تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




مشکل عقد اجباری از پدر و مادر - خواهشا کمک کنید زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:zxczxczxc
آخرین ارسال:elnaz.t
پاسخ ها 8

مشکل عقد اجباری از پدر و مادر - خواهشا کمک کنید

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    zxczxczxc آواتار ها
    سلام و عرض ادب خدمت همه اساتید عزیز

    دختری هستم که پسرعموم (یزید مثلا ) قرار بود بیاد خواستگاریم ، من گفتم ازت متنفرم ، نمی خوامت ، (من کس دیگه ای رو دوست دارم و اون هم عاشق من هست اسمش هم حسین مثلا) گفت که نه میام باهات حرف می زنم اگه راضی نشدی که حلقه رو پس می بریم ولی اگه راضی شدی حلقه رو میندازیم ، منم بر خلاف میل حسین ، گفتم بذار بیاد باهاش صحبت کنم بفهمه که دوستش ندارم و قضیه تمام بشه!

    به اصرار مادرم رفتم ارایشگاه و وقتی که برگشتم دیدم کلی نفر (بابام گفت 400 نفر) مهمون دعوت کردند توی خونه و سفره عقد و چراغونی و همه چی :| همه هم تبریک می گفتن بهم! رفتم تو اتاقم و در رو قفل کردم تا بابام اومد ، به بابام گفتم من از این پسر متنفرم ، نه! گفت تو حق نداری بگی نه! نیم ساعت دیگه میام دنبالت میای پایین! بعد از نیم ساعت اومد و رفتیم توی اتاق پدر و مادرم که 4 تا مرد حضور داشتند و 8-9 تا خانم ! حلوی همه اونا گفتم من راضی نیستم ، من از این پسر متنفرم ، پدرم گفت باشه تو فقط ابرو ریزی نکن جلوی مهمون ها من قول میدم طلاقت رو بگیرم ! منم به اجبار با صورت پر از اشک که همه هم دیدن نشستم و بله رو گفتم به اجبار !

    همون شب تا صبح بیمارستان بودم از درد قلب و نوار قلب گرفتم و سرم توی دستم بود تا صبح که حسین هم پا به پای من بیدار بود ولی یزید ساعت 3-4 رفت خونه شون !
    تا رسیدم خونه ، به بابام جلوی همه گفتم طلاقم رو می خوام و اونم زد توی صورتم و جاش هم کبود هست! و پدرم کلا دبه کرده و می گه تا اخر عمر باید با همین زندگی کنی در صورتی که من ازش متنفرم

    حالا خواستم ببرسم تکلیف من چیه؟ شناسنامه ام هم توی گاو صندوق پدرم هست! یزید هم گفته که زنم رو دوست دارم و طلاقش نمیدم! کارت های بانکیم رو هم برداشتن ، که به این بهونه از اون عوضی بخوام پول بده بهم که باهاش حرف بزنم من ازش متنفرم جدیدا هم نمیذارن از خونه برم بیرون ، می گن تا سر کوچه هم بخوای بری باید یزید باهات بیاد ببرتت

    دوستان خواهشا فقط 5 دقیقه وقت بذارید و یه راه حل پیشنهاد بدید بخدا شب و روزم شده گریه حسین هم نمیذاره خود کشی کنم روزی 100 بار قلبم درد میگیره وتیر میشکه

    باید برم پزشک قانونی ؟ واسه اینکه طلاقم رو بگیرم باید چیکار کنم؟ ایا امکانش هست که فوری طلاقم رو بگیرم و بدون حضور اون عوضی؟ مثلا برم پیش همون عاقد و شهود رو ببرم و بگم که من و به زور عقد کردن و عقد از نظر شرعی باطل هست پس طلاقم رو انجام بده یا خیر؟
    اگه فرار کنم و برم با حسین زندگی کنم چی؟ شناسنامه المثنی هم بگیرم !

    تو رو خدا کمک کنید زندگیم جهنم شده

    عقد من روز شنبه انجام شده و امروز چهار شنبه هست !
    = = = = = = =
    پ.ن : این سوال رو توی یه انجمن دیگه مطرح کردم ، ولی اونا هی فکر می کنن من دروغ می گم ، همینجا بگم ، به ولله قسم ، به خدا قسم ، به شرفم همه حرفام راسته ، اگه دوست داشتید شماره حسین رو بدم بهش ز بزنید ازش بپرسید یا هر راهی که شما می گید که من بتونم ثابت کنم که دروغ نیست! دیگه نمی دونم چیکار کنم باورشون بشه بعضیا که منطق هم ندارن ، فقط تو رو خدا بگید من چیکار کنم
    پاسخ با نقل و قول

  2. مشکل عقد اجباری از پدر و مادر - خواهشا کمک کنید  سپاس شده توسط anahid,جیگر طلا

  3. ارسال:2#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام دوست عزیزبه همیاری خوش اومدید
    نگران نباشید ماکنارتون هستیم وهمیاریتون میکنیم
    شماو آقایی که باهم ازدواج کردیدچندساله هستید؟اون آقا باصطلاح آقاحسین چندساله هستن وچه نسبتی باهاتون دارن؟
    آیاشماسرجلسه خواستگاری عقدشدید؟درست متوجه شدم؟
    علت اینکه پدرتون اینقد اصرار به این ازدواج داشتن چی بوده وچرا قبل ازعقدگفتن طلاقتون رومیگیرن؟
    هنوز با آقاحسین درارتباط هستید؟اگربله دلیلتون؟
    مادرتون نظرشون راجع به این ازدواج چی بود؟
    لطفابه این سوالات پاسخ بدیدتابهتربشه کمکتون کرد
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  4. مشکل عقد اجباری از پدر و مادر - خواهشا کمک کنید  سپاس شده توسط anahid,niloofarabi,zxczxczxc,جیگر طلا,ساجده

  5. ارسال:3#
    zxczxczxc آواتار ها
    شماو آقایی که باهم ازدواج کردیدچندساله هستید؟اون آقا باصطلاح آقاحسین چندساله هستن وچه نسبتی باهاتون دارن؟ من 18 سال ، اون 26 سال - هیچ نسبت فامیلی با ایشون ندارم و 23 ساله هستند

    آیاشماسرجلسه خواستگاری عقدشدید؟درست متوجه شدم؟
    قرار بود خواستگاری باشه ، ولی با برنامه ریزی پدر و مادر بنده و عموی بنده ، بدون هماهنگی بنده مراسم عقد شده

    علت اینکه پدرتون اینقد اصرار به این
    ازدواج داشتن چی بوده وچرا قبل ازعقدگفتن طلاقتون رومیگیرن؟ پدرم اولش گفت فقط ابروریزی نکن جلوی این همه مهمون ، اگه بگی نه مجلس خراب میشه ، بگو آره من قووووول میدم طلاقت رو بگیرم ، ولی الان فهمیدم خواستن گولم بزنن من که گفتم بله ، گفتم یک ماه باهاش باش بعدش طلاق می گیریم ، گفتم نه ازش متنفرم همین امروز ، گفت که شوهر اول و اخرت همینه!

    هنوز با آقاحسین درارتباط هستید؟اگربله دلیلتون؟
    بله ، هم اون من رو دوست داره و هم من اون رو اصلا با بدون هم نمیتونیم زندگی کنیم ضمنا با هیچ گونه رابطه ای با هم نداشتیم ، حتی همدیگه رو لمس هم نکردیم الانم وقتی گریه می کنم ، همش حسین کنارمه و ارومم می کنه ، اگه حسین نبود و نمیذاشت خودکشی کنم تا الان صد دفعه خودم رو کشته بودم

    مادرتون نظرشون راجع به این
    ازدواج چی بود؟ من همزمان دوتا خواستگار داشتم ، پسر داییم و پسرعموم ، مادرم می گفت برادر زاده من ، پدرم می گفتن برادر زاده من ، ولی الان مادرم هم می گه فقط یزید نمی دونم چرا من اصلا براشون مهم نیستم مگه فرق انسان و بقیه موجودات ، قدرت انتخاب و اختیار نیست؟ پس چرا نمی ذارن خودم انتخاب کنم

    لطفابه این سوالات پاسخ بدیدتابهتربشه کمکتون کرد ،
    هر سوال دیگه ای هم بود بپرسید فقط تو رو خدا بگید من چیکار کنم که طلاقم رو بگیرم من حسین رو می خوام
    پاسخ با نقل و قول

  6. مشکل عقد اجباری از پدر و مادر - خواهشا کمک کنید  سپاس شده توسط anahid,جیگر طلا

  7. ارسال:4#
    سلام
    عزیزم این عقد تو از نظر شرعی کاملا باطله.
    خدا به دادمون برسه با این همه ظلم و زیر پا گذاشتن و نادیده گرفتن احکام شرعی مخصوصا به این بزرگی
    خدا پدر و مادرتون رو هدایت کنه
    با عالم دینی ای که باهاش اشنا هستین مشورت و کمک بگیرین
    کاش میان خستگی هایم یکی آهسته می گفت : “خسته نباشی”
    پاسخ با نقل و قول

  8. مشکل عقد اجباری از پدر و مادر - خواهشا کمک کنید  سپاس شده توسط anahid,zxczxczxc

  9. ارسال:5#
    جیگر طلا آواتار ها
    سلام خواهرم
    من مشاور نیستم اما می دونم چه شرایط سختی داری. فعلا تنها کار به نظرم صبر کردنه. کمی صبر کن و توکل، مطمئنا دوستان مشاور راهکارهایی بهتون ارائه می کنند. اما فعلا علاوه بر صبر به خداوند متعال تکیه کن و از اون بخواه مشکلت رو به بهترین نحو حل کنه چرا که میگن خداوند نسبت به بندگانش از مادر به اونا نزدیک تره.
    چه بسا آنچه امروز ما گمان می کنیم برای ما خوب است شاید به صلاح مان نباشد و آنچه امروز آن را بد می دانیم شاید برای ما بهترین باشد.

    پاسخ با نقل و قول

  10. مشکل عقد اجباری از پدر و مادر - خواهشا کمک کنید  سپاس شده توسط anahid,elnaz.t,zxczxczxc,روشن

  11. ارسال:6#
    محسن عزیزی آواتار ها
    سلام

    به همیاری خوش آمدید

    شرایط سختی رو توصیف کردید، اما لازم هست که جهت تصمیم گیری به جا و مناسب و بررسی جوانب مساله، آرامش خودتون رو حفظ کنید. مطمئنا وضعیت اینگونه نخواهد ماند و تکلیف شما دیر یا زود روشن می شود.

    مساله باید از سه جنبه شرعی، حقوقی، و روانشناختی مورد بررسی قرار بگیرد.

    اگر این عقد به گونه ای که بیان کردید اجرا شده باشد، نیاز است که با یک کارشناس مذهبی درباره صحت آن صحبت شود. همچنین مسائل حقوقی بر این ماجرا مترتب است که نیازمند بررسی حقوقی توسط متخصص امر است.

    اما از جنبه روانشناختی، نیاز هست که برای تصمیم گیری درست، ابتدا بر خودتان تسلط بیشتری پیدا کنید. بنابراین، برای رها شدن از وضعیت فعلی و تصمیم گیری درست، لطفا عجله را کنار بگذارید و اجازه بدهید بتوانیم مساله رو به درستی ببینیم.

    از آنجایی که دیدم مساله را در انجمن همدردی هم مطرح کرده اید، پیشنهادم این است که در همدردی اشتراک بگیرید تا از مشاوره مدیریت محترم همدردی، فرشته مهربان، و سایر مشاورین بهره مند شوید. ان شاء الله برای مساله شما، چاره اندیشی مناسبی خواهد شد. پس، مقداری صبوری به خرج دهید تا جوانب مساله تحلیل و بررسی شود.
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  12. مشکل عقد اجباری از پدر و مادر - خواهشا کمک کنید  سپاس شده توسط anahid,elnaz.t,zxczxczxc,جیگر طلا

  13. ارسال:7#
    نقل قول نوشته اصلی توسط zxczxczxc نمایش پست ها
    سلام و عرض ادب خدمت همه اساتید عزیز

    دختری هستم که پسرعموم (یزید مثلا ) قرار بود بیاد خواستگاریم ، من گفتم ازت متنفرم ، نمی خوامت ، (من کس دیگه ای رو دوست دارم و اون هم عاشق من هست اسمش هم حسین مثلا) گفت که نه میام باهات حرف می زنم اگه راضی نشدی که حلقه رو پس می بریم ولی اگه راضی شدی حلقه رو میندازیم ، منم بر خلاف میل حسین ، گفتم بذار بیاد باهاش صحبت کنم بفهمه که دوستش ندارم و قضیه تمام بشه!

    به اصرار مادرم رفتم ارایشگاه و وقتی که برگشتم دیدم کلی نفر (بابام گفت 400 نفر) مهمون دعوت کردند توی خونه و سفره عقد و چراغونی و همه چی :| همه هم تبریک می گفتن بهم! رفتم تو اتاقم و در رو قفل کردم تا بابام اومد ، به بابام گفتم من از این پسر متنفرم ، نه! گفت تو حق نداری بگی نه! نیم ساعت دیگه میام دنبالت میای پایین! بعد از نیم ساعت اومد و رفتیم توی اتاق پدر و مادرم که 4 تا مرد حضور داشتند و 8-9 تا خانم ! حلوی همه اونا گفتم من راضی نیستم ، من از این پسر متنفرم ، پدرم گفت باشه تو فقط ابرو ریزی نکن جلوی مهمون ها من قول میدم طلاقت رو بگیرم ! منم به اجبار با صورت پر از اشک که همه هم دیدن نشستم و بله رو گفتم به اجبار !

    همون شب تا صبح بیمارستان بودم از درد قلب و نوار قلب گرفتم و سرم توی دستم بود تا صبح که حسین هم پا به پای من بیدار بود ولی یزید ساعت 3-4 رفت خونه شون !
    تا رسیدم خونه ، به بابام جلوی همه گفتم طلاقم رو می خوام و اونم زد توی صورتم و جاش هم کبود هست! و پدرم کلا دبه کرده و می گه تا اخر عمر باید با همین زندگی کنی در صورتی که من ازش متنفرم

    حالا خواستم ببرسم تکلیف من چیه؟ شناسنامه ام هم توی گاو صندوق پدرم هست! یزید هم گفته که زنم رو دوست دارم و طلاقش نمیدم! کارت های بانکیم رو هم برداشتن ، که به این بهونه از اون عوضی بخوام پول بده بهم که باهاش حرف بزنم من ازش متنفرم جدیدا هم نمیذارن از خونه برم بیرون ، می گن تا سر کوچه هم بخوای بری باید یزید باهات بیاد ببرتت

    دوستان خواهشا فقط 5 دقیقه وقت بذارید و یه راه حل پیشنهاد بدید بخدا شب و روزم شده گریه حسین هم نمیذاره خود کشی کنم روزی 100 بار قلبم درد میگیره وتیر میشکه

    باید برم پزشک قانونی ؟ واسه اینکه طلاقم رو بگیرم باید چیکار کنم؟ ایا امکانش هست که فوری طلاقم رو بگیرم و بدون حضور اون عوضی؟ مثلا برم پیش همون عاقد و شهود رو ببرم و بگم که من و به زور عقد کردن و عقد از نظر شرعی باطل هست پس طلاقم رو انجام بده یا خیر؟
    اگه فرار کنم و برم با حسین زندگی کنم چی؟ شناسنامه المثنی هم بگیرم !

    تو رو خدا کمک کنید زندگیم جهنم شده

    عقد من روز شنبه انجام شده و امروز چهار شنبه هست !
    = = = = = = =
    پ.ن : این سوال رو توی یه انجمن دیگه مطرح کردم ، ولی اونا هی فکر می کنن من دروغ می گم ، همینجا بگم ، به ولله قسم ، به خدا قسم ، به شرفم همه حرفام راسته ، اگه دوست داشتید شماره حسین رو بدم بهش ز بزنید ازش بپرسید یا هر راهی که شما می گید که من بتونم ثابت کنم که دروغ نیست! دیگه نمی دونم چیکار کنم باورشون بشه بعضیا که منطق هم ندارن ، فقط تو رو خدا بگید من چیکار کنم
    درود بر کاربر محترم که موضوع خود را مطرح فرمودند و تمامی دوستان و اساتید
    پیشنهاد بنده:شرایطی را که توصیف کردید را لمس کردم و مورد بررسی قرار دادم، به شما حق می دهم که در شرایط روحی خوبی نباشید. این عمل تمام سیستم خانواده را در گیر کرده است و اگر قرار باشد تغییری صورت پذیرد تمام سیستم خانواده از جمله پدر و مادر باید در مشاوره شرکت داشته باشند. بررسی تیپ شخصیتی شما از مهمترین قسمت مشاوره است که عوامل زمینه ساز چنین تصمیمی از طرف پدر و مادر را آشکار می کند. اطلاعاتی که برای این مشاوره نیاز است گفته های پدر و مادر شما می باشد که در این قسمت قابل بررسی نیست و سیستم خانواده در این مباحث ناقص است.صرفا بر مبنای گفته های شما راهکاری ارائه نمی شود یا اگر راهکاری ارائه شود بنده شرایط علمی ارائه راهکار در این مسئله را ندارم.(لطفا هنجارهای فرهنگی منطقه خود ر را هم مد نظر داشته باشید، بعضی اوقات وحشت خانواده و شتابزدگی آنها در تصمیمات این چنینی ریشه ی فرهنگی دارد)الان مهمترین زمانی است که گریه و آزار خودتان کاری از پیش نمی برد و زمان تفکر منطقی است. یکی از راه های حل مشکل شما تمرکز بر نفر سوم یا همان داماد اجباری است که اگر بصورت منطقی و با حضور یک متخصص گفتگو شود احتمالا مسئله بهبود پیدا کند.
    آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما دارم.....
    علم، عقل، عمل
    در من چه می گذرد آن زمان که جهان در گذر است....

    taliee-psy.blogfa.com


    پاسخ با نقل و قول

  14. مشکل عقد اجباری از پدر و مادر - خواهشا کمک کنید  سپاس شده توسط anahid,elnaz.t,zxczxczxc,جیگر طلا

  15. ارسال:8#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام دوست عزیز
    من چندسوال دیگه هم داشتم ازتون که الان به ذهنم رسید بااجازه مشاورین من سوالاتم رو در ادامه سوالات قبلم میپرسم
    خب مسئله شماهمون طورکه آقای دکتر گفتن باید از سه جنبه مورد بررسی قراربگیره
    اما یک چیز اینجا مهمه واون هم اینکه تا صحت یا عدم صحت ازدواجتون مورد بحث وبررسی قرار نگرفته ارتباط شما باآقاحسین کاملا اشتباست
    گفتید هیچ نسبت فامیلی با آقاحسین ندارید پس سوال بنده اینه شماازچه طریق با ایشون آشناشدید؟
    قبل ازاینکه به عقد پسرعموتون دربیاید آقاحسین ازشماخواستگاری کرده بودن؟
    آیا به نظرتون پسرعموتون معیارهای شمابرای ازدواج رونداشتن؟
    پسرعموتون چه ویژگی برجسته ای ازنظرخانوادتون داره؟ازنظرشماچطور؟(صرف نظر از نظری که الان نسبت بهشون دارید بیان کنید لطف)
    فعلابه این سوالات پاسخ بدید
    موفق باشید
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...

    پاسخ با نقل و قول

  16. مشکل عقد اجباری از پدر و مادر - خواهشا کمک کنید  سپاس شده توسط zxczxczxc,جیگر طلا

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •