نقل قول نوشته اصلی توسط sara1818 نمایش پست ها
مسئله ی بدتر اینه که حتی اگه خطری برای فهمیدن ماجرا هم وجود نداشته باشه من نمی تونم با وجدان آسوده با مردی زندگی کنم چراکه دارم در واقع اونو فریب میدم.... و هرشبی که سر به بالشت میذارم تمام صحنه های گذشتم مرور میشه و درد می کشم من قطعا با این روان درگیر نمی تونم همسر خوبی باشم
درود بر شما کاربر محترم و اساتید محترم
با کسب اجازه از اساتید بنده پیشنهاد خودمو بیان می کنم:
1. شما در زمان گذشته تعهدی به این خواستگار جدید نداشته اید در نتیجه گذشته ی شما به هیچ شخصی مربوط نمی شود و اطلاعات و رفتارهایی است که فقط به شخص خودتون مربوط میشه.در نتیجه افکاری که در ذهن شماست فقط در نتیجه رفتار های گذشته شما است. شما رفتارتان نیستید ولی مسئول رفتار خود هستید، شما افکارتان نیستید ولی مسئول افکار خود هستید.اگر رفتاری در گذشته انجام داده اید که اشتباه بوده است رفتار شما مشکل داشته، چرا شخصیت خود را تحت فشار قرار می دهید. خب حالا که متوجه شده اید مشکل از کجا بوده دیگر آن رفتار مضر انجام نمی شود.
2. گذشته .....در گذشته........اشتباهات برای آموختن هستند نه برای آویختن..........که درباره این موضوع هم از منظر شرعی برای شما توضیحاتی داده شده است.
3. یکیش بسه...........یا گناه یا احساس گناه.........
4.با تمرکز بر این که رفتار من در گذشته اشکال داشته، دقت بفرمایید رفتار من در گذشته اشکال داشته ولی خود شخصیت من اشکال ندارد، با علم، عقل مسئله خودتون رو بررسی کنید و بعد دست به عمل بزنید.
5. انسان جایزالخطاست.........اگر قرار باشد کسی در گذشته خطایی انجام دهد و بعد شروع به خودسرزنش گری بزند دیگر زندگی مفهومی برای او ندارد.
6. قبل از ازدواج از مشاوره های پیش از ازدواج استفاده کنید، دقت فرمایید روانشناس خوب پیدا کنید حتی اگر چند برابر هزینه می کنید. تفاوت یک عمه درمان با یک روان درمان بسیار زیاد است.در مشاوره پیش از ازدواج نیاز به بیان روابط گذشته ندارید چون علت و معلول رفتار شما در گذشته بوده و دیگر تکرار نشده نیاز به بیان این موضوع ندارید.با توجه به سن شما در آن رابطه مقداری جهت گیری های زیستی و شخصیتی هویت تأثیرگذار بوده اند.
7. این جلمه در ذهن شما باشد، من در گذشته مرتکب رفتار اشتباهی شده ام، پس آن رفتار باید حذف شود یا اصلاح گردد. شخصیت من مشکل ندارد. این خودسرزنش گری شخصیت ریشه در کودکی دارد که پدر و مادر برای دعوا کردن یک بچه هی رفتار او را با تخریب شخصیت او جبران می کردند برای مثال پسر بچه یک لیوان را می شکند پدر و مادر در جواب می گویند چه پسره بدی، ما دیگه دوستش نداریم. با این جملات شخصیت فرزند تخریب می شود. رفتار فرزند به شخصیت او نسبت داده می شود که در بزرگسالی آسیب زا می باشد.
در آخر امیدوارم که بهترین تصمیم را در زندگی خود بگیرید.....
آرزوی خوشبختی برای شما دارم......