تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




رویکرد ها و نظریه هاي متفاوت درباره وضع(منبع، جایگاه) کنترل زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:محسن عزیزی
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 1

رویکرد ها و نظریه هاي متفاوت درباره وضع(منبع، جایگاه) کنترل

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    محسن عزیزی آواتار ها
    رویکرد ها و نظریه هاي متفاوت درباره وضع(منبع، جایگاه) کنترل

    نظریه ها درباره ماهیت رفتار انسان و موضوع کنترل شخصی اظهارات متفاوتی دارند. رویکردهاي انسان گرا(Humanistic) در رفتار اجتماعی معتقدند که آدمیان موجوداتی هشیار و معقول هستند که توسط نیروهاي ناهشیار یا تجربیات گذشته کنترل نمی شوند، در این دیدگاه تمایلات و ارزشهاي انسانی در درجه اول اهمیت قرا دارند. این دیدگاه بر توانمندي ها و آرزوهاي انسان اراده آزاد، هشیار و تحقق بخشیدن به استعدادهاي انسان تاکید می ورزند و اینکه آدمیان به طور کامل توانایی دارند که رفتارشان را کنترل کند. رویکرد پدیدارشناختی(انسان گرایی) معتقد است اگر تجربه هاي شخصی و درونی فرد را از دیدگاه خود فرد مطالعه کنیم، رویکرد پدیدارشناختی را به کار گرفته ایم. بر این اساس انسان، آزاد و از روي انتخاب ودر جهت توانایی رشد و خودشکوفایی رفتار می کند. نیروي انگیزشی فرد، وي را به سوي رفتاري سوق می دهد که توانایی هاي بالقوه خود را به کار گرفته و به رشدي فراتر از رشد کنونی برسد. این رویکرد هر نوع جبر در رفتار به صورت هاي روانی، زیستی، اجتماعی و اقتصادي را رد می کند و طرفدار آزادي انسان در رفتارهاي صادره از اوست( مهدي عبادي 1381).

    راجرز(Rogers) معتقد است که ما موجوداتی هشیار و معقول هستیم و شخصیت را تنها از طریق رویکرد پدیدار شناختی می توان از دیدگاه فرد، بر اساس تجربیات ذهنی او تصورکرد شخصیت از دیدگاه خود شخص، بر پایه تجربیات ذهنی او درك می شود و توانایی متغییر کردن و کنترل رفتار و بهتر شدن شخصیت بر خود شخص متمرکز است.

    طرفداران رویکرد شناختی مانند جورج کلی(Gorge Kelly) معتقد بودند که هر یک از ما درباره محیط خود سازه هاي مشخصی را به وجود می آوریم، منظور وي این بود که مابه وسیله سازه هاي شخصی، رویدادها و روابط اجتماعی زندگی خود را بر حسب یک نظام یا الگو، تعبیر می کنیم و سازمان می دهیم و در واقع رفتار و جنبه هاي شخصیت توسط فرآیندهاي شناختی کنترل می شوند.

    کلی( 1955 ) در کتاب "روانشناسی ساخت هاي شخص" این نظریه را مطرح کرده است که انسان در پی آن است که محیط خود را پیش بینی و کنترل کند. وي پیشنهادي کرده است که هر فرد ساخت هایی براي خود تدوین کرده که از طریق آنها رویدادهاي جهان را ملاحظه و تفسیر می کند و از این راه می تواند رویدادها را پیش بینی و کنترل کند. وي خاطر نشان کرد «ساخت ها،تجاربی هستند که پویش هاي ذهنی در آن جریان دارند. این ساخت ها انتظار توام با پیش بینی تغییر در رویدادها را ممکن می سازند».

    کلی معتقد است که وقتی ساخت هاي شخص در ایفاي نقش شکست می خورند، فرد احساس تهدید، گناه، خصومت و پرخاشگري می نماید (جورج کلی، کتاب روانشناسی ساخت هاي شخصیت، 1955)

    در نظریه روانکاوي فروید(Freud) بر خلاف سایر رویکردها (انسان گرایانه، شناختی) بر نیروي ناهشیار تاکید شده یعنی غرایض و امیال جنسی (غریزه زندگی و پرخاشگري) با پایه زیستی و تعارض هاي اجتناب ناپذیر دوران کودکی مخصوصاً پنج ساله اول شکل دهنده رفتارهاي شخص تقریبا در سراسر زندگی است.

    رفتار گرایان(Behaviorists) که از واتسون(Watson) پیروي می کنند، مخصوصاً اسکینر(Skinner) اعتقاد دارد که کل رفتار را می توان توسط پیامدهاي آن یعنی آنچه به دنبال دارد تعیین کرد. رفتار توسط محرکهایی محیطی کنترل می شود. هر موجودي را نمی توان براي انجام رفتار تربیت کرد و این رفتار توسط اندازه و محیط تقویتهایی که بعداز آن می آید تعیین می شود هر کس که تقویت کننده ها را کنترل می کند، قدرت کنترل کردن رفتار انسان را نیز دارد (گنجی، 1375).

    لونسون(1972)
    برخلاف راتر که منبع کنترل درونی و بیرونی را دو قطب غایی یک پیوستار فرض می کند، الگویی چند بعدي ارائه کرد که در آن گرایش هاي درونی وبیرونی به طور مجزا در نظر گرفته می شوند و گرایش بیرونی نیز تمایل به افراد قدرتمند و گرایش به شانس را در بر می گیرد. در گرایش اول اعتقاد به نظم جهانی وکنترل کنندگی افراد قدرتمند مطرح است و در گرایش دوم باور به بی نظمی جهان وکنترل شانس است.

    در این پژوهش بر این نکته تأکید شده است که برخلاف افرادى از قبیل فروید، زنون(Xenon)، اسپینوزا(Spinoza) و گریگورمندل که انسان را داراى اراده آزاد نمى دانند از دید بسیارى از اندیشمندان، علماء اسلام و به ویژه قرآن انسان موجودى صاحب اختیار و اراده است، به طورى که در قرآن در حدود 94 آیه "اراده" و در حدود 80 آیه "ظلم" را نیز به خود انسان نسبت داده است، بدین وسیله قرآن با ذکر آیاتى از این قبیل انسان ها را مسئول و سازندگان سرنوشت خودشان دانسته است (جعفرى، محمدتقى).

    منبع: بررسی رابطه جهت گیري مذهبی با منبع کنترل دانشجویان؛ بهاره کوثری

    اختصاصی همیاری
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2015_03_26 در ساعت 17:20
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  2. رویکرد ها و نظریه هاي متفاوت درباره وضع(منبع، جایگاه) کنترل  سپاس شده توسط نرگس

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •