می گویند شخصی سر ریاضی خوابش برد. وقتی که زنگ را زدند بیدار شد
وباعجله دو مسأله راکه روی تخته سیاه نوشته بود یادداشت کرد و بخیال اینکه
... استاد آنها را بعنوان تکلیف منزل داده است به منزل برد و تمام آن روز وآن شب
برای حل آنها فکر کرد. هیچیک را نتوانست حل کند، اما تمام آن هفته دست از کوشش بر نداشت . سرانجام یکی را حل کرد وبه آورد. استاد بکلی مبهوت شد ، زیرا
آنها را بعنوان دونمونه از مسائل غیر قابل حل ریاضی داده بود.
اگر این دانشجو این موضوع را می دانست احتمالاً آنرا حل نمی کرد، ولی چون به خود تلقین نکرده بود که مسأله غیر قابل حل است ، بلکه برعکس فکر می کرد بایدحتماً آن مسأله را حل کند سرانجام راهی برای حل مسأله یافت. --

--برای آنکس که ایمان دارد ناممکن وجود ندارد--

--چند نمونه فراموش نشدنی باعث تغییر نگرش پزشكان و روانشناسان شد.--

این نشان می دهد كه دستگاه عصبی شما با توجه به آنچه فكر می كنید یا خیال می كنید كه حقیقت دارد واكنش نشان می دهد.

دستگاه عصبی شما تجربه خیالی را از تجربه واقعی تمیز نمی دهد.
در هر دو مورد با توجه به اطلاعاتی كه از ناحیه مغز در اختیار او قرار می گیرد
واكنش نشان می دهد.
این یكی از قوانین اولیه و اصولی ذهن است.
وقتی این قانون را در افراد هیپنوتیزم شده مشاهده می كنیم شك می كنیم كه حتما نیرویی مرموز یا فوق طبیعی در كار است.
در واقع آنچه را كه می بینیم فرایند طبیعی عمل مغز و دستگاه عصبی انسان است و نه چیز دیگر.
به همین خاطر که باید لحظه به لحظه مواظب گفته ها، فکرها و حرفای دلمون باشیم.
مواظب باشیم که به خودمون چی میگیم هیچ وقت نگیم که چرا زندگی من اینجوریه چون
همش دست خودمونه و این مائیم که زندگی خودمون رو به ویرونه و کلبه ای خرابه تبدیل میکنیم یا به قصری باشکوه و شاهکاری بی نظیر