تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




خواستگار سرد زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:zahra6500
آخرین ارسال:clinical psychologist
پاسخ ها 8

خواستگار سرد

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    . دختری 28 ساله اصالتا کرمانی و دانشجوی
    دکتری در تهران هستم.
    حدود سه ماه پیش همکار قدیمی ام به من ابراز
    علاقه کرد و اعلام کرد که قصد ازدواج دارد. و
    تصمیم بر این شد که میزان ارتباطاتمان را
    بیشتر کنیم تا بتوانیم شناخت جامع تری نسبت
    به یکدیگر پیدا کنیم. اما از همان ابتدای
    رابطه متوجه شدم ایشان انسان سردی می باشند .
    مثلا هفته ای یکبار تماس می گرفتند و یا هر
    دو یه روز یک پیام احوال پرسی می فرستادند.
    که بنده چنین بار به ایشان اعتراض کردم که
    میزان ارتباطات ما خیلی کم است و با این وضع
    هیچ شناختی حاصل نمی شود. که هر بار ایشان
    بهانه های مختلفی می آورند مثلا فراموش
    کردم. سرم شلوغه، من در یادت هستم، وقتی کار
    دارم یادم میره زنگ بزنم و ...
    در طول این سه ماه ما کلا 3 بار با هم بیرون
    رفتیم .
    از سوی دیگر من فرزند اول خانواده هستم و
    همیشه مورد توجه پدر و مادرم بودم و به هیچ
    عنوان تحمل برخورد سرد و کم توجهی را ندارم.
    و حتی پدر و مادر خودم هم خیلی با هم صمیمی
    هستن
    حدود یک ماه بعد از آَشنایی مون اعلام کرد که
    قرار است برای ادامه تحصیل به آمریکا برود و
    شرایط به گونه ای است که نمی توانیم تا 5 سال
    اول به ایران برگردیم و همچنین قرار است
    برای همیشه آنجا زندگی کند بهم گفت رو این
    قضیه فک کن و اگه اذیت میشی این رابطه رو قطع
    کنیم.
    با اینکه من به خونوادم وابسته ام و این
    شرایط برام سخته اما پاسح من بهش این بود که
    اگه بتونیم نسبت به هم شناخت کافی پیدا کنیم
    و مطمئن شیم که می تونیم هم رو خوشبخت کتیم
    محل زندگی خیلی مهم نیست. بعد از این قضیه
    کماکان رابطه ما کمرنگ تر می شد و میزان تماس
    از جانب ایشون کمتر می شد و مرتب من از وضعیت
    موجود عصبانی می شدم و باهاش تماس می گرفتم و
    بهش اعتراض می کردم.
    تا اینکه نهایتا بهش گفتم تحمل بی توجهی و بی
    اعتنایی برای من خیلی سخته و اگه می بینی
    واقعا نمی تونی این خواسته من رو برآورده
    کنی بهتره ارتباطمون رو کامل قطع کنیم. و بعد
    از اون خودم برای تعطیلات عید به کرمان
    برگشتم. حدود یک 3-4 روز با هم تماس نداشتیم و
    بعد زنگ زد و گفت بهتره عجولانه تصمیم گیری
    نکنیم و گفت من همین شخصیتی هستم که میبینی
    و قابل تغییر نیستم. رو این قضیه فکر کن و بعد
    تصمیم گیری کن. تا 4-5 روز مرتب روزی یکبار با
    من تماس می گرفت و ابراز علاقه و دلتنگی می
    کرد ...اما مجددا ارتباط رو کم کرد و الان
    حدود یک هفته است که با من هیچ تماسی نگرفته
    و این بار تصمیم گرفتم که من باهاش تماس
    نگیرم و صبر کنم تا خودش تماس بگیره. این
    قضیه واقعا من رو کلافه کرده و نمی دونم با
    این آدم باید چجوری برخورد کردم.
    از طرفی چون با توجه به شناختی که از ایشون
    به عنوان همکار دارم به نظر میرسه آدم سالمی
    است می ترسم با نه گفتن بهش ضرر کنم. و سن من
    هم دیگه کم نیست که بخوام بدون فکر بهش بگم
    نه.
    لطفا راهنماییم کنید که با این آدم باید چه
    برخوردی داشته باشم؟ آیا به نظرتون باید بهش
    جواب رد بدم
    پاسخ با نقل و قول

  2. خواستگار سرد  سپاس شده توسط anahid,Far Zane

  3. ارسال:2#
    sanaz1368 آواتار ها
    سلام متنتو خوندم.امیدوارم مشاورا بیان کمکتون کنن. ان شاالله
    پاسخ با نقل و قول

  4. خواستگار سرد  سپاس شده توسط anahid,Far Zane

  5. ارسال:3#
    Far Zane آواتار ها
    دوست عزیز سلام
    به همیاری خوش اومدین و از صبرتون ممنونم...

    خب راستش به نظر من ازدواج ی امر بسیار مهمی هست و شما قراره عمری با ایشون زندگی کنین و به نظر میرسه تغییر کردن ایشون محاله...

    شما برخلاف ایشون ادم سردی نیستین..و به این فکر کنین شما در صورتی ک با ایشون ازدواج کنین میخواین در یک کشور غریبه زندگی کنین...و مطمئنا مسئله سرد بودن ایشون براتون عذاب آور خواهد بود...

    به نظر من این رابطه رو تمومش کنین...

    باز منتظر باشین تا مشاورین تالار بهتون راهنمایی بدن
    موفق باشین
    خدایا

    کودکان گل فروش را میبینی ؟

    مردان خانه به دوش

    دخترکان تن فروش

    واعظان دین فروش

    پسران کلیه فروش

    انسانهای آدم فروش

    همه را میبینی؟

    میخواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم ، دیگر زمینت بوی زندگی نمیدهد!!!
    پاسخ با نقل و قول

  6. خواستگار سرد  سپاس شده توسط anahid

  7. ارسال:4#
    samin66 آواتار ها
    سلام.
    دیر ازدواج کردن و یا حتی اصلا ازدواج نکردن بهتر از یک ازدواج غلط است.
    به فرد مورد نظر امتیاز بدید. یعنی هر مورد اخلاقی و شغلی و.... را در ذهنتان یادداشت کنید و به تک تک مورد نمره بدهید. اگر تمام موارد نمره قبولی گرفت میتونه انتخاب خوبی باشه اما اگه در برخی موارد نمره ردی گرفت و در برخی موارد نمره 20 پی باید خیلی بیشتر تامل کنی.
    این نشون میده که ایشون فرد پر مشغله ای هستند و اول کار و سپس زندگی در اولویت هست. چطور امکان دارد فردی فراموش کند که به خواستگارش زنگ بزند؟ مگر اینکه موضوع خیلی مهم نباشد و از سر اجبار ازدواج میکند. یادتان باشد قرار است با مشخصات الان این فرد زندگی کنید و تصور تغییر دادن ایشان را در اینده از ذهنتان بیرون کنید.
    مسلما ایشان به خاطر شرایط کاریش میخواهد به خارج برود. یعنی در آنجا قرار است صبح تا شب بیرون از منزل باشد. آیا شما میتونید صبح تا شب خانه در یک کشور غریب زندگی کنید؟
    بسیار بسیار تامل کنید. خودتان بالغ و عاقل هستید. مراق باشید وسوسه شرایط ایشان منطق را از شما دور نکند.
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  8. خواستگار سرد  سپاس شده توسط anahid,Far Zane

  9. ارسال:5#
    سلام
    دوست عزیز من روانشناس نیستم ... ولی به نظر من در این مورد باید خودتون تصمیم بگیرید ... الویت شما اگه توجه ایشون باشه به نظر من یکم زندگی براتون با این شرایط سخت میشه اخه اصولا اقایون اوایل خیلی ابراز علاقه میکنن و رفته رفته که مطئن میشن کسی رو که دوست دارن به دست اوردن و مشغله های زندگی شون هم زیاد میشه این ابراز علاقه ممکن کمرنگتر هم بشه که در زندگی خود من هم کمی این مسئله صدق میکنه....
    و همچنین اصلا به این مسئله فکر نکنید که بتونید تغییری در طرف مقابل ایجاد کنید این تغییر اگر هم ایجاد بشه خیلی کمرنگتر خواهد بود....
    مخصوصا که شما قراره چند سالی رو دور از خانواده خودتون هم زندگی کنید به طور طبیعی اوایل زندگی مشترک دو نفر اختلافهایی وجود خواهد داشت چون قراره دونفر با سبک زندگی های مختلف زیر یک سقف باهم بسازن...و در اونجا شما محرمی رو برای دردو دل یا شاید مشاوره نخواهید داشت.... د رعوض ایشون بنا به گفته شما از نظر اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی انسانی کامل و خوب هستن ولی هیچ کدام از اینها دلیل بر این نمیشود که بگوییم شما جواب رد یا مثبت بدهید...
    با این شرایط شما اول باید الویت های خودتون رو بررسی کنید که چه چیزی برای شما در زندگی مشترک خیلی مهم و ضروری است و نبود ان باعث میشود زندگی به کامتان تلخ شود...
    راستش حرفهای من فقط بر اساس چند سال نامزدی و زندگی مشترک گفته شد.... امیدوارم کمی به دردتون بخوره
    براتون ارزوی خوشبختی میکنم
    پاسخ با نقل و قول

  10. خواستگار سرد  سپاس شده توسط anahid,Far Zane

  11. ارسال:6#
    نقل قول نوشته اصلی توسط zahra6500 نمایش پست ها
    . دختری 28 ساله اصالتا کرمانی و دانشجوی
    دکتری در تهران هستم.
    حدود سه ماه پیش همکار قدیمی ام به من ابراز
    علاقه کرد و اعلام کرد که قصد ازدواج دارد. و
    تصمیم بر این شد که میزان ارتباطاتمان را
    بیشتر کنیم تا بتوانیم شناخت جامع تری نسبت
    به یکدیگر پیدا کنیم. اما از همان ابتدای
    رابطه متوجه شدم ایشان انسان سردی می باشند .
    مثلا هفته ای یکبار تماس می گرفتند و یا هر
    دو یه روز یک پیام احوال پرسی می فرستادند.
    که بنده چنین بار به ایشان اعتراض کردم که
    میزان ارتباطات ما خیلی کم است و با این وضع
    هیچ شناختی حاصل نمی شود. که هر بار ایشان
    بهانه های مختلفی می آورند مثلا فراموش
    کردم. سرم شلوغه، من در یادت هستم، وقتی کار
    دارم یادم میره زنگ بزنم و ...
    در طول این سه ماه ما کلا 3 بار با هم بیرون
    رفتیم .
    از سوی دیگر من فرزند اول خانواده هستم و
    همیشه مورد توجه پدر و مادرم بودم و به هیچ
    عنوان تحمل برخورد سرد و کم توجهی را ندارم.
    و حتی پدر و مادر خودم هم خیلی با هم صمیمی
    هستن
    حدود یک ماه بعد از آَشنایی مون اعلام کرد که
    قرار است برای ادامه تحصیل به آمریکا برود و
    شرایط به گونه ای است که نمی توانیم تا 5 سال
    اول به ایران برگردیم و همچنین قرار است
    برای همیشه آنجا زندگی کند بهم گفت رو این
    قضیه فک کن و اگه اذیت میشی این رابطه رو قطع
    کنیم.
    با اینکه من به خونوادم وابسته ام و این
    شرایط برام سخته اما پاسح من بهش این بود که
    اگه بتونیم نسبت به هم شناخت کافی پیدا کنیم
    و مطمئن شیم که می تونیم هم رو خوشبخت کتیم
    محل زندگی خیلی مهم نیست. بعد از این قضیه
    کماکان رابطه ما کمرنگ تر می شد و میزان تماس
    از جانب ایشون کمتر می شد و مرتب من از وضعیت
    موجود عصبانی می شدم و باهاش تماس می گرفتم و
    بهش اعتراض می کردم.
    تا اینکه نهایتا بهش گفتم تحمل بی توجهی و بی
    اعتنایی برای من خیلی سخته و اگه می بینی
    واقعا نمی تونی این خواسته من رو برآورده
    کنی بهتره ارتباطمون رو کامل قطع کنیم. و بعد
    از اون خودم برای تعطیلات عید به کرمان
    برگشتم. حدود یک 3-4 روز با هم تماس نداشتیم و
    بعد زنگ زد و گفت بهتره عجولانه تصمیم گیری
    نکنیم و گفت من همین شخصیتی هستم که میبینی
    و قابل تغییر نیستم. رو این قضیه فکر کن و بعد
    تصمیم گیری کن. تا 4-5 روز مرتب روزی یکبار با
    من تماس می گرفت و ابراز علاقه و دلتنگی می
    کرد ...اما مجددا ارتباط رو کم کرد و الان
    حدود یک هفته است که با من هیچ تماسی نگرفته
    و این بار تصمیم گرفتم که من باهاش تماس
    نگیرم و صبر کنم تا خودش تماس بگیره. این
    قضیه واقعا من رو کلافه کرده و نمی دونم با
    این آدم باید چجوری برخورد کردم.
    از طرفی چون با توجه به شناختی که از ایشون
    به عنوان همکار دارم به نظر میرسه آدم سالمی
    است می ترسم با نه گفتن بهش ضرر کنم. و سن من
    هم دیگه کم نیست که بخوام بدون فکر بهش بگم
    نه.
    لطفا راهنماییم کنید که با این آدم باید چه
    برخوردی داشته باشم؟ آیا به نظرتون باید بهش
    جواب رد بدم
    سلام به شما خانم دکتر عزیز
    در گفته هاتون اشاره کردید که ایشون همکار قدیمی شما هستند. امکانش هست بفرمایید در حاله حاضر در چه قسمتی مشغول به کار هستید و اینکه چندسال هست ایشون رو میشناسید؟
    توصیه نخست من به شما این هست که ازشون بخواید اگر تصمیم به ازدواج با شما دارند از کانال رسمی اقدام کنند و رسما به همراه خانواده خودشون برای ازدواج پاپیش بگذارند.
    هدف از این کار این هست که ابتدا این رابطه رسمی بشه و ثانیا اینکه ایشون احساس تعهد نسبت به شما و رابطشون داشته باشند.
    چراکه مطمئنا وقتی به یقین رسیده باشند که میخواهند با شما ازدواج کنند رسما اقدام میکنند.
    در حاله حاضر از اونجایی که رابطه شما رسمی نیست هیچ تعهدی وجود نداره.
    بعد از انجام این کار با آگاهی و نظارت والدین خودتون و ایشون میتونید مدتی رو باهم گفتگو کنید و باهم در ارتباط باشید تا بیشتر نسبت به هم شناخت پیدا کنید.
    اون موقع میتونید به سوالتون جواب بدید:با این آدم باید چه برخوردی داشته باشم؟ آیا به نظرتون باید بهش جواب رد بدم
    توصیه بعدیم به شما این هست که در حالت هیجان زدگی تصمیم گیری نکنید. زندگی در یک کشور با فرهنگی متفاوت سختی های خودش رو داره بهتره تمامی جوانب رو در نظر بگیرید.
    اطلاع داشتن خانواده از این قضیه میتونه به تصمیم گیری شما کمک کنه.
    گدای عشق نباشید

    بخشنده عشق باشید

    انسانهای زیبا همیشه خوب نیستند

    اما انسانهای خوب همیشه زیبایند
    پاسخ با نقل و قول

  12. خواستگار سرد  سپاس شده توسط anahid,Far Zane

  13. ارسال:7#
    سلام.
    ممنون از راهنماییتون.
    من قبل از شروع دوره دکتری در یک شرکت خصوصی کار می کردم و با ایشون همکار بودم. یعنی حدود 1 سال با ایشون همکار بودم منتهی ارتباط من با ایشون خیلی کمرنگ بود. در حال حاضر ایشون توی همون شرکت قبلی کار می کنند و من جایی مشغول به کار نیستم. در خصوص اطلاع داشتن خانواده ها، خونواده دو طرف در جریان قضیه هستن. حدود 3-4 هفته بعد از اینکه خودشون ازم خواستگاری کردن با هم یه قرار گذاشتیم و با مادرشون ملاقات کردم و با هم صحبت کردیم. و قرار بر این بود که قبل از عید خونه ما بیان و خواستگاری رسمی انجام بدن. منتهی پسره بعد از یه مدت گفتن که ما باید قبل از هر اقدامی شناخت کامل تری نسبت به هم پیدا کنیم و اگه به توافق رسیدیم برا خواستگاری و مراحل بعدی اقدام می کنیم
    البته چون تو این مدت به کررات به این قضیه سرد برخورد کردنش اعتراض کردم حودش هم یکم دودل شده . و یه بار گفت ین حساسیت هات ممکنه برا زندگی آینده مشکل ایجاد کنه... برا همین من چون حس کردم احتمالا ایشون نظرش عوض شده و این سرد برخورد کردنا ناشی از اونه بهش کفتم یه مدت ارتباطت رو باهام قطع کن و اکه مطمئن شدی از تصمیمنت بعد دوباره بیا. اما این حرفم چندان تاثیری نداشت و کماکان با همون روند قبلی ارتباطش رو با من حفظ کرده.
    پاسخ با نقل و قول

  14. خواستگار سرد  سپاس شده توسط anahid,Far Zane

  15. ارسال:8#
    نقل قول نوشته اصلی توسط zahra6500 نمایش پست ها
    سلام.
    ممنون از راهنماییتون.
    من قبل از شروع دوره دکتری در یک شرکت خصوصی کار می کردم و با ایشون همکار بودم. یعنی حدود 1 سال با ایشون همکار بودم منتهی ارتباط من با ایشون خیلی کمرنگ بود. در حال حاضر ایشون توی همون شرکت قبلی کار می کنند و من جایی مشغول به کار نیستم. در خصوص اطلاع داشتن خانواده ها، خونواده دو طرف در جریان قضیه هستن. حدود 3-4 هفته بعد از اینکه خودشون ازم خواستگاری کردن با هم یه قرار گذاشتیم و با مادرشون ملاقات کردم و با هم صحبت کردیم. و قرار بر این بود که قبل از عید خونه ما بیان و خواستگاری رسمی انجام بدن. منتهی پسره بعد از یه مدت گفتن که ما باید قبل از هر اقدامی شناخت کامل تری نسبت به هم پیدا کنیم و اگه به توافق رسیدیم برا خواستگاری و مراحل بعدی اقدام می کنیم
    البته چون تو این مدت به کررات به این قضیه سرد برخورد کردنش اعتراض کردم حودش هم یکم دودل شده . و یه بار گفت ین حساسیت هات ممکنه برا زندگی آینده مشکل ایجاد کنه... برا همین من چون حس کردم احتمالا ایشون نظرش عوض شده و این سرد برخورد کردنا ناشی از اونه بهش کفتم یه مدت ارتباطت رو باهام قطع کن و اکه مطمئن شدی از تصمیمنت بعد دوباره بیا. اما این حرفم چندان تاثیری نداشت و کماکان با همون روند قبلی ارتباطش رو با من حفظ کرده.
    سلام به شما
    در حاله حاضر هر اقدامی رو با هماهنگی خانواده انجام بدید و اجازه بدید اگر قصد جلو اومدن دارن این کارو از کانال رسمی انجام بدهند.
    و ملاقات ها بصورت خانواده با خانواده باشه و اگر ایشون رسما اقدام کردند جهت اشنایی بیشتر با اطلاع خانواده در ارتباط باشید تا نگرانی ایشون درباره شناخت بیشتر هم رفع بشه.
    اگر مجددا تماس گرفتند ازشون بخواید که اگر تصمیم خودشون رو گرفتند خانوادشون با والدین شما تماس بگیرند و رسما اقدام کنند.
    یادتون هم باشه که عدم توافق بهتر از یه توافق بده
    موفق باشید
    گدای عشق نباشید

    بخشنده عشق باشید

    انسانهای زیبا همیشه خوب نیستند

    اما انسانهای خوب همیشه زیبایند
    پاسخ با نقل و قول

  16. خواستگار سرد  سپاس شده توسط Far Zane,zahra6500

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •