تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




حس پوچی وافسردگی دارم.احساس نامیدی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:sanaz1368
آخرین ارسال:niloofarabi
پاسخ ها 9

حس پوچی وافسردگی دارم.احساس نامیدی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    sanaz1368 آواتار ها
    من چن سالیه احساس پوچی میکنم اصلا اعتماد به نفس ندارم همیشه وقتی میخوام برم تو یجای جمعی با عذاب میرم حس میکنم همه بهم نگاه میکنن وقتی وارد میشم یا چن ساله نه حوصله مسافرت دارم نه گشتن دلو دماغ خرید کردنم برخودم ندارم نسبت به همسنای خودم اصلا شادنیستم بزود میرم حموم هفته ای دوبار.بیشتر اوقات تو خونه هم تلاشمو میکردم برم بیرون با خواهرم وقتی میرفتم بیرون برای چن ساعت حالم خوب بود ولی وقتی میومدم خونه دوباره همجارو غم میگرفت. از نظر خانوادگی نه با فامیلیای مادری نه پدری ارتیاط نداریم.الیته همه اعضای خانوادم مشکل منو دارن یه خانواده تحصیلکرده افسرده هستیم .یه مشکل دیگه ایم که دارم اینه که میخوام از همه کسی توی علم بالاتر باشم ینی وقتی نفرات برتر کنکور میاد هرسال یجوری به اینا با حسرت نگاه میکنم که کل وجودمو غم میگیره عذاب میکشم یا وقتی خبرمیارن فلانی دانشگاه قبول شده با اینکه خودم اون دورانو رد کردم اما تا این خبرو میشنم استرس و اظطراب میگیرم یجورایی یکی تو ذهنم بهم میگه تو هیچی نیستی همه دارن ازتو میرن بالاتر.من وقتمو به بیهوده سپری نمیکنم بلافاصله وقتی پیش دانشگاهی تموم شد وارد دانشگاه شدم وقتی کارشناسیموگرفتم ماه بعدش توی ارشد بودم بعدشم واس دکترا خوندم بلافاصله که قبول نشدم یجورایی همش میخوام ازبقیه بالاتر باشم نسبت به کسایی که ازمن بالاترن حسودم .انگاری از داخل دارم خودمو نابود میکنم .نمیدونم اگه سوالی دارین ازم بپرسید وگرنه راهنمایی کنید ؟ممنون
    پاسخ با نقل و قول

  2. حس پوچی وافسردگی دارم.احساس نامیدی  سپاس شده توسط user98

  3. ارسال:2#
    user98 آواتار ها
    دوست عزیز سلام
    اصلا نگران نباش انمجن همیاری مشاوران توانمند زیادی داره که میتونن راهنماییت کنن
    خود من هم مشکلی رو در انجمن مطرح کردم که به لطف مشاوران راهنمایی هایی گرفتم که تغییر رو احساس میکنم و دارم به روز های نرمال زندگیم بر میگردم.
    هیچ وقت امید به خدا رو فراموش نکن.
    پاسخ با نقل و قول

  4. حس پوچی وافسردگی دارم.احساس نامیدی  سپاس شده توسط narges☺,niloofarabi,sanaz1368,ساجده

  5. ارسال:3#
    niloofarabi آواتار ها
    استاد الهی قمشه ای میگن: " افسردگییعنی ناشکری، یعنی سهم من از دنیا کم بوده، یعنی فشارهای متراکم تلخی و کج خلقی که محصولات نفس ماست همه بیماریهای روانی مربوط به یک نوع وسوسه است که از نفس ناشی می شود،صدتا دارو نخورید بلکه فقط یک دارو دارید که همان شراب عشق است".


    گاهی علت اینکه به آدم احساس پوچی و افسردگی و ناامیدی دست میده این ایجاد سوالاتی ای این قبیل در ذهن هستش : " چرا به فلان نقطه نرسیدم؟" یا "چرا بعد از اتمام کارشناسی ارشد، فورا دکترا قبول نشدم؟ " و ...
    باید این مسئله رو در نظر داشته باشید که آرزوهای ما ، خواسته های ما و انتخاب های ما باید با میزان توانمندی و تلاشمون هماهنگی داشته باشه. کسی که تلاش نمیکنه ، مسلما موفق هم نخواهد شد! فاصله ای که بین آرزوها و میزان تلاش ما ایجاد میشه، زمینه رو برای پدیدار شدن و ایجاد ناامیدی و افسردگی آماده میکنه. صرف ارزو داشتن مثلا "نفر اول کنکور شدن" اما برنامه ای مشخص برای رسیدن به اون نداشتن و تلاش و جدیت لازم را انجام ندادن مشکلی رو حل نمیکنه.

    پس در مرحله اول:

    باید محدوده آرزو ها و خواسته هاتون رو مشخص کنید.

    مرحله دوم:

    باید توانمندی ها ، استعدادها و علایق خودتون رو بدون اینکه خودتون رو با دیگران مقایسه کنید ، مشخص کنید.

    مرحله سوم:

    باید به صورت جدی و برنامه ریزی دقیق و سنجیده برای رسیدن به اهداف و خواسته ها و ارزوهای خودتون اقدام کنید.

    خیلی وقت ها علت افسردگی و رسیدن به احساس پوچی و ناامیدی به خاطر این هست که برنامه ریزی دقیق نداریم و عجول هستیم.
    مثلا بعضی ها دوست دارن که خیلی سریع پول دار بشن! فوری مشکلاتشون حل بشه، مشکلاتی که طی چند سال ایجاد شده رو یک شبه میخان که حل بشه! در حالي كه اين عالم، عالم اسباب و علل است و هر كاري از طريق خود انجام مي شود.
    با برنامه ریزی صحیح براساس داشته ها و ظرفیت ها و توانمندی ها و همینطور با توکل به خدا میشه به موفقیت رسید.
    افسردگی و پوچی معمولا از سرگردانی ناشی میشه ؛ کسی که نداند " از کجا آمده؟ آمدنش بهر چه بود؟ و به کجا میرود آخر؟ سرگردانه. اگه این سه تا سوال برای یه نفر حل بشه، اصلا ناامیدی و افسردگی و پوچی براش معنایی نداره.
    بادیدن سختی ها نباید نا امید شده بلکه باید دنبال علت گشت برای شکست ها.

    راهکارهای پیشنهادی:

    1 – توقعتون رو از خودتون با واقعیات و توانایی های فردی و شرایط محیطی و اجتماعی تنظیم کنید و با جدیت و نشاط و روحیه بالا به فعالیت و تلاش برای رسیدن به اهدافتون اقدام کنید.
    2 – آرمان ها و اهدافی که دست نیافتنی هستند رو دور بریزید ، موفقیت هایی رو که تا الان بدست آوردین رو در نظر بگیرد.مثلا همین که به مقطع ارشد رسیدین خودش یک موفقیت محسوب میشه.
    3 – خواسته ها و تمایلات خودتون رو با سطح توانایی هاتون هماهنگ کنید. مقایسه نکنید خودتون رو بادیگران. اگر مي خواهيد خودتونو با ديگران مقايسه كنيد، كساني را انتخاب كنيد كه وضعشان از شما خراب تر و بدتر است. مثلا شخصي است كه موقعيت خانوادگي خوبي ندارد و ... در این صورت بیشتر قدر داشته های خودتون رو میدونید.
    4 – نشاط خودتون رو حفظ کنید و هیچ وقت خودتون رو بیمار و ضعیف به حساب نیارید. میشه کلاس های ورزشی برید.
    5 – به فعالیت های فرهنگی ، هنری ای که دوست دارید و مورد علاقه تون هست بپردازید.
    6 – توکل به خدا رو هم فراموش نکنید.

    موفق باشید.
    پاسخ با نقل و قول

  6. حس پوچی وافسردگی دارم.احساس نامیدی  سپاس شده توسط narges☺,sanaz1368,ریحـانه,ساجده

  7. ارسال:4#
    sanaz1368 آواتار ها
    سلام ممنون از پاسختون . من به جمله ای تو متناتون پیدا کردم : شما گفتید خواسته ها و تمایلات خودتون رو با سطح توانایی هاتون هماهنگ کنید. مقایسه نکنید خودتون رو بادیگران. اگر مي خواهيد خودتونو با ديگران مقايسه كنيد، كساني را انتخاب كنيد كه وضعشان از شما خراب تر و بدتر است. مثلا شخصي است كه موقعيت خانوادگي خوبي ندارد و ... در این صورت بیشتر قدر داشته های خودتون رو میدونید.اگه اینجوری فکر کنم که همون پله اول میمونم و درجا میزنم و پیشرفت نمیکنم.اینجوریم فکر کردم یمدت اصلا از خودم حرکتی ندیدم خودمو با پایین تر از خودم مقایسه کردم .ادم تو زندگی یکیو الگوی رسیدن به ارزوهاش قرار میده بعد تلاش میکنه بهش میرسه یا نمیرسه .من نمیتونم خودمو به پایین تر از خودم مقایسه میکنم درسته افسردگیم حل میشه شاد میشم حالم خوب میشه ولی همونجایی که هستم میمونم
    پاسخ با نقل و قول

  8. حس پوچی وافسردگی دارم.احساس نامیدی  سپاس شده توسط niloofarabi

  9. ارسال:5#
    درود بر عزیزان و کاربر محترم که موضوع خود را مطرح فرمودند
    پیشنهاد بنده: در مطالب ارسالی رگه شخصیت کمال خواه و کمال گرا دیده می شود که در حد فرض می باشد. پیشنهاد بنده اجرای پرسشنامه هیل که مربوط به کمال گرایی و رگه های کمال گرایی می باشد است. سه اختلال مهم که ریشه در کمال گرایی دارند افسردگی، شخصیت وسواسی و وسواس فکری عملی، اختلال خوردن می باشد که با مشاوره فردی این موضوع قابل حل و بررسی است. ارزشیابی شخصیت خودتون بر اساس کارهایی که انجام میدهید ملاک مطلق کمال گرایی می باشد که بسیار آسیب زا است.به دنبال یک متخصص کمال گرای خوب باشید.تغییر در کمال گرایی به شدت دردناک است ولی بعد از رهایی از کمال خواهیی کیفیت زندگی افزایش پیدا می کند. یکی از تله های کمال گرایی ترکیب مخفیانه این موضوع با پیشرفت گرایی است. افراد کمال خواه معمولا شرایط خود را با پیشرفت گرایی ترکیب می کنند. آرزوی موفقیت و کامیابی برای شما دارم....
    پاسخ با نقل و قول

  10. حس پوچی وافسردگی دارم.احساس نامیدی  سپاس شده توسط niloofarabi,sanaz1368,ساجده

  11. ارسال:6#
    sanaz1368 آواتار ها
    دوستام بهم میگن تو حسودی . من مقاله نویسیم خوبه .برادرم بهم گفت بیا از پایان نامم مقاله دربیار بفرستم به کنفرانس الیته من خودم بهش گفتم از پایان نامت مقاله دربیار اصن بده من بنویسمش حیفه.اونم گفت باشه چون سرش شلوغه.بعد از مدتی بهش گفتم نمیکنم برات با اینکه بیکاربودم.نشستم فکر کردم بره مقاله کنه بعد میره دکترا بعد ازمن بالاتر میشه .واسش انجام نمیدم درحالی که خودم اولش گفتم مقالش کن دوس دارم اطرافیانم پیشرفت کنن اما میترسم.نمیدونم چی میخوام و چی میگم .
    پاسخ با نقل و قول

  12. حس پوچی وافسردگی دارم.احساس نامیدی  سپاس شده توسط niloofarabi

  13. ارسال:7#
    niloofarabi آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط sanaz1368 نمایش پست ها
    .من نمیتونم خودمو به پایین تر از خودم مقایسه میکنم درسته افسردگیم حل میشه شاد میشم حالم خوب میشه ولی همونجایی که هستم میمونم
    سلام

    دوست خوبم،

    الگوی شما در زندگی تون چه کسی یا چه کسانی هستند؟
    هدف تون از پیشرفت چی هست؟
    در نهایت به کجا می خواهید برسید؟

    در شخصیت ما دو گونه خود وجود داره :

    خود ایده آل یا آرمانی تصوری هستش که ما از امیالمون، ارزهامون و رویاهامون داریم. اینکه دوست داریم چه کسی باشیم و به چه چیزی برسیم. این بخش از شخصیت مون رو باید خیلی خوب واکاوی کنیم و ببینم چه چیزی باعث میشه که با آرمان هامون نرسیم. (خود ارمانی این بخش پنهان شخصیت ما هستش)
    و یک خود واقعی داریم که هممون خود عمومی ما هست که قابل مشاهده هست.اگر بین این دو خیلی اختلاف و فاصله باشه ، دچار عصبانیت، غم و اندوه و افسردگی و عدم اعتماد به نفس می شیم. پس بین این دوتا باید یه رابطه معقول و منطقی برقرار بشه.

    باید خود ارمانی رو بشناسیم و مطابقتش بدیم با خود واقعی مون.
    پاسخ با نقل و قول

  14. ارسال:8#
    sanaz1368 آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط niloofarabi نمایش پست ها
    سلام

    دوست خوبم،

    الگوی شما در زندگی تون چه کسی یا چه کسانی هستند؟
    هدف تون از پیشرفت چی هست؟
    در نهایت به کجا می خواهید برسید؟
    در شخصیت ما دو گونه خود وجود داره :

    خود ایده آل یا آرمانی تصوری هستش که ما از امیالمون، ارزهامون و رویاهامون داریم. اینکه دوست داریم چه کسی باشیم و به چه چیزی برسیم. این بخش از شخصیت مون رو باید خیلی خوب واکاوی کنیم و ببینم چه چیزی باعث میشه که با آرمان هامون نرسیم. (خود ارمانی این بخش پنهان شخصیت ما هستش)
    و یک خود واقعی داریم که هممون خود عمومی ما هست که قابل مشاهده هست.اگر بین این دو خیلی اختلاف و فاصله باشه ، دچار عصبانیت، غم و اندوه و افسردگی و عدم اعتماد به نفس می شیم. پس بین این دوتا باید یه رابطه معقول و منطقی برقرار بشه.

    باید خود ارمانی رو بشناسیم و مطابقتش بدیم با خود واقعی مون.
    الگوم دکترا کسایی که عضو هیئت علمی هستن. من به پول فکر نمیکنم دوس دارم از نظر علمی بالاباشم
    هدف تون از پیشرفت چی هست؟ احساس ارامش
    در نهایت به کجا می خواهید برسید؟ در نهایت همه میمیرن دیگه.

    من اون پرسشنامرو انجام دادم نمره مثبتم 76شد.بخش منفیم 129 شد
    پاسخ با نقل و قول

  15. حس پوچی وافسردگی دارم.احساس نامیدی  سپاس شده توسط niloofarabi

  16. ارسال:9#
    niloofarabi آواتار ها
    سلام

    من تازه اینو دیدم

    من نمیتونم خودمو به پایین تر از خودم مقایسه میکنم درسته افسردگیم حل میشه شاد میشم حالم خوب میشه ولی همونجایی که هستم میمونم
    الگوم دکترا کسایی که عضو هیئت علمی هستن. من به پول فکر نمیکنم دوس دارم از نظر علمی بالاباشم
    هدف تون از پیشرفت چی هست؟ احساس ارامش
    در نهایت به کجا می خواهید برسید؟ در نهایت همه میمیرن دیگه.

    منظور من این نبوده که شما از اهداف آرمانی خودتون یعنی استاد دانشگاه شده ، دست بکشید و فقط به هدف های واقع بینانه و معمولی بچشبید، در نتیجه افسرده و مایوس بشید یا به قول خودت درجا بزنی!

    عقیده شما این هست :

    "که وقتی هدف های ارمانی ( مدارج بالا و استاد شدن) نداشته باشم هرگز به نیمی از چیزهایی که می خواهم برسم نیز نمی رسم. "
    در راستای همین اهداف هم هست که دوره کارشناسی رو و بعد ارشد و حالا هم در حال مطالعه برای دکتری هستید و فعالیت های مثل نوشتن مقاله و ... رو انجام میدین. همه اینا در جهت رسیدن به هدفتون هست .

    خوبه که هدف آرمانی ای برای خودتون در نظر گرفتین. اما در هر طرح یا تکلیفی می تونی سعی کنی خوب یا حد امکان ، کامل باشی.

    تصور کن بالاخره یه روز استاد شده استاد تمام اما رسیدن به این آرمان یعنی استادی تو رو تبدیل به یه انسان کامل میکنه؟ ! تو در هر حال آدمی هستی که به استاد تمامی رسیدی ولی هرگز به خاطر این کار آدم خوبی نمی شوی!

    با ادامه دادن این آرمان یعنی استاد شدن و در عین حال کنار گذاشتن بایدها تا وقتی به خودت می گی "من واقعا دوست دارم یک استاد دانشگاه بشم ولی حتما نباید چنین کاری کنم ، کمال گرایی تکلیفی خودت را حفظ کردی بدون آنکه بخوای انسان کاملی باشی.
    بایدی در کاره ؟

    پس تفاوت در همین باید است.
    "من می توانم تا زمانی که فکر نمی کنم باید به کمال برسم و خودم را یک ادم بی لیاقت و حقیر نمی بینم، دنبال کمال باشم. "


    باور غیر منطقی شما اینه :

    من باید استاد بشم ، باید پیشرفت کنم ، باید بهترین باشم، باید به موفقیت دست پیدا کنم و ...


    منطقی اش اینه :
    من همواره سعی می كنم تا حد ممكن به موفقيت دست پیدا کنم، اما بهتر است كه خود را جدا از عملكرد خود به عنوان يك انسان بپذيرم.

    اگه استاد نشم ، انسانیتم زیر سوال نمیره! استاد نشدم ولی یک انسانم. استاد نشدم ولی می تونم یه کارمند خوب باشم و ... .

    شما باید سلیقه ها و گرایش ها رو به جای باید ها بذارید تا بتونید بر مشکل غالب بشید.

    به قول خودت در نهایتم که همه می میرن! اگه اعتقاد دینی قوی داشته باشی در این زمینه خیلی کمکت میکنه. : مثلا استاد بشی هم یه روز می میری (البته ایشالا هزاران سال عمر با عزت داشته باشی ) ولی استادی که فقط علمش زیاده ولی به لحاظ انسانیت و شخصیت به تکامل نرسیده اون دنیا با یه فردی که دیپلم هم نداره ولی به لحاظ شخصیتی و معنوی تکامل یافته در یک جایگاه هستند؟


    موفق باشی.
    ویرایش توسط niloofarabi : 2015_07_03 در ساعت 17:29
    پاسخ با نقل و قول

  17. حس پوچی وافسردگی دارم.احساس نامیدی  سپاس شده توسط sanaz1368,جیگر طلا

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •