تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




رفت... زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:m@ri
آخرین ارسال:anahid
پاسخ ها 96

صفحه‌ها (10): صفحه 3 از 10 نخستنخست 12345 ... آخرینآخرین

رفت...

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:21#
    Ali1364 آواتار ها
    خىلى عذر مىخوام حمل بر تائيد طلبى نباشه, من 29 سالمه براتون از رابطه اخرم ميگم,که توى زندگىم رابطه ى دومم هست و ابن اتفاق برام افتاد من چىزى کم نذاشتم که امروز بگم لىاقت نداشتم,مامانم کوکوهاش خىلى عالى هست (: وقتى ظهر گرما ميديدم ناهار نخورده رفته کلاس مادرش هم به فکرش نىست من بودم که از خونه ناهار مىگفتم مامان اماده کنه مىرفتم نون تازه مىگرفتم با ىه فلاکس آب جوش و نسکافه ظهر توى افتاب با پاى پىاده براش مىبردم که گرسنه نمونه,من بودم که وقتى حالش بد بود و نىاز به اروم شدن داشت نىاز به شنىده شدن داشت به روحيه و خيلى چىزاى دىگه براش کم نذاشتم... بهش پرو بال دادم. بماند که چه رفتارى دىدم و بماند که چه رفتارى داشتم توى دوران رابطم..حالا قضاوت رو بذارىن کنار....خدا مىدونه کى رو به کى و چى رو به کى بده... من ادمى نيستم که با مساله روحى راحت کنار بىام خدا اىنجور افرىده منو باکى هم از گفتنش ندارم احساساتى هستم آگه خودش نبود تا الان ابن سختى رو تحمل نمىکردم مگه چقدره ازش مىگذره... خدا داريم اروممون مىکنه زور نزن,بسپار به الله که عشق واقعى هست ارامش واقعى هست....چند بار شد به جاى طلب عشق از يه بنده از خدا خواستيم نىاز عشقمون رو برطرف کنه؟شعار نمىدم منم درد دارم ولى خدا هم دارم تو زندگىم بهم ثابت شد هرجا زور زدم خدا بهم داد اما بعدش پشىمون شدم...بسپار

    زندگى را منوط به بودن و نبودن ادمها نکن,
    روى پاهاى خودت بايست تا تنهاييت را بيهوده نيابى,
    و هىچکس را بهترين زندگيت خطاب مکن,,
    يادت باشد ادمها که بهترين خطاب شوند خيالاتى ميشوند,,,
    هوا برشان ميدارد و.تو را به هر جهت که دلشان بخواهد ميبرند,,,
    زندگيت را که مشروط به دىگران کنى, جايى براى کشف خودت باقى نميگذارى,,
    ادمها که مهم تلقى شوند تغييرت مىدهند, انوقت تو ميمانى و يک دوگانگى شخصيت,,,
    ىادت باشد کسى بهترىن زندگيت ميشود که خودش بخواهد,,,
    مبادا عروسک خيمه شب بازى الت دست ديگران شوى,,
    مگذار زندگيت محتاج تائىد گرفتن از دىگران باش,,,
    با دهن کجى به تنهاييه درونيت, حفظ ظاهر کن,,,
    از ترس بى کسى به اغوشهاى پيش پا افتاده پناه نبر,,
    هر تازه وارد رنجى تازه است,,,
    ىادت باشد تازه واردها هم از ترس تنهايى به آغوش تو پناه مى آورند,,,
    دست تنهاييت را به سوى هىچکس دراز نکن تا منت هىچ خاطره ى اشتباهى بر سر بى کسيت نباشد,,,
    جهان از چشم تو نخواهد افتاد مادامى که از چشمهاى خودت نىفتاده باشى...

  2. رفت...  سپاس شده توسط anahid

  3. ارسال:22#
    زندگی دو روز خوشی نیست که بگی اون الان با همسرش خوش میگذرونه... زندگی زیر یه سقف به خدا خیلی فرق میکنه با زمانی که دوستی یا نامزد...اگه اون به ازدواج مجبور شده باشه و طرف رو واقعا دوست نداشته باشه که واقعا باخته.... این و مطکئن باش زندگی اینقدر سختی داره که گاهی همون کسی که فک میکردی عاشقشی و براش میمیری غیر قابل تحمل میشه و تو رو به تنگ میاره حالا چه برسه به زمانی که تو به ازدواج هم مجبور بشی....
    یه پسراز فامیلمون عاشق یکی از دخترای فامیل بود که بنا به مخالفت مادرش و اتفاقای دیگه باهاش ازدواج نکرد ... و براش یه دختر خوشگلتر پیدا کردن و اینا باهم ازدواج کردن الانم یه پسر 6 ساله دارن . دختر هم که عاشقش بود با یه پسر بهتر ازدواج کرد و از این شهر رفتن و اونام یه پسر 4 ساله دارن خیلی هم زندگیشون خوبه...
    خنده دارتر از همه اینه که هر وقت این پسر عشق سابقش رو میبینه اشک تو چشاش جمع میشه و از همه بد تر این که زندگیشون خیلی متزلزله به طوری که چند ماه پیش تا پای طلاق هم کشیده شد ...
    اینا قصه نبود که فک کنی گفتم اروم بشی اینا واقعیت واقعیت بود و الان دقیقا تو اطراف من اتفاق افتاده... اون پسر و دختر هر دو فامیل من هستن و من هر دو رو میشناسم ...
    نمیخوام دنبال مقصر باشم
    ولی به نظر من تو این ماجرایی هم که برات تعریف کردم مقصر فقط پسر بود.... پسری که نتونه روی حرفش وایسته و عشقش رو نگه داره همون بهتر که زودتر بره ....
    فک نکن من خیلی سنگ دلم نه... من عاشق شدم میدونم از دست دادن کسی که یه روزی همه زندگی و اینده ی ادم هست چقدر سخته کسی که با خاطراتش زندذگی میکنی با تمتم خوبی و بدی هاش و با تمام وجود اینده اتو هزاران بار توی ذهنت باهاش میسازی.....
    ولی وقتی تموم شده ...یعنی تموم... وقتی تو کاره ای نبودی و حق انتخابی نداشتی و تمام تلاشت رو کردی... دیگه بسته... اون بود که باید تصمیم میگرفت و عشقش رو نگه میداشت.... نمیگم ناراحت نباش چون نمیتونی و نمیشه....
    ولی به خودت فرصت بده .... با خدا خلوت کن تنها کسی که میتونه ارومت کنه خداست... بعد هم یه یا علی بگو و بلند شو هر انچه که تو رو به یاد اون میندازه بنداز دور .... یه خونه ت---- بکن .... میدونم دلت و حالا حالا ها نمیشه خونه ت---- کرد پس اطرافت رو خونه ت---- بکن... فقط و فقط به خودت فک کن به هر چیز خوبی که داری مثل پدر و مادرت و از همه مهمتر دل مهربونت....
    برات دعا میکنم که خدا پشت و پناهت باشه دوست عزیزم ... توکل کن فقط....

  4. رفت...  سپاس شده توسط anahid

  5. ارسال:23#
    سلام ماری عزیزم
    هرگز فکر نکن تو یه دونه ای و هیچکس نمی تونه درکت کنه امثال تو بودن و تمومی هم ندارن تو چه می دونی چندتا ماری الان دارن این تاپیک رو می خونن و خاطراتشون مرور میشه ...
    داری از عشق و احساس دوساله صحبت میکنی می خوای برات از عشق 9ساله بگم؟ تحمل شنیدنش رو داری؟؟؟
    بگذریم , نیومدم بگم کی دردش سخت تر و کشنده تر بود اومدم بگم ببین من خوبم ماری های دیروز هم حالشون خوبه
    از آدم فقط خاطراتش باقی می مونه
    همین خوبه که تو خودت رو و وفاداریت رو ثابت کردی خوشحال باش که اونی که رفت تو نبودی خوشحال باش که تو شرمنده ی قلب اون نشدی خوشحال باش که تو قلب اونو نشکوندی
    تو عشقت رو به رقیبت واگذار نکردی تو یه فرصت فراهم کردی تا عشقت رو بشناسی و پی به اندازه ی دوست داشتنش ببری .
    اون پسر تو رو تا همین جا دوست داشت , تا همین جا
    وگرنه میومد خواستگاریت بهم نگو که اجبار بوده نه نبوده با پای خودش رفته خواستگاری به زور سر سفره ی عقد که ننشوندنش
    میشه خواهش کنم اشکاتو بزنی کنارو چشمای نازنینتو وا کنی ؟ میشه یه کمی به جای خیال به واقعیت نگاه کنی ؟
    نیومدم شعار بدم نیومدم آرامشو بهت تحمیل کنم اومدم بگم برات متاسفم برای قلبت برای احساسی که باختی
    اومدم بگم : رفت . تموم شد
    ارزشش رو نداشت . اونی که رفت ارزشش رو نداره
    علی آقا خوب گفتن :
    دست تنهاييت را به سوى هىچکس دراز نکن تا منت هىچ خاطره ى اشتباهى بر سر بى کسيت نباشد
    جهان از چشم تو نخواهد افتاد مادامى که از چشمهاى خودت نىفتاده باشى ...



    امیدوارم به عشق واقعی و آرامش برسی . برات دعا می کنم برام دعا کن .
    ویرایش توسط anahid : 2015_03_25 در ساعت 21:11


    یاریم کن اگر روزی جایی چیزی را شکستم دل نباشد


  6. ارسال:24#
    یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سروپایی نکنیم ...


    یاریم کن اگر روزی جایی چیزی را شکستم دل نباشد


  7. رفت...  سپاس شده توسط m12

  8. ارسال:25#
    دوستم
    اگه نمیتونی کسی رو فراموش کنی ، به این معنی نیست که اونم شما رو فراموش نکرده و به شما فکر میکنه
    یکی از بزرگتریت اشتباهات زندگی انسانی اینه که :

    داشته هامون رو قدر نمی دونیم ، اما می خوایم نداشته هایی که گاهی واقعا" اصلا" ارزشش رو ندارن بدست بیاریم
    قدر داشته هاتو بدون ...
    ویرایش توسط anahid : 2015_03_25 در ساعت 21:54


    یاریم کن اگر روزی جایی چیزی را شکستم دل نباشد


  9. رفت...  سپاس شده توسط m12

  10. ارسال:26#
    Ali1364 آواتار ها
    نقل قول نوشته اصلی توسط anahid نمایش پست ها
    سلام ماری عزیزم
    هرگز فکر نکن تو یه دونه ای و هیچکس نمی تونه درکت کنه امثال تو بودن و تمومی هم ندارن تو چه می دونی چندتا ماری الان دارن این تاپیک رو می خونن و خاطراتشون مرور میشه ...
    داری از عشق و احساس دوساله صحبت میکنی می خوای برات از عشق 9سالم بگم؟ تحمل شنیدنش رو داری؟؟؟
    بگذریم , نیومدم بگم کی دردش سخت تر و کشنده تر بود اومدم بگم ببین من خوبم ماری های دیروز هم حالشون خوبه
    از آدم فقط خاطراتش باقی می مونه
    همین خوبه که تو خودت رو و وفاداریت رو ثابت کردی خوشحال باش که اونی که رفت تو نبودی خوشحال باش که تو شرمنده ی قلب اون نشدی خوشحال باش که تو قلب اونو نشکوندی
    تو عشقت رو به رقیبت واگذار نکردی تو یه فرصت فراهم کردی تا عشقت رو بشناسی و پی به اندازه ی دوست داشتنش ببری .
    اون پسر تو رو تا همین جا دوست داشت , تا همین جا
    وگرنه میومد خواستگاریت بهم نگو که اجبار بوده نه نبوده با پای خودش رفته خواستگاری به زور سر سفره ی عقد که ننشوندنش
    میشه خواهش کنم اشکاتو بزنی کنارو چشمای نازنینتو وا کنی ؟ میشه یه کمی به جای خیال به واقعیت نگاه کنی ؟
    نیومدم شعار بدم نیومدم آرامشو بهت تحمیل کنم اومدم بگم برات متاسفم برای قلبت برای احساسی که باختی
    اومدم بگم : رفت . تموم شد
    ارزشش رو نداشت . اونی که رفت ارزشش رو نداره
    علی آقا خوب گفتن :
    دست تنهاييت را به سوى هىچکس دراز نکن تا منت هىچ خاطره ى اشتباهى بر سر بى کسيت نباشد
    جهان از چشم تو نخواهد افتاد مادامى که از چشمهاى خودت نىفتاده باشى ...



    امیدوارم به عشق واقعی و آرامش برسی . برات دعا می کنم برام دعا کن .
    کاش ادمها ميفهميدن دنيا دو روزه يعنى چى... خداى من هست و ميبينه.
    بسپارش به اون کار ما نىست

  11. رفت...  سپاس شده توسط anahid

  12. ارسال:27#
    Far Zane آواتار ها
    سلام

    راستش الان هرکسی بخواد هرچیزی بگه شما احساس میکنی ک شما رو درک نمیکنه و اینا

    من توی موقعیتی شبیه موقعیت شما بودم....
    اما الان 3 سال از اون قضیه گذشته و من هرروز خدای خودم رو نمیگم خدایی ک همه میگن نه،خدای خودم رو شکر میکنم بابت روزگاری ک الان دارم...

    چون بهش عادت کردی برات سخته اولش اما شدنیه فراموش کردنش...البته منظورم کنار اومدن با خاطرات و ایناست...

    موفق باشی
    خدایا

    کودکان گل فروش را میبینی ؟

    مردان خانه به دوش

    دخترکان تن فروش

    واعظان دین فروش

    پسران کلیه فروش

    انسانهای آدم فروش

    همه را میبینی؟

    میخواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم ، دیگر زمینت بوی زندگی نمیدهد!!!

  13. رفت...  سپاس شده توسط anahid

  14. ارسال:28#
    m@ri آواتار ها
    سلام...من جواب همگی راهمینجا میدم...
    همتون درس میگین،بخدا قسم ک اگ یذره حرفای یکیتون حقیقت نداشته باشه،میدونم ک راسته،خیلی همتونا دوسدارم الان دارم بااشکام بتون میگم ک دوستون دارم بینهایت ک باحرفاتون انقدآرومم میکنین ک اون شخص تو تمام اون دوسال انقد آرومم نکرد!
    اما میدونم باورم دارید ک خیلی سخته،اونقد ک نمیتونم توصیف کنم،همه کاری دارم میکنم اونقد ذهنمو منحرف میکنم ک ب چیزی فکرنکنم فقط مدام ب خودم روحیه میدم!مطمئنم خدا داره کمکم میکنه،اما باهر تلنگری باهرحرفی برمیگردم ب گذشته و چشام پراشک میشه!
    توروخدا بیشتر باهام حرب بزنید حرفاتون آرومم میکنه،حرفاتون داره چشامو روی حقیقتا بازمیکنه،داره همه چیا بم میفهمونه همونای ک چشامو روشون بستم...
    بعد از خدا فقط شماها را دارم شماهایی ک اصن نمیشناسم اما ب اندازه تمام عمرم دارین بم لطف میکنین..
    میخام بگم ک خ دوستون دارم

  15. رفت...  سپاس شده توسط anahid

  16. ارسال:29#
    سلام ماری عزیزم
    ببین من از 9 سال حرف می زنم خیلی وقته گذشته اما هنوز فراموشم نشده بزار زمان بگذره گذز زمان همه چیو درست میکنه .
    می دونی چیه ؟
    یه باور دارم که این جا به هر کی که دلش گرفت توصیه می کنم اگه باورم باورت نشد بیا هر چی ناراحتی داری هر چی خشم داری سر من خالی کن
    عزیز دلم قران بخون آنچنان به آرامش می رسونتت میشه که خودتم فکرشم نمی کنی رابطت رو با خدا بیشترو بیشتر کن .
    ببین اون تنهات گذاشت هر وقت فکروخیالش اومد سمتت به یادت بیار که از تو گذشت پس تو هم باید از فکر کردن بهش بگذری


    یاریم کن اگر روزی جایی چیزی را شکستم دل نباشد


  17. ارسال:30#
    sanaz1368 آواتار ها
    توروخدا بسته من تازه. خوب شدم دیشب ازلبتاپم عکساموسندمیکردم توگوشیم وققتی داشتم گوشیموچک میکردم لای عکسام عکس اون عوضی بود میخوام سربه تنش نباشه هی جلوم سبزمیشه دداره بهم فکرمیکنه پیش خودش میگه چرا سانازدیگه بهم اس نمیده من ادمی بودم انقدر وابستش بودم که روزی بیستا مسیج میدادم انقدرکه یه ساعت عکسشونگاه میکردمواشک میریختم هرکاری. کردم. منونخواست خودموتحقیرکردم التماسش کردم نخواس شبافقط گریه روزا به فکرش بودم ازبس درموردش بادوستام حرف میزدمم خسته شده بودن ده کیلو وزن کم کردم همون دختری که میگف نامزدشه میگف توغلط کردی عاشق شوهرمنی الان شده رفیق صمیمیم حتی دفاعیم اومددیدکه دل کیودوسپسرش شکسته به اونم خیانت کردورفت سراغ یکی. دیگه اما من انقدردوسش داشتم که برام مهم نبودبادختردیگه هست میگفتم بامنم باشه فقط میخواستم نگاش کنم حالم خوب میشد

صفحه‌ها (10): صفحه 3 از 10 نخستنخست 12345 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •