تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




عدم اجازه خانواده ها برای شناخت جهت ازدواج زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:باران تنها
آخرین ارسال:باران تنها
پاسخ ها 9

عدم اجازه خانواده ها برای شناخت جهت ازدواج

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام. من تازه عضو شدم.قراره با پسری ازدواج کنم که فقط یکی دوبار دیدمش خونواده ها اجازه نمیدن هم دیگه رو ببینیم کمکم کنید چیکار باید بکنم؟میگن تا عقد نکنین حق ندارین من اصلا نمیشناسمش فامیل هم هست و لی با هم ارتباط نداریم نه خونمون میان نه خونشون میریم الانم نشونیم چیکار کنم؟
    ویرایش توسط Masoomi : 2015_03_07 در ساعت 18:16 دلیل: عنوان
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    سلام

    خوش آمدید به همیاری

    در ابتدا چطور با هم آشنا شدید؟

    خانواده ها با ازدواج شما مخالفت ندارند و فقط بحث بر سر دیدار شما دو نفر هست؟

    چرا آقا پسر به همراه خانواده به خواستگاری نمی آیند تا در جلسات خواستگاری با هم بیشتر آشنا شوید و خانواده ها با هم قرار و مدارها رو بگذارند تا اگر نیاز شد و مورد توافق هر دو طرف بود، تعداد جلسات آشنایی رو بیشتر کنید

    پیشنهاد می کنم با ذهنیتی که خانواده ها در مورد ارتباط دختر و پسر دارند، بهتر هست دیدار شما و ایشون در حضور اونها صورت بگیره. اگر از طریق واسطه امکانش هست، از طرف خانواده شما به اونها اعلام آمادگی بشه تا ابتدا به صورت تلفنی هماهنگی ها صورت بگیره
    پاسخ با نقل و قول

  3. عدم اجازه خانواده ها برای شناخت جهت ازدواج  سپاس شده توسط elnaz.t,محسن عزیزی,ساجده

  4. ارسال:3#
    طاهره خشکله آواتار ها
    سلام و درود بر شما

    ایشون گفتن الان نشونیم ... یعنی یه جورهای نامزد هستند ...
    اگر خانوده مذهبی دارید پنج شنبه ها شبکه 3 حول و هوش ساعت 1:30 برنامه گلبرگ رو نگاه کن و طوری برنامه بچین که خانوداه ات این ساعت این برنامه نگاه کنن ... حاج آقا در مورد ازدواج صحبت می کنه حتی اگر تلویزیون نگاه نمی کنن صداش بلند کنن تا بشنون یا سخنرانی هاش دانلود کن و مرتب تو خونه بزار .... خیلی کمک می کنه ... خانواده ها می دونن دیگه مثل زمان قدیم نیست باید دختر و پس قبل از اینکه نشون هم بشن با هم برا شناخت ارتباط سالم داشته باشن ... این برنامه به من خانواده ام کمک زیادی کرده ...
    یا اگر این هم نشد با یه بزرگتر دایی ، عمو و یا هر کس دیگه که خانواده ات قبولش دارن در این مورد صحبت کن که با خانواده ات صحبت کنه تا اجازه رفت و آمد بیشتر به شما دو نفر بدهند ...


    قبول نکن بدون اینکه شناخت دو طرف صورت بگیره عقد انجام بشه

    من فعلا این چیزها به ذهنم رسید ...

    سفید بخت بشی ...
    خدایا...
    اگر...........
    در مقابل مشكلات زندگیم فقط سكوت میكنم و درخواستی ازت ندارم فقط به خاطر اینه كه :
    نمیدونم چی به صلاحم هست و چی به صلاحم نیست...

    اما چیزی كه میدونم اینه كه یقین دارم تو بهتر از من به احوال دلم آگاهی...

    پس لب به شكوه چرا بازكنم...
    پاسخ با نقل و قول

  5. عدم اجازه خانواده ها برای شناخت جهت ازدواج  سپاس شده توسط elnaz.t,مهدوی,محسن عزیزی,روشن,ساجده

  6. ارسال:4#
    با عرض سلام و احترام خدمت تمامی دوستان عزیز مخصوصا سرکار خانم باران تنها
    پیشنهاد بنده برای شناخت بهتر و مفیدتر حتما از مشاوره های پیش از ازدواج استفاده فرمایید. به دنبال یک متخصص خوب خانواده باشید. اگر خانواده ها تمایل دارند می توانند شما را در مشاوره همراهی کنند تا امنیت خاطر داشته باشند. ازدواج پیچیده ترین مقوله زندگی انسان است که اگر در عصر حاضر بدون نظر متخصص انجام شود ریسک آن بالا می رود. از نظر متخصصین خانواده و ازدواج حد امن آشنایی قبل از ازدواج بین 6 تا 9 ماه می باشد. آرزوی موفقیت و خوشبختی برای شما دارم....
    پاسخ با نقل و قول

  7. عدم اجازه خانواده ها برای شناخت جهت ازدواج  سپاس شده توسط elnaz.t,مهدوی,ساجده

  8. ارسال:5#
    سلام .از این که پاسخ دادید ممنونم.کسی با ازدواج ما مخالف نیست ما 4 تا دختریم پدر مادرم از ترس اینکه منم مثل خواهرهای بزرگترم ازدواج نکنم این کارو قبول کردن.میگن همین که معتاد نیستو سالمه کافیه.مادرش منو تو مراسم ها که میدید ازم خوشش اومد. خود پسره هم بعدا منو تو یه مهمونی از فاصله چند متری دید. یک ساله رو من اسم گذاشتن تو این یه سال یه بار هم دیگه رو سلام کردیم باور کنید فقط دو بار چشممون افتاده تو چشم هم من از طرف پدرم لطمه های روحی شدیدی خوردم. اصلا به فکر ما نیست ما کار میکنیم و پول توجیبیشم میدیم خودشم کار میکنه ولی خیلی در آمدش کمه.من الان بیکارم دانشجو هم هستم پول ندارم برم مشاوره. شماره پسره رو دارم ولی زنگ بزنم آبرومو میبرن.فامیلامون خیلی بد هستن خیلی الکی آبروی دختر پسرای مردمو میبرن ما اصلا همدیگرو ندیدیم یکیشون گفته بو د ما رو باهم یه جایی دیده آخه کی ؟من اگه با اون بودم و باهاش حرف میزدم این وضعم نبود که! زنگ بزنمو کسی هم نفهمه من که نمیدونم خود پسره چجور آدمیه چه فکری میکنه. خودم به روابط قبل ازدواج اعتقاد ندارم و آدم مذهبی هم هستم.پدرم نه نیازهای مالی و نیازهای عاطفیمونو تامین نمیکنه. من انتظار دارم همسرم جای پدرم کارایی که واسم نکرده رو برام جبران کنه.دید چندان مثبتی هم به ازدواج ندارم.نه عمو نه دایی همشون ازمون دورن فقط شریک شادیمونن.کسی نمیتونه واسطه شه یه واسطه داریم که اون بیشتر باعث دوری دوتا خونوادست.به نظرتون چیکار کنم یه ماهه دارم به خودکشی فکر میکنم خیلی تحت فشارم میترسم به خاطر وضعیت بد مالیمون تا آخر عمرم ازدواج نکنم هرچند علاقه ای ندارم ولی یه دختر سرپناه می خواد دیگه! از یه طرفم وقتی این پسره رو هرچند از دور میبینم حالم بد میشه اونی که میخوام نیست.دوسش ندارم ازش بدم میاد حال روحیم خیلی بده چیکار کنم من خیلی زیبا و شاد بودم طوری که چشم مادر پسره و حتی خود پسره رو بدجوری گرفته بودم و لی تو این یه سال افسرده شدم همه بهم میگن خیلی سردو بی روحی عین زنهای بیوه ای.دارم همه چیزو از دست میدم دارم به پوچی میرسم. تو این یه سال ایمانم، امیدم همه رو از دست دادم.چیکار کنم؟
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:6#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام باران خانم

    به همیاری خوش آمدید

    مهمترین نکته ای که میخوام از همین ابتدا بیان کنم، اینه که امیدتون رو از دست ندید و تصور نکنید که اوضاع کاملا خارج از کنترل هست. اینگونه افکار، اگر بر انسان غلبه پیدا کنند، آزاردهنده هستند.

    تا زمانی که شما با رضایت قلبی «بله» رو به خواستگارتون نگید، قرار نیست ازدواجی صورت بگیره و رضایت قلبی شما شرط ضروری ازدواج هست.

    اینگونه هم نیست که انسان فقط و فقط به خاطر داشتن سرپناه بخواد با هر کسی، بدون در نظر گرفتن سایر شرایط، ازدواج کنه و وارد زندگی بشه

    پس، لطفا یک مقداری از بالا به مساله نظاره کنید و خودتون رو محصور در شرایط غیرقابل گریز نبینید. شما می توانید بر زندگی خود اِعمال کنترل داشته باشید(البته با دانستن پاره ای محدودیت ها که شیوه مواجهه با آنها را باید دانست).

    همچنین باید این نکته رو بیان کنم که چون با ایشون برخورد خاصی نداشتید، هنوز خیلی زوده راجع به حستون ناامید بشید. ممکنه احساس شما با شناخت بیشتر از ایشون دستخوش تغییراتی بشه(چه در جهت مثبت و چه در جهت منفی). اون موقع بهتر می توانید تصمیم گیری کنید.

    اما راجع به انتظارات تون پیش از ازدواج هم باید مقداری صحبت کنیم. برخی انتظارات واقع بینانه، برخی ایده آل گرایانه هستند و برخی در نتیجه تجارب گذشته زندگی ایجاد شده اند که درباره شون صحبت می کنیم.

    نوشتید که دیگر خواهران شما ازدواج نکرده اند. دلیل ازدواج نکردنشون رو میتونید بیان کنید؟

    فعلا راجع به خودتون مقداری بیشتر بگید. سنتون؟ سال چندم دانشگاه هستید؟ رابطتون با اعضای خانواده؟ آیا برادر هم دارید؟

    ملاک هاتون برای انتخاب همسر چی هست؟ میتونید توضیح بدید؟
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  10. عدم اجازه خانواده ها برای شناخت جهت ازدواج  سپاس شده توسط elnaz.t,مهدوی,محمد گودرزی,ساجده

  11. ارسال:7#
    بله.بی پولی .زمانی که خواهرام سنشون کمتر بو د تو خونه ای زندگی می کردیم که هرکی میدید فرار میکرد .ولی به نظر من رفتار خیلی سرد اونها هم میتونه باعثش بشه.خلاصه بی پولی دیگه. اینام فامیل بودن خودشون خونواده ساده ای هستن که منو قبول کردن نمیخوام از خودم تعریف کنم اصلا .اتفاقا من همیشه خودمو تو آیینه مقعر می بینم اعتماد به نفسمم خیلی پایینه ولی همه میگن از لحاظ ظاهری من خیلی از اون سر ترم هرچند اصلا خوشم نمیاد اینو بگم فک کنم اونا به خاطر ظاهرم (زیبایی) و اینکه فامیلیم و سخت نمیگریم اومدن طرف من اینو چند بار از زبون مادرش شنیدم نه مستقیم ولی زیاد تو حرفاش به این دوتا نکته اشاره میکنه.تازه 21 سالم شده ترم چهارم دانشگام.رابطم خوبه ولی خب من بیشتر وقتمو دانشگاه یا محل کارمونم ( با خواهر بزرگترم ) اون یه جورایی نان آور خونوادست زیاد همدیگرو نمیبینیم که بخوایم ارتباط خوب داشته باشیم بد نیستیم با هم ها بدون اونا من میمیرم خیلیم دوستشون دارم فقط همدیگه رو کم میبینیم همین .راستی من اون بالا نوشتم 4 تا خواهر اشتباه شده ما 5 تا دختریم با یه داداش دو سال از خودم کوچیکتره.رابطمم زیاد باهاش خوب نیست.
    خب معیارهای من: اول اینکه اعتقادش به خدا قوی باشه پولشم حلال باشه پول زیاد نمیخوام. که ظاهرا اون پسر پسر خوبیه.دوم زرنگو سخت کوش باشه کاملا برعکس بابام. غیرت داشته باشه.محترم و باشخصیت باشه یعنی بهم احترام بزاره. من واقعا نمیدونم چی بگم همه ی دخترا تقریبا یه معیارهای مشترکی رو میگن.یه شغل ثابت داشته باشه که زنو بچش از گشنگی نمیرن که اون نداره.زرنگه ولی کارش و درآمدش زیاد جالب نیست.قدرت واسه من خیلی مهمه .چون هیچوقت پدرم اونو نداشته. آخه میدونید من به خاطر وضعیت بد مالی خیلی تحقیر شدم نه فقط من همه خواهرام حتی برادرم .من هیچوقت از بودن در کنار پدرم خوشحال نبودم راستشو بخواین نمیخوام بهش بی احترامی کنم ولی اصلا به ظاهر و رفتا ر خودش نمیرسه یکی از علتهای ازدواج نکردن خواهرامم یعنی علت اصلیش (به نظر خودم و خواهرام) اینه.زیبایی ظاهری مهم نیست فقط عادی باشه که اون هست کسی باشه که بتونم از هر لحاظ بهش تکیه کنم.دوس ندارم آدم ضعیفی باشه که وقتی کنارشم تحقیرم کنن و اون حسی بهم دست بده که وقتی کنار پدرم بودم بهم دست می داد.پس جمعا شد با ایمان.خوش اخلاق. قدرت مند نمیدونم توضیحاتم روشن و کامله یا نه؟!

    البته ساده و خاکی بودن هم برام مهمه خیلی چون خودم سادم اونم ظاهرا هست
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2015_03_13 در ساعت 19:30
    پاسخ با نقل و قول

  12. عدم اجازه خانواده ها برای شناخت جهت ازدواج  سپاس شده توسط elnaz.t,محسن عزیزی,ساجده

  13. ارسال:8#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    بسیارخوب

    بابت توضیحاتتون ممنونم. قضیه مقداری روشنتر شد.

    اینطور که من متوجه شدم، به دلیل اینکه پدرتون نتوانستند برخی نیازهای مادی، و روانی_عاطفی شما و خانواده رو برآورده سازند، انتظارات شما از همسر آینده تون، به نوعی مرتبط شده با ویژگی هایی که دوست داشتید پدرتون می داشتند، ولی نداشتند. خودآگاهی راجع به این مساله، بسیار مهم است و خوشبختانه خود شما خیلی خوب به این امر واقف هستید. یعنی می دانید برخی انتظارات شما از همسر آینده تان، ریشه در نیازهایی دارد که در طی زندگی تان برآورده نشده. در یک جمع بندی کلی، شاید مهمترین و برجسته ترین نکته و یا یکی از مهمترین نکات و ملاک های شما برای انتخاب همسر، این است که بتوانید به او تکیه کنید و او بتواند به نوعی اِعمال قدرت و نفوذ و مدیریت در خانواده داشته باشد.

    برای اینکه بتوانید این معیارها را به صورت دقیق تر و جزئی تر در فرد مورد نظرتان تشخیص بدهید، تعدادی لینک برایتان قرار می دهم. خیلی با دقت و با حوصله و بدون عجله لینک ها را مطالعه نمایید و بر مبنای آنها، سعی کنید ملاک هایتان را به شکل جزئی تر استخراج کنید و برای بررسی آنها، از طریق شیوه های طراحی سوالات مناسب، و نیز روشهای دیگر جهت تحقیق، اقدام کنید.

    ازدواج و معیارهای انتخاب همسر

    چه نوع سوالاتی باید در جلسه خواستگاری از یکدیگر بپرسیم؟

    چگونه شخصيت واقعی همسر آينده مان را بهتر بشناسيم؟

    تفاوت شناخت پیش از ازدواج با دوستی قبل از ازدواج

    تنظیم معیارهای انتخاب همسر و ملاک های ازدواج

    تامّلی در نقش عقل و عشق(احساس) پیش و پس از ازدواج

    تاثیرات خطای هاله ای و خطای منطقی بر انتخاب همسر و طلاق

    انتخاب خویش قبل از انتخاب همسر: نقش ثبات شخصیت و اهداف در انتخاب شریک زندگی

    در رابطه با انتظارات پیش از ازدواج، چند نکته حائز اهمیت است:

    1. انتظارات باید واقع بینانه باشد. ممکنه برخی از انتظارات از طرف مقابل، واقعا ایده آل گرایانه باشند. درسته که ما دوست داریم همسرمون خیلی ویژگی های مثبت رو داشته باشه و آنطوری که ما می خواهیم باشه، ولی این امکان هست که برخی توقعات ما چندان بجا نباشند. به طور مثال این انتظار که ما می توانیم لزوما افکار، احساسات، و رفتارهای همسر آینده مان را تغییر دهیم، یک انتظار نابجاست. یا مثلا توقع اینکه در زندگی مشترک به هیچ مشکلی برنخوریم، به جا نیست.

    2. انتظارات باید عادلانه باشد. درست است که در زندگی همه ما ممکن است برخی نیازهایمان برآورده نشود، و ما از درون تمایل داشته باشیم آنها را از جاهای دیگری دریافت کنیم و به نوعی جبران کنیم، ولی باید توجه داشته باشیم که دیگران مسئول برطرف کردن همه نیازهای ما نیستند. ما این توان را داریم که علی رغم برخی کاستی ها در زندگی هایمان، با شرایط دشوار سازگار شویم. پس، این درست است که بهتر است یا خوب است نیازهایمان به شکل مناسب برآورده شود، اما اگر هم نشد، باید توان و ظرفیت خود را به عنوان یک انسان بشناسیم و بدانیم که می توانیم بر بسیاری موانع غلبه پیدا کنیم. انتظار اینکه همسر، همه نیازهای گذشته ما را که دوست داشتیم برآورده شوند، و نشده اند، ارضا نماید، در صورتی که شکل کمالگرایانه به خود بگیرد، یا به عنوان یک انتظار که حتما باید برآورده شود، به آن نگریسته شود، ممکن است ناکامی آور باشد. چرا که همسر خود فردی مستقل است با ویژگی های خاص و منحصر به فرد خود. می توان تا حدودی آنچه مد نظرمان است را در او جستجو کرد، ولی توقع اینکه جبران همه چیز را برایمان بکند، نادرست است؛ ضمن اینکه ظرف و توان وجودی خود ما را برای حل مسائلمان کاهش می دهد.

    3. صرفا برای از رهایی از وضعیت فعلی ازدواج کردن، می تواند مشکل ساز شود. اینکه یک ناجی پیدا شود و ما را از شرایط ناگواری که در آن هستیم برهاند، گرچه خوشایند به نظر میرسد، اما باید بدانیم برای یک زندگی سعادتمند و خوشبخت در کنار همسر، اول از همه بهتر است بتوانیم خود را خوشبخت کنیم. کسی که برای خود ارزش قائل است و می تواند برای سعادت خود تلاش کند، احتمال بیشتری دارد که بتواند در سعادت دیگری نیز سهیم باشد. پس، سعی کنید روی مسائلی که با آنها مواجه هستید، کار کنید و با تقویت خود، خودتان را نیرومندتر نمایید و ازدواج شما، صرفا فرار از مسائل فعلی تان نباشد، بلکه در جهت حل مشکلاتتان از همین حالا تلاش و اقدام کنید.

    در خصوص فراهم سازی زمینه های شناخت بیشتر، با توجه به اینکه نوشتید خانواده مذهبی دارید، می توان از طریق وساطت یک روحانی معتمد(یا مشاور متعهد و معتمد خانواده اگر در شهر هست) که خانواده ایشان را قبول داشته باشند، اقدام کرد. بدین صورت که مساله به اطلاع روحانی معتمد و امین برسد و ایشان مساله را بدانند و با صحبت خود بر نظر اعضای خانواده تاثیرگذار باشند تا شرایط جهت شناخت بیشتر فراهم شود.

    راه دوم این است که با آرامش به مادر خود بگویید که من برای انتخاب همسر نیاز به کسب شناخت دارم. تمایلی هم به رابطه خارج از چارچوب شرع و عرف ندارم، اما با این شناخت اندک، نمی توانم جواب نهایی را بدهم. اگر شما تشخیص بدهید، در این مدت که خانواده ها برای رسیدن زمان عقد رسمی معین کرده اند، با اجازه شما صیغه محرمیتی خوانده شود تا من بتوانم از ایشان شناخت مناسب تری کسب کنم.

    راه سوم این است که به خواستگار خود به نوعی اطلاع دهید که من برای تصمیم گیری و بیان نظرم، نیاز به کسب شناخت دارم و با شناخت فعلی، نمی توانم نظر خود را بگویم. ترجیحا پیش از این اقدام، با مادر خود صحبت کنید و مساله را با ایشان در میان بگذارید. اگر مخالف بودند، به ایشان بگویید خودشان به خانواده خواستگارتان مساله را بگویند تا زمینه برای شناخت بیشتر فراهم شود.

    در صورت فراهم شدن زمینه، می توانید خیلی بهتر به کسب شناخت بپردازید و با بررسی شرایط ایشان و واکاوی ملاک ها، همچنین حس خود را نسبت به ایشان بسنجید و ببینید آیا تغییری در آن ایجاد می شود یا نه.

    در نهایت توکل تان بر خدا باشد و بدانید که تا زمانی که رضایت قلبی شما نباشد، ازدواجی صورت نمی پذیرد و بنابراین امیدوارانه روشهای بیان شده را امتحان کنید تا به نتیجه گیری درباره انتخاب خود دست یابید.

    اگر سوالی در رابطه با این موضوع داشتید، همینجا مطرح کنید. در رابطه با مسائل قبلی خود هم در صورت تمایل و احساس لزوم، تاپیک جدید باز کنید.

    ان شاء الله در کنار شما خواهیم بود و در حد توان، به شما کمک خواهیم کرد
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  14. عدم اجازه خانواده ها برای شناخت جهت ازدواج  سپاس شده توسط elnaz.t,روشن

  15. ارسال:9#
    سلام
    واقعا از راهنماییتون ممنونم انشاءالله استفاده میکنم.ممنون که دلسوزانه و با صبر و حوصله نوشته هامو خوندین و راهنماییم کردین.لینک ها یی که گذاشتین خیلی خوبه .براتون بهترین هارو آرزو میکنم.
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •