تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




رفت... زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:m@ri
آخرین ارسال:anahid
پاسخ ها 96

صفحه‌ها (10): صفحه 6 از 10 نخستنخست ... 45678 ... آخرینآخرین

رفت...

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:51#
    سلام منم با شما موافقم.نمیدونم شاید به خاطر پا قدمه منه که همه مشاورا رفتن.ولی با این حال به نظر من عشق خیلی سخته از اون سخت تر نرسیدن به عشق و از همه سخت تر اینه که عشق آدم بره...
    من در قد و قواره ای نیستم که مشاوره بدم اما حداقل دو تا گوش واسه شنیدن دارم.شما بنویسید از حالتون،از حساتون از تجربه هاتون شاید حالتون بهتر شه.من که مطالب شما رو دنبال میکنم.من همیشه واسه شما و دوستان دیگه دعا میکنم تا همتون مشکلاتتون حل شه
    او خواهد آمد

  2. ارسال:52#
    m@ri آواتار ها
    بله نوشتمو نوشتم!هزاران بار نوشتم ک حکمته خدارا درک میکنم!یه اتفاقی واسم افتاد ک پیش خودم گفتم بیااینم حکمتش خوبه بااون ازدواج نکردی!اما درواقعا نمیدونم درآینده چ درانتظارمه شاید بدتر ازین بشه!لطفا نگین ک باید فکرکنی و خودت خوبو بد و تشخیص بدی چون خیلی کارامون عاقلانه بود و شکست خوردیم بازم!انقد حکمتای خدا را بعدش ب بدتر شدن دیدم ک تمومه حسای بد اومده درونمو میگم ک درآینده حتی بدتر ازین برام میشه عوض اینک بهتر شه!

  3. رفت...  سپاس شده توسط ap110

  4. ارسال:53#
    یه سوال چه چیزی بیش از هر چیزی به شما آرامش میدهد؟حتی اگر هم کم
    او خواهد آمد

  5. ارسال:54#
    sanaz1368 آواتار ها
    عزیزم دلم نمیخواد دیگه ببینم تواین تایپیک چیزی نوشتی چون تو ادم عافلی هستی من اگهم ازون سامان حرف میزنم مجرده. اما اون اقا الان ازدواج کرده با یه دختردیگه ای هست خودتون منو نصیحت میکنید ولی بازم ایجا میای مینویسی خودتدنمیتونی فراموششذکنی. بعد بمن میگی فراموشش کن

  6. ارسال:55#
    خانم ساناز قصد جسارت ندارم ولی بحث ایشون با شما خیلی فرق داره.ایشون باید بنویسن اگه آروم تر میشوند.اینم نوعی درمان است.در ثانی ایشون اظهار نکردند که میخوان اون آقا از اون خانم جدا شه و برگرده.ایشون فقط دارن از بی مهری هایی که بهشون میشه میگن.و مشکل ایشون کاملا منطقی است
    او خواهد آمد

  7. ارسال:56#
    sanaz1368 آواتار ها
    منم تو تایپیک خودم دردول مینویسم اروم شم اما نمیزارن ناراحت میشن

  8. ارسال:57#
    m@ri آواتار ها
    ممنون ازتون...
    بله من با نوشتن خیلی آروم میشم...اون آقا حتی اگ جداهم بشه و بیاد سمته من،من دیگ قبولش نمیکنم باوجوداینک عاشقشم...اما دیگ نمیتونم باش زندگی کنم...
    آره فقط دارم واسه خیانتای ک درحقم میشه مینویسم..ازخودم بدم میادمتنفرم،دوسال ازبهترین روزای عمرمو گذاشتم پای کی!!
    واقعا چراانقد احمق بودم!تموم موقعیتای زنوگیمو ازدس دادم ب خاطر اون...اون کجاس ک غم منوببینه؟؟منی ک توغمو شادیش ب پاش تب کردمو مردم...

  9. ارسال:58#
    m@ri آواتار ها
    ساناز جون من ازاون اقای متاهل نمینویسم هرچند اون هنوز عقدنکرده!اما اگرم حرفی میزنم عاقلانه میزنم!
    اگ ب تو میگم فراموش کن خودت میدونی دلیلامو،هزاران بار واست گفتم زبونم مو درآورد اما تو اصن گوش نمیدی

  10. ارسال:59#
    sanaz1368 آواتار ها
    اما من باتو فرق دارم اگه م ازدواج کنه صبرمیکنم تا برگرده پیشم بلاخره باید بهش برسم خیلی دوسش دارم خیلی. با اون نفس میکشم

  11. ارسال:60#
    ساناز خانم اگه شما بنویسید تا آروم شید اشکالی نداره اما ببخشید شما به هیچ صراتی مستقیم نیستید اصلا حرف های دیگران رو نمیخواهید بشنوید.خانم محترم عشق قداست داره عشق عزت نفس میاره.در حق شما چه ظلمی شده؟ ظلم اصلی رو خودتون در حق خودتون دارید میکنید.لطفا درک کنید.لطفا باعث خلل در درمان یا بهبود دیگران نشید.تو رو خدا درک کنید
    او خواهد آمد

صفحه‌ها (10): صفحه 6 از 10 نخستنخست ... 45678 ... آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •