تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




اضطراب، عذاب وجدان، حس بی پناهی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:ghoghnooos
آخرین ارسال:حسینی
پاسخ ها 24

صفحه‌ها (3): صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اضطراب، عذاب وجدان، حس بی پناهی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:21#
    سلام جناب حسینی.
    ممنون از کمکتون

    دارم تمام سعیمو میکنم تا دوباره تکرار نشه، دیگه اعتماد نمیکنم، و دیگه صمیمی نیستم، فقط یه دوست معمولی شدم مثل خیلیای دیگه، و این چند وقته هر روز بیرونم و سرم حسابی شلوغه فرصت فکرو خیال ندارم خداروشکر
    چشم حتما جدولی که گفتید رو مینویسم
    ولی درمورد نوشتن افکار چیزی نمیدونم...
    ولی تا جایی که بتونم هر روز برای خودم یاد آوری میکنم که دیگه نباید بزارم این اتفاق برام بیوفته چه با اون چه با هرکس دیگه ایی
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:22#
    با سلام
    یک توضیح کوتاه در مورد نوشتن افکار:
    قبل از هر رفتاری حتما یک احساسی در شما شکل میگیره و قبل از شکل گیری اون احساس حتما یک فکری در ذهن شما خطور کرده. پس برای کنترل رفتار و احساس خود، نیاز به کنترل فکر خود داریم و هر وقت افکار شناخته شده ما به ذهنمان خطور کرد باید با ترفندهایی از جمله فعالیت های مورد علاقه و فرمان توقف فکر و منحرف کردن آن، در جهت جلوگیری از رفتار پیامد آن تلاش کنیم.
    جدولی با سه ستون ترتیب دهید: افکار - احساس - رفتار
    فکر: هیچ کس مرا دوست ندارد.
    احساس: ناامیدی- افسردگی
    رفتار: هر کاری که دیگران را خوشحال میکند انجام دهم.
    خدایا :لباس رزم بر بدن مولایمان بپوشان. آمین
    پاسخ با نقل و قول

  3. اضطراب، عذاب وجدان، حس بی پناهی  سپاس شده توسط niloofarabi,محسن عزیزی

  4. ارسال:23#
    جناب حسینی بسیار ممنونم از وقتی که برای من گذاشتید

    ولی متاسفانه حال من بهتر نیست، با هرچیز کوچیک یا بزرگی که پیش میاد در هر زمینه یا باهر فردی مثل یه شیشه خرد شده، خردتر میشم

    اعتماد بنفسم خیلی پایینتر از قبل امده، هیچ چیزی خوشحالم نمیکنه و هیچ امیدی برای ادامه زندگیم ندارم

    هم از لحاظ جسمی واقعا ضعیف شدم به قول دکتر لاجونی ! و هم روحی ضعیف النفس

    صبح ها هیچ امیدی برای بیدار شدن از خواب ندارم و میل به زندگیم به زیر صفر میره و با اضطراب و استرس از خواب بیدار میشم چه روزی سختی داشته باشم چه نداشته باشم و تا جایی که بتونم از جام بلند نمیشم و درحال لرزش و استرس توی جام میمونم

    چند بارم کابوسای بدی دیدم

    واقعا ازین شرایط خسته شدم، چند ماهه هر روز دارم بدتر میشم و نمیدونم چیکار کنم که حالم خوب بشه، دوست دارم از لحظه لحظه زندگیم لذت ببرم ولی انگار نمیشه، میخوام ولی نمیشه، خیلی آدم ضعیفی شدم
    پاسخ با نقل و قول

  5. ارسال:24#
    سلام
    ممنون از توضیحاتتون!
    رفتاردرمانی و مشاوره برای حل مشکلات مزمن و یا حاد به تنهایی مفید نیست و شاید لازم باشه با این علایمی که فرمودید به یک متخصص جهت تجویز دارو مراجعه کنید تا سطح انگیختگی و سرحالی شما به حدمناسبی برای ادامه رفتاردرمانی یا مشاوره برسد.
    موید باشد.
    خدایا :لباس رزم بر بدن مولایمان بپوشان. آمین
    پاسخ با نقل و قول

  6. اضطراب، عذاب وجدان، حس بی پناهی  سپاس شده توسط niloofarabi,محسن عزیزی

صفحه‌ها (3): صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •