تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




رفت... زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:m@ri
آخرین ارسال:anahid
پاسخ ها 96

صفحه‌ها (10): صفحه 9 از 10 نخستنخست ... 78910 آخرینآخرین

رفت...

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:81#
    تو دختری ولی من پسر
    منم بعد سه سال رابطه گرم و بعد چهار ماه جدای منتظر بودم عید بهم تبریک بگیم روزگار بهتری بشه...
    باهمه مشکلاتم(قصد خودکشی دارم.تیر اخر کسی هست کمکم کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟) که تو جای من بودی خودکشی میکردی...اون تنها دلخوشی و ارزوم بود ...
    ولی رفت..خدا میدونه باکس دیگس یا از من متنفره...منی که تو این سه سال حتی دست به صورتش نزدم..کوچیک ترین خیانت یا دروغی نشنید...
    تهدید میکنه اگر بیشتر مزاحمش بشم پیش دختر عموم آبروم میبره ( همکلاسن)
    کلی باهاش خاطره دارم همه صحبتا تک تک برام مرور میشه...
    کلی زنگ زدم ، خواهر بزرگش جواب داد گفت برو تو هیچی نداری حتا خوانواده های ما هیچ سنمی باهم ندارن ...
    تو بچه داهاتی ما شهر نمیشه باهم بسازین...(شاید واقیت باشه ولی برام سنگین بود بدتر قبل شکستم)پس بدون تنها نیستی بین همه این چیزا هست..

  2. ارسال:82#
    m@ri آواتار ها
    سلام خوشحالم ک ب تاپیکم سرزدی آخه تو تاپیکه خودت ک نمیای!
    آره همه دارن ازین چیزا...متاسفانه مانمیتونیم مث بقیه دلسنگ باشیم اه ک چقدآدمای بد تواین دنیا زندگیشون بهتربوده!

  3. ارسال:83#
    m@ri آواتار ها
    سلام...خیلی دلم گرفته خیلی،ینی واقعا ثانیه ای هست ک من ب اون فکرنکنم؟؟روزی بوده ک گریه نکنم؟؟د آخه چرا چرامیذاری خدا ک من ب اونک الان زن داره فکرکنم اونک الان پیش زنشه لابدخوشه!پ چرامن هرشب خابشو میبینم؟؟هرشب خاب میبینم ک میگ از زنو زندگیش راضی نیس!
    خدایامنک میخام بش فکرنکنم اماچرا خابشو ک میبینم دوباره ب همه چ امیدوارمیشم؟؟خداچرامیذاری چرابم نگا نمیکنی خسه شدم ازین همه فکرای پوچ!
    خدایا بامن اینکارو نکن خ دلم براش تنگه،خدایا بیشترازین زجرم نده!5سال تو پوچی و نیستی زندگی کردن خدایا 5سال بی روح زندگی کردن بسمه دیگ...
    چرانمیتونم ب کس دیگ فکرکنم؟!این هفته دوتاخاسگارواسم اومد خ خوب بوده شرایطشون اما رد کردم بدونه هیچ دلیلی...چون نمیتونم ب کس دیگ فکرکنم!چراهیچکسه دیگ ی تو قلبم نمیره خداااااا....چرامن همش توگذشته سیرمیکنم خداجونم من هرثانیه اززندگیم بدونه فکرکردن ب اون نمیگذره خدایا من ب توام خ فکرمیکنم آرامش میگیرم اما ازفکرکردن ب اون نمیتونم بگذرم خداکمکم کن

  4. ارسال:84#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام ماری جان

    اول ازهمه دلم میخواد درآرامش به حرفایی که میزنم فکرکنی

    ماری عزیز خواب های یک سری هاشون نشات گرفته از فکرهایی هست که ما در طول روز به اون ها میپردازیم پس اینکه شما باتوجه به مشغولیات فکریتون این خواب ها رومیبینید چیزی دور ازعقل نیست...!

    ماری جان دوست عزیز فکر کردن به کسی که الان دیگه وارد زندگی زناشویی شده اصلا درست نیست چه از لحاظ شرع و عرف چه از لحاظ روانی چون ایشون دیگه متاهل شدن یه تعدی در قبال همسرشون دارن

    درسته که همه ماها مسئول صحبت ها یا قول هایی که دادیم هستیم اما خب این وسط آدمایی هم پیدا میشن که از سر هیجان حرف میزنن یا اینکه بدقول باشن

    ماری عزیز این خود توهستی که با فکرایی که میکنی خودت رو زجر میدی و آرامش رو ازخودت سلب کردی درسته خاطرات شما رو اذیت میکنن حس شما قابل درک هست اما ما اگر بخوایم با احساساتمون جلو بریم

    واقعا به هیچ جایی نخواهیم رسید و شکست هایی پی در پی رو تجربه خواهیم کرد که ما رو افسرده میکنن و در منجلابی که برای خودمون درست کردیم بیشتر فرو میریم و خودمون رو نابود میکنیم

    ماری جان اگر برای خودت ارزش قائل هستی بشین و فکرکن و حتما روی کاغذ این سوالات و جوابشون رو بنویس برای خودت و چندبار مطالعش کن حتما:

    1.آیا اگر من به او فکر کنم او باز خواهد گشت؟

    2.آیا باید خدای ناکرده منتظر پایان ازدواج اون ها بمونم؟

    3.آیا میتونم روی خرابه های زندگی کسی دیگه زندگی برای خودم بسازم؟

    4.آیا همسر اون آقا راضی هستن که شما به ایشون فکرکنید؟(یک دقیقه فکرکن میتونی تحمل کنی یکی به همسرت فکرکنه؟)

    5.آیا من حق ادامه زندگی وازدواج رو دارم؟

    این ها یه سری سوالات مقدماتین که ذهنت رو آماده تر میکنن برای سپری کردن روزهای بهتر

    و دوباره یه تکلیف دیگه:

    1.بشین فواید و ضرر های فکر کردن وانتظار کشیدن برای اون آقا روبرای خودت بنویس

    2.فواید وضررهای ازدواج کردن و ازدواج نکردنت رو هم بنویس

    نتیجه هردورو لطفا اینجا منتقل کن

    وبعدازهمه این ها برای خودت معیارهای ازدواجت رو مشخص کن ببین مرد ایده ال تو چه مردی میتونه باشه با چه ویژگی و خصلت هایی

    یه روش برای فراموشی یکی ازمشاورین عزیزمون خانوم nafas966گذاشته بودن که من برات کپیش میکنم سعی کن انجامش بدی چون واقعا موثره یه جاهاییش نوشته همسر اما درمورد کسایی که در یک رابطه

    عاطفی هم شکست خوردن صدق میکنه امیدوارم برای تو هم موثر واقع بشه:

    پشت پا به او که قالتان گذاشت برای شمایی که در حال خواندن این مقاله هستید یا قبلا اتفاق افتاده یا ممکن است در آینده بیفتد که در یک ارتباط عاشقانه به بن بست بر خورد کنید. و همیشه قدم بعدی یک توقف، آغاز جدید است. این افراد برای یک شروع جدید، احتیاج به فراموشی اتفاقهای قدیم و قبلی دارند. شکل گیری یک رابطه جدید عاطفی در حالی که هنوز از اثرات رابطه قبلی رنج میبرید، اشتباه محض است. جالب است که بدانید در یک تحقیقات جدید علمی ثابت شده است که وقتی دچار شکست یا سرخوردگی عاطفی می شوید، قسمتی از مغز فعال میشود که در مقابل هیچ گونه محرک دیگر واکنش نشان نمیدهد. و این میتواند به این ربط داشته باشد که گاهی درد ناشی از نپذیرفته شدن ممکن است بهبود نیابد! پس با این درد «نا درمان» چه میشود کرد؟ میشود آن را تبدیل کرد به یک فیلم ماندنی و هر از گاهی به عقب فلش بکش کرد. میشود آنالیزش کرد و اشتباهات را پیدا کرد. میشود آن را تبدیل به یک داستان تلخ رمانتیک کرد و برای کسانی که دچار موقعیت مشترک میشوند بازگویش کرد. اما آنچه که نباید با آن کرد: این که همیشه سر دلتان بماند و از گوشه کنار مغزتان پاک نشود. این که مدام مرورش کنید و تقصیرها ر ا با متانت کامل برعهده بگیرید. و این که اثر معجزهآسای «زمان» را فراموش کنید. درد سرخوردگی تنها دردی است که با گذشت زمان بدتر نمیشود! روزهای اول؛ مقابله با عادت به اولین روز «خود ساختگی» خوش آمدید. میدانیم که درد زیادی روی دل شما سنگینی میکند

    روز اول: میدانیم که انگار به شما شوک بزرگی وارد شده است و حسی کودکی را دارید که خانه رویایی با دست ساختهاش یکهو نابود و فنا شده است. طبیعی است که حس «خود گم گشتگی» پیدا کرده باشید و به عبارتی دیگر اعتماد به نفس خود را از دست دادهاید. نگران نباشید، این حس همیشگی نیست. با کمی صبر و کمی هم تفکر دوباره خودتان خواهید شد. فقط کافی است که به آن کمی زمان بدهید.
    روز دوم: در این مواقع است که ارزش داشتن یک دوست خوب مشخص میشود. حداقل داشتن دو نفر دوست همدل که پذیرای شنیدن حرفهای شما باشند لازم و ضروری است. هر گاه دستان شما به طرف تلفن رفت که به همسر سابق زنگ بزنید، با دست دیگر محکم جلوی آن را بگیرید. در عوض به دوستان خود زنگ زده و ترتیب یک قرار دوستانه را بدهید. هیچ چیز مفیدتر از دو گوش شنوا برای شما در این شرایط بهتر نیست.
    روز سوم: روز سوم روز سرنوشت سازی است. از این جهت که شما قرار است تمام اثرات این دوست یا همسر سابق را از زندگی خود پاک کنید. پاک کردن شامل پاک کردن شماره تلفنش، پاک کردن آدرس منزلش، پاک کردن شماره تماس تمام دوستان دور و نزدیکش، و در آخر پاک کردن هر گونه نشانهای از او در منزل و حتی اگر مجبور به عوض کردن دکوراسیون منزل شوید، این کار را بکنید. تماس شما و هر گونه موردی که باعث یادآوری او به شما شود باید از صفحه زندگیتان پاک شود. در نتیجه این است دست آورد روز سوم «روح زدایی» شما: تلفن ممنوع! ناگهانی سر کار یا دم در منزلش رفتن ممنوع! به دوستانش تلفن زدن به منظور خبر گرفتن از او ممنوع! اگر به هر دلیلی مجبور شدید که با او تماس بگیرید، تماس باید کوتاه، مختصر، و سر راست باشد. میدانید خوبی ماجرا در چیست؟ این کار نه تنها به شما در «پاکسازی» کمک میکند،باعث میشود کمی او به خاطر عدم توجه شما «دیوانه» شود!
    روز چهارم: امروز روز دفترچه خاطرات است. صفحه اول، دفتر امروز قراراست پر شود. در نهایت آرامش، لیست تمام عواملی که از نظر شما باعث بهم خوردن رابطه شما شده را تهیه کنید. در نهایت آرامش و صد البته صداقت این لیست را تکمیل کنید. این لیست فقط و فقط برای شما قرار است نوشته شود. و به هیچ کس دیگر هم نشان نخواهد داده شد. پس از کوچکترین تا بزرگترین عامل جدایی را بر روی کاغذ بیاورید. دوباره یاد آوری میکنیم این لیست برای شما و از طرف شما نوشته میشود. پس از آن که کامل شد، یک بار دیگر آن را مرور کنید. یادتان باشد، همه اینها در نهایت آرامش قرار است انجام شود.
    روز پنجم: امروز روز وقت صرف کردن با خانواده است. سعی کنید که از تک تک دقایق «با خانواده» بودن استفاده کنید. آنها بهترین تکیه گاهی هستند که هر زنی دارد
    . • روز ششم: یک تقویت روحیه برای خود بسازید. مثلا یک «پلی لیست» از ترانه هایی تهیه کنید که با شنیدن آنها حس خوبی به شما دست دهد. سعی کنید روزی چند بار به آن گوش کنید.
    روز هفتم: امروز اولین باری است که باید تلقین «تمام شدن رابطه» به خود را شروع کنید. اگر نمیتوانید ما به شما این را تلقین میکنیم: «رابطه شما تمام شده است». چه برای عذر خواهی برگشته چه بر نگشته، لیاقت داشتن شما را به عنوان همسر و همدم در کنار خود نداشته است. یک هفته گذشت و نمردید! بله واقعا راحت نیست، اما باید تمرین کرد و تن به سختی داد... پیروزی نزدیک است
    روز هشتم: امروز روز آخر پاک کردن تمام اثرات او از زندگی شماست. اگر احیانا عکسی، نامه ای، هدیه ای، یا هر چیزی دیگری از قلم افتاده بوده است، اکنون قرار است به طور کلی حذف شوند. اگر جرات پاک کردن تمام عکس هایش را ندارید، آنها را در یک فولدر جداگانه با نام «هرگز آن را نبین» قرار دهید. باور کنیدء هر گونه کاری که منجر به یاد آوری دوباره او برای شما شود، به منزله یک سم مهلک برای شما خواهد بود. پس از الان جواب این سوالات را میدانید: آیا دوست دارید که از او خبر داشته باشید؟ «خیر»! آیا دوست دارید که او از شما خبر داشته باشد؟ «صد البته خیر!»
    روز نهم: پس از پاک کردن کامل او از زندگی خود، حالا نوبت این است که بدانید چگونه با او رفتار کنید. اگر مجبور شدید، یادتان باشد که شما دوست ندارید که با او در تماس باشید و تماس شما فقط در صورت اجبار خواهد بود، مکالمه هایتان کوتاه، مختصر، و سر راست خواهد بود. یادتان باشد که این که وقتی او را دیدید پشت دوستانتان پنهان شوید و یا آن که وانمود کنید که او را ندیده اید ، این طرز تصور را به او میدهد که هنوز به او فکر میکنید. پس از الان خود را آماده کنید که اگر با او برخورد کردید، شوکه نشوید. اگر شده حتی میتوانید جلوی آینه هم تمرین کنید!
    روز دهم: امروز روز شماست. هر چه که فکر میکنید و یا میگویید باید از شما باشد. اگر دارید راجع به دلایل شکست عاطفی فکر میکنید، راجع به این که او چه کرد، فکر نکنید.
    روز یازدهم: لیستی از اهداف جدید خود را به صورت مکتوب بنویسید. به خاطر داشته باشید که این مدت بهترین فرصت برای این است که خودتان را در یابید.
    روز دوازدهم: اما الان نوبت تغيیر دکوراسیون است. اول نوبت منزل است. لازم نیست حتما تمام مبلمان را عوض کنید. این تغییر میتواند به کوچکی عوض کردن یک تابلو یا تغیير عکس قابهای بالای تلویزیون باشد.
    روز سیزدهم: امروز همان روز مرگ یک بار، شیون یک بار است. امروز اجازه دارید که سراغ آن فولدر عکسها یا اس ام اسهایی بروید که پنهان کرده بودید. اجازه دارید که ترانه مشترکتان را گوش دهید و زار زار گریه کنید. میتوانید در تمام روز فقط «شکلات تراپی» داشته باشید و تا آن جا که میتوانید پشت سر او حرف بزنید. از دوستانتان بخواهید به حرفهای شما فقط گوش بدهند. با صدای بلند این را تکرار کنید «من زمان احتیاج دارم که در غم از دست دادن علاقه ام ناراحتی کنم. من میتوانم برای آخرین بار گریه کنم». و بعد از آن دیگر پلی برای بازگشت به گذشته وجود نخواهد داشت. اعتماد به نفس باز می گردد تبریک می گوییم، باید به خودتان پاداش بدهید...
    روز چهاردهم: باورتان میشود که 14 روز گذشته است؟ 14 روز از زمانی که شما «تصمیم کبری» خودتان را گرفتید گذشته است و حتی اگر هم به ما نگویید ما مطمئن هستیم که نسبت به 14 روز گذشته تغییرات روحی زیادی در شما رخ داده است. کافی است که از دوستان خود بپرسید.به پاس این وفاداری به تصمیم تان، باید به خودتان پاداش بدهید. بهترین زمان برای خرید لباس مورد علاقه، کفش مهمانی، و یا حتی یک بسته شکلات همین الان است.
    • روز پانزدهم: خب یادتان است که به شما گفتیم خودتان را برای رویارویی با او آماده کنید؟ یادتان باشد که برای شما مهم نیست و نباید باشد که حال او چه طور است. یک مکالمه کوتاه، مختصر و سرراست. به طور مثال: «وقتی او را دیدید، به چشمانش نگاه میکنید، سلام میکنید، مودبانه یک لبخند میزنید، بعد سرتان را پایین میاندازید و سعی میکنید هر چه زود تر آن جا را ترک کنید» حالا بلند شوید و جلوی آینه بروید، و همینها را تمرین کنید.
    • روز شانزدهم: خب، دیگر در خانه ماندن بس است. برای یک پیاده روی حاضر شوید. سعی کنید به جایی بروید که تا حالا نرفتید. مثلا یک پارک یا خیابان جدید را برای پیاده روی انتخاب کنید. از بودن در هوای آزاد لذت ببرید. شما همان آدمی هستید که قبل از ملاقات با همسر قبلی تان بودید. همانی که اعتماد به نفسش به هیچ مردی اجازه نمیداد که به او ضربهای وارد کند. زیبایی و پاکی در درون شما نهادینه شده است. اگر شریک سابق شما آن را ندیده گرفته است، به خاطر کمبود شما نبوده است. به «خود»تان یاد بدهید که از تک تک لحظاتی که در پیش رو دارید نهایت استفاده را بکنید.
    روز هفدهم: خب، اما امروز باید کمی صحبت جدی با هم داشته باشیم. شما برای از بین بردن ناراحتی پس از جدایی چه نوع تراپی را انتخاب کرده اید: سایکو تراپی مثل رفتن به یک روانشناس یا مدیتیشن، شیرینی تراپی مانند پناه بردن به شکلات و شیرینی و نقل و نبات، خواب تراپی، سیگار تراپی، و...! حالا از شما میخواهیم که بنشینید و بهطور جدی به این فکر کنید که چگونه میخواهید روح خود را درمان کنید. آیا این روشهای درمانی که تا حالا انجام دادهاید، برای شما کارساز بوده است؟ یادتان باشد که تغییرات درونی بدون پاکسازی بیرونی زیاد کار ساز نخواهد بود.
    روز هجدهم: به سراغ دفترچه خاطرات خود بروید. و نگاهی به لیست دلایلی که باعث جدایی شما شده است بیندازید. اکنون با گذشت 18 روز ، نظری منصفانهتر به ماجرا خواهید داشت. اگر لازم هست تغییراتی در لیست خود بدهید.
    • روز نوزدهم
    : امروز؛ روز کشف استعداد است. به موسیقی علاقه دارید؟ همیشه میخواستید یک زبان دیگر یاد بگیرید؟ عاشق شیرینی پزی هستید؟ لحظهای درنگ نکنید. پشتکار داشته باشید و مطمئن باشید که بهترین نتیجه را خواهید دید.
    روز بیستم: زمان، زمان چیدن یک برنامه جدید برای زندگی است. لیستی که از اهداف زندگی تهیه کرده بودید را اکنون احتیاج دارید. با دقت آن را مرور کرده و از همین دقیقه برا ی رسیدن به اهداف جدید برنامهریزی کنید. یادتان باشد که این کاری است که برای آن باید حسابی فکر و زمان صرف کنید و چه زمانی بهتر از الان که فکر شما آماده پذیرش هر گونه تغییری است.
    روز بیست و یکم: سه هفته گذشت، هوراااااا! چه حسی دارید؟ آن را در دفترچه خاطراتتان بنویسید. شما کاری را شروع و به نیمه رساندید که از عهده هر کسی بر نمیآید. این یعنی یک شمای نو! ما هم در تبریک گفتن به شما شریک میشویم! «مبارکه!» • روز بیست و دوم: یک صحبت در گوشی: ممکن است هنوز هم گهگاهی به او فکرکنید. به جای افسوس خوردن این که چرا رابطه شما بهم خورده است و تمام تقصیرها را سر خود بگذارید، یک کار دیگر بکنید و آن این است که با آن که ممکن است تمام تقصیرها از او نباشد، اما برای این قسمت «روح زدایی»، سعی کنید که او را مقصر بدانید تا بتوانید زودتر فراموشش کنید. تا زمانی که شما خود را برای وقایع اتفاق افتاده سرزنش میکنید، نمی توانید به طور کامل او را از ذهن خود بیرون بیندازید. از ما بشنوید: کمی بی منطقی در این جا واجب است! هر کاری میتوانید بکنید که عصبانیت شما از او به حد زیادی برسید. آن جاست که شما به راحتی حتی حاضر نخواهید بود که اسمش را بیاورید چه برسد به اینکه به او فکر کنید.
    روز بیست و سوم: درد فراق دیگر نباید برای شما مسئله باشد. یادتان باشد که برای خوشحالی شما وجود شخص دومی نیاز نیست. شما مسئولیت کامل برای ناراحتی، خوشحالی و خوشبختی خود دارید. سعی کنید این طرز تفکر را در خود پرورش دهید چرا که در تمام مراحل زندگی برای شما مفید خواهد بود. خیلی زود به آخرش رسیدیم شما از شر یادآوری خلاص شده اید...
    روز بیست و چهارم: عطر خود را عوض کنید. به ویژه اگر عطر قبلی شما یک هدیه از طرف همسر سابق بوده باشد! عطر جدید، بوی جدید، زندگی جدید!
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...


  5. رفت...  سپاس شده توسط sanaz1368,طباطبایی

  6. ارسال:85#
    m@ri آواتار ها
    الناز جون همه حرفات کاملا عاقلانس عزیزم واقعا ازت ممنونم...من اینجا ب حرفای همه احترام میذارم بخدا همه خ خوبن خ دوستون دارم...
    اما من اینجا حرف میزنم باور کنین گاهی اوقات دلم میگیره نمیفهمم چ میگم بعدش پشیمون میشم واقعا،اما خالی میشم...
    خ خوشحالم اگ کسی ب حرفام گوش بده

  7. ارسال:86#
    sanaz1368 آواتار ها
    ماری عزیزم انقدر خوب میفهم چی میگی که مشاورا نمیفهمن خخخخخ
    میدونی شبا از کابوس اینکه سامان ازدواج کنه خوابم نمیبره بشدت استرس و اظطراب دارم ضربان قلبم تند میشه نفسم حبس میشه هیچکس درکت نمیتونه کنه حتی من من فقط فکرشو میکنم اینجوری میشم ماری از وقتی عشق تو ازدواج کرده اینجوری شدم مدام فکر میکنم الان داره چکار میکنه ارامش ندارم فکر کن اگه بفهمم ازدواج کرده چه حالی میشم اصلا نمیتونم تصورشو کنم الان نزدیک2صبه که برات مینویسم هرموقع پستاتو میخونم اشک میریزم منم عینه توم هرچی میخورم یادش میفتم بزور غذارو قورت میدم ادم یه ارزوایی داشته نو سرش یه رویاهایی که برم سرکار فلان کارو میکنم الان میدونم انگیزت کم شده لابد پیش خودت میگی برچی برم سرکار به چه امیدی به چه دل خوشی
    حتی میدونم دیگه انگیزه نداری لباس بخری قبلا مانتوییکه اون دوس داشتو میخریدی ب سلیقه اون ...
    خدایا چرا باید اینجوری بشه تمام بدبختیا باید سر دخترا بیاد ماکه مثل پسرا نیستیم زود بریم سراغ یکی دیگه و ازدواج کنیم خدا جنس ما از شیشس میشکنیم
    حتی دیگه مثل تو تایپیک ندارم من.انقدر اعصابمو خورد کردن گفتم ببندنش
    دردودلامو میریزم تو خودم

  8. ارسال:87#
    m@ri آواتار ها
    دلم ازین دنیا و همه ی آدماش گرفته...لعنت ب این دنیا ک جز پوچی هیچی نداره چ میشه خدا ماراببری ازینجا آخه حداقل اون دنیاک خوبه را نشونمون بده!!
    بسه دیگ آخه چقد بدبیاری من تامیام انگیزه وامید پیداکنم بازم میکوبی تو سرمو ناامیدم میکنی یه بدبیاری واسم پیش میاری؟؟آخه چرا؟؟

  9. ارسال:88#
    elnaz.t آواتار ها
    سلام ماری جان

    میتونم بپرسم تکلیفا روانجام دادی یانه؟

    اگربله نتیجه چی بود و اگرخیر چه چیزی مانعت شد؟

    شما اگه سعی کنی یکم راه بیای اول با خودت و بعد با بقیه یه سری از مشکلاتت حل میشه

    خوبه که اینجا مینویسی خالی میشی اما از تکالیفایی که بهتون گفتیم هم استفاده کنید ونتایجوبهمون بگید


    موفق باشی
    دلیل تنهاییم راتازه فهمیدم!
    وقتی محبت کردم وتنهاشدم
    وقتی دوست داشتم وتنهاماندم
    دانستم بایدتنهاشدوتنهاماندتا\"خدا\"رافهمید...


  10. رفت...  سپاس شده توسط anahid

  11. ارسال:89#
    m@ri آواتار ها
    سلام النازجون...
    اول یچیزی بگم اینک پستای سانازو چراحذف کردین دوستان؟؟؟ازنظرمن اشکالی نداش ک تو تاپیک من دردودل کنه!
    الناز جان راسش اینا ک گفتیا قبلا تاالان یکم ازمراحلاشو انجام دادم...ببین مثلا هنوز شمارشو پاک نکردم مدام میرم تو واتساپ ببین کی انلاین بوده شبا ساعت خابشو بفهمم ک کی میخابه..درصورتی ک امروز توی خیابون دیدمش اصن نگاشم نکردم!اما رفتارای ضدونقیضمو نمیفهمم!
    راسی امروز روزاول کاریم بودا،دیگ استخدام شدم و ازکارم خ راضیم خوبه..حداقل مدتی ک اونجام فکرم آزادتره...اما شبا خاب ندارم ک همش فکر،تا2 و 3بیدارم بعد 5هم باید پاشم کارامو کنم تا 6برم دیگ واقعا کمبود خاب پیدامیکنم خ سخته اما خب هرکاری سختیای خودشا داره...
    توتاپیکم میخام ازسانازه عزیزم بنویسم...اینک نمیدونم چرابعضیا انقد اش بدبرخورد کردن و طردش کردن؟؟واقعا کارشون اشتبابوده درسته ک ساناز اشتبا میکنه و حرف تو کتش نمیره خخخ اما دلیل نمیشه باحرفاتون بدتر روحیشو داغون کنین!من الان سانازو درک میکنم واقعا حالش بدخ ما مدام توی واتساپ درارتباطیم اما حداقل اینجا اذیتش نکنین!لطفا نیاین بگین تقصیر خودشه و اینا من همشو میدونم فقط بخاطر شرایطش یکم درکش کنین...من اینروزا را کشیدم سانازجونم...دعاکردم ب سرهیشکی نیاد،اما توام شدی،شاید خدادوسمون داره من ب حکمتش شک ندارم

  12. ارسال:90#
    m@ri آواتار ها
    سلام دوستان...اومدم اینجاازحالم براتون بگم...خداروشکربهترم...چون میرم سرکار انگار فکرکردنم کمترشده...وایی خ خوبه،ساناز عزیزم پیشنهاد میکنم ک هرجور شده و هرکاری ک شده برای شروع طوری نیس برو تا کمترب اون فکرکنی!بخدا خ تاثیرداره!میدونم فراموش ک حالا حالاها نمیشه منم هنوزفکرمیکنم بش،اما ارزششو ندارن چون اونا الان خوشن ماچرا ناراحت باشیم؟؟ینی واقعا دیوانه ایم ک ازخوشی و بیخیالیه یکی دیگ ما غصه بخوریمو زندگی رابخودمون زهرکنیم؟؟عمرا مگ خلیم؟؟ساناز عزیزم یکم منطقی تر فکرکن گلم ببین خدا درعوض نداده هات بت چ چیزای داده ک باید شکرم کنی تازه،ببین تنت سالمه عزیزم هنوز اول راهی خ فرصت داری اینا کم نیسا،خیلیا هسن ک بعدازین شکستا دیگ فرصتی براشون نمیمونه...پ زندگی کنو لذت ببر...
    ازآناهیدم خبر ندارم دوستان تازگیا کم پیداشده آناااااا بیاااا

  13. رفت...  سپاس شده توسط anahid,طباطبایی

صفحه‌ها (10): صفحه 9 از 10 نخستنخست ... 78910 آخرینآخرین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •