تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




قصد خودکشی دارم.تیر اخر کسی هست کمکم کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:m-777
آخرین ارسال:anahid
پاسخ ها 20

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

قصد خودکشی دارم.تیر اخر کسی هست کمکم کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:11#
    جناب مجید،
    من نمیخوام شعار بدم چون خودم فعلا بیمارم و حال روحی اصلا خوبی ندارم
    فقط یه چیز رو میدنم حداقل در مورد خودم که همیشه توی زندگیم منتظر یه معجزه بودم تا حالم خوب بشه تا همه رفتارهای دیگران باهام درست بشه تا خودم از خیلی از گرفتاریام رها بشم، ولی فهمیدم هیچچچچچچچچچچچ معجزه ای رخ نمیده، و این خودت هستی که باید معجزه رو بوجود بیاری

    خب یه سال کار کن هیچی نخور و کار کن تا پولات جمع بشه بعد بتونی بری جایی که آرامش داشته باشی، البته این نظره منه و شاید اصلا درست نباشه
    پاسخ با نقل و قول

  2. ارسال:12#
    samin66 آواتار ها
    سلام. به همیاری خوش آمدید.
    ممنون که اینقدر دقیق حرف دلتون را زدید.
    ادامه تحصیل دادی؟
    میشه یکم از خانواده ات برامون بگی.

    خب دوست عزیز شما راه خودکشی رو انتخاب کردید. بله هرکس در این دنیا برای انتخاب راه زندگیش آزاده و اجباری نیست.
    اما شما قبل خودکشی، سعی کردید یکبار دیگه زندگیتونو نجات بدید و آمدید اینجا تا از دوستان کمک بگیرید. یعنی هنوز امید در شما موج میزنه. و این عالیه. خیلی هم قشنگ مسئله رو باز کردید. حتی یه قسمتهایی از کلامتون، نشانه هایی از اعتماد بنفس پنهان می آمد.

    به سوالات بالا لطفا پاسخ بدید. ان شالله با همکاری دوستان، و راه حل های ارائه شده مشکل شما هم مثل مشکل خیلی از دوستان شما حل خواهد شد. فقط خواهش میکنم تا رسیدن به نتیجه صبوری کنید.
    ممنون
    بعد یک عمر زندگی و تجربه تازه دارم درک میکنم،
    توجه به علائقم و برای خودم زندگی کردن یعنی چی!!!!!
    پاسخ با نقل و قول

  3. قصد خودکشی دارم.تیر اخر کسی هست کمکم کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  سپاس شده توسط elnaz.t,niloofarabi,ویونا شاکری,جیگر طلا

  4. ارسال:13#
    بله ادامه تحصیلم دادم اما 7 ترمه کاردانی گرفتم معماری.
    پدرم با دیگران رفت و آمد دراه از هر شهری تبریز تهران اهواز مهمان بارش میاد و میره
    حادثه دیدس و حقوق مستمری میگیره.
    مادرم خانه داره و زحمت زیادی برا ما میکشه خیلی وقتا برا من گریه میکنه
    یه برادر کوچیک دارم 12 ساله اونم دوس داره به من افتخار کنه اما نمیشه
    خواهرم که 24 سالشه بخشی از آسیبا مربوط به اونه در حال تحصیله.
    البته خواهرم به اشتباهاتش پی برده ولی من آسیب شدیدی دیدم و تو محیط روستا سر من بایینه.
    در کل خانوادم از من چیزی نمیدونن ولی از رفتار نا مناسب خواهرم مطلع بودن.
    مادرم میگه شغل پیدا کن ولی انقد از جامعه عقب موندم که نمیتونم شغلی پیدا کنم....حتی رقبت همالیم ندارم تو یه اتاق رشد کردم و فقط از پنجره بیرون نگاه کردم.مردم ماشینارو ...
    پدرم میگه منم از بیکسی رفیق گرفتم به خودم توم رفیق بگیر ....
    ولی نه قدرتش دارم نه دیگه کسی حاظر با من رفیق بشه یه ادم بی ارزشم...بی وجود که گذاشت بهش تجاوز کنن.
    و عدالت الهی هیچ وقت حاکم نبوده . هیچوقت .
    ولی میدونم خدای هست که کهکشان ها زمین اسمان آفرید پس خدا هست مطمئنم ولی من یادش رفته میخوام برم پیشش مشکلاتم حل کنم شده باهاش جنگ کنم نابود بشم شده به دلیل حکمتاش گوش بدم و شرمندش بشم.دیگه انتظار حرک و توکل به خدارو ندارم خدا اینجا مال ما نیس مال خوشگلاس مال پوداراس که شانس پشت سر شانس میارن.
    میدوم حرفام کفره اما التماس و توکلم شد انقد تول کشید و شکستم که شد کفر. تنها کاریم که خدا میکنه و بلده کنه با دردی بالای مریضی زجر کشم کنه بشه مهربون
    پاسخ با نقل و قول

  5. قصد خودکشی دارم.تیر اخر کسی هست کمکم کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  سپاس شده توسط جیگر طلا

  6. ارسال:14#
    نقل قول نوشته اصلی توسط m-777 نمایش پست ها
    بله ادامه تحصیلم دادم اما 7 ترمه کاردانی گرفتم معماری.
    پدرم با دیگران رفت و آمد دراه از هر شهری تبریز تهران اهواز مهمان بارش میاد و میره
    حادثه دیدس و حقوق مستمری میگیره.
    مادرم خانه داره و زحمت زیادی برا ما میکشه خیلی وقتا برا من گریه میکنه
    یه برادر کوچیک دارم 12 ساله اونم دوس داره به من افتخار کنه اما نمیشه
    خواهرم که 24 سالشه بخشی از آسیبا مربوط به اونه در حال تحصیله.
    البته خواهرم به اشتباهاتش پی برده ولی من آسیب شدیدی دیدم و تو محیط روستا سر من بایینه.
    در کل خانوادم از من چیزی نمیدونن ولی از رفتار نا مناسب خواهرم مطلع بودن.
    مادرم میگه شغل پیدا کن ولی انقد از جامعه عقب موندم که نمیتونم شغلی پیدا کنم....حتی رقبت همالیم ندارم تو یه اتاق رشد کردم و فقط از پنجره بیرون نگاه کردم.مردم ماشینارو ...
    پدرم میگه منم از بیکسی رفیق گرفتم به خودم توم رفیق بگیر ....
    ولی نه قدرتش دارم نه دیگه کسی حاظر با من رفیق بشه یه ادم بی ارزشم...بی وجود که گذاشت بهش تجاوز کنن.
    و عدالت الهی هیچ وقت حاکم نبوده . هیچوقت .
    ولی میدونم خدای هست که کهکشان ها زمین اسمان آفرید پس خدا هست مطمئنم ولی من یادش رفته میخوام برم پیشش مشکلاتم حل کنم شده باهاش جنگ کنم نابود بشم شده به دلیل حکمتاش گوش بدم و شرمندش بشم.دیگه انتظار حرک و توکل به خدارو ندارم خدا اینجا مال ما نیس مال خوشگلاس مال پوداراس که شانس پشت سر شانس میارن.
    میدوم حرفام کفره اما التماس و توکلم شد انقد تول کشید و شکستم که شد کفر. تنها کاریم که خدا میکنه و بلده کنه با دردی بالای مریضی زجر کشم کنه بشه مهربون
    ===================

    سلام دوست عزیز
    من مشاور نیستم ولی یه پسر 28 شایدم 29 ساله هستم. به عنوان یه مرد جواب درد دلات رو میدم.
    1- اولن که شما تازه اول راهی. گفتی تازه 20 سالته. هنوز خیلی راه واسه رفتن داری. میدونم شاید سخت باشه ولی زندگی همینه.
    2- چیزی که من تو زندگی متوجهش شدم اینه که تا خود آدم نخاد نمیتونه سرشو بالا بگیره. بنابراین سرتو بالا بگیر. از یه شغل معمولی شروع کن. به نظر من بشین با بابات حرف بزن بگو کمکت کنه یه کار پیدا کنی. رودربایستی رو هم بزار کنار. سرتو بالا بگیر بگو بابا کمکم کن میخام کار کنم تا پول در بیارم تا بتونم بعدش زن بگیرم.
    3- گور بابای اون پسره و باقی پسرایی که بهشون حس بد داری. والا . گور باباشون. واسه یه بارم که شده محکم مثل یه مرد سرتو بالا بگیر و به این حرف ایمان بیار که " گور بابای اون پسره و باقی پسرایی که دوس ندارن باهات دوس بشن" .
    4- تو دوران کارشناسی، یه رفیق داشتم از عشایر کهگیوله و بویر احمد بود. خیلی از تکنولوژی و تمدن شهرنشینی دور بودن فامیلاشون. طبیعتاً همه دوستاش یا چوپان بودن یا دامدار یا به قول تو همال. یه دختره رو میخاست خیلی با هم خوب بودن. بعدش یه دفعه یه مرد پولدار که 10 سال از دختره بزرگتر بود اومد دختره رو خواستگاری کرد و گرفت. این رفیق ما تا آستانه خودکشی رفت. بنده خدا ساده بود. ولی بعد 6 یا 7 ماه که افسرده شده بود و داغون، به خوددش اومد. گفت فلانی من درس میخونم و کار میکنم تا برای خودم کسی بشم تا کسی با پول نتونه عشقمو بخره. چیزی که ما دیدیم این بود که این رفیق ما دیگه عشق و رفاقت و این چیزا رو تو وجودش کشت. مثل مرد سرشو بالا گرفت و با حقیقت مواجه شد و نشست تلاش کرد و کار کرد و درس خوند همزمان. الان رفیقاش همچنان دارن چوپانی میکنن ولی این رفیق ما 3 ساله تو آمریکا تو بهترین شرکت کامپیوتری دنیا یعنی مایکروسافت داره با حقوق خیلی بالایی کار میکنه. حقوق یک سالش از کل درآمد سالیانه ایل و تبارش بیشتره. ولی رفیقاش همچنان دارن چوپانی میکنن.
    5- دستم خسته شده ها ولی واسه تو دارم مینویسم پس خوب بخون. باشه؟ آفرین
    6- شما تازه 20 سالته خواهرتم تازه 24 سالشه داداشتم تازه 12 سالشه. همین که تو فهمیدی که باید تلاش کنی که همصحبت داشته باشی و مشاوره بگیری یعنی این فهم و شعورو داری که آقا من یه مشکل دارم پس باید از کسی کمک بگیرم. خیلی ها اینقدر مغرورن که مشاور و مشورت و اینچیزا اصلا به ذهنشون خطور نمیکنه.
    7- انتظار نداشته باش که خدا واست معجزه ای بفرسته. من لااقل 3 بار در طول زندگیم اینقدر اوضاعم بد بود که به چشم خودم دیدم که خدا کاری واست نمیکنه مگر اینکه خودت قدم اول رو برداری. قدم اول رو من برداشتم بعد دیدم اوضاع کم کم بهتر میشه. شمام قدم اولت باید این باشه که با بابات همفکری کنی که مشغول کار بشی. یه آدم قوی باش. کار کن پول در بیار. بعدش یه دختر خوب رو به عنوان همسر وارد زندگیت کن. دیگه از زندگی چی میخای؟
    8- جدی باش و واسه زندگیت برنامه ریزی کن. چند سال دیگه به این روزهای خودت حسرت میخوری که چرا تو اون اتاق به تنهایی گذروندی.
    9- اصلا هم از جامعه عقب نیفتادی. کی گفته عقب افتادی. فقط 20 سالتههههههههههههه. مشغول به کار شو و واسه ادامه تحصیل هم اقدام کن. میتونی ادامه تحصیل و کار رو تو یه شهر دیگه دنبال کنی. انتخابش با خودته. این تو هستی که شرایط رو بررسی میکنی و تصمیم میگیری. مغرور باش و اگه احیانا اشتباهی مرتکب شدی سرتو بالا بگیر و قبولش کن و دیگه تکرارش نکن.
    10- همیشه تو این سایت و سایتای دیگه صحبت کن فقط صحبت کن. به نظر میرسه سطحت از سطح روستایی که توصیفش کردی بالاتره. فراموش نکن که رفیق من از عشایر بود الان تو آمریکاس.
    11- توروخدا از اون اتاق بیا بیرووووووووووووووووووون.
    12- اول یه شغل معمولی پیدا کن و مشغول به کار شو. دوم درست رو ادامه بده. سوم سرتو بالا بگیر و آدمای منفی مثل دوستایی که اذیتت کردن رو از زندگیت بنداز بیرون.
    13- الان تو سن نوجوونی و جوونی هستی بهتره که برای اینکه از حس و حال بد بیرون بیای ریش و سیبیل بزاری.
    14- در نهایت بدون که تو باید در پیشگاه خودت مغرور باشی و سربلند تا بعدش بتونی در پیشگاه دیگران هم سربلند باشی.
    15- اگه آهنگای غم انگیز و شکست عشقی و اینا گوش میدی همشونو بریز دور. آهنگای بیکلام و شاد گوش بده.
    16- یه چند دست لباش شیک رسمی مردونه بگیر واسه خودت. دیگه باید وارد دوره زندگی جدیدی بشی که توش باید مثل یه مرد تازه بزرگ شده زندگی کنی.
    17- هر شب وبسایت مجله موفقیت رو مطالعه کن. صفحه اصلی
    18- همیشه با ما حرف بزن. ما دوستای تو هستیم. تو هم دوست ما هستی.
    19- ایشالا واسه مشورت راجع به دختر خانمی که خاستی چند سال دیگه ازش خاستگاری کنی بیای تو این سایت.
    20- نمره ت همیشه 20 باشه رفیق. به قول آقا بزرگ: "یه مرد باید همیشه مرد باشه حتی اگه 20 سالش باشه"
    21- این سایت هارو نگاه کن و بخون:
    چگونه می توانم به حرف های دیگران فکر نکنم و روحیه ای شاد داشته باشم؟ | مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
    چطور دست از فکر کردن زیاد بردارید
    6 فن قوي براي ايجاد آرامش
    افكار منفی را چگونه از خود دور كنیم؟! - سایت خبری تحلیلی تابناك|اخبار ایران و جهان|TABNAK
    مردمان - پورتال جوانان ایرانی  | چرا نباید برایتان مهم باشد دیگران درموردتان چه فکری می‌کنند
    با 7 تکنیک اعتماد به نفس خود را زیاد کنید
    روانشناسی امروز - چگونه اعتماد به نفس خوبی داشته باشیم؟
    چگونه آرام باشیم. - چگونه اعتماد به نفس بالایی داشته باشیم...
    هفت درس در اعتماد به نفس قوی - آکا
    اسراء - چگونه اعتماد به نفس خوبی داشته باشیم

    چگونه اعتماد به نفس واقعی داشته باشیم؟ - سایت خبری تحلیلی تابناك|اخبار ایران و جهان|TABNAK

    دگرش » چگونه اعتماد به نفس داشته باشیم؟ |

    چطور اعتماد به نفس خود را بالا ببرم؟ | موفقیت - جی 5 لاین
    رازهای جذب دیگران,چگونه جذاب باشیم - "اعتماد به نفس"
    چگونه اعتماد به نفس بالایی داشته باشم؟ - ایران آتا


    بازم برات مینویسم.
    قرار شد کارایی که گفتم انجام بدی. قول بده پس هم به خودت هم به ما. که یه انسان موفق باشی. شاد سربلند. به امید خدا و تلاش تلاش و تلاش و تلاش .
    پاسخ با نقل و قول

  7. ارسال:15#
    احساس کردم یه حس خوبو
    یه حسی که انگار از زیر ابرای لعنتی یه نوری بیرون اومد
    حتی اونی ک من فرشته فرضش میکردم به شرایط خوب که رسید رفت من موندم خودم من مریض که به شرایط بد خودم به اون روحیه میدادم.
    احساس میکنم کسی بدون نیاز داره بخاطر من بهم روحیه میده.من ارزشی دارم.
    اما انقد قدرت شرایط بد زیاده که چند روز بد این حس از من گرفته میشه.
    آشکاره به خدا که دیگه امیدی نیست اما باز میرم سمتش شاهد باشین میسپارم به خودش که این بار اون پسره عوضی که بر خلاف حرفای قران نوشته خدا عمل کرده ( عزت نفسم وجودم شکسته بهم تجاوز کرده باعث شده به خدا کفر بگم ) تو موفقیت نبینم ، دیگه به من نخنده اینبار که دیدم ببینم اونم آبروش رفته به روز من افتاده همه بهش میخندن کسی نمیخواد جوابش بده .
    دلم میخواد خیلب دلم مبخواد از این شرایط بیرون بیام اما به یه قدرت نیاز دارم بهش پناه ببرم،به یه منبا امید نیاز دارم قدرت به وجودم بده
    چشام ببندم گذشتم به یاد نیارم.
    مثل یه بچه دلم میخواد تشویق بشم شوق کنم لعنت به من لعنت به دنیا لعنتتتتتتتتتتتت
    پاسخ با نقل و قول

  8. قصد خودکشی دارم.تیر اخر کسی هست کمکم کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  سپاس شده توسط جیگر طلا

  9. ارسال:16#
    حتی اینجام کسی از مطلب من بازدید نمیکنه
    پاسخ با نقل و قول

  10. قصد خودکشی دارم.تیر اخر کسی هست کمکم کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  سپاس شده توسط جیگر طلا

  11. ارسال:17#
    sanaz1368 آواتار ها
    دلم میخواد تو این جا جیغ بکشم خدایاااااااااااااااااااا اخه چقد التماست کنیم؟ چرا حرفامونو گوش نمیکنی؟ چرا مارو نگاه نمیکنی؟ چرا انقدر تبعیضو بی عداتی وجود داره؟

    اقا مجید منکه با همه مشکلات درس خوندم هیچکس توزندگیم مشوقم نبود بخدا راست میگن نه باباو مامان داداشو ابجیم هیچکس مشوقم نیود تازه بدتر انرژی منفی بهم میدادن یکیش این بود که این اخریا برادر من بهم میگفت تو چون خواستگار خوب نداری داری میخونی بر دکترا که یکی بیاد بگیرت من به این حرفا توجه نمیکنم کار خودمو میکنم اما باز بی عدالتی و تبعیض میبینم بغض میکنم .دوست من تو عید میره ترکیه عشقو حال کنه من باید پایان نامشو درست کنم میدونی چرا؟چون بدبختم از بیکاری که فکروخیال نکنم به موقه به فکر خودکشی نیفتم .هی میخوام خودمو از چاه بکشم بیرون نمیشه یکی اون بالای چاه نشسته دستمو نمیگیره هولم میدن باز میفتم توش. میدونم چه حسی داری میدونم چی میگی تو دلت چی هست .باور کن من هرشب گریه میکنم ازین ادما زیادن که مثل ما هستن .
    چرا من باید تلاش کنم حتی کار هم پیدا نمیشه که بر پول دربیارم بعد طرف بیسواده چون فقط باباش پولداره پشت ماشین مدل بالاس.اقا مجید من ادمی بودم حتی بلد نبودم کامپیوتر روشن کنم برادرم مسخرم میکرد ترم یک دانشگاه که بودم مجبور شدم یواشکی میرفتم تو سایت پیش دوستام میشتم ازشون یاد میگرفتم.الان مسلطم به بیشتر نرم افزارای کامپیوتر حتی برادرم ازمن سوالاشو میپرسه .


    خدایااااااااااااااااااااا اااااااا کوشی ؟؟؟؟؟

    داریم صدات میکنیم

    چرا انقدر بعضی بندهای پستت تو جامعه هستن که دیگرانو اذیت میکنن؟ خدایا نگاه کن داریم میشکنیم از تو .

    خدایا روحیه نداریم فقط تو میتونی کمک کنی.

    خدایا دستانم را زدم زیر چانه م ماتو مبهوت نگاهت میکنم .طلبکار هم نیستم .فقط مشتاق اینم که بدانم ته قصه چمیکنی با من...
    پاسخ با نقل و قول

  12. ارسال:18#
    نقل قول نوشته اصلی توسط m-777 نمایش پست ها
    احساس کردم یه حس خوبو
    یه حسی که انگار از زیر ابرای لعنتی یه نوری بیرون اومد
    حتی اونی ک من فرشته فرضش میکردم به شرایط خوب که رسید رفت من موندم خودم من مریض که به شرایط بد خودم به اون روحیه میدادم.
    احساس میکنم کسی بدون نیاز داره بخاطر من بهم روحیه میده.من ارزشی دارم.
    اما انقد قدرت شرایط بد زیاده که چند روز بد این حس از من گرفته میشه.
    آشکاره به خدا که دیگه امیدی نیست اما باز میرم سمتش شاهد باشین میسپارم به خودش که این بار اون پسره عوضی که بر خلاف حرفای قران نوشته خدا عمل کرده ( عزت نفسم وجودم شکسته بهم تجاوز کرده باعث شده به خدا کفر بگم ) تو موفقیت نبینم ، دیگه به من نخنده اینبار که دیدم ببینم اونم آبروش رفته به روز من افتاده همه بهش میخندن کسی نمیخواد جوابش بده .
    دلم میخواد خیلب دلم مبخواد از این شرایط بیرون بیام اما به یه قدرت نیاز دارم بهش پناه ببرم،به یه منبا امید نیاز دارم قدرت به وجودم بده
    چشام ببندم گذشتم به یاد نیارم.
    مثل یه بچه دلم میخواد تشویق بشم شوق کنم لعنت به من لعنت به دنیا لعنتتتتتتتتتتتت
    ================

    نه برادر من نشد. گفتم دیگه از این چیزا نگو. بشین یکی دو روز حتی یک هفته واسه ایندت واسه فردات واسه کارایی که میخای بکنی برنامه ریزی کن. غصه خوردن رو هم بزار کنار. برنامه ریزی کردن کمکت میکنه که به آینده ت فکر کنی. به کارایی که میخای بکنی. مگه ماها اشتباه نداشتیم. تجاوز و اینا کیلو چنده. این حرفارو بریز دور. این جیزا همیشه بین پسرای نوجوون هستش. حرفای خوب بزن راجع به خودت. اینقدر تمرین کن تا ملکه ذهنت بشه. فکر نکن فقط تو مشکل داری. من وقتی 20 سالم بود مشکلات اقتصادی زیاد داشتم. خیلی بد. نمیخام وارد جزئیاتش بشم. ولی عوض غصه خوردن همیشگی روی روح و روان خودم کار کردم تا از پس مشکلات بر بیام.
    شما هم میتونی به شرطی که خودت بخای موفق باشی. بشین واسه پیدا کردن شغل و ادامه تحصیلیت برنامه ریزی کن. تو دانشگاه که لیسانس میخونی دوستای جدید و بهتر پیدا میکنی. دوستایی که لیاقت دوستی با تورو داشته باشن.
    برو کم کم کارای اداری ادامه تحصیلت رو شروع کن. یه زندگی جدیدو شروع کن. کارایی رو هم که گفتم یادت نره انجام بدی. یا علی بگو شروع کن. هر کاری هم که انجام دادی که به پیشرفتت مربوط بود بیا اینجا مشورت بگیر.
    علی یارت
    پاسخ با نقل و قول

  13. ارسال:19#
    ویونا شاکری آواتار ها
    سلام دوست گرامی
    به همیاری خوش آمدید
    آقا مجید من نمیخوام بگم ما همگی شمارو بطور کامل درک میکنیم نه چون حتی اگر در شرایطی مشابه شرایط شما هم قرار گرفته باشیم بازهم نوع احساساتمان باهم فرق خواهد داشت، اما خب میتونم بگم ما میفهمیم حس و حالتون رو، میفهمیم چقدر غمگین و ناراحتی، دلسردی شمارو از زندگی میفهمیم، میفهمیم دلت یه تنوع عظیم میخواد تنوعی در حد معجزه، میفهمیم نا امیدیت از چه جنسیه، میفهمیم کم آوردن از زندگی یعنی چی!

    دوست عزیز اصولا مشکل اصلی از جایی شروع میشه که ما بدنبال کمک از بیرون هستیم، اینکه منتظریم دستی از جانب غیب بیاد و زندگی مارو سروسامان بدهد خودمون هم بشینیم و مدام از ناامیدی حرف بزنیم و فکر میکنیم هرچه ناامیدتر باشیم کمک از جانب غیب سریعتر صورت میگیره!
    شما از شرایطت ناراضی هستی،دلت میخواهد سرتو بالا بگیری، دوست داری برادر کوچکترت بهت افتخار کنه، میخواهی کمک خرج خانواده باشی تمام اینها روح بزرگ تورو به نمایش میگذاره، اما برای رسیدن به این خواسته ها چه کارهایی انجام دادید؟ میتونید برامون بگید؟

    با خودت آشتی کن،از چهاردیواری اتاقت بیرون بیا و با خانواده،اطرافیان و اهالی روستا و در نهایت جامعه آشتی کن!
    به خاطر بسپار هر تغییری در زندگی ما مستلزم تغییر در خود ماست! تا ما نخواهیم تغییر کنیم هیچ چیزی عوض نخواهد شد!
    کمی انعطاف به خرج بده، از خودت شروع کن و بعد دست به تغییرات اطرافت بزن....در این مسیر دوستان خوبی که در این تالار هستند همراهت خواهند بود.

    به توانایی هات ایمان داشته باش
    گذشته ی هرکس یک نوع تجربه است از گذشته ات مایوس و سرافکنده نباش بلکه درس بگیر و خودتو قوی کن نگذار گذشته ای که دیگر تکرار نمیشود آینده ای که میتواند به خوبی رقم بخورد را خراب کند.
    مردم اغلب جذب انسانهایی میشوند که خودشان رو قبول دارند، خودت رو قبول داشته باش تا دست دوستی به طرفت دراز بشود.

    شاد باشی
    مردمان شهر برای آزادی تابوت ساختند و برای عشق مرز...
    غافل از اینکه نه آزادی در تابوت جا می گیرد و نه عشق مرز می شناسد.
    "ارنستو چه گوارا"
    پاسخ با نقل و قول

  14. قصد خودکشی دارم.تیر اخر کسی هست کمکم کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  سپاس شده توسط anahid,elnaz.t,niloofarabi,samin66,جیگر طلا

  15. ارسال:20#
    خدا چون دوستتون داشته نخواسته بهش برسید چون هر کسی لیاقت قلب عاشق رو نداره ...


    یاریم کن اگر روزی جایی چیزی را شکستم دل نباشد

    پاسخ با نقل و قول

صفحه‌ها (2): صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

موضوعات مشابه

  1. جواب مثبت بدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    توسط arshamis در انجمن انتخاب همسر
    پاسخ: 8
    آخرين نوشته: 2013_11_05, 17:43
  2. استعدادمن چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    توسط سرور در انجمن سایر مسائل
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 2013_03_22, 15:37

کاربران دعوت شده

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •