تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




به اجبار همسرم نماز می خوانم زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:بارسلون
آخرین ارسال:m12
پاسخ ها 6

به اجبار همسرم نماز می خوانم

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام دوستان
    حدود 6 سال پیش زمانی که بسیار مذهبی بودم ازدواج کردم. در این مدت مطالعاتم بسیار گسترش پیدا کرد و عقاید دینی خود را از دست دادم. البته برای برزگان دینی و آموزه های اخلاقیشان احترام قائلم و مفید می دانم.
    یکی دوسالی است که فرائض دینی برایم بی معنا شده ولی خانمم با اینکه می تواند با ذهنی باز افکارم را پذیرا شود ولی نمی تواند فوت نماز را تحمل کند.

    من هم در یکی دو سال گذشته چنین می کنم ولی واقعا برایم آزاردهنده شده و خسته شده ام...
    کارشناس محترم می توانید مرا راهنمایی فرمایید؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. به اجبار همسرم نماز می خوانم  سپاس شده توسط anahid,Far Zane

  3. ارسال:2#
    sara2 آواتار ها
    سلام به همیاری خوش اومدین
    1.سن شما و همسرتون؟
    2.مطالعاتتون در چه زمینه ای بوده؟
    3.از اینکه از عقایدتون دست کشیدین چه حسی دارین؟
    4.زمان ازدواج در این مورد با همسرتون چه صحبتی کردین؟
    بر چهره مسیح روی صلیب و بر لبان چاپلین روی صحنه لبخندیست
    دردهای بزرگ را نمیتوان گریست...
    پاسخ با نقل و قول

  4. به اجبار همسرم نماز می خوانم  سپاس شده توسط anahid,Far Zane,niloofarabi

  5. ارسال:3#
    سلام متشکرم.
    1. هر دو 30 سال.
    2.علم ، فلسفه، الهیات، تاریخ اسلام، حدیث، تاریخ ادیان و....
    3. حس خوبی دارم. گاهی نیز می ترسم که اشتباه کرده باشم و بنابراین با اطرافیان بسیار مشورت و بحث می کنم.
    4.در این مورد حرف نزدیم ولی هر دو ملاکمان مذهبی بودن طرف مقابل بود. ولی الان معتقدم چنین ملاکی صحیح نیست. مثل اینکه کسی ملاکش ان باشد که همسرش همیشه فلان قیافه را داشته باشد در حالی که انسان زنده تغییر می کند. آنچه مهم است التزام به اخلاق است.
    پاسخ با نقل و قول

  6. به اجبار همسرم نماز می خوانم  سپاس شده توسط Far Zane

  7. ارسال:4#
    samin66 آواتار ها
    سلام.
    به همیاری خوش آمدید
    مذهب از فعل ذهب گرفته شده. ذهب یعنی رفتن، پس مذهب میشه محل رفتن. محل رفتن هم همان راه هست. پس مذهب یعنی راه (به نقل از معنای مذهب | پرسمان دانشجويي - معارف اسلامی). حالا هر کس با توجه به تفحص یا دانسته های عقلی و ذهنی خود راه و به عبارتی مذهبی را انتخاب می کند. شاید در شناسنامه فردی نوشته شده باشد مذهب شیعه . اما مذهب ذهنیش چیز دیگری باشد. خود اسلام هم گفته لااکراه فی الدین. در دین اجبار نیست. ولی.... یک ولی هست. ولی دوست عزیز برو تفحص دقیق در دین کن. خب الان هدف من باز کردن مسائل دین و... نیست. هدف حل مشکل شما است. مطالب بالا را هم من باب مقدمه ای ذکر کردم.
    فرمودید که در زمینه های مختلف مطالعه دارید. خوبه که آدم حجم مطالعاتیش رو بالا ببره. اما باید مطالعاتی داشته باشه که براش سودمند باشه. بر فرض من رشته ام پزشکی هست و باید اطلاعات روزم را در این باره بالا ببرم.اما به جای این که وقت روی مسائل پزشکی و کمک به همنوع بذارم، وقتم رو صرف مطالعه مطالبی میکنم که زیاد به کارم نیاد. پس هر مطالعه ای سودمند نیست.
    مگر عمر یک انسان چند سال است که بخواهد در زمینه های مختلف تخصص پیدا کند؟!
    به نظر من بهتر است اول تکلیف قطعی را با خودتان مشخص کنید. صرف اینکه مطالعه یک کتاب دینی یا دیدن فرد مذهبی در تلویزیون برای شما خوشایند نبود، نباید کل مذهب اسلام را از همین یک دریچه نگاه کنید. مولامون علی (ع) می فرمایند به تعداد افراد روی زمین، راه رسیدن به خدا وجود دارد. داشتیم کسانی که به زور خانواده چادر بر سر گذاشتند و مدتی بعد چادر را کنار گذاشتند .اما همین افراد چند سال بعد مجددا چادر را با عشق به سر گذاشتند و به هیچ وجه حاضر به ترک آن نیستند. چرا؟!
    اصلا به حرف مردم کاری نداشته باشید. خودتان محکم و استوار بایستید و تفحصی کامل به کمک همسرتان در دین کنید.
    میدونید مشکل خیلی از ماها در این زمینه چیه؟ اینه که ما تنبلی و بی حوصلگی در تفحص و مطالعه دینی را به پای این میذاریم که کسی نیست تا در این زمینه ما را راهنمایی کنه.
    سالها قبل یه دوستی داشتم که در زمینه دین خیلی بالا بود، میگفت نماز رو بخون حتی شده به اجبار. حتی وقتی خسته و بی حوصله ای. میدونی چرا؟ چون همین نماز خوندن حتی اگه از سر اجبار باشه شاید تو ازش لذتی نبری ولی خیلی بلایا رو از زندگی دفع میکنه. خیلی جاها به دادت رسیده و خواهد رسید که خودت خبر نداری.
    ان شاءالله که موفق باشید.
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:5#
    samin66 آواتار ها
    3. حس خوبی دارم. گاهی نیز می ترسم که اشتباه کرده باشم و بنابراین با اطرافیان بسیار مشورت و بحث می کنم.

    راستی جمله بالا رو که نوشتی کمی نیاز به تامل داشت. همین ترسی که داری تو رو به اینجا کشونده. همین ترس هست که آرامشت رو گرفته و تو رو به حرکت کشونده تا تو بدونی که راه رو اشتباه میری یا نه. پس این حس به ظاهر خوب کذائی و مصنوعی هست. صراط مستقیم راهی نیست که خیلی راحت به دست بیاد. درست مثل تمام چیزهای خوب، باید برای رسیدن به راه مستقیم زحمت بکشی و تلاش کنی. پس تا دیر نشده حرکت کن. عمر ما بسیار کوتاهتر از چیزیه که بخواهیم حتی لحظه ای را هدر دهیم.
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  9. ارسال:6#
    وای خدا منم خیلی اصار دارم که همسرم نماز بخونه وقتی مطلبتون رو خوندم ... کلی سوال اومد تو ذهنم ......... خیلی بده که نمیشه دیگه تاپیک جدید زد.......
    پاسخ با نقل و قول

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •