم.


    انجام ندادن کارها میتونه مزایای پنهانی داشته باشه که اگر اونها رو بشناسید کمکتون خواهد کرد. مزایای پنهان عبارتند از:

    1. میتونید کارهای راحت تری رو انجام بدید.

    2. میتونید با خارج کردن موضوع از ذهن خودتون، نگرانی و ناراحتی های احتمالی که پیش بینی می کنید رو از ذهن خارج کنید. مثلا با نرفتن به دوره کارورزی میتونید نگرانی تون از شکست خوردن رو موقتا کنار بگذارید، یا احساس عدم کفایت نکنید.

    3. انجام ندادن کارها میتونه منجر به این بشه که دیگران دست از سر شما بردارند و شما اصطلاحا از دستشون نفس راحتی بکشید.

    4. ممکنه برای خودتون توجیهاتی بسازه. مثلا اگر در رشته تحصیلی تون موفق نشید، براش توجیه میارید که خب من که براش تلاشی نکرده بودم!

    5. جلب توجه دیگران. گاهی تعویق انداختن کارها باعث میشه دیگران به شما توجه نشون بدن و مثلا بگن پاشو دیگه چقدر تنبلی میکنی! درسته که این توجه، توجه منفی هست، اما میتونه پاداش دهنده باشه

    خب، من تعدادی از مزایای مخفی رو برای اینکه شما حرکتی نمی کنید بیان کردم. مطمئنا معایبی هم برای این حرکت نکردن هست، اما تا زمانی که مزایاش بر معایبش بچربه، شما احتمالا طفره خواهید رفت.
    نقل قول نوشته اصلی توسط محسن عزیزی نمایش پست ها



    اینگونه سوالات در ذهن هر انسان پرسشگری وارد میشه که من اومدم که چه کار کنم؟ قراره به کجا برسم؟ الان کجام؟ هدفم چیه؟ آخرش چی میشه؟ و ...

    از کجا آمده ام؟ آمدنم بهر چه بود؟
    به کجا می روم آخر ننمایی وطنم

    مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
    چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم

    و به فرموده امام علی(ع): «خدا رحمت کند کسی را که بداند از کجا آمده و در کجا قرار گرفته است و به سوی کجا می رود».

    این سوال که می پرسید از کجا بدونم هدفم چیه، کلید حل مشکل شماست. بقیه اش چندان دشوار نیست. ترسیم اهداف زندگی بر مبنای فلسفه زندگی شکل می گیره. همه ی ما انسان ها نیاز داریم بدونیم برای چی هستیم، کجا هستیم، و قراره به کجا برسیم. پاسخ این سواله که مسیر کلی زندگی ما رو مشخص می کنه، اونوقت در این مسیر کلی می بینیم که چقدر افراد می توانند متفاوت باشند در عین حالی که مسیر کلی شون یکی هست.

    شاید بتوان گفت آنچه به ما هدف و انگیزه می دهد، نیاز است.

    تصور کنید که در بیابان خشک و بی آب و علفی هستید و از فرط تشنگی نای حرکت ندارید. با اینکه در بدترین حال به لحاظ جسمانی به سر می برید، ولی سرشار از هدف و انگیزه هستید! و هدف شما رسیدن به آب هست تا به حیات خودتون ادامه بدهید. می بینید که یک نیاز چقدر میتونه در بدترین شرایط هم انگیزه بده و ما رو به سمت هدف بکشونه. خب، آیا ما صرفا نیازهای جسمانی داریم؟ مسلما نه. نیازهای روحی، نیازهای روانی هم بخش بسیار مهمی از وجود ما هستند. اگر نیاز روحی یا روانی ای داشته باشیم که برای ارضای اون مثل رسیدن به آب تلاش کنیم، اونوقت هم هدف خواهیم داشت و هم انگیزه. یک تفاوت بزرگ نیاز جسمانی با نیاز روحی اینه که نیاز جسمانی صرفا یک کمبود رو جبران میکنه، اما نیاز روحی ما رو به سمت کمال حرکت میده و به زندگی مون جهت و حتی شدت میده

    اما نیازهای ما چه هستند؟

    روانشناسان دسته بندی های مختلفی از انواع نیازهای انسان ها رو ارائه کرده اند. یکی از طبقه بندی های معروف به قرار زیر هست:

    1. نیازهای فیزیولوژیکی یا جسمی: شامل نیاز به آب، غذا، خواب، میل جنسی، حرارت مناسب و ...
    2. نیاز به امنیت: شامل نیاز به داشتن محیطی امن و به دور از تهدید
    3. نیاز به عشق و تعلق: شامل نیاز به ایجاد روابط متقابل با دیگران و محبت کردن و مورد محبت واقع شدن.
    4. نیاز به عزت نفس یا احترام به خود: شامل احساس کسب توفیق و تایید، احساس شایستگی، و احساس مهارت و کفایت
    5. نیازهای خودشکوفایی یا فرانیازها: نیازهای فرد برای رسیدن به آنچه که در حداکثر توان و استعداد دارد. کنجکاوی، اشتیاق برای شناخت، یادگیری، کسب حقیقت، دانش اندوزی، تجربه کردن، درک زیبایی، و نظم و هماهنگی می توانند از این موارد باشند. خاصیت مهم فرانیازها اینه که می توانند کاملا شخصی باشند(مثلا مادری که هدفش مادر نمونه شدن هست) و دیگر اینکه یک فرآیند و جریان هست، یعنی پایانی براش در نظر نمی گیریم.

    طبقه بندی دیگر نیازها رو شامل موارد زیر میدونه:
    نیاز به ارتباط
    ریشه دار بودن
    تعالی
    هویت
    معیار جهت یابی
    برانگیختگی و تحریک

    نیازهای دیگری هم شناسایی شده اند که برخی شون عبارتند از:

    نیاز به پیشرفت
    سازندگی
    فهمیدن
    پیوندجویی
    خودمختاری
    توجه دیگران
    معنادار بودن زندگی
    احساس مشارکت اجتماعی
    چالش و نوآوری
    روابطه نزدیک و صمیمی با دیگران
    داشتن حس کنترل
    موفقیت
    شایستگی

    در اسلام هم مبحث نیازها بعضا با عناوینی چون غرایز مورد توجه قرار گرفته که عبارتند از:

    1) حبّ ذات، که ریشه حرکت های سیاسی و اقتصادی انسان است؛ 2) زیباپسندی، که ریشه فعالیت های هنری است؛ 3) کنجکاوی، که ریشه فعالیت های فکری و فلسفی است؛ 4) مهرطلبی، که ریشه زندگی خانوادگی و روابط زناشویی و مادر و فرزند است؛ 5) سپاسگزاری، که ریشه روانی اخلاق اسلامی است؛ 6) کمال جویی، که ریشه حرکت تکاملی انسان است؛ 7) بیم، که ریشه در ترس ها و نگرانی ها و وحشت و اضطراب هاست؛ 8) امید، که ریشه آرزوها و تلاش و مقاومت هاست؛ 9) غریزه جنسی، که منشأ تولید نسل است؛ 10) گرسنگی، که ریشه فعالیت های اقتصادی است؛ 11) تشنگی، که ریشه تلاش برای یافتن نوشیدنی هاست؛ 12) اُنس، که ریشه در فعالیت های اجتماعی دارد؛ 13) برتری جویی 14) صیانت نفس، که ریشه جنگ های تدافعی دارد.

    هر یک از این نیازها باید در مسیر درست و تعریف شده و اصولی خود برآورده شوند.

    دسته بندی های دیگری هم هست که فطریات انسان ها رو بیان میکنه:

    حقیقت جویی
    زیبایی دوستی
    خیر اخلاقی
    خلاقیت و ابداع
    عشق و پرستش

    می بینید که انسان درون خودش نیازها و انگیزه ها و فطریات متنوعی داره.

    اینها کما بیش در همه ی انسانها وجود دارند، مگر اینکه اونها رو در خودمون کشته باشیم، و یا بنا به دلایلی چون افسردگی و ... فراموششون کرده باشیم.

    کسی که بر مبنای فطریات خودش، اهداف زندگی اش رو ترسیم میکنه، شور و شوق و تحرک و انگیزه و هدف رو همزمان برای خودش به ارمغان میاره

    مثال های بسیاری میشه از اینجور افراد بیان کرد. شهید مطهری(ره) یک نمونه بارز از هدفمندی، انگیزه و اشتیاق بودند. برای اصلاح طرز تفکرات غلط رایج در جامعه، تمام عمر خود رو صرف کردند و با چه شوری هم این کار رو انجام می دادند. یکی از همراهان شهید در خاطراتشون نقل می کنند که قرار بود همراه استاد مطهری بر کتابی نقد بزنند. قرار بر این شد که نیمی از کتاب رو استاد و نیمی رو این همراه نقد بزنند. تنها چند روز پس از اینکه تقسیم کار شد، استاد نزد همراهشون رفتند و نتیجه رو جویا شدند. همراهشون گفتند که هنوز فرصت نکرده اند کتاب رو مطالعه کنند!، در حالی که شهید نقدر رو هم نوشته بودند! آیا واقعا شهید مطهری وقتشون بیشتر پر بود یا همراهشون؟ تردیدی نداریم که شهید مطهری با آن مشغله های زندگی وقت کمتری داشتند، اما چون مسیر براشون روشن بود و برنامه ریزی منظم داشتند، کارها رو به موقع انجام می دادند.

    من و شما هم باید مسیرمون رو روشن کنیم. هیچکس نمیتونه به من یا شما بگه مسیر زندگی ات و اهدافت اینه و حالا حرکت کن!

    باید به درون خودمون بنگیریم و بر مبنای فطریاتمون ابتدا مسیر کلی رو مشخص کنیم و سپس با برنامه ریزی در جهت اون مسیر(ها) گام برداریم. چرا نمیشه هدف بلند مدت در نظر داشت؟ هدف بلندمدت و پایان ناپذیر میتونه خدمت به خلق باشه، میتونه جلب رضایت الهی باشه، میتونه اصلاح جامعه باشه، میتونه علم آموزی باشه، میتونه خلاقیت و ابداع باشه و ...

    اونوقت در مسیر اهداف بلند، انسان با برنامه ریزی درست، اهداف خردتر رو ترسیم میکنه و گام برمیداره

    شما باید خودتون به درون خودتون نگاه کنید تا متوجه بشید اینجا چه کاره اید و قراره به کجا برسید. اونوقته که میتونید تحول شگرفی در خودتون مشاهده کنید؛ تحولی که هیچ نیروی محرک بیرونی نمیتونه در شما ایجاد کنه
    پاسخ با نقل و قول

  4. بی هدف شدن و سردرگمی  سپاس شده توسط **شادی**,محسن عزیزی

  5. ارسال:3#
    ----ستایش---- آواتار ها
    تشکر فراوان،اما من چطور ذهنم رو ازاد کنم از افکار بیهوده ؟
    پاسخ با نقل و قول

  6. بی هدف شدن و سردرگمی  سپاس شده توسط niloofarabi

  7. ارسال:4#
    niloofarabi آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط ----ستایش---- نمایش پست ها
    تشکر فراوان،اما من چطور ذهنم رو ازاد کنم از افکار بیهوده ؟
    خواهش میشه

    برای رها شدن از افکار بیهوده، یک تکنیک هست تحت عنوان " توقف فکر"

    به این لینک ها مراجعه کنید:
    روش توقف فکرThought stopping

    آموزش تکنیک توقف فکر
    پاسخ با نقل و قول

  8. بی هدف شدن و سردرگمی  سپاس شده توسط محسن عزیزی

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •