تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




سال 94 را چجوری آغازکردید؟الان درچه حالی هستید؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:m@ri
آخرین ارسال:m12
پاسخ ها 4

سال 94 را چجوری آغازکردید؟الان درچه حالی هستید؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    m@ri آواتار ها
    سلام،خب من این تاپیکو ایجاد کردم دوستان،حالا بیاید و بگید ک سال94چی شد واستون!
    اول خودم میگم...خب من ک تو تاپیکم گفتم روز اول عیدم چجوری شروع شد!خبر ازدواج کسی ک عاشقش بودمو شنیدم،کسی ک دوماه تصور میکردم ب زمان وفکر نیاز داره اما درکمال ناباوری دیدم در شرف ازدواج بوده!بماند ک چ بهم گذشتو چ شد...الانم حالا روزم زیادخوب نیس،اما خدا توی لحظه لحظه ی زندگیم جاریه...ازین بابت خ خوشحالم ک یادخدا را درون خودم حس میکنم...
    اما ب حکمته خدا ایمان آوردم،آره کسی ک دوسش دارم ازدواج کرد شکست خوردم دوماهه ک لحظه ب لحظش اشک میریزم،اما ب جاش شناختم،چشممو روی حقایق باز کردم،کور بودم اما الان میبینم ک چ خوب شد ک باکسی ک عشقش بم واقعی نبود ازدواج نکردم!خوب شد ک فهمیدم طرفم چجورآدمه خائنی بوده...الان فقط افسوسه گذشته و دوسال عمر تلف شدمو میخورم...
    کاش نه میدویدم و نه غصه میخوردم فقط اورامیخواندم و بس...
    پاسخ با نقل و قول

  2. سال 94 را چجوری آغازکردید؟الان درچه حالی هستید؟  سپاس شده توسط m12

  3. ارسال:2#
    sanaz1368 آواتار ها
    خیلی بد اغاز کردم الانم حالم بده
    من هرچی میخوام خودمو از این شرایط بکشم بیرون حتی سخترین راهم که باشه انتخاب میکنم تا حالم خوب شه اما انگار خدا نمیخواد .من نمیدونم چی از جون من میخواد.بابا ولم کن دیگه.برو به بندهای دردونت برس
    بزار من تو بدبختیم باشم
    اخه چقد زجر گریه بست نبود؟
    فقط کم مونده از بدشانسی وقتی دارم تو خیابون راه میرم یه اجر بیفته تو کلم
    چکار باید میکردمو که نکردم
    من از زندگیم راضی نیستم ازین عدالت راضی نیستم ازینکه یه عده نشستن مملکنو اداره میکنن هرکاری دلشون میخواد میکنن دیگه اخه به علم چکار دارید؟ ینی اگه مجاز بودم هرچی از دهنم درمیومد به این وزارت بهداشت میگفتم
    خدایا هرکاری دوس داری باهام بکن میخام ببینم اخر این داستان چی میشه چکارم میکنی؟
    ولی بدون برنده منم . من میبرم . من باهات قهرم دیگه باهات حرف نمیزنم اما خلاف اون چیزی که گفتیو هیچوق اجرا نمیکنم .اگه میخوای نرم دکترا باشه پس چرا کارم درست نمیشه؟ چرا بیکارم.چرا طرف نصف سن و تحصبلات منو داره پشت 206 میشینه من دوچرخه م ندارم من میخوام تو این دنیامم خوب زندگی کنم میخوام شاد باشم چون حقمه چون بنده خوبتم هرچی گفتی گفتم چشم مگه غیر از اینه؟؟
    پاسخ با نقل و قول

  4. ارسال:3#
    سلماء آواتار ها
    سلام بر همه ی دوستان

    سال 93 برام اصلا سال خوبی نبود ولی تضمیم گرفتم تا سال 94 رو بهترین سال برای خودم بسازم و با مشکلات بجنگم مثل مادرم ,لحظه ی تحویل سال رو با گریه ی دلتنگی نبود مادرم شروع کردم ولی امروز به عنوان اولین روز کاریم تو سال 94 ,کارای خوبی کردم.

    از خدا میخوام به ما صبری بزرگ و ایمانی قوی بده تا بهش توکل کنیم و حکت هاش رو باور کنیم.

    امیدوارم این سال برای همه سال خوبی باشه ,این خودمون هستیم که خوبی ها رو میسازیم ,پس تلاش کنیم سال 94 را خوب بسازیم
    خدای خوبم ,یار همیشگی من در همه ی لحظات بهم صبری بزرگ بده تا موفق ترین بشم و ارزوهای مامانم رو براورده کنم
    پاسخ با نقل و قول

  5. سال 94 را چجوری آغازکردید؟الان درچه حالی هستید؟  سپاس شده توسط m12

  6. ارسال:4#
    راستش سال 93با همه سختی هاش و هدفهایی که داشتم و نرسیدم یا رسیدم میتونم بگم یه سال متوسط بود تا اونجا که میخواستیم جشن عروسی بگیریم و بریم سر خونه و زندگیمون که خیلی مشکلات و دعواهاوو... داشتیم.... بعد عروسی یه شرایطی پیش اومد که رفتیم مشهد بهترین اتفاق سال93 بود ولی بعدش یه جور دیگه مشکلاتمون شروع شد ....... دعواها و جرو بحث ها و قهر هااااااااا الان هم اینقدر اعصابم ضعیف شده که سال94 رو خوب شروع نکنم و با کمال تاسف اصلا خوب شروع نشد ........اولین عید مشترک کنارهم........تحویل سال که تنهایی نشستم پای سفره هفت سین....تو تعطیلاتم که همش خونه بودم... یه دوران حوصله سر بر... تا سیزده بدر که بازهم بدترین 13عمرم بود هرکی با خوانواده خودش........ تا امروز که تولدم بود و بازم یکی از بدترین تولدهای عمرم.......
    دلم خیلی گرفته کلی سوال داشتم که اینجا بپرسم و بهم کمک بشه... وقتی اینجارو پیدا کردم خیلی خوشحال شدم ولی چند هفته ای نگذشت که اینجام دیگه نشد سوالهامو بپرسم و یکم اروم بشم......
    خیلی خسته و ناراحتم .... حال روحی و اعصابم اصلا خوب نیست ........ همیشه درحال گریه کردنم ......... نمیدونم چطوری ولی میخوام این شرایط تموم بشه...... اصلا دوست نداشتم امروز که روز تولدم هست بازم گریه کنم ولی نتونستم.......
    خدایا کمکم کن خیلی بهت نیاز دارم خیلییییییییییی زیااااااااااااااااااااااا ااااد
    پاسخ با نقل و قول

  7. سال 94 را چجوری آغازکردید؟الان درچه حالی هستید؟  سپاس شده توسط سلماء

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •