تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




نیاز به راهنمایی فوری(عشق به دختر و مخالفت خانواده ها) زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:ap110
آخرین ارسال:amiin
پاسخ ها 32

صفحه‌ها (4): صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین

نیاز به راهنمایی فوری(عشق به دختر و مخالفت خانواده ها)

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    سلام لطفا من و راهنمایی کنید.
    من یک پسر 18 ساله ام که در یک خانواده با عقاید مذهبی بزرگ شدم.خودمم خیلی به مسائل مذهبی اهمیت میدم و همیشه با رابطه دختر و پسر مخالف بودم.سال پیش تو کتابخونه ای که درس میخوندم یک دختری رو میدیدم که سه ماه ازم بزرگتر بود.اوایل سعی میکردم نادیده ش بگیرم.اما به هیچ وجه نمیتونستم نجابت و اخلاق اون دختر و نبینم.هرچی با خودم کلنجار رفتم نتونستم از قیدش بگذرم.اولین دختری بود که دوستش داشتم.آخه من با هیچ دختری جز خواهرام حتی حرفم نزده بودم.همش میترسیدم از دستش بدم.آخه بهم خبر رسیده بود خواستگار زیاد داره.از طرفیم نمیتونستم به والدینم بگم که واسم برن خواستگاری.آخه اونا میگن خودمون باید برات دختری رو انتخاب کنیم و تازه شم تو سن 27 سالگی برات بریم خواستگاری.داشتم دیوونه میشدم.دوستام بهم هی میگفتن برو با دختره حرف بزن.خلاصه برای اینکه بتونم تصمیم به اقدام کردن یا نکردن بگیرم شروع به فال حافظ گرفتن کردم.15 بار فال گرفتم دقیقا هر 15 بار عالی اومد و با صراحت بهم میگفت که اقدام کنم.بالاخره بعد از کلنجار رفتن با خودم تصمیم گرفتم با اون خانم صحبت کنم.اما از اونجایی که خیلی دختره نجیبی بود حتی حاضر نشد یکبار باهام همکلام شه.منم چون بدجوری مهرش به دلم افتاده بود کمر همت بر آن بسته بودم که بدستش بیارم.سه ماه روزگار تلاش کردم تا حاضر شد یک روز ساعت سه و نیم تو محوطه کتابخونه حرفامو بشنوه.الان هشت ماهه که با همیم.همدیگه رو هم خیلی خیلی خیلی دوست داریم.والدین هر دومونم در جریانن ولی به شدت مخالف .چون معشوقه من پارسال پزشکی قبول نشد دوباره امسال داره برای کنکور میخونه خانوادش گفتن چون دختره ما خیلی زیاد بهت وابسته شده میذاریم تا کنکورش روز در میون روزی یک ساعت بهت sms بده تا بتونه درس بخونه ولی بعد از کنکور جداتون میکنیم.
    خانوانده من میگن این دختر چون بهت اس میده لیاقت همسریه تو رو نداره و خانواده ش از لحاظ فرهنگی به ما نمیخورن و خانواده اون میگن چون هم سنین و پسره(من) خیلی مثبته و مامانشو دوس داره و رشته مهندسی شیمی قبول شده و پولدار نیست و آدم احساسیه به درد هم نمیخورین.دارم دیوونه میشم.هر روز عذابمون میدن.خیلی تحقیرم کردن ولی من حاضر نیستم ازش جداشم.بهانه هاشون به خدا خیلی الکیه خانواده من حتی یک بارم معشوقه من و ندیدن و خانواده اونم تا حالا با من حرف حساب نزدن.
    من نمیخوام ازش جداشم.میخوام باهاش ازدواج کنم.با بابام و باباش خیلی حرف زدم ولی اصن منو آدم حساب نمیکنن.تو رو خدا بگید من چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  2. نیاز به راهنمایی فوری(عشق به دختر و مخالفت خانواده ها)  سپاس شده توسط anahid,راهله

  3. ارسال:2#
    سلام من روانشناس نیستم و دیگر دوستان رو دعوت میکنم تاپیکتون رو ببینن
    پاسخ با نقل و قول

  4. نیاز به راهنمایی فوری(عشق به دختر و مخالفت خانواده ها)  سپاس شده توسط anahid,ap110

  5. ارسال:3#
    سلام دوست عزیز
    به همیاری خوش اومدید .
    ممنونم از m12 اما من هم مشاور نیستم . ولی این جا یاد گرفتم که اقایون رشد بلوغ فکری و جسمیشون تا 23 سالگی ادامه داره و نباید به احسسات در این سن (18سالگی) خیلی اجدی گرفت چون گذراست نمی دونم چی بگم مشاوره بلد نیستم ولی اینو خودم باور دارم چون برام اثبات شده چطور یک عشق داغ خاموش شد ...
    صبر کنید
    گذر زمان همه چیو اروم میکنه
    امیدوارم انچه که به صلاحتونه براتون رقم بخوره .


    یاریم کن اگر روزی جایی چیزی را شکستم دل نباشد

    پاسخ با نقل و قول

  6. نیاز به راهنمایی فوری(عشق به دختر و مخالفت خانواده ها)  سپاس شده توسط ap110,m12

  7. ارسال:4#
    سلام.
    دوست عزیز هیییچوقت این اشتباه رو مرتکب نشین که بخواین
    با یه دختر که بزرگتره از خودتون، ازدواج کنین.
    الان خیلی تو تب و تاب عاشقی هستین دوتاتون.
    اما بعدها مشکلات خیلی زیادی براتون ایجاد میکنه.
    برای هردوتون این جدایی بهتره.
    پاسخ با نقل و قول

  8. نیاز به راهنمایی فوری(عشق به دختر و مخالفت خانواده ها)  سپاس شده توسط ap110

  9. ارسال:5#
    با تشکر از تمام دوستان.در پاسخ به anahid عزیز بنده هم با شما موافقم.و امکان میدم که شدت این حس به دلیل غلیان احساس مقتضی سنم باشه.اما از طرفی به خاطر اقدامات والدینمون اعم از تحقیر،مطرود کردن و ... اجازه سرد شدن این آتش رو قطعا نمیدن و با این کاراشون بر آتش این حس شعله میفزایند و چون من نمیتونم از وجود معشوقه ام سیراب بشم و وجود ایشون در حد نوشاندن چند قطره اندک آب به یک بیمار دارای استسقاء در جهت رفع هلاکت است و در نتیجه به نظرم این حس به دلیل شانتاژ های محیط پیرامون و آدم های این میحط به راحتی سرد نمیشه.
    از طرفی هم تو این مدت سعی کردم فارغ از هیجانات نشات گرفته از این حس کمر همت ببندم در شناختن کامل معشوقه ام و نقاط ضعف و قوتش و بررسی تفاهم ها و اشتراک ها و شناختن اللخصوص تفاوت هایمان.و چون میگن که این حس کور است در نتیجه سعی کردم نظرات دیگران به غیر از خانواده مان را پیرامون اینکه آیا این انتخاب عاقلانه است یا نه جویا شوم.
    اما در جواب 3amaneh عزیز اختلاف سنی ما سه ماه است .فکر نکنم که این سه ماه خیلی مهم باشه.اما از طرفی معشوقه من انسان بسیار خاشع و فروتنی است لذا همیشه در تصمیم گیری ها طبق تربیت خانوادگیشون معتقده که من باید تصمیم بگیرم و تدابیر لازم و بیاندیشم با اینکه من همیشه به نظر ایشون بسیار اهمیت میدم و در حقیقت استشاره توی رابطه ما بسیار میدرخشه. در امور از ایشون میخوام که نظراتشو بگه و در اکثر مواقع متحدالقول هستیم. با این تفاسیر فکر کنم که در آینده در زندگی مشترک دچار مشکلی پیرامون مدیریت کانون خانواده نشم و در مورد مسائل جنسی هم باید عارض شم که من به دلیل تربیت شدن تو خانواده ای مذهبی که افرادش اهل مطالعه اند و آثار فرهیختگانی چون دکتر شریعتی،مطهری و... دائما در خانه ما خوانده و مطرح میشه به مسائل جنسی اهمیتی نمیدم که نگران مشکلاتی از این قبیل باشم.
    با این اوصاف خواهش میکنم راهنماییم کنید بیشتر
    پاسخ با نقل و قول

  10. نیاز به راهنمایی فوری(عشق به دختر و مخالفت خانواده ها)  سپاس شده توسط anahid

  11. ارسال:6#
    نقل قول نوشته اصلی توسط ap110 نمایش پست ها
    سلام لطفا من و راهنمایی کنید.
    من یک پسر 18 ساله ام که در یک خانواده با عقاید مذهبی بزرگ شدم.خودمم خیلی به مسائل مذهبی اهمیت میدم و همیشه با رابطه دختر و پسر مخالف بودم.سال پیش تو کتابخونه ای که درس میخوندم یک دختری رو میدیدم که سه ماه ازم بزرگتر بود.اوایل سعی میکردم نادیده ش بگیرم.اما به هیچ وجه نمیتونستم نجابت و اخلاق اون دختر و نبینم.هرچی با خودم کلنجار رفتم نتونستم از قیدش بگذرم.اولین دختری بود که دوستش داشتم.آخه من با هیچ دختری جز خواهرام حتی حرفم نزده بودم.همش میترسیدم از دستش بدم.آخه بهم خبر رسیده بود خواستگار زیاد داره.از طرفیم نمیتونستم به والدینم بگم که واسم برن خواستگاری.آخه اونا میگن خودمون باید برات دختری رو انتخاب کنیم و تازه شم تو سن 27 سالگی برات بریم خواستگاری.داشتم دیوونه میشدم.دوستام بهم هی میگفتن برو با دختره حرف بزن.خلاصه برای اینکه بتونم تصمیم به اقدام کردن یا نکردن بگیرم شروع به فال حافظ گرفتن کردم.15 بار فال گرفتم دقیقا هر 15 بار عالی اومد و با صراحت بهم میگفت که اقدام کنم.بالاخره بعد از کلنجار رفتن با خودم تصمیم گرفتم با اون خانم صحبت کنم.اما از اونجایی که خیلی دختره نجیبی بود حتی حاضر نشد یکبار باهام همکلام شه.منم چون بدجوری مهرش به دلم افتاده بود کمر همت بر آن بسته بودم که بدستش بیارم.سه ماه روزگار تلاش کردم تا حاضر شد یک روز ساعت سه و نیم تو محوطه کتابخونه حرفامو بشنوه.الان هشت ماهه که با همیم.همدیگه رو هم خیلی خیلی خیلی دوست داریم.والدین هر دومونم در جریانن ولی به شدت مخالف .چون معشوقه من پارسال پزشکی قبول نشد دوباره امسال داره برای کنکور میخونه خانوادش گفتن چون دختره ما خیلی زیاد بهت وابسته شده میذاریم تا کنکورش روز در میون روزی یک ساعت بهت sms بده تا بتونه درس بخونه ولی بعد از کنکور جداتون میکنیم.
    خانوانده من میگن این دختر چون بهت اس میده لیاقت همسریه تو رو نداره و خانواده ش از لحاظ فرهنگی به ما نمیخورن و خانواده اون میگن چون هم سنین و پسره(من) خیلی مثبته و مامانشو دوس داره و رشته مهندسی شیمی قبول شده و پولدار نیست و آدم احساسیه به درد هم نمیخورین.دارم دیوونه میشم.هر روز عذابمون میدن.خیلی تحقیرم کردن ولی من حاضر نیستم ازش جداشم.بهانه هاشون به خدا خیلی الکیه خانواده من حتی یک بارم معشوقه من و ندیدن و خانواده اونم تا حالا با من حرف حساب نزدن.
    من نمیخوام ازش جداشم.میخوام باهاش ازدواج کنم.با بابام و باباش خیلی حرف زدم ولی اصن منو آدم حساب نمیکنن.تو رو خدا بگید من چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    سلام به شما دوسته عزیزم
    میشه بفرمایید هدفتون از ازدواج چیه؟
    و اینکه چه چیزهایی رو در این دختر خانم دیدید که باعث شد به ازدواج باهاش فکر کنید؟
    شنیدید میگن افراط و تفریط در هر چیزی اشتباهه یا این ضرب المثل رو که فلانی بجای اینکه از این ور بوم بیافته از اون ور بوم افتاده؟
    گاهی وقتها یکسری از کارهای ما هم دقیقا همینطوره.
    امروزه با توجه به پیشرفت کشور، حضور پر رنگ تر زنان در جامعه نمیشه بگیم کلا طرفین نباید باهم در ارتباط باشند.
    در رابطه با این جمله که آخه من با هیچ دختری جز خواهرام حتی حرفم نزده بودم. خیلی خوبه که خانواده ها مسائل مذهبی و حدود روابط رو برای فرزندانشون مشخص میکنند اما تا این حد یکم زیاده روی هست.
    حرفای خانواده شما یکم باهم تناقض داره. اتفاقا اسلام تاکید زیادی رویه ازدواج در سنین پایین تر داره و یکی از معضلات جامعه ما این هست که سن ازدواج در پسرها به 27-28 سال رسیده که البته منظور از این حرف این نیست که زود ازدواج کنید.
    مورد بعدی هم که چندان جالب به نظر نمیرسه و با اموزه های اسلامی همخوانی نداره اینه که گفتند خودمون باید برات دختری رو پیدا کنیم.
    ببین دوسته من برای ازدواج یکسری پیش نیازها لازمه. مثل بلوغ جنسی، بلوغ عقلی، بلوغ عاطفی و هیجانی.
    و در ادامه اش داشتن حداقل هایی همچون یک منبع درآمد در حدی که بشه یک زندگی رو شروع کرد یا یکسری وسایل مورد نیاز رو تهیه کرد یا جایی رو برای زندگی اجاره کرد. که به نظر خودم موارد اول خیلی مهم تره.
    فکر میکنید امادگی هایی که بهشون اشاره کردم رو دارید؟ایا به اون بلوغ هیجانی و احساسی رسیدید؟ با توجه به اینکه این سنین فوران احساسات و هیجانات هست.
    با خودتون این سوال رو مرور کنید: اگر با دختران دیگری هم همصحبت و در ارتباط بودم(در داخل چارچوب ها) آیا باز هم به اولین دختری که چندباری دیدمش علاقمند میشدم؟
    در رابطه با فال حافظ هم جایی خوندم که فال حافظ اعتبار چندانی نداره. یعنی نمیشه بگیم چون فال این اومده حتما این کار درسته. ملاک استخاره با قرآن هست که اون هم شرایط داره که در این بحث فکر میکنم حتی استخاره هم جایز نیست.
    در رابطه با بحث جنسی که مطرح کردید متوجه نمیشم که اثار بزرگوارانی که گفتید ارتباطش با این مسائل چیه؟
    چراکه این یک نعمت الهی است که در وجود انسانه و نمیشه نادیده گرفتش.
    در مورد اینکه خانواده ایشون گفتند تا زمان کنکور باهم در ارتباط باشید اتفاقا دارند کاره اشتباهی انجام میدن چراکه اگر این قضیه حل نشه و به فرض ایشون دانشگاه خوبی هم قبول بشن باز هم تضمینی وجود نداره که بتونن این رابطه رو بگذارند کنار و ممکنه همچنان مخفیانه ادامه پیدا کنه.
    بهتر هست که هرچه زودتر سرانجام این قضیه روشن بشه.
    ویرایش توسط clinical psychologist : 2015_03_25 در ساعت 12:36
    گدای عشق نباشید

    بخشنده عشق باشید

    انسانهای زیبا همیشه خوب نیستند

    اما انسانهای خوب همیشه زیبایند
    پاسخ با نقل و قول

  12. نیاز به راهنمایی فوری(عشق به دختر و مخالفت خانواده ها)  سپاس شده توسط anahid,ap110,elnaz.t,samin66,ساجده

  13. ارسال:7#
    سلام خدمت شما.من با شما در خصوص مطالبتون موافقم.خانواده من متاسفانه از طرفی رگه ای از مذهب دارن و از طرفی رگه ای از انتلکتوئل های آزادی خواه که ازدواج رو زمانی جایز میدونن که سرنوشت من تا حد زیادی مشخص شده باشه.یعنی حداقل فوق لیسانسم رو گرفته باشم و سربازیمو رفته باشم وکاری با درآمد خوب داشته باشم.از طرفی هم من به دلیل اینکه تنها پسر خانواده ام حساسیت ها روی من بسیار زیاد است.از طرفی هم من به عقیده اونا باید با کسی ازدواج کنم که از نظر شان خانوادگی بسیار بالا باشند.متاسفانه به دلیل اینکه اجداد من جزو متمولین و تحصیل کرده های زمان خودشون بودن من هم باید همسری اختیار کنم که دارای چنین امتیازاتی باشه.
    در پاسخ به سوال شما در مورد هدف من از ازدواج باید عرض کنم که هدف اصلی من از ازدواج،بودن کنار کسی است که حاضر باشم به خاطر او کوه را هم جابه جا کنم.بودن در کنار همچین کسی برای من آرامشی زاید الوصف به ارمغان میاره آرامشی که در سایه اون میتوانم بر تمام مشکلات زندگی فائق آیم یا حد الامکان مشکلات زندگی رو هر چقدر پیچیده و غامض هم که باشه پذیرا باشم به امید رفع آنان
    اما خصوصیات کسی که به خاطرش برای اولین بار جلوی والدینم ایستادم و روی خواسته خودم پافشاری کردم:نجابت،مهربانی بی حد،سادگی و بی آلایشی و مهم تر از همه درک من.تنها کسی است که میتواند از سکوتم درد دلم را تشخیص دهد.اولین کسی است دقیقا عین من فکر میکند.
    در پاسخ به شما درباره عدم ارتباطم به دختران باید بگم من به دلیل درس خواندن در مدرسه علامه حلی با دختران زیادی که در مدارس فرزانگان درس میخواندند برخورد داشتم.اما خودم به دلیل عقاید شخصی ام ترجیح میدادم از این وادی ها دوری بگزینم.عدم ارتباط من با جنس مخالف به دلیل محیط ایزوله خانواده ام نبوده.به این دلیل بوده که کسی را نیافته بودم که خصوصیات مد نظر من را داشته باشد.ترجیح میدادم همسرم اولین زن خارج از محیط خانواده ام باشد که با او همکلام می شوم.
    من هم بی صبرانه منتظرم که تکلیفم مشخص شه.اما نمیدونم چیکار باید بکنم.لطفا راهنماییم کنید
    پاسخ با نقل و قول

  14. ارسال:8#
    من موافقم با کامنت بالایی، مسائل جنسی ربطشون به اون کتابهایی که فرمودید چیه؟؟
    مطمئن باشید که بعد از چند وقت زندگی مشترک، اهمیت این موضوع رو میفهمید.
    روابط زناشویی نقش خیلی مهم و پررنگی رو تو زندگی ایفا میکنه.
    اگر سری هم به تاپیک های دیگر بزنید، میبینید که خیلی از ازدواجها
    اولش با عشق زیاد شروع شدن، اما بعد از چندسال، به دلیل مشکلاتی از این دست، تموم اون عشق فروکش کرده و نوشتن که حتی از شریک زندگیشون بیزار هستن الان!!
    و اینکه ناخودآگاه، شخصیت مرد طوری هستش که زیبایی رو میپسنده...
    این یه چیز طبیعیه که خانمها، به نسبت یک مرد همسن خودشون،
    خیلی زودتر پیر و شکسته میشن و مخصوصا اگه حاملگی و زایمان و...هم اتفاق بیفته که این روند سریعتر میشه.
    اما من بخاطر اون سه ماه نمیگم که کارتون اشتباهه.
    تموم روانشناسان دنیا توصیه میکنن که اختلاف سنی از 4تا7 سال باشه.
    و حتی اگر شما سه ماه بزرگتر میبودید، باز ایده آل های جهانی رو نداشتید.
    و این رو در نظر بگیرید که تا شما به یک موقعیت شغلی مناسب برسین و بتونین به یک رفاه نسبی برسین، ایشون بخش زیادی از نیرو و زیبایی جوانيشون رو پشت سر گذاشتن.
    فراموش کردن یک عشق عمیق خیلی سخته، این رو قبول دارم.
    اما عشق باعث نمیشه که در آینده بتونین با همه این چیزها کنار بیاید.
    مطمئن باشین که باز هم هستن دخترهایی که همونقدر قدرت درک دارن، منتها شما چون اولین موردی بوده که باهاش روبرو شدین،
    فکر میکنین که دیگه همچین دختری پیدا نمیشه.
    و یک مشکل دیگه هم خانواده ها هستن.
    خانواده شما همینطور که الان گفتین بهتون میگن چون باهات در ارتباطه دختر مناسبی نیست، درآينده هم باز از این حرفها میزنن حتما،و این برای یه دختر خیلی سخت و غیرقابل تحمله.
    حتی اگر این ازدواج صورت بگیره، در آینده از دست نیش و کنایه های
    دوتا خانواده در امان نمیدونید و این میتونه تاثیر بدی در روابط شما بذاره...
    پاسخ با نقل و قول

  15. نیاز به راهنمایی فوری(عشق به دختر و مخالفت خانواده ها)  سپاس شده توسط ap110

  16. ارسال:9#
    این فرمایش شما در حقیقت پاک کردن صورت مساله است.وقتی دو نفر کنار هم باشند هرچند رابطشون از روی غلیانات احساسات باشه مطمئن باشید فرجام این رابطه نقش بسیار مهمی در آینده دو نفر دارد.اللخصوص که دو طرف تجربه اولشون باشه.ربط کتابایی که گفتم به مسائل جنسی اینه که به من یاد دادند که هدف اصلی در ازدواج این دست از مسائل نیستند.انکار نمیکنم نقش این موضوع رو در دوام و بقا یک رابطه و زندگی.اما باید به یاد داشته باشیم هدف اصلی ازدواج رشد و تعالی ست.این کتاب ها به من یاد دادند که گل بی عیب تنها خداست و هر کس وهر رابطه ای دارای نقصی است و کامل بودن که نوعی صفت ثبوتی است فقط و فقط در خداست.در ثانی من به عنوان یک مرد احساسمو هدیه به یک بانو معصوم کردم.مطمئنا حتی اگر روزی نسبت به این بانو حسمو از دست بدهم و یا حتی نسبت به ایشان دچار انزجار بشم دیگر نباید محبتی به دختری دیگر هدیه دهم که در نظر من اوج رذالت و خیانت است که برهه ای از زندگیت با کسی باشی و محبت نثارش کنی و برهه ای دیگر با کسی دیگر و اهدا کردن محبتی به او.این عقیده ای ست که در دامانش از عنفوان کودکی تا کنون رشد و نمو پیدا کرده ام و برایم محترم است.
    من به عنوان فردی از طبقه تحصیل کرده جامعه بعد ها و جنبه های انتخابم را در نظر گرفتم.بانویی که به من افتخار داد تا کنارش باشم آنچنان سیرتی زیبا دارم که نه تنها من،بلکه تمام آشنایانش را به ستایش وا میدارد.
    الگوی من در زنگی پیغمبری است که هدف اش از ازدواج به هیچ وجه به مسائل جنسی محدود نمیشد که اگر میشد با حضرت خدیجه زنی که از او بزرگتر بود ازدواج نمیکرد.
    اگر کسی بخواهد به زیبایی صورت بیش از زیبایی سیرت اهمیت دهد مطمئنا همسرش در میدان رقابت زیبا رویان متعدد بالاخره از کسی شکست میخورد و زندگیش بر باد میرود.
    مطمئنا با قطع این رابطه دختر پاک و ساده ای که به من اعتماد کرد و روحش را به من هدیه داد ضرر میبیند و مسیر زندگیش بسیار تغییر میکند لذا به هیچ وجه نمیگذارم بیش از این زیان ببیند حتی اگر به قیمت نابودی خودم باشد.
    و اگر این حس چیزی جز هیجان نباشد شعله شمعش با گذر زمان در دل دو طرف خاموش میشود.
    پاسخ با نقل و قول

  17. ارسال:10#
    کسی نیست که منو راهنمایی کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (4): صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. مقیاس انتظار از ازدواج(marriage expectations scale) به همراه کلید و روایی و پایایی
    توسط محسن عزیزی در انجمن آزمون های روانی معتبر
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 2015_01_06, 09:18

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •