از دیر باز انسان ها به وجود موجوداتی غیر مادی نظیر فرشته ها، شیاطین و البته جنیان اعتقاد داشتند (طبق مطالبی که در قران و کتب مقدس دیگر عنوان شده). چیزی در حدود 70 80 سال پیش که علم روانشناسی این چنین پیشرفت نکرده بود، اکثر ایرانی ها وقتی شخصی دچار اختلالات روانی می شد اون رو به جن و موجودات فرا مادی منتسب می دونستند و به اصلاح دلیلی بیماری رو جنیان شرور می دونستن. مطمئنا همچین داستان هایی رو به کرات از سالمندهای فامیل شنیدید.
اما آیا واقعا می تونه رابطه ای بین این دو باشه؟ آیا موجوداتی هستند که در روح انسان حلول کنند و باعث اختلال روانی بشند؟ علم امروز این قضیه رو منتفی می دونه و دلیل بسیاری از اختلالات روانی رو ناشی از کنش و واکنش های بیمارگونه در نوروترانسمیترها یافت کرده. از سوی دیگر در پروژه ی مپینگ ژنوم انسان، محققین مشاهده کردند که ژن بیماری هایی همچون شیزوفرنی همراه با ژن نبوغ منتقل میشه (پیوستگی انتقال ژن ). یعنی اکثر دانشمندان اختلال روانی داشتند و تاریخ و بیوگرافی ها هم این رو تایید میکنه.
اما این مطالب چه ربطی به همدیگه داره. سوال من اینه که آیا برچسبی که علم روانشناسی به عنوان بیمار روانی به افراد میزنه صحیح است یا خیر؟ آیا فقط به این دلیل که رفتار عده ای افراد با هنجارها جور در نمیاد یا نروفیزیولوژی مغزشون غیر طبیعی است، ما باید انگ بیمار بهشون بزنیم؟ آیا ممکن نیست دانشمندانی که خیلی پیش تر از زمان خودشون رو میدیدن و همزمان هم دچار اختلالات روانی بودند، واقعا با جنیان (جن نه صرفا به معنی یک موجود ترسناک بلکه هر نوع انرژی، کنش، متغیر، قدرت های فرا مادی و ...) در ارتباط بوده باشند؟ آیا ممکن نیست افرادی که پسیکوز دارند واقعا تصاویر و صداهایی رو می شنوند که ما در حالت عادی قادر به شنیدن آن نیستیم؟ آیا ممکن نیست همین جنیان قدرتی رو به برخی انسان ها تلقیح کرده باشند که میتونن فراتر از حواس انسان رو درک کنند؟ آیا ممکنه ترکیبی از هوش مادرزادی جسمی و انرژی های فرا مادی باعث نبوغ بشه؟ و اینکه چطور علم روانشناسی و فلسفه پدیده هایی همچون تله پاتی و هیپنوتیز رو باور داره اما مواردی چون دست انرژی ها غیر طبیعی رو نه.
همگی این مطالب با توجه به این قضیه است که در همگی بیماری ها یک سری از متغیر ها تاحدودی می تونند علت به وجود اومدن معلول خودشون رو توضیح بدند. اما درصدی باقی می مونه که همگی متغیرهای مستقل کشف شده یک بیماری نمی تونن اون رو توضیح بدند. مثلا به طور ساده بگم فرض کنید شخصی روزی 40 نخ سیگار میکشه، انتی اکسیدان کمی مصرف میکنه، تو کارخونه پنبه نسوز سازی کار میکنه، و خلاصه کلیه عوامل خطر سرطان ریه رو داره اما به سرطان ریه مبتلا نمیشه. چرا؟ همین قضیه رو ربط بدید به مسایل بالا.