تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




رفت... زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:m@ri
آخرین ارسال:anahid
پاسخ ها 96

صفحه‌ها (10): صفحه 8 از 10 نخستنخست ... 678910 آخرینآخرین

رفت...

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:71#
    نقل قول نوشته اصلی توسط m@ri نمایش پست ها
    آناهید اون از رولجبازی و بخاطر دعوایی ک بینمون پیش اومد ب حرف مامانش گوش داد...آره اناهید تمام حرفای ک تومیگی درسته بخدا...اما من الان بازم چشمامو رو حقایق بستمو غیر ازون کسیو نمیبینم...حالم خ خرابه...مث این فیلما شدم ینی هیچوقت فکرنمیکردم همچین روزای راببینم،رفتم وایسادم توکوچشونو فقط اشک میریختم...
    ب حال بدبختیه خودم زار میزدم،کاش هیچوقت دشمنمم همچین لحظاتیو تجربه نکنه...
    بچا برام دعاکنید من اینروزا ب دلیل نبودنه فرصت،خودتونم میدونین شاید هیچکس توتالار شرایط منا نداش خب بقیه همه فرصت داشتن امامن ک دیگ امشبم با عقدش همه امیدم ناامید شد،نیاز ب دعاتون دارم دوستای خوبم،
    به خاطر لجبازی ؟
    کدوم عشقی کدوم دوست داشتنی به خاطر لجبازی تا سر سفره عقد پیش میره ؟ مگه دختر بود؟ مگه مجبور بود ؟ مگه سن ازدواجش بالا رفته بود ؟ مگه به زور پای سفره عقد نشوندنش ؟ مگه با پای خودش نرفت خواستگاری ؟
    ببین اون تمام این قدم ها رو به خاطر اون دختر برداشت
    تو الان دلت به چی خوشه ؟ به حرفاش ؟ به حرفای توی اس ام اسش ؟
    واست تا کجا قدم برداشت ؟
    به خاطر لجبازی ؟؟؟
    اگه عاشقت بود لجبازی نمی کرد . حتی به دیگری نگاهم نمی کرد حتی با دیگری هم کلام نمی شد .
    لجبازی تا کجا ؟؟؟
    ببین تا کجا پیش رفته . لجبازی بوده ؟؟؟؟؟؟


    یاریم کن اگر روزی جایی چیزی را شکستم دل نباشد


  2. ارسال:72#
    m@ri آواتار ها
    آناهید من یه کار پیداکردم...دیروز رفتم برای مصاحبه...قبولم شدم انگار اما قراره از اول ماه برم سرکار،توی یه کارخونه مسئول آمار اونجا شدم،کارش با کامپیوتره یعنی هرکسی آرزوشه اونجا کارکنه،حقوقه بالا مزایای عالی،نمیدونم یدفه این کار چجوری واسم جور شد،اما ساعت کاریش خ زیاده،6صبح تا6عصر...تقریبا باید ازهمه چیم بزنم و برم این کار،از تفریحام از ورزشم از کارای توخونم و کلا همه چیم...
    اما میرم،باسختیاش کنار میام تا فکرم حداقل انقد مشغول کار بشه ک شبا از خستگی خابم ببره ک مث الان همش4صب نخابم از فکر!میرموخودمو توکار انقد گم میکنم ک دیگ فکری نتونه بیادسراغم،درحال حاضر این بهترین راهه...
    خدایا کمکم کن،من همه چیو سپردم دستت تا ببینم منو تاکجا میکشونی...
    بچا واسم خ دعاکنید،من حالم اصن خوب نیس،باز امروز توکوچمون سرو صدای عقد دیشب میومد همه دارن از عقد صحبت میکنن،هه...خدایا از آرزوهام ساده گذشتی،منم آرزوهامو دادم دستت،آرزوهامو توی خونه ی یکی دیگ دارم میبینم،پس خداجونم خاهشا حالا ک از آرزوهام گذشتی حداقل از خطاهامم بگذر،از زندگیم بگذر...آرامشو نصیبم کن،روزای سخت میرن،الان دوماهه ک لحظات سختم تموم نشدنا،خدایا من ب چشم ب حرف خودت بستم،ک روزای خوش هم پیش رومه...زود بیارشون خدا ک دیگ طاقتم تموم شده...

  3. ارسال:73#
    ماری عزیزم
    اونو از دست دادی کار خوب نصیبت شد .
    عزیزم فعلا از بیکاری بهتره و از تو خونه نشستن و درگیر فکرو خیال کردنو غرق شدن در گذشته .
    من جای تو باشم حتما میرم و این فرصت رو از دست نمیدم .


    یاریم کن اگر روزی جایی چیزی را شکستم دل نباشد


  4. ارسال:74#
    m@ri آواتار ها
    از1اردیبهشت بایدبرم سرکار...
    بهرحال حداقلش ازفکرنجات پیدامیکنم،شاید این یه فرصت خوب واسم باشه...
    دلم میخاد خ قوی باشم خ خوب شم همش بخندم...کاش روزای سخت زودتموم شه...دلم میخاد یروزی ب این روزام بخندم،
    عجب تالاره بی روحی شده!!هیچکس نمیاد باآدم حرف بزنه...انگار جز آناهید و ساناز اصن کسی نیس اینجا...
    اشکالی نداره ما خداراداریم،خدایا هیچوقت ماراب حال خودمون نذار،خدایا ب همه بچای تالارکمک کن...دوستداریم همگی😍😍😍

  5. رفت...  سپاس شده توسط anahid

  6. ارسال:75#
    فرار همیشه بهترین راه حل نیست اما گاهی اوقات تنها راه حل ست
    شاید حستونو تا حدودی درک کنم در فانی بودن احساس که شکی نیست.سخت ترین دورانش همین ظرف زمانی تا زوال این حسه.تو این مدت اگه بتونید بیشتر با خانواده یا دوستان باشید فکر کنم خیلی کمکتون کنه.سر کار رفتنم ایده خوبیه
    او خواهد آمد

  7. رفت...  سپاس شده توسط anahid

  8. ارسال:76#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام ماری جان بهتری؟

    نمیخوام بگم همدردتم اما خیلی خوب درکت میکنم

    ماری عزیزم به نظرم این کارخیلی میتونه کمک حالت باشه بخاطر کارجدیدت بهت تبریک میگم وامیدوارم موفق باشی داخل کارت وبه مقامای بالاتری برسی

    با احترام به دوست عزیزمون به نظرم سر کار رفتن فرار نیست از وضعیت فعلی ایستادگی هست در مقابل روزهای سخت وبقول همین دوست عزیزمون خانواده ودوستان خیلی موثرن

    خیلی خوب درکت میکنم که منتظر یه پله ترقی بودی تات بتونی خودت رو اول به خودت و بعدبه بقیه ثابت کنی

    ماری ماهانباید خودمون رو دست کم بگیریم اونقد استعداد درون ما هست منتظر یکم توجهن فقط که شکوفا بشن و قوت قلبمون باشن

    میدونم چه حسی داری اما خیلی رک بهت بگم حرفای مقطعی از سر هیجانات رو جدی نگیر بقول خودمون احتمالا جو فعلی روش تاثیر گذاشته اما چه بسا که بعدا قضیه عکس اتفاق بیفته

    میدونی ماری به نظرم عمرتو تلف نکن واسه فکرکردن به کسی که الان متاهله اون الان با تاهلش یه تعهد به دنبال داره و هروعده ای وعده سر خرمن هست

    میدونم که میتونی پله های موفقیت رو طی کنی پس به خودت اعتماد داشته باش و یک بار دیگه حرکت کن

    ماری جان ما خودمون سرنوشتمونو رقم میزنیم هرچقدر درخشان تر روسفید تریمو بهتر سرمون رو بالا میگیریم

    به امیدروزای قشنگمون

    موفق باشی عزیزم


    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...


  9. رفت...  سپاس شده توسط anahid

  10. ارسال:77#
    m@ri آواتار ها
    الناز جونم ممنونم ازکمکت...راسش من داستان10سالتو ک ازش توتاپیک ساناز گفتی رانخوندم نمیدونم کجاس...
    آره دلم میخاد موفق شم اماانگار گاهی اوقات امیدمو ازدس میدم آخه قبلا هرکاریو بخاطر اون انجام میدادم اماحالا کو انگیزه؟؟مگ کسیم هس ک بخام بخاطرش خوشبخ بشم؟؟
    کاش ازدواج نکرده بودالناز،خیلی بده ک تموم امیدت ناامیدبشه بخدا خ بده امیدوارم هیچکس اینجوری نشه،دلم میخاس امیدداشتم ب پاش میموندم هه حرفم مسخرس میدونم...اما ب پای نابودیه یه زندگی دیگ نشسن خب میدونم کارخوبی نیس،اگ میتونسم و دلشو داشتم ک ازدواجشونا با یه کلمه حرفم میتونسم بهم بزنم،اما من ازاین وجدانا ندارم...کاش منم دل سنگ بودم مث خ از دوستام ک تا بایکی تموم میکنن میرن راحت سراغ یکی دیگ...امامن اصن نمیتونم ب کس دیگ ای فکرکنم،آخ ک چقد دلم گرفته ینی فقط یه ثانیم نیس ک ب گذشته فکرنکنم،حتی زمانی ک دارم غذامیخورم فکرم جای دیگس بخدا همش فکرم پیششه...پیش یه مردمتاهل میدونم کارم اشتباس،اما میدونم درکم میکنید،آره میدونم ک میتونم فراموش کنم اما خ سخته فراموش کردن خ سخته واسش باید تاوانای سختی داد من تو گذشتمم کشیدم،واسش تاوانای خ سختی دادم،اما فکرنمیکردم واسه باردومم شکست بخورم...آخه چرااینطورشد من کم غصه نداشتم ک اینجوریم بشم تازه،خدایا تو ک میدونسی من خ دوسش دارم چراازم گرفتیش؟؟
    میدونین همه بم میگن توازاولش پاتو کج گذاشتی توبا اون هیچ سنخیتی نداشتی واقعا هم ازاولش همه بم گفتن نکن اینکارو ب این آقا دل نبند اون مناسب تونیس تو خ بهترازینا لیاقتته،الان دوستام میگفتن بخدا ک خ بهتر ک نشد تواصن ب اون نمیخوردی همیشه میگفتیم مریم چرااینو انتخاب کرد...اما من اونو فقط بخاطر خودش میخاسم،بقول دوستم مااشتباه میکنیم ک توقعامونا اوردیم پایین ک یباره میزنن تو سرمون!اگ مث بعضیا مام توزندگی پرتوقع باشیم شاید خ وضعمون ازین بهتربشه،اما من هنوزم ب اینا اعتقاد ندارم من فقط ب معجزه ی عشق اعتقاد دارم میدونم ادم خ خ خ احساساتی هستم اما من تنها چیزی ک توزندگی برام مهمه عشقه و دوسداشتن،دیگ هیچی...

  11. رفت...  سپاس شده توسط sanaz1368

  12. ارسال:78#
    sanaz1368 آواتار ها
    عزیز دلم نگوتوروخدا .
    وگرنه منم میرم تایپیکو ادامه میدما خخخخخخ
    میزنمتا عه . ایشالا یه پسر خوشکل خوشتیپ پیدا میشه اونو فراموش میکنی خخخخخخخ من ظاهرپسندم واس تو پیدا نشه واس من پیدا شه خخخخخخخ
    فکر کردن فقط خودشون بلدن ازدواج کنن
    تو الان خانم مهندسی فکرتو رو پروژت بزار نه به اون بیسواد هههههه

  13. رفت...  سپاس شده توسط anahid

  14. ارسال:79#
    تو موفق میشی ماری من مطمئنم عزیزدلم


    یاریم کن اگر روزی جایی چیزی را شکستم دل نباشد


  15. ارسال:80#
    m@ri آواتار ها
    من دیگ هیچکسو نمیخام ساناز...فقط میخام ک خدا بم آرامش بده میخام بزرگیشو ببینم من فقط میخام تماشا کنم همه چیو سپردم دست خودش...
    اینجا فقط واسه آروم شدن مینویسم توناراحت نشوعزیزم...برا اینک دلتنگیام فروکش کنه چمیدونم دل گرفتگیام کمترشه...
    ب امیدروزی ک هممون بیایم ب این روزامون بخندیم ایییی خدا اون روزا را زودبرسون خداااا نوووووکررررتتمممممم

  16. رفت...  سپاس شده توسط anahid,sanaz1368

صفحه‌ها (10): صفحه 8 از 10 نخستنخست ... 678910 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •