تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




اضطراب، عذاب وجدان، حس بی پناهی زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:ghoghnooos
آخرین ارسال:حسینی
پاسخ ها 24

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

اضطراب، عذاب وجدان، حس بی پناهی

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام
    دختر 22 ساله ای هستم
    خیلی اضطراب و استرس دارم
    دوسته صمیمیم رابطش باهام سرد و سردتر شده و این موضوع واقعا عذابم میده
    یه خواب آروم هم ندارم، نمیتونم زیاد جایی بمونم یا زیاد کسیو تحمل کنم دلم میخواد همش توی خودم تنهایی باشم
    این احساسات من به اوج خودش رسید و عصبی تر هم شدم
    تا حدی که گاهی وقتا قرص های ضد افسردگی و اضطراب مصرف میکنم ولی هیچ فایده ای نداره
    چشم درد های عجیبی هم گرفتم که دکتر گفت بخاطر استرس و اعصابه
    پاسخ با نقل و قول

  2. اضطراب، عذاب وجدان، حس بی پناهی  سپاس شده توسط Far Zane,حسینی

  3. ارسال:2#
    Far Zane آواتار ها
    سلام دوست عزیزم به همیاری خوش اومدین
    و از اینکه صبر میکنین ممنونم


    خب موضوع خاصی باعث شده شما استرس دارین؟؟
    ایا داروهای ضد افسردگی رو زیر نظر پزشک مصرف میکنین؟؟
    چند فرزند هستین؟؟؟
    دانشجویین؟؟؟چ رشته ای؟

    از دوست صمیمیتون علت سرد شدن رابطشون رو باهاتون پرسیدین؟اگه بله جواب ایشون چی بوده؟؟


    موفق باشین
    خدایا

    کودکان گل فروش را میبینی ؟

    مردان خانه به دوش

    دخترکان تن فروش

    واعظان دین فروش

    پسران کلیه فروش

    انسانهای آدم فروش

    همه را میبینی؟

    میخواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم ، دیگر زمینت بوی زندگی نمیدهد!!!
    پاسخ با نقل و قول

  4. اضطراب، عذاب وجدان، حس بی پناهی  سپاس شده توسط narges☺

  5. ارسال:3#
    سلام
    ممنون برای پاسختون

    راستش نمیدونم استرس از چیه، گاهی فکر میکنم شاید مشکل از منه هیچ دوستی برام نمیمونه،
    داروهای خاصی نیست، خودم میگیرم
    سه فرزندیم، یه خواهر و برادر دارم و فرزند کوچک خانواده هستم
    دانشجوی رشته فیزیک هستم دوستتم هم کلاسیمه

    طی یک سال چند بار برخوردهای بدی باهام داشته که خودش هم معذرت خواهی کرده، ولی من مغرور تر از این حرفها هستم که ازش بپرسم اکثرا به روش نیوردم
    پاسخ با نقل و قول

  6. اضطراب، عذاب وجدان، حس بی پناهی  سپاس شده توسط Far Zane

  7. ارسال:4#
    Far Zane آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط ghoghnooos نمایش پست ها
    سلام
    ممنون برای پاسختون

    راستش نمیدونم استرس از چیه، گاهی فکر میکنم شاید مشکل از منه هیچ دوستی برام نمیمونه،
    داروهای خاصی نیست، خودم میگیرم
    سه فرزندیم، یه خواهر و برادر دارم و فرزند کوچک خانواده هستم
    دانشجوی رشته فیزیک هستم دوستتم هم کلاسیمه

    طی یک سال چند بار برخوردهای بدی باهام داشته که خودش هم معذرت خواهی کرده، ولی من مغرور تر از این حرفها هستم که ازش بپرسم اکثرا به روش نیوردم

    خب بیشتر چ وقتهایی استرس میگیرین؟؟؟
    میشه اسم داروهارو بگین؟؟؟

    رابطتون با خواهر و برادرتون چجوریه؟؟
    ایا کسی از افراد خانوادتون استرس یا اضظراب دارن؟؟؟


    بنظرتون دلیل برخورد بد دوستتون چیه؟؟/از نظر خودتون
    خدایا

    کودکان گل فروش را میبینی ؟

    مردان خانه به دوش

    دخترکان تن فروش

    واعظان دین فروش

    پسران کلیه فروش

    انسانهای آدم فروش

    همه را میبینی؟

    میخواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم ، دیگر زمینت بوی زندگی نمیدهد!!!
    پاسخ با نقل و قول

  8. ارسال:5#
    همیشه استرس دارم, بیرون از خونه که باشم دوست دارم سریعا به خونه برسم و بیام توی اتاقم و وقتی مهمون میاد خونمون لحظه شماری میکنم زودتر بره
    جینکو تیدی قبلا مصرف میکردم جدیدا ب یک سیصد

    رابطم با خواهرم خیلی بهتر از رابطم با برادرمه

    مادرم یه مقداری استرسی هستن ولی نه زیاد

    گاهی فکر میکنم نکنه کاره بدی از من سر زده یا برخورد بدی داشتم و عذاب وجدان واسترسم بیشتر میشه
    فکر میکنم مقدار زیادی توقعش رفته بالا چون وقتی با کسی دوست میشم تا پای جون براش مایه میزارم ولی اون طرف نه
    از یه چیز خیلی ناراحتم و عذابم میده و اینه که وقتی دوسته قبلیم یک سال دانشگاهشو عوض کرد و بعد از اون من با این فرد خیلی صمیمی شدیم
    یه موقع که باهم دردو دل میکردیم و از سرنوشت و گذشتمون حرف میزدیم بهم گفت یه وقتایی فکر میکنم چرا همه ولت میکنن, حتما الان فکر میکنه من بهش احتیاج دارم, ما قبلا خیلی باهم صمیمی بودیم تو یه این یه سال مثل دوتا خواهر بودیم
    پاسخ با نقل و قول

  9. اضطراب، عذاب وجدان، حس بی پناهی  سپاس شده توسط Far Zane

  10. ارسال:6#
    samin66 آواتار ها
    سلام.
    مصرف داروهای ضد افسردگی و اضطراب که بدون صلاح دید پزشک باشه میتونه استرس رو حتی افزایش بده.
    و نوعی وابستگی هم ممکنه ایجاد کنه که به تبع اون مشکلاتی رو ایجاد میکنه.
    وقتایی که ترجیح میدید تو اتاقتون باشید، چکار میکنید تو اتاقتون و به چی فکر میکنید؟
    رابطتون با خانواده چطوره؟
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  11. اضطراب، عذاب وجدان، حس بی پناهی  سپاس شده توسط Far Zane,ghoghnooos,niloofarabi,حسینی

  12. ارسال:7#
    سلام دوستای خوبم
    ممنون ازینکه میخواید کمکم کنید

    خیلی کم مصرف میکنم وقتایی که طاقتم تموم میشه و همش میخوام راه برم نمیتونم یه جا بشینم و عصبی میشم میخورم

    وقتایی که میام توی اتاقم اکثرا روی تختم و سرم توی گوشیه قبلا مطالعه میکردم و مینوشتم ولی چند وقتیه حوصله این کارا رو هم ندارم
    با گوشی بازی میکنم و فکر میکنم ( به کارهایی که قبلا میخواستم انجام بدم و ندادم به کارهای اشتباهی که انجام دادم، به دوستم، به مشکلاتی که توی خونه داریم، به پسری که دوستم داشت، به اینکه روزای خوب میاد و من توی زندگیم به یه جایی رسیدم، به گذشته ها و دوستهام) توی شبکه های اجتماعی هم اصلا حوصله ندارم فعالیتی کنم و فقط منتظرم یکی برام پیام شخصی بفرسته

    رابطم با خواهرم خیلی خوبه، مثل مادر دومه برام و همه آرزوهام توی زندگی برای اونه..
    با برادرم هم گاهی شوخی میکنم گاهی هم دعوامون میشه ولی درکل چندساله که باهم خیلی خوبیم نسبت به قبل
    رابطم با مامانم هم خوبه ولی زیاد صحبته مادر دختری نمیکنیم یا من نیستم خونه یا اگرم دلم از چیزی بگیره اکثرا میریزم توی خودم و یا با خواهرم حرف میزنم خیلی کم پیش میاد به مامانم بگم چون دوست ندارم اونم ناراحت کنم به اندازه کافی حرص و جوش داره
    رابطم با پدرم سالهای قبل خیلی خوب بود ولی چند ساله که احساس میکنم اصلا دوستم نداره، مثلا هفت هشت ماه باهام قهر بود و صحبت نمیکردیم، و برای عید باهم آشتی کردیم دقیقا این اتفاق پارسال عید هم افتاد، در کل پدرم اخلاق زیاد خوبی ندارن البته خیلی شوخ طبع هستن وهمه دوستشون دارن، طی اتفاقهایی که توی زندگی براشون افتاد و ضربهایی که از اطرافیانشون خوردن و من تا حدودی بهشون حق میدم
    پاسخ با نقل و قول

  13. اضطراب، عذاب وجدان، حس بی پناهی  سپاس شده توسط Far Zane

  14. ارسال:8#
    از روانشناسان محترم خواهش میکنم بیان کمکم کنن،
    اگه اینجوری باشه و کسی کمکم نکنه عنوان کردن مشکلات دیگه زندگیم و کمک خواستن براشون بی فایدس
    پاسخ با نقل و قول

  15. ارسال:9#
    narges☺ آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط ghoghnooos نمایش پست ها
    از روانشناسان محترم خواهش میکنم بیان کمکم کنن،
    اگه اینجوری باشه و کسی کمکم نکنه عنوان کردن مشکلات دیگه زندگیم و کمک خواستن براشون بی فایدس
    سلام دوست عزیز
    ی کمی صبر کنید مشاوران و دوستان کمکتون میکنن الان نیستن
    از لبــاس کهنـه ات خجــالت نکــش
    از افکــار کهنــه ات شرمنــده بــــــاش
    پاسخ با نقل و قول

  16. اضطراب، عذاب وجدان، حس بی پناهی  سپاس شده توسط niloofarabi

  17. ارسال:10#
    با سلام
    ممنون از توضیحاتتون!
    هر انسانی در زندگی دوران سرزندگی و افسردگی رو تجربه میکنه و بالاخره اون رو پشت سر میذاره ولی کیفیت برخورد و مدیریت رفتار در هر کدوم از این زمانها میتونه انرژی انسان رو به رکود یا صعود برسونه. ظاهرا انرژی شما در مواجهه با شرایط زندگی رو به رکود رفته و نیازمند بازسازی و تأمین مجدد انرژی هستی. دارو درمانی بعد از رفتاردرمانی یا همراه اون میتونه عنصر خوبی باشه ولی به تنهایی کافی نیست. برای ادامه مشاورمون لازمه به سئوالات زیر پاسخ بدید:
    1- چه فعالیتهایی در طول یک روز انجام میدید؟( 24 ساعت)
    2- در گذشته سابقه چنین حالتهای رکود و دلمردگی رو داشتید؟ چه کارهایی برای جبران شرایطتون انجام میدادید؟
    3- دیگران چه نظری در مورد رفتار شما دارند و چه پیشنهادی به شما میکنند؟
    4- در چه روزهایی و یا با انجام چه فعالیتهای این حالتها کمتر به سراغتون میاد؟
    خدایا :لباس رزم بر بدن مولایمان بپوشان. آمین
    پاسخ با نقل و قول

  18. اضطراب، عذاب وجدان، حس بی پناهی  سپاس شده توسط niloofarabi

صفحه‌ها (3): صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •