چرا در کشور، گرایش به مصرف کالاهای داخلی، کمتر از نمونه های خارجی آن است؟

در ادامه مقاله «چرا گرایش به تولید در ایرانیان کم است؟» به بحث مهم مصرف تولیدات داخلی می پردازیم. سعی شده در این مقال، برخی علل مرتبط با تمایل مردم به مصرف مصنوعات خارجی و ترجیح آنها بر تولیدات داخلی اشاره شود.

اما روی دیگر سکّه، نقش بسیار مهم مردم در مصرف تولیدات داخلی است. اگر تولیدکننده و سرمایه گذار و کارفرما و کارگر ایرانی، وارد عرصه تولید ملّی بشوند، اما مردم گرایشی به مصرف کالاهای داخلی از خود نشان ندهند، کاری از پیش نخواهد رفت. بنابراین، در این بخش، به بررسی علل گرایش مردم به مصرف تولیدات خارجی، و کمتر بودن میل به گرایش محصولات داخلی مشابه می پردازیم. گرچه باید دانست که منظور همه کالاها نیست. می دانیم که در بسیاری موارد هم مردم گرایش به مصرف کالاها و محصولات داخلی دارند، مانند فرش. بنابراین، هدف بررسی علل گرایش به محصولات خارجی در شرایطی است که احیانا می شود کالای داخلی را نیز در آن موارد خریداری نمود. در ادامه برخی علل مرتبط با این گرایش را بیان می کنیم.

1.ذهنیت غلط «جنس خارجی بهتر است!»: یکی از سیاست های مهم بیگانگان، به ویژه در دوره های قاجاریه و پهلوی، این بوده که به ایرانیان تزریق کنند که «شما نمی توانید». با همراهی پادشاهان دو دوره قاجاریه و پهلوی، تدریجا در بین بسیاری از مردم جا افتاد که واقعا جنس خارجی بهتر است و ایرانی ها ناتوان در تولید هستند!! کشوری که مهد علم و تمدن و فرهنگ در طول تاریخ بوده، و بسیاری از اکتشافات علمی، پزشکی برجسته را در تاریخ خود ثبت کرده است، درگیر این ذهنیت شد که «جنس خارجی بهتر است». البته همه دچار این ذهنیت معیوب نشدند، اما متاسفانه این طرز تفکر نادرست، دامن بسیاری را گرفت و امروز ما می بینیم، با وجودی که آن شرایط بسیار تغییر کرده است، هنوز این ذهنیت نادرست به طور کامل از اذهان عموم رخت برنبسته است.

2.مشکل کیفیت، مرغوبیت، و انسجام برخی کالاهای داخلی: اگر در داخل، کالای تولیدی ما، از ویژگی هایی نظیر کیفیت، مرغوبیت، قابلیت انسجام و دوام، رقابت با نمونه های خارجی و ... برخوردار باشد، احتمال گرایش مردم به سمت آن کالاها قطعا افزایش پیدا می کند. در برخی موارد، این ویژگی ها در برخی کالاها دیده نمی شود، و یا کمتر دیده می شود. اهتمام جدی به این امر، می تواند راهگشا باشد. همچنین، تولیدکنندگان داخلی باید بتوانند اطمینان بخشی در مصرف کنندگان ایجاد کنند. ضمانت های صحیح، افزایش کیفیت در تولیدات جدید، به روز بودن، شناسایی نیاز مخاطبین، سلیقه به خرج دادن و ... همگی موثر هستند. در برخی موارد، مشاهده می کنیم که به محض اینکه برندی در کشور معروف شد، تدریجا کیفیت کار را پایین می آورد و قیمت را بالا می برد. طبیعی است که چنین رویه ای نه تنها برای آن برند، که برای کل کشور مخرّب است و منجر به ایجاد ذهنیت های نادرست نسبت به همه کالاهای داخلی می شود. از منظر روانشناختی، می توان دو مسیر را برای متقاعدسازی معرفی کرد که عبارتند از مسیرهای مرکزی و پیرامونی. در مسیر مرکزی، متقاعدسازی از طریق تفکر و استدلال صورت می پذیرد، و حال آنکه در مسیر پیرامونی، متقاعدسازی بدون تفکر زیاد مدنظر است. به طور مثال در مورد برخی کالاها، نظیر رایانه، متقاعدسازی مرکزی کارسازتر است، و روشهای پیرامونی نظیر تایید فلان بازیگر سریال و ... احتمالا اثر چندانی ندارد. کیفیت و مرغوبیت کالاها، می تواند منجر به ایجاد نگرش مثبت در خریداران شود، و آنها را نسبت به پیگیری محصولات یک برند با کیفیت، ترغیب نماید.

3.کیفیت و اطمینان بخشی برخی برندهای معروف خارجی: باید از تجارب دیگران به بهترین نحو استفاده کرد. چه اتفاقی می افتد که مثلا در بازار موبایل، عده ای مدتها منتظر می مانند تا ببینند مدل جدید فلان برند معروف چیست و کی روانه بازار می شود. زمانی که مدل های قبلی، از کیفیت بالایی برخوردار باشند، اعتماد و اطمینان مشتری و مصرف کننده بیشتر می شود و خود به خود، در انتظار محصولات دیگر می نشیند. زمانی که کیفیت محصول بالا باشد، مشتری با نگرش مثبت، احساس اطمینان، و پذیرش با محصول مواجه می شود.

4.اطمینان نداشتن برخی از مردم به داخلی بودن بعضی کالاها: در مورد برخی کالاها، برخی این ذهنیت را دارند که اگر کالایی در کشور مونتاژ می شود، در نهایت پول آن به جیب خارجی ها می رود و این کار تولید داخل نیست. گرچه در پاره ای موارد کسانی که اینچنین توجیهاتی دارند، محق هستند، اما باید این ذهنیت اصلاح شود. همینکه پول مونتاژ کالا به کارگر ایرانی می رسد، خود یک مساله مهم است. و البته شرکت ها باید کاری کنند که تدریجا در تولید کالای خود به خودکفایی برسند و این خودکفایی را به درستی اطلاع رسانی کنند. اثر منفی روانشناختی که بر ذهن افراد جامعه از این بی اطمینانی باقی می ماند، تعمیم افراطی و نادرست است؛ بدین معنا که وقتی در ذهن مخاطب این ایده شکل گرفت که شرکت خاصی که ادعای داخلی بودن تولیداتش را دارد، در این ادعا صادق نیست، مخاطب ممکن است نه تنها نسبت به آن شرکت که نسبت به دیگر شرکت ها نیز دیدی منفی پیدا کند و تعمیم نادرست بدهد.

5.فخرفروشی: خصلت ناپسند فخرفروشی که در برخی افراد کم و بیش وجود دارد، منجر به این می شود که با خرید برخی کالاهای خارجی اصطلاحا فخرفروشی کنند، و خرید کالاهای داخلی را عیب و ننگ بدانند! احساس برتری نسبت به دیگران داشتن، و این حالت که فرد دوست دارد خود را جزء طبقه خاصی مانند اشراف، روشنفکران، مشاهیر یا هر طبقه خاصی جا بزند، می تواند فرد را در مسیری قرار دهد که طبقه ای خاص در آن مسیر قرار دارند، و بنابراین رفتارهای آن طبقه خاص را انجام دهد و یا ترویج نماید.

6.همرنگی با جماعت: هویت برخی افراد، در تعریفشان از گروهی که در آن عضو هستند، معنا پیدا می کند. زمانی که عده ای خود را جزء طبقه خاصی دیدند، سعی می کنند هنجارهای آن طبقه یا گروه را اجرایی کنند تا مبادا از گروه طرد شوند. بدا به روزی که این هنجارها از اجرا بگذرد و درونی شود. وقتی هنجار طبقه ای خاص، کلاس گذاشتن و خرید برندهای معروف در چارچوب های خاص باشد، برخی تحت تاثیر این هنجارها قرار گرفته و آگاهانه و یا حتی بعضا ناخودآگاه خود را در ورطه جدیدی قرار می دهند.

7.نگرانی از دید اطرافیان و برداشت های آنان: بسیاری هستند که در مرحله زبان، حرف های زیبایی می زنند و دم از مصرف تولیدات داخلی هم می زنند، اما در مرحله عمل، خودآگاهانه و یا ناخودآگاه، گرایش به خرید کالای خارجی دارند! احتمالا نگرانی های پنهانی که از برداشت های دیگران دارند، مانع از عمل آنها می شود. از منظر روانشناختی، یکی از دلایل همنوایی با دیگران، نیاز به تایید اجتماعی است که بر رفتار افراد اثرگذار است. دلیل موثر دیگر، کاهش فشار هنجاری است. ممکن است فردی عقیده ای خاص(مثلا گرایش به تولید محصولات داخلی) داشته باشد، اما در نزد دیگران، این عقیده را فاش نکند و یا با آنان همرنگ شود تا از طرد شدن پیشگیری کند.

8.بی اطلاعی از وجود مشابه های داخلی برخی کالاها: تبلیغات به شیوه درست، راهی برای معرفی کالاهای خودی است. بسیاری از مردم، اطلاع هم ندارند که بسیاری کالاهایی که در خارج تولید می شود، با همان کیفیت و یا حتی بهتر از آن در داخل کشور تولید می شود و این نیاز به اطلاع رسانی دارد. زمانی که نگرش خاصی در افراد وجود داشته باشد، و آنها برای عمل کردن در جهتی خاص آمادگی داشته باشند، اما نتوانند به آن عمل کنند، درگیر ناکامی می شوند. بنابراین، باید شرایطی مهیا شود که کسانی که نگرش شان خرید محصولات داخلی است، بتوانند در مقام عمل، به این نگرش پایبند باشند.

9.عادات قبلی: برخی افراد اینجور عادت کرده اند که هر چه می خواهند بخرند، به جای پرسش از کیفیت آن، درباره خارجی یا داخلی بودنش می پرسند تا کالای خارجی را بخرند. اگر این رویه برعکس می شد، یعنی پرسش از خارجی یا داخلی بودن برای حمایت از تولید داخلی بود، مطلوب بود. در هر صورت، انگار عده ای صرفا با این عادت به خرید می روند که باید بروم و جنس خارجی بهتر را خریداری کنم! تغییر عادات به سادگی میسر نیست، و گاه برخی کارها و حتی برخی افکار، به قدری تکرار شده اند که دیگر برای انجامشان فعالانه تفکری صورت نمی پذیرد و به صورت خودکار در جهت انجام شان اقدام می شود.

10.ناآگاهی از آثار مخرّب عدم مصرف تولیدات داخلی: زمانی که مصرف کنندگان که مردم هستند، اطلاع نداشته باشند که با عدم مصرفشان، ممکن است زمینه بیکاری بسیاری کارگران و هموطنان، ورشکستگی کارخانجات، ضررهای اقتصادی مهلک، تورم، فساد و ... را فراهم کنند، نسبت به مصرف تولیدات داخلی بی تفاوت می شوند. از ویژگی های مثبت انسانها، همدردی کردن، نوع دوستی و همیاری است. نشان دادن نمونه های عینی از بیکار شدن کارگران در جامعه در نتیجه مصرف محصولات خارجی، می تواند احساس همدردی را در افراد برانگیزاند و آنها را برای تغییر نگرش و عمل متناسب ترغیب کند.

11.حمایت ناکافی از حقوق مصرف کنندگان: زمانی که سازمان حمایت از حقوق مصرف کنندگان، در مواردی که حق با مصرف کننده است، به درستی وارد عمل نمی شود، و ضمانت کافی به مشتری نمی دهد، طبیعی است که عده ای در پی خرید کالایی می روند که از حقوق آنها دفاع کند و اطمینان آفرین باشد. حمایت، از منابع بسیار مهم کاهنده استرس و فشار روانی است. همچنین حمایت، منجر به افزایش اطمینان و نگرش مثبت می شود. همه این عوامل سبب می شود تا مصرف کنندگان در جستجوی جایی باشند که برایشان ضمانت، آرامش خاطر و اطمینان می آفریند.

12.نبود تشویق های مناسب جهت خرید کالاهای داخلی: اگر مصرف محصولات داخلی، همراه با تشویق و امتیازاتی برای مصرف کنندگان این کالاها باشد، بسیار موثر خواهد بود. هم شرکت ها و کارخانجات، هم بانک ها، هم دولت می توانند در این زمینه نقش آفرینی نمایند. همانگونه که بیان شد، از منظر روانشناختی تقویت و تشویق می تواند منجر به تکرار رفتارها شود.

13.نظارت ضعیف، و نبود رقابت مناسب: زمانی که نظارت ضعیف باشد، زمینه سوء استفاده فراهم است. در پاره ای موارد، به دلیل نبود نظارت کافی و درست بر کالاها، قیمت ها بی رویه افزایش می یابد و کیفیت هم کم می شود. همچنین زمانی که رقابت در داخل نباشد، زمینه برای بهره برداری سوء استفاده کنندگان فراهم است. به یاد داریم که برخی کالاها، به دلیل نبود رقابت در داخل، چقدر گران تر از قیمت های فعلی شان، به فروش می رسیدند! نظارت، رقابت درست، و رعایت انصاف در برخورد با مشتری، کلید حل بسیاری معضلات است. عدم نظارت مناسب، از یک طرف زمینه را برای سوء استفاده تولیدکنندگان فراهم می کند، و از طرفی اطمینان و اعتماد مصرف کنندگان را کاهش می دهد.

14.رفتار مسئولین و نقش مهم آنان: رفتار مسئولین، رویه آنان در مصرف، و ترغیب عملی شان به خرید تولیدات داخلی، بسیار موثر است. مبحث نفوذ اجتماعی از مباحث مهم در روانشناسی اجتماعی محسوب می شود و کسانی که دارای نفوذ هستند، می توانند در سطوح مختلفی بر رفتار دیگران اثرگذار باشند. اولین سطح، متابعت است. در سطح دوم، همانندسازی مطرح می شود، و در سطح سوم درونی سازی. در سطح درونی سازی، افراد سعی می کنند رفتار یا نگرش الگو را در ارزش های زندگی خود وارد نمایند و بر مبنای آنها عمل کنند. مسئولین صاحب نفوذ، می توانند با رفتارهای خود، تغییراتی عمیق در افراد جامعه به وجود آورند. باید پرسید آیا می توان واقعا به منزل برخی مسئولین رفت و کالاهای مصرفی آنها را مورد بررسی قرار داد؟ خوب است مسئولین کشور، رویه امام راحل(ره) و مقام معظم رهبری(حفظه الله تعالی) را در ساده زیستی و عمل به صحبت هایشان الگو و سرمشق قرار بدهند، تا برای مردم الگوهای خوبی بشوند.

محسن عزیزی ابرقوئی