تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




یا فاطمه(س) جان، می شود گوشه چشمی هم به ما نظر کنی؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:محسن عزیزی
آخرین ارسال:sokut
پاسخ ها 2

یا فاطمه(س) جان، می شود گوشه چشمی هم به ما نظر کنی؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    محسن عزیزی آواتار ها


    نخستین ستاره‌ای بودی که در عرش به خورشید نبوت رسیدی؛ ستاره‌ای نیلی به رنگ جراحت آسمان و زخم زمان. ای ام ابیها! ای مهربان‌ترین مادر، حبیبه‌ی حق و شفیعه ی حشر! وجودمان فدای پینه‌ی دست‌هایت باد. تو محور آسیای ایثاری و اولین علت خلقت. ای مادر رسالت و همتای ولایت!

    به‌روزهایی می‌اندیشیم که پس از واقعه‌ی عظیم غدیر، همراه با حسنین به خانه‌های اهل مدینه می‌رفتی و بابیان وحیانی خویش حجت الهی را بر غافلان، تمام می‌کردی و بدین‌سان از آغاز، حمایت از ولایت، سرلوحه‌ی خصایل آسمانی‌ات بود.

    غبار غم از سیمای زیبای علی می‌زدودی و بر زخم‌های فزون از ستاره‌ی پیکرش که نشان از رزم با باطل داشت، مرهم می‌نهادی. فتوحات مولا، رهین مهربانی توست. هنوز خطابه‌های رسایت سراج راه مجاهدان است و بر آفاق تاریخ می‌تابد. پاره‌ی تن رسول یار بودی و یگانه یاور یکتا امیر عاشقان. تلألؤ ذوالفقار علی، وامدار عزم و عزت تو بود. آنگاه‌که بر بی‌بصیرتان و دنیاپرستان غضب می‌کردی، غضبناکی آفریدگار قادر، آشکار می‌شد. رضای تو رضای حق بود و با خرسندی‌ات، تمامت اهل عرش و ساکنان قدس، قرین شعف می‌شدند.

    وصله‌های چادر و بوریای خانه‌ات، تمنیات و تمایلات خاکیان را به هیچ می‌انگاشت. صالحان و صدیقان و مقربان ملکوت، آرزومند خدمتگزاری خاندان خدایی‌ات بودند و بانوان برگزیده‌ی حق ، رفت‌وروب آستانه‌ی خانه‌ی اهل‌بیت(ع) را تمنا می‌کردند و با این وصف، دستان مبارکت که بوسه گاه اشرف رسولان بود، از فزونی تلاش مهرآگینت پینه‌بسته بود.

    همه‌ی قصرهای جنت و تمام گهرها و آذین‌های باغ بهشت، ذره‌ای از غبار خشت خانه‌ات هستند و هستی، جلوه‌ی یک سجود سالکانه ی تو. اگر نبودی، افلاک و آفریدگان به وادی حیات نمی‌رسیدند.ما «اسیر» عنایت تو هستیم و «مسکین» و محتاج شفاعتت. اینک «یتیم» هجران توییم و سیه‌پوش نیلوفر ساقه شکسته‌ی شهود؛ « و یطعمون الطعام علی حبّه مسکینا ً و یتیما ً و اسیرا». ما را نیز به طعام معرفت و محبت، میهمان کن و از زلال زمزم خیر کثیر، بنوشان ای عطیه‌ی عرش!

    سلام بر غمگنانه‌ترین روایت ولایت! امروز جان علی از تن مفارقت کرد، گرد یتیمی بر رخسار مهسای زینب نشست، موسم تنهایی حسن فرارسید، حسین از همین لحظه، کربلایی شد و طلیعه‌ی عاشورا بر صحیفه‌ی راز، تابید. ای مهدی موعود، ای آخرین حجت یار! تو شاهدی که مادر سادات را شبانه به‌جانب مزاری ناپیدا مشایعت کردند و پیکر زخمی شقایق باغ ولایت را به آغوش خاک سپردند و علی بی‌یاور شد. ای قائم آل یاسین، ای شمس بنی‌هاشم، ای برپاکننده‌ی قسط ، ای احیاگر عدل علی! ذوالفقار قیام از نیام برآور و روا مدار که چنین، امواج غم بر دریای دل شیعه بیفزایند.

    اینک در شعاع غروب آفتاب اسفد، اندوهی سترگ بر شکوفه‌های قلب شیعه سایه‌گستر شد. ستاره‌ی امید نبی بر خاک فتاد و موج دریای دل علی به ساحل فراقت رسید و برترین آشنای عرشیان بر فراز دست سپیداران در سیاهی شب به ضیافت سرخ لقا نائل شد.

    مادر، چه غریبانه از دیار عاطفه‌ها هجرت کرد و در مشایعتش مرغ‌دل تا فراسوی آسمان کوچید. معتصمین شیطان، تلخی شوکران فراق را در کام یاران سپیده ریختند. واحسرتا! مهتاب نیلی شفاعت به محاق نشست و طوبای رعنای ولایت و آذین صحیفه‌ی شهادت، پای به معراج نهاد و سایه‌ی همای عنایتش را از ماسوا برچید.

    امروز از سیمای یاس‌ها و نسترن‌های بهاری، نکهت غم می‌خیزد. امروز شقایق‌های دشت بی‌قراری، سیاه‌پوش زهرای آل یاسی‌‌اند و از سمت آبی دلدادگی، سحاب حزن و توفان حسرت به آسمان احساس سرخ شیعه رسیده و بارش اشک و تراوش زمزم عشق و ریزش آبشار حرمان و رویش غنچه‌های درد و داغ، منظر بهار غم‌اند و عندلیب عاطفه را به نغمه‌ی فراقت فرامی‌خوانند.

    یا فاطمه، یا سیدتنا و مولاتنا! ادرکنا!

    امروز صبای سوز دل‌ها حزین و خرامان به‌سوی مدینه وزید و عطر یاسمن‌های اندوه در کوچه‌های ارادت پیچید. سلام عاشقان بر غریب مدینه. امروز تمام راه‌های آسمان را به‌سوی مدینه گشوده‌اند و راهیان سبز سلوک به‌تنهایی مزار یار می‌اندیشند. آنک، در رثای گوهر گم‌گشته‌ی علی، ریزش الماس اشک را شاید و تراوش یاقوت آه. آنگاه‌که شمشاد شیدای ولایت را شبانه به معراج مهر بردند، چشمه‌ی اشتیاق خشکید و ماه امید، هجرت کرد. چه شباهنگام دل‌تنگی بود و چه سپیده‌ی سیاهی! تمام خورشیدهای شعف، یک‌باره با غروب آشنا شدند. سیمای سپید زهره‌ی منظومه‌ی ولایت به سرخی گرایید.

    فاطمه، معیار فضایل بود و اسوه ی سرآمدان عصمت و میزان محسنین. در فناکده ی خاک، افول کرد و در بقا سرای عرش، طلوع و تابندگی نمود. هنوز آوای شیوایش در گوش دل‌ها باقی است که همگان را به پارسایی و پایداری در ولایت علوی می‌خواند و خود،عامل نخست آن بود. آیین محمد (ص) از استقامت سرخ زهرا آوازه یافت و امت از مرام زیبایش، مجد. فردای شیعه از دیروز شعله ناک آلاله‌ی شهید نبی، به روشنایی رسید و سوز سینه‌ی آسمانی‌اش، اقتدار و صبر حسین و سطوت و صلابت حسن را به ارمغان آورد.
    السلام علیک یا فاطمه الزهرا یا بنت رسول الله!

    ما خاک پای یوسف گم‌گشته‌ی توییم و حیات و قیام و حکومت و جان و روح و هستی مان رهین یک نگاه آسمانی اوست. انقلاب اسلامی ما جلوه‌ی کوچکی از نورعنایت فرزند عزیز توست. تمام شقایق‌های دشت التهاب برای قطره ای از دریای احسانش در انتظار، می سوزند.



    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  2. یا فاطمه(س) جان، می شود گوشه چشمی هم به ما نظر کنی؟  سپاس شده توسط elnaz.t,niloofarabi,sadaf21,sanaz1368,sokut,مهدوی,جیگر طلا,روشن,ریحـانه,ساجده

  3. ارسال:2#
    مصیبت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها تنها یک جراحت و زخم نیست!!! حقیقت ، در و خانه ، آرمانها و اهداف فاطمی است... مهم این است که من و تو کدام سوی در ایستاده ایم!!!
    فايل هاي پيوست شده فايل هاي پيوست شده
    به حضرت صادق (ع) عرض كردند كار خود را بر چه چيز بنا كرده ‏اى؟

    فرمود بر چهار چيز:

    فهميدم كه عمل مرا ديگرى انجام نمي دهد. پس به كوشش پرداختم
    دانستم كه خداوند بر حال من اطلاع دارد خجالت كشيدم
    فهميدم روزى مرا ديگرى نخواهد خورد آرامش يافتم
    و دانستم بالاخره بسوى مرگ مي روم به همين جهت آماده آن شدم
    بحار الأنوار (ط - بيروت)، جلد 111
    پاسخ با نقل و قول

  4. یا فاطمه(س) جان، می شود گوشه چشمی هم به ما نظر کنی؟  سپاس شده توسط niloofarabi,sanaz1368,مهدوی,محسن عزیزی,جیگر طلا,ریحـانه,ساجده

موضوعات مشابه

  1. از دنیا و آدمها خسته و بیزار و ناامیدی؟
    توسط آدم برفی در انجمن روان شناسی_آگاهی ها و زیبایی ها
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 2015_03_06, 17:21
  2. خانواده یا دشمنان داخلی؟
    توسط Saviz در انجمن بحث و مناظره
    پاسخ: 13
    آخرين نوشته: 2014_02_19, 06:00
  3. خیانت کردی؟ خیانت می‌کنم
    توسط rahaii در انجمن مقالات مشاوره ای
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2014_02_07, 17:56
  4. تمیز هستید یا وسواسی؟
    توسط alonegirl در انجمن روانشناسی تربیتی و یادگیری
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2014_02_07, 11:36
  5. خانواده یا دشمنان داخلی؟
    توسط Saviz در انجمن طرح مشکلات خانواده
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 2014_02_01, 20:43

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •