تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




سردرگمی در مورد اینده... به کمکتون نیاز دارم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:m12
آخرین ارسال:m@ri
پاسخ ها 24

صفحه‌ها (3): صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

سردرگمی در مورد اینده... به کمکتون نیاز دارم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:21#
    m@ri آواتار ها
    سلام...من حرفاتوناامروز تو قسمت سال 94 خوندم،چرا دیگ توی تاپیکتون نیمدینو حرف بزنین؟
    راسش من هنوز متوجه نشدم ک شما دخترین یا پسر😂!
    میشه بیشتر راجب خودتون توضیح بدین؟داشتین راجب زندگیه مشترک و تنهایی واینک هرکدوم جداین صحبت میکردین مث اینک،خب بیشتر بگین،اینجا هرجور دوسدارین حرف بزنین من ک ب شخصه خیلی دوسدارم بخونم
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:22#
    سلام خوبید من دخترم ........
    اینجام واسه این نمیومد که دیگه کسی برام پیشنهادی نداشت....
    راستش ما جدا نیستیم ولی گاهی شرایط باعث میشه تنها باشیم مثلا اینکه همسرم درکل انسان خوبی هستن ولی ما تو زندگیمون مثل بیشتر مردم دیگه دچار مشکلات میشیم... مثلا روز سیزده بدر مجبور بودیم هرکس باخانواده خودش باشه این تنها بودن رو هم خیلی تلاش کردم به خوبی صورت بگیره که نشد ....
    من کلا ادم حساسی هستم هم نسبت به خودم هم اطرافیانم ... گاهی این حساس بودن من خیلی باعث درگیری میشه...
    توهین به خانوادم رو حتی در کوچکترین مورد نمی پذیرم... تا حالا خیلی اتفاق افتاده که مادر شوهرم چیزی بگن که خوشایندم نباشه ولی باهاش کنار اومدم و برام مهم نبود .... ولی توهین به خانوادم تو روز سیزده بدر برام غیر قابل تحمل بود...
    از طرفی همسرم همیشه به خونه اشون سر میزنن نه اینکه فکر کنید من مخالفم ... اصلا و ادا .... تا زمانی که رو همسرم تاثیری نداشته باشه من همجور که دلم میخواد خودم به خانوادم سر بزنم همسرم هم حق داره هر وقت خواست بهشون سر بزنه...
    ما تمام مناسبت های مهم سال رو همراه خونواده همسرم هستیم مثا شب یلدا , عید قربان, چهارشنبه سوری و روز اول عید و ....درحالی که اونه سرشون شلوغه و همواره دخترا و پسر دیگه اشونم اونجا هستن , درحالی من فرزند بزرگ خانواده هستم و یه خواهر کوچیک دارم.... من تنها انتظاری که دارم حداقل یه بارم با خانواده من باشیم .... ایا این دلیلی میشه که مادر شوهر ناراحت بشن.....
    راستش من بیشتر تقصی خودم میدونم که همیشه تبعیت کردم بدون هیچ اعتراضی... امسال بدترین روز تولدم رو گذروندم ... هدیه ای که از همسرم گرفتم با مادرشون خریده بودن .... شاید به نظر خیلی ها چیز مهمی نباشه ولی در شرایط ما واقعا سخت بود ..........
    پاسخ با نقل و قول

  3. ارسال:23#
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:24#
    m@ri آواتار ها
    عزیزم شاید بگم درکت نمیکنم،اما خیلی خوب اون غمه درونتا میفهمم...
    شما بخاطر بقیه نبایدازهمسرتون جدابشین،سعی کنین همسرتونا با حرف زدن مجاب کنین،من اطرافم خیلی ازین مشکلاتو سراغ دارم،اما بنظر من این مشکلات باحرف زدن خیلی خوب حل میشه تااینک سکوت کنین،شما کاری کنین ک مادرشوهرتون شرمنده بشن و خوبیه شمارا درک کنن،گاهی اوقات شرمنده کردنه بقیه خیلی بهتر از دعوا و بحثه،خب من مجردم و شاید تواین زمینه تجربم کم باشه اما اطرافم خیلی زیاد دیدم،بله همین زیاد تبعیت کردنا تاثیراتشو بعد نشون میده،معاشرتا فقط باید درحدی باشه ک احترام حفظ بشه وگرن ن اینک هرچ مادرشوهرتون بگن شمااطاعت کنین!شما دیگ یه انسانه مستقلین،اما خاهشه من اینه ک بخاطر بقیه ازهمسرتون دوری نکنین
    پاسخ با نقل و قول

  5. سردرگمی در مورد اینده... به کمکتون نیاز دارم  سپاس شده توسط m12

صفحه‌ها (3): صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •