تالار روانشناسی و مشاوره آنلاین ازدواج، خانواده، تحصیلی همیاری
زمان کنونی:  مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

تالار همیاری نسبت به محتویات تبلیغات مسئولیتی ندارد.

کانال رسمی همیاری در تلگرام ads مشاوره قبل از ازداج مشاوره قبل از ازدواج




چرا گرایش به تولید در ایرانیان کم است؟ زمان کنونی: 
کاربران در حال بازدید این موضوع: برای دسترسی به این بخش باید ورود کنید
نویسنده:محسن عزیزی
آخرین ارسال:محسن عزیزی
پاسخ ها 1

چرا گرایش به تولید در ایرانیان کم است؟

حالت موضوعی | حالت خطی
  1. ارسال:1#
    محسن عزیزی آواتار ها
    «بسمه تعالی»

    چرا گرایش به تولید در ایرانیان کم است؟ و چرا در کشور، گرایش به مصرف کالاهای داخلی، کمتر از نمونه های خارجی آن است؟

    رونق در تولید ملی از مطالبات همیشگی رهبر معظم انقلاب بوده است. به ویژه در سال های اخیر، تاکیدات فراوان ایشان، نظیر نامیدن سال 1391 به سال «تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی»، حکایت از اهمیت بالای موضوع تولید داخلی و اعتماد و اتّکا به نیرو، کار، سرمایه و توان درونی کشور دارد. رونق اقتصادی، کاهش تورم، اشتغال زایی، رشد و پیشرفت در زمینه کیفیت تولیدات کالاهای داخلی، افزایش اعتماد به نفس ملی، رقابت در عرصه های بین المللی، رونق صادرات و کاهش وابستگی به نفت، پیشگیری از تهدیدات اقتصادی دشمنان، مقاوم سازی کشور و ... از مزایای رونق تولید ملی، و مصرف کالاهای داخلی است. با این حال، آنچه امروز در زمینه رونق تولیدات داخلی و مصرف کالاهای ایرانی در جامعه شاهد آن هستیم، با آنچه مطلوب و مدنظر و به نفع مصالح کشور است، فاصله دارد. آسیب شناسی مساله، می تواند به ما کمک کند تا با شناخت علل احتمالی کم بودن میل و رغبت ایرانیان به تولید، و نیز کمبود رغبت به مصرف تولیدات داخلی، بتوانیم برای بهبود وضعیت، طرح ریزی و هدف گذاری نماییم. در این مجال، ابتدا به بررسی برخی علل احتمالی مربوط به گرایش نه چندان مطلوب ایرانیان به تولید در کشور خواهیم پرداخت، و سپس بعضی از علل مربوط به مصرف نکردن برخی تولیدات داخلی را بررسی خواهیم کرد.

    علل کم بودن گرایش به تحرّک افتصادی، سرمایه گذاری داخلی، و تولید ملّی

    در زمینه علل مربوط به کم بودن گرایش مردم ایران به تحرک اقتصادی، و ایفای نقش در رونق اقتصادی کشور، می توان جنبه های متعددی را در نظر گرفت و علت های گوناگونی را برشمرد. با این حال، در این مطلب، بیشتر به علل روانشناختی و فرهنگی مرتبط با مساله می پردازیم.

    1. تعریف نشدن نقش مردم در رونق اقتصاد کشور، و قرار دادن «رشد اقتصادی» در زمره وظایف دولت: در کشور ما، و در بین اقشار و عموم ملت، تصور اینگونه است که رونق و رشد اقتصادی از وظایف انحصاری دولت و حکومت است، و مردم نقشی حائز اهمیت در این بین ندارند. تصور نادرستی که منجر به کناره گیری اقشار جامعه از فعالیت های اقتصادی صحیح، ایجاد فاصله بین ملت و دولت، افزایش تحمیل بار مسئولیت های کشور بر دولت ها، و کاهش نقش مردم در سرنوشت اقتصادی کشور می شود. بر مبنای نظریه نقش در روانشناسی اجتماعی، افراد در جایگاه های گوناگون نقش های مختلفی را ایفا می کنند. هر نقشی انتظاراتی را در دیگران ایجاد می کند؛ به طور مثال، نقش دانشجو با انتظاراتی از قبیل حضور مرتب در کلاس، اجرای تکالیف محوله، روحیه پژوهشگری و ... همراه است. مجموعه ای از انتظارات تعمیم یافته درباره رفتارها که در جریان اجتماعی شدن آموخته می شود، هنجار را تشکیل می دهد. در صورتی که بتوان نقش اقتصادی آحاد جامعه را به درستی تعریف کرد، انتظارات و هنجارهای مرتبط با آن را روشن نمود و البته از تعارض نقش ها هم پیشگیری کرد، می توان تغییراتی را در سطح جامعه مشاهده کرد. گرچه حمایت های دولتی، بسیار حائز اهمیت است، اما فرهنگ سازی در زمینه ایفای نقش ملت، و آگاهی دادن به مردم در خصوص نقش پررنگ شان در رونق و رشد اقتصادی کشور، می تواند گامی اثربخش در تغییر این دیدگاه نادرست باشد.

    2.ناآگاهی از چگونگی انجام کار تولیدی: بسیاری هستند که علاقه مند به مشارکت در فعالیت های اقتصادی کشور هستند، و خود را در این زمینه مسئول می دانند، اما فرایند کار را به درستی نمی دانند. پیش نیاز آغاز هر فعالیتی، آگاهی داشتن از شیوه اجرا و انجام آن است. گرچه برای رفتار کردن، فقط آگاهی کافی نیست، اما از منظر روانشناختی اگر فردی به درستی آگاه گردد، انگیزش بالایی داشته باشد و مهارت های رفتاری لازم را داشته باشد، احتمال تغییر نگرش در حیطه ای خاص و در پیش گرفتن و حفظ رفتار در آن حوزه را خواهد داشت. آگاهی دادن به کسانی که در این زمینه احساس مسئولیت می کنند، و توان اجرای آن را نیز دارند، می تواند راهگشای شروع فعالیت این قشر از مردم باشد.

    3.نداشتن امنیت شغلی کافی: امنیت شغلی، از عوامل روانی بسیار تعیین کننده در رضایت شغلی، افزایش بهره وری، افزایش تعهد، و آرامش روانی می باشد. کسانی که احساس می کنند، با ورود به عرصه تولید داخلی، امنیت اقتصادی و شغلی شان به مخاطره می افتد، ممکن است ترجیح دهند نیرو و سرمایه خود را در زمینه هایی دیگر که ضمانت بیشتری برایشان در پی دارد، صرف کنند. اما، در صورت تامین امنیت شغلی و بیمه مطمئن، امکان ورود سرمایه گذاران داخلی به عرصه تولید می تواند افزایش پیدا کند. دو بعد جو روانشناختی که با ارتقا دلبستگی شغلی رابطه دارد : امنیت روانشناختی و معناداری هستند. کارکنان احتمالا محیط کار خود را وسیله ای برای دستیابی به اهداف و نیازهایشان درک می کنند، هنگامی که محیط شغلی در بر دارنده امنیت روانشناختی و معنا داری تجربه باشد. سه عنصر اساسی که می توانند امنیت روانشناختی شغلی را تامین کنند عبارتند از: مدیریت حمایتی٬ وضوح نقش٬ اظهار وجود. یک سبک مدیریت حمایتی باعث می شود افراد بتوانند در شغل خود تلاش کافی داشته باشند و احتمالا خطر کنند و همچنین خود کنترل لازم روی کارشان را داشته باشند وهر جایی که نیاز بود دست به اقدامات نوآورانه و خلاقانه بزنند والبته ترسی از انتقام مدیر و مواخذه وی نداشته باشند. وضوح نقش نیز به نوبه خود در ایجاد ارامش روانی افراد از این نظر که آنها می دانند وظایفشان چیست و چه اقداماتی از آنها انتظار می رود و پیوسته در اضطراب رو به رو شدن با وظایف ناشناخته به سر نخواهند برد تاثیر به سزایی دارد. اظهار وجود هنگامی میسر می شود که افراد بتوانند در کارشان جنبه های فردی خود را ابراز کنند . در این صورت است که افراد می توانند شغل خود را درونی کرده وبا آن به عنوان یک جنبه اصلی از مفهوم خود رفتار می کنند. کارکنان هنگامی شغل خود را با معنا درک می کنند که شغل آنها ویژگی های چالش انگیزی ٬ ارزشمندی و پاداش متناسب را دارا باشد.همچنین هنگامی که افراد حس مشارکت در دستیابی به اهداف سازمانی داشته باشند و کار را وسیله ای برای یادگیری و کسب مهارت بیابند ، شغل خود را بیشتر معنا دار می یابند.

    4.کمبود اعتماد به نفس در اجرای کار تولیدی: یکی از سیاست های عمده بیگانگان، تزریق افکار مایوس کننده و منفی به ملت های دیگر است. زمانی که توانستند از طریق رویه هایی نظیر جنگ روانی، تلقین، تبلیغات گسترده، رسانه های جمعی و ... روحیه ملی را از کشوری در زمینه ای خاص بگیرند، زمینه را برای رشد خود فراهم کرده اند و البته برای عقب ماندگی کشورهای هدف. وقتی روحیه ملی ضعیف شد، کارها متوقف می شود. امام راحل(ره)، پس از انقلاب، به شدت با این مساله برخورد کرده، و شعار «ما می توانیم» را در سطحی وسیع به کار برده، و شروع به تزریق فکری و عملی این شعار در بین آحاد مردم جامعه کردند. امروز هنوز اثرات تلقین های منفی بیگانگان و دشمنان کمابیش وجود دارد، اما مطمئنا در حال تغییر است و در بسیاری زمینه ها این تغییرات در عمل مشاهده می شود. باید با استفاده از شیوه های مختلف، تدریجا اعتماد به نفس ملی را بازگردانیم تا روحیه مشارکت فعال در رشد اقتصادی کشور، در بین مردم تقویت شود.

    5.نداشتن مهارت کافی: در کنارِ داشتن آگاهی از روند اجرای کار تولیدی، و اعتماد به نفس لازم، وجود مهارت کافی هم عاملی بسیار اساسی تلقی می شود. مهارت نقشی تعیین کننده در افزایش خودکارآمدی دارد. انتظارات کارآمدی در تجربیاتی که شخص در آن مهارت دارد، ریشه دارد. تجارب موفق تمایل دارند که انتظارات سطح بالا ایجاد کنند، در حالیکه تجربیات شکست تمایل به تولید انتظارات سطح پایین داند. یک بار که انتظارات کارآمدی قوی و بالا ایجاد شد احتمال اندکی وجود دارد که شکست های موقتی تاثیر زیادی برقضاوتهای فرد در مورد قابلیت های خود داشته باشد. برعکس وقتی که انتظارات کارآمدی پایین و ضعیف ایجاد شد، موفقیت هایی که به صورت گاهگاهی بوجود می آیند، در قضاوت افراد از قابلیتهای خودشان چندان موثر نیستند. به هر حال انتظارات سطح پایین می توانند به وسیله موفقیتهای فراوان و مکرر تغییر یابند. موثرترین و بانفوذترین منبع خودکارآمدی، دستاوردهای عملکرد است. افراد در کارها و فعالیتهایی که مشغول می شوند نتیجه اعمالشان را تفسیر می کنند و از این تفسیرها برای گسترش باور ها وعقاید درباره تواناییشان برای درگیر شدن در کارها وفعالیتهای بعدی استفاده می کنند. معمولا نتایجی که به عنوان نتایج موفق تفسیر می شوند، خودکارآمدی را افزایش می دهند و آن دسته که به عنوان نتایج ناموفق تفسیر می شوند آن را کاهش می دهند. برای ارتقای خودکارآمدی، برگزاری کارگاه های آموزشی و مهارت آموزی، و استفاده از تجارب افراد موفق به عنوان الگو، می تواند کاملا موثر باشد.

    6.نبودن فرهنگ کار گروهی: برای تولید، دو مؤلفه اصلی لازم است که در بیانان رهبر معظم انقلاب تاکید شده است: کار، و سرمایه. زمانی که سرمایه با کار همراه شد، نتیجه می شود تولید. برخی در کشور سرمایه گذار هستند، برخی مدیریت خوبی دارند، برخی کاربلد هستند، عده ای کارگر هستند و ... . فرهنگ کار گروهی اگر در کشور به شکلی مطلوب ایجاد شود، و افراد صرفا در پی منافع شخصی خود نباشند، و مهارت های ارتباطی موثری داشته باشند، و بتوانند با هم به خوبی کنار بیایند، رونق اقتصادی در کشور ارتقا خواهد یافت. سرعت بخشیدن به کار، بهبود عملکرد، ایجاد اعتماد و ارتباط، تمرکز بر هدف، کاهش استرس، بهره بردن از دیگران و ... می تواند از مزایای کار گروهی باشد، البته برای کار گروهی دانستن قواعد اصولی کار بسیار مهم است.

    7.گرایش شدید به مصرف گرایی: تقویت روحیه مصرف گرایی، از عوامل مهم عدم گرایش به تولید است. زمانی که هر جنسی به سهولت در کشور وارد می شود، میل و رغبت به مصرف گرایی افزایش پیدا می کند. یکی از تبعات روانی مصرف‌گرایی این است که وقتی پدیده‌ای به هنجارها تبدیل می‌شود و مورد پذیرش عموم مردم قرار می‌گیرد، یک فشار هنجاری در جامعه و خانواده‌ها گسترش می‌یابد. در این حالت مردم خود را با همدیگر مقایسه می‌کنند و می‌کوشند در نیازها و رفع آنها با دیگران همسان باشند و رفتار یکدیگر را زیر نظر دارند و رفتار غیرجمعی را ناهنجار می‌پندارند. کار کردن روی نگرش افراد جامعه و تغییر آن به شیوه اصولی و منطقی، می تواند راهگشا باشد.

    8.عدم آگاهی از مزایای تولید داخلی: کاهش تورم، اشتغال زایی، رشد اقتصادی و ... همگی از اهداف و آرزوهای دولت و ملت هستند. یکی از کارهای بسیار اساسی و حیاتی که می تواند این معضلات را حل کند، رونق تولید داخلی، و البته مصرف تولیدات داخلی توسط مردم است. آگاهی دادن به مردم در خصوص نقش و اهمیت فوق العاده رونق تولید داخلی، می تواند زمینه ساز تحرکی مهم در این حیطه باشد. از منظر برخی از روانشناسان، نوع دوستی منشا رفتار حمایتی است. آگاهی یافتن از این مساله مهم که حرکت در جهت تولید داخلی منجر به کمک به هموطنان در جامعه می شود، می تواند زمینه ساز این رفتار حمایتی شود.

    9.راحت طلبی و گرایش به دریافت سود زیاد در قبال تلاش اندک: طبیعی است که حرکت تولیدی، نیاز به انگیزه، پشتکار، تحمل ناکامی، مسئولیت پذیری و ... داشته و دشواری های خاص خود را دارد. بنابراین، کسانی که انگیزه شان رفاه طلبی، سودجویی سریع و ... است، و تحمل ناکامی را ندارند، ممکن است ترجیح بدهند که سرمایه و توان خود را در زمینه های دیگری خرج کنند تا به منفعت های بیشتر و سریعتری دست یابند!(البته منفعت های ظاهری و مادی).

    10.عدم مسئولیت پذیری نسبت به سرنوشت کشور: ملتی که اهدافی والا برای خود ترسیم کرده، و قصد دارد به آنها برسد، نسبت به سرنوشت کشور و مردمش، احساس مسئولیت می کند. این مسئولیت متوجه تک تک اعضای جامعه است، اما بسیاری چنین مسئولیتی را متوجه خود نمی دانند و با توجیه های گوناگون، فرار از مسئولیت را ترجیح می دهند. این در حالی است که همه ما نسبت به سرنوشت یکدیگر مسئولیت هایی داریم. در روانشناسی، هنجار مسئولیت اجتماعی به اعتقادی اطلاق می شود که افراد می بایست بدون توجه به تلافی به مثل، به دیگران کمک کنند، گرچه کمک شوندگان ناشناخته باقی بمانند. درواقع این کمک رسانی، پاسخی به ندای وجدان تلقی می شود و نه انتظاری برای جبران آن. تقویت احساس مسئولیت اجتماعی، راهی مفید برای ترغیب به تولید داخلی است.

    11.نبود سیاست های تشویقی و تنبیهی مناسب: برای ترغیب سرمایه گذاری داخلی، از طرفی باید سیایت های تشویقی مناسبی اتخاذ نمود، تا سرمایه گذاران و کارگران در داخل کشور، به تولید ملی گرایش پیدا کنند؛ و از طرفی هم باید شرایط تنبیهی را برای کسانی که کارشکنی می کنند، فراهم نمود. فسادی که منجر به تنبیه قاطعانه مجرمین نشود، دردسرساز است. تشویق و تنبیه، چه به صورت مستقیم باشد، و چه به صورت جانشینی می تواند بر رفتار افراد اثرگذار باشد. البته باید ملاحظاتی را هم برای تشویق و هم برای تنبیه مؤثّر در نظر گرفت. رفتارهای مثبت باید با تقویت همراه شود، و این تقویت می تواند از نوع مثبت یا منفی باشد. بدین معنا که یک رفتار مثبت در صورتی که همراه با ارائه تقویت کننده مثبت باشد، تقویت مثبت است؛ و اگر همراه با حذف تقویت کننده منفی(محرک آزاردهنده) باشد، تقویت منفی است. در صورت به کار بردن صحیح اصول تقویت و تنبیه، می توان در رفتارها تغییر ایجاد کرد.

    12.کمبود الگوهای مناسب و معرفی نکردن آنها در سطح گسترده: سرمشق دهی از عوامل بسیار تاثیرگذار در ترغیب دیگران است. یافتن الگوهای موفق سرمایه گذار و کارفرما و کارگر در کشور، و معرفی آنها به مردم، و آشنا کردن مردم با شیوه کار، مشکلات در مسیر راه، و موفقیت های آنان، یکی دیگر از عوامل مهم در ترغیب به تولید داخلی است. نظریه پردازان یادگیری اجتماعی(و همچنین شناختی-اجتماعی ها)، بر نقش الگودهی و نیز یادگیری مشاهده ای تاکید دارند. انسان ها از طریق مشاهده یاد می گیرند، و الگوهای مثبت و منفی، می توانند رفتارهای درست و نادرستی را به دیگران یاد بدهند. معرفی الگوهای رفتاری درست، و تقویت این رفتارها، در شکل دهی عملکردهای مثبت اثرگذار خواهد بود.

    13.احساس ناتوانی در رقابت با محصولات خارجی: تصور کنید محصولی با کیفیت بالا در کشوری تولید می شود، و برند خاص شرکت تولیدکننده توانسته است اطمینان بسیاری از خریداران را به خود جلب نماید. حال، تولیدکننده ای قصد دارد در راستای تولید محصولات مشابه این شرکت فعالیت خود را آغاز نماید، اما در برابر این شرکت احساس ناتوانی می کند. این احساس ناتوانی ممکن است منجر به این شود که تولیدکننده حتی برای فکر و ایده خود، ارزشی هم قائل نشود و اقدامی را آغاز نکند. در حالی که احتمالا راهکار بهتر این است که کار خود را آغاز کند و تدریجا با کم کردن هزینه های اضافی، و بالا بردن کیفیت، بتواند رضایت خریداران را نسبت به تولیدات خود افزایش دهد. اما گاهی پیش می آید که محصول تولیدکننده کیفیتی مشابه و یا حتی بهتر از نمونه خارجی دارد، و صرفا احساس ناتوانی در تولیدکننده وجود دارد و نه خود ناتوانی. به اعتقاد برخی روانشناسان، مفهوم درماندگی آموخته شده حالت ویژه ای است که اغلب در نتیجه اعتقاد فرد مبنی بر اینکه رویدادها در کنترل او نیستند، در او ایجاد می شود. به سخن دیگر، بعد از یک رشته تجربه که در آن پاسخ های فرد در نتیجه رفتار او تغییر نمی کند، می آموزد که رفتار و نتیجه رفتار او از یکدیگر مستقل هستند. اگر احساس ناتوانی فرد تبدیل به درماندگی آموخته شود، می تواند به انزوا، گوشه گیری، افسردگی و عدم تحرک شود.

    14.ترس از شکست: میزان خطرپذیری در افراد گوناگون، با هم فرق دارد. یکی از عوامل موفقیت در افراد، انگیزه پیشرفت است. در نقطه مقابل انگیزه پیشرفت، انگیزه اجتناب از شکست قرار دارد که منجر به این می شود که فرد برای اینکه شکست را تجربه نکند، اصلا به کاری ورود پیدا نکند. کسانی که دارای انگیزه اجتناب از شکست قوی هستند، معمولا تکالیف ساده یا بسیار دشوار را برمی گزینند، و از تکالیف چالش برانگیز(که نیاز به تلاش دارد)، اجتناب می نمایند. تغییر نگرش از «ترس از شکست» به «خطرپذیری توام با احتیاط معقول» و نیز سیاست های حمایتی و تشویقی برای چنین افرادی می تواند موثر باشد.

    15.اهمال کاری و تنبلی: آفت بزرگی که دامنگیر برخی افراد است، تنبلی و بی تحرکی است. کسی که این خصلت منفی را در خود پرورش داده است، ترجیح می دهد بدون اینکه زحمت زیادی بکشد، سود زیادی به دست آورد و لذت را نه در کار و فعالیت، که در تفریح و سُستی جستجو می کند. برخی از علل روانی مربوط به اهمالکاری شامل خودکم بینی، توقع بیش از حد از خود، پایین بودن سطح تحمل، کمال طلبی وسواس گونه، اشتیاق به لذت جویی کوتاه مدت، فقدان قاطعیت، و عدم اعتماد به نفس می باشند. عللی هم که در رابطه با دیگر اشخاص و یا شرایط حائز اهمیت هستند شامل نارضایتی از وضع موجود، عدم تسلط بر کار، نگرش منفی به کار، نگرش غیر واقع بینانه از دیگران، احساس عدم مسؤولیت در برابر دیگران، لجبازی با دیگران، اهمال کاری و پرخاشگری انفعالی، بر چسب زدن به این و آن می شوند. شناخت و بررسی علل درونی و بیرونی اهمال کاری می تواند برای تغییر آن به کار گرفته شود.

    16.بروکراسی اداری و مشقت های ورود به کار تولیدی: زمانی که برای دریافت مجوز برای کار تولیدی، باید از پیچ و خم های اداری طاقت فرسا عبور کرد، و زمان زیادی از افراد تلف شود، طبعا انگیزه هم کاهش پیدا می کند. تسهیل روند ورود به عرصه های تولیدی، از طریق نشان دادن مسیر به طور مشخص، آسان سازی طی مسیر، و تقویت افراد در مسیر رسیدن به هدف در این رابطه کمک کننده است.

    17.دنیاگرایی و درنظر نگرفتن خیر اخروی: سرمایه گذاری داخلی، کار و تولید ملی، کمک به رونق و رشد اقتصادی کشور اسلامی، و برطرف کردن وابستگی کشور به منابع خارجی، با هدف رضای پروردگار، قطعا خیر و مرضی رضای خداست. توجه به این عامل بسیار حیات بخش و ضروری، می تواند بسیار راهگشا باشد.

    محسن عزیزی ابرقوئی
    ویرایش توسط محسن عزیزی : 2015_05_03 در ساعت 10:35
    از امام علی علیه السّلام پرسيدند «خير» چيست؟ فرمود:

    خوبى آن نيست كه مال و فرزندت بسيار شود، بلكه خير آن است كه دانش تو فراوان و بردبارى تو بزرگ و گران مقدار باشد و در پرستش پروردگار در ميان مردم سرفراز باشى، پس اگر كار نيكى انجام دهى شكر خدا به جاى آورى، و اگر بد كردى از خدا آمرزش خواهى. در دنيا جز براى دو كس خير نيست: يكى گناهكارى كه با توبه جبران كند، و ديگر نيكوكارى كه در كارهاى نيكو شتاب ورزد.


    نهج البلاغه، حکمت 94
    پاسخ با نقل و قول

  2. چرا گرایش به تولید در ایرانیان کم است؟  سپاس شده توسط elnaz.t,niloofarabi,سارا زنگویی,شروین

کاربران دعوت شده

علاقه مندي ها (Bookmarks)

علاقه مندي ها (Bookmarks)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •