تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




افسردگی مزمن زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:Milad_Martin
آخرین ارسال:محمد گودرزی
پاسخ ها 30

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

افسردگی مزمن

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    Milad_Martin آواتار ها
    سلام من جوان 21 ساله ای هستم که 92/8/19 رفتم خدمت سربازی هیچ مشکل روحی روانی هم نداشتم نه که نداشته باشم حاد نبود!یادمه راهنمایی بودم بعد از تعطیلی مدارس یه دوره افسردگی 3 ماهه تابستون گرفتم که فقط میخوابیدم هیچ کاری انجام نمیدادم حوصلم سر میرفت و .سیله بازی و ... نداشتم این مسعله خود به خود خوب شد تا رفتم خدمت اونجا بدلیل محیط نا آرومش روح عاطفی من و کم تحملیم و رنجور بودنم به شدت دچار بی مهری قرار گرفتم و به دلایل مختلف دیگه افسرده شدم اونجا چون آموزشی بود (دزفول)کاری از دستم بر نمیومد و لاجرم این دوره 2 ماهه رو گذروندم و به اصفهان شهر خودم برگشتم و اونجا هم منو پست گزاشتن منم با این شرایط روحی و روانیم اصلا نمیتونستم پست بدم و بدبخت شدم انقدر فشار رووووم وارد شد که بینارستان بستریم کردن برج 11 نود و دو داروی والپروات میخوردم که فقط اط ریخت و قیافه منو انداخت 10 روز اونجا بودم بی تاثیر نبود ولی خب تاثیر چندانی هم نداشت...بعد منو از پست برداشتن و یه دکتر دیگه رفتم دلوکستین بهم داد و پیپرازول و ی قرص دیگه کم کم یکم رو اومدم ادامه خدمتم رو گذروندم تا برج 3 خیلی خسته بودم و آشتفته دایم میومدم خواب بودم تا فردای روزی که میخواستم برم هیچی از زندگی متوجه نمیشدم فقط روزا میگذشت قرصو خودم با اراده خودم کم کم در طی 2 هفته گزاشتم کنار فوق العاده شاد و هیجانی و پرحرف و اعتماد به نفس بالا و ... بودم تا برج 8 اصلا قرص نخوردم تا کم کم دوباره همون علایم برگشت کم کم گوشه گیر شدم !کم حرف شدم دیگه نتونستم برم خدمت الان یکماه نرفتمبرعکس اون موقع که خوابم زیاد بود الان کم خواب شدم شدید در 24 ساعت 4 ساعت به زور میخوابم اونم مفید نیست هیچ لذتی نداره انگار نخوابیدم خستگی شدید بدنی دارم تو ذهنم فقط حرفام میاد نمیتونم به زبون بیارم واقعا داغونم عجول شدم با سراسیمگی کار انجام میدم مصرف سیگارم 2 برابر شده احساس گیجی میکنم نمیتونم رو پام وایسم بیقرارم باس را برم خلاصه بگم جسدم جسد... کارم در روز شده صبح بیدار میشم ناشتا سیگار میکشم میام تو جام خسته ی خسته چشمام بستس تو مخم فکره به خودم میپیچم از استرس و بلند میشم قدم میزنم در روز این کارارو هی پشت سر هم انجام میدم داغون شدما
    الان قرص اکس کارپین میخورم با رسپریدون و سیتالوپرام خواب هیچی ندارم + آمی تریپتیلین قبلا تو دوره اول افسردگیم کمی ورزش میکردم پا کامپیوتر میشستم کم و بیش فیلم میدیدم کارایی که به درمانم کمک کنه رو انجم میدادم الان از همه ی اینا ساقط شدم رو به موتم چیکار کنم تو را خدا کمکم کنید ...
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:2#
    Milad_Martin آواتار ها
    شایان ذکر هست که کلا حافظه و تمرکزم ریخته بهم و مشکل اول مال سربازی بود اما الان و دور دوم افسردگیم نمیدونم مال چیه شاید مال ترک قرصاست زیر بغلمم جوری عرق میکنه که اصلا مایه خجالتم شده
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:3#
    درود بر شما آقا میلاد
    به همیاری خوش آمدید....
    نگران نباشید ما با شما همراه هستیم....
    اجازه دهید تا در مورد مسئله شما بررسی های لازم صورت بگیره، اساتید بتونن راهنمایی های لازم را انجام بدهند....
    آرزوی سلامتی برای شما دارم....
    علم، عقل، عمل
    در من چه می گذرد آن زمان که جهان در گذر است....

    taliee-psy.blogfa.com


    پاسخ با نقل و قول

  4. افسردگی مزمن  سپاس شده توسط elnaz.t,niloofarabi,ساجده

  5. ارسال:4#
    Milad_Martin آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد گودرزی نمایش پست ها
    درود بر شما آقا میلاد
    به همیاری خوش آمدید....
    نگران نباشید ما با شما همراه هستیم....
    اجازه دهید تا در مورد مسئله شما بررسی های لازم صورت بگیره، اساتید بتونن راهنمایی های لازم را انجام بدهند....
    آرزوی سلامتی برای شما دارم....
    متشکر دوست عزیز فقط کمک کنید دارم روبه قهقرا میرم... داغونم
    پاسخ با نقل و قول

  6. ارسال:5#
    sanaz1368 آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط Milad_Martin نمایش پست ها
    سلام من جوان 21 ساله ای هستم که 92/8/19 رفتم خدمت سربازی هیچ مشکل روحی روانی هم نداشتم نه که نداشته باشم حاد نبود!یادمه راهنمایی بودم بعد از تعطیلی مدارس یه دوره افسردگی 3 ماهه تابستون گرفتم که فقط میخوابیدم هیچ کاری انجام نمیدادم حوصلم سر میرفت و .سیله بازی و ... نداشتم این مسعله خود به خود خوب شد تا رفتم خدمت اونجا بدلیل محیط نا آرومش روح عاطفی من و کم تحملیم و رنجور بودنم به شدت دچار بی مهری قرار گرفتم و به دلایل مختلف دیگه افسرده شدم اونجا چون آموزشی بود (دزفول)کاری از دستم بر نمیومد و لاجرم این دوره 2 ماهه رو گذروندم و به اصفهان شهر خودم برگشتم و اونجا هم منو پست گزاشتن منم با این شرایط روحی و روانیم اصلا نمیتونستم پست بدم و بدبخت شدم انقدر فشار رووووم وارد شد که بینارستان بستریم کردن برج 11 نود و دو داروی والپروات میخوردم که فقط اط ریخت و قیافه منو انداخت 10 روز اونجا بودم بی تاثیر نبود ولی خب تاثیر چندانی هم نداشت...بعد منو از پست برداشتن و یه دکتر دیگه رفتم دلوکستین بهم داد و پیپرازول و ی قرص دیگه کم کم یکم رو اومدم ادامه خدمتم رو گذروندم تا برج 3 خیلی خسته بودم و آشتفته دایم میومدم خواب بودم تا فردای روزی که میخواستم برم هیچی از زندگی متوجه نمیشدم فقط روزا میگذشت قرصو خودم با اراده خودم کم کم در طی 2 هفته گزاشتم کنار فوق العاده شاد و هیجانی و پرحرف و اعتماد به نفس بالا و ... بودم تا برج 8 اصلا قرص نخوردم تا کم کم دوباره همون علایم برگشت کم کم گوشه گیر شدم !کم حرف شدم دیگه نتونستم برم خدمت الان یکماه نرفتمبرعکس اون موقع که خوابم زیاد بود الان کم خواب شدم شدید در 24 ساعت 4 ساعت به زور میخوابم اونم مفید نیست هیچ لذتی نداره انگار نخوابیدم خستگی شدید بدنی دارم تو ذهنم فقط حرفام میاد نمیتونم به زبون بیارم واقعا داغونم عجول شدم با سراسیمگی کار انجام میدم مصرف سیگارم 2 برابر شده احساس گیجی میکنم نمیتونم رو پام وایسم بیقرارم باس را برم خلاصه بگم جسدم جسد... کارم در روز شده صبح بیدار میشم ناشتا سیگار میکشم میام تو جام خسته ی خسته چشمام بستس تو مخم فکره به خودم میپیچم از استرس و بلند میشم قدم میزنم در روز این کارارو هی پشت سر هم انجام میدم داغون شدما
    الان قرص اکس کارپین میخورم با رسپریدون و سیتالوپرام خواب هیچی ندارم + آمی تریپتیلین قبلا تو دوره اول افسردگیم کمی ورزش میکردم پا کامپیوتر میشستم کم و بیش فیلم میدیدم کارایی که به درمانم کمک کنه رو انجم میدادم الان از همه ی اینا ساقط شدم رو به موتم چیکار کنم تو را خدا کمکم کنید ...
    ببین اقا من حالم ازشما بدتره ولی هیچوقت ازین داروها نخوردم امی تریپتیلین بر قلب ضرر داره ویکی از عوارض های داروهای ضد افسردگی های 3 حلقه ای هست همشون روی قلب تاثییر بدی دارن.والپروات برای بیماران دو قطبی داده میشه مهارکننده انزیم های کبدیه ینی اگه داروی دیگه ای با این قرص استفاده بشه دوزش میره بالا .
    داروهای مهارکننده سروتونین ینی سیتالوپرام فلوکسیتین هم درسته کمترین عوارض دارن ولی برای کبد بد هستن. من یشما پیشنهاد میکنم تا میدونی بستنی بخور چون سروتونین داره و باعث شادی میشه.من خودم امتحانش کردم خیلی خوبه چون من دخترم و اندامم برام مهمه نمیتونم زیاد بخورم ولی تاثییرش از این قرصا خیلی یالاتره.این قرصا فقط باعث میشه شما خواب الودبشین و در دراز مدت باعث تولرانس میشوند.
    پاسخ با نقل و قول

  7. افسردگی مزمن  سپاس شده توسط شروین

  8. ارسال:6#
    Milad_Martin آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط sanaz1368 نمایش پست ها
    ببین اقا من حالم ازشما بدتره ولی هیچوقت ازین داروها نخوردم امی تریپتیلین بر قلب ضرر داره و عرق کردن یکی از عوارض های داروهای ضد افسردگی های 3 حلقه ای هست همشون روی قلب تاثییر بدی دارن.والپروات برای بیماران دو قطبی داده میشه مهارکننده انزیم های کبدیه ینی اگه داروی دیگه ای با این قرص استفاده بشه دوزش میره بالا .
    داروهای مهارکننده سروتونین ینی سیتالوپرام فلوکسیتین هم درسته کمترین عوارض دارن ولی برای کبد بد هستن. من یشما پیشنهاد میکنم تا میدونی بستنی بخور چون سروتونین داره و باعث شادی میشه.من خودم امتحانش کردم خیلی خوبه چون من دخترم و اندامم برام مهمه نمیتونم زیاد بخورم ولی تاثییرش از این قرصا خیلی یالاتره.این قرصا فقط باعث میشه شما خواب الودبشین و در دراز مدت باعث تولرانس میشوند.
    قرص باید باشه نباشه که من دوباره بدتر از قبل میشم! بستنی هم میخورم اما بابا اینا کار ساز نیست منو اگه هر کی ببینه میگه این نیاز به درمان جدی داره واقعا همینطورم هست الان شما
    درباره قرص ها میدونی و میتونی توضیح بدی من همین کارام نمیتونم بکنم شدیدا دچار خلل در حافظه تمرکزم
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:7#
    sanaz1368 آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط Milad_Martin نمایش پست ها
    قرص باید باشه نباشه که من دوباره بدتر از قبل میشم! بستنی هم میخورم اما بابا اینا کار ساز نیست منو اگه هر کی ببینه میگه این نیاز به درمان جدی داره واقعا همینطورم هست الان شما
    درباره قرص ها میدونی و میتونی توضیح بدی من همین کارام نمیتونم بکنم شدیدا دچار خلل در حافظه تمرکزم
    ینی این قرصارو نخوری اختلال تو حافظه داری؟ این قرصا خودشون باعث توهم و گیجی هدیان میشن.
    پاسخ با نقل و قول

  10. ارسال:8#
    Milad_Martin آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط sanaz1368 نمایش پست ها
    ینی این قرصارو نخوری اختلال تو حافظه داری؟ این قرصا خودشون باعث توهم و گیجی هدیان میشن.
    نه اما بر میگرده مشکل حافظه من به افسردگی شدید این باید درمان شه تا اون بیاد سرجاش اینم فعلا انقدر شدید هست که بدون دارو و روانشناس ج نمیده.
    پاسخ با نقل و قول

  11. افسردگی مزمن  سپاس شده توسط محمد گودرزی

  12. ارسال:9#
    sanaz1368 آواتار ها
    بشما قرض متی مازول داده شده ینی شما پرکاری تیرئید داری بخاطر اونکه تعریق زیاد داری.
    پاسخ با نقل و قول

  13. ارسال:10#
    Milad_Martin آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط sanaz1368 نمایش پست ها
    بشما قرض متی مازول داده شده ینی شما پرکاری تیرئید داری بخاطر اونکه تعریق زیاد داری.
    ربطی نداره من استرسم خیلی بالاست!آزمایش تیروئید دادم سالم بوده
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •