در زندگی هر پسر بچه ای زمانی فرا می رسد (بین سه و پنج سالگی) که می خواهد مادرش تنها مال او باشد. مادر نخستین عشق اوست و او تحمل دیدن آن را ندارد که کسی دیگر با مادرش "قرارمدار" بگذارد. {منظور از کسی همان پدر است} همین طور هنگامی که دختر نسبت به پدرش اظهار عشق می کند – این عشق به قدری از احساس تصرف برخوردار است که هیچ رقیبی را تحمل نمی کند. این نکته ضروری است که این عشق نافرجام را با گفتار و رفتارمان تقویت نکنیم. حتی اگر به شوخی هم باشد، مادر نباید پسرش را "مرد قوی هیکل من" یا "عاشق کوچلوی من" صدا بزند. همچنین پدر نیز نباید سخنانی از این قبیل به دخترش بگوید . این نقش ها دقیقا همان هایی هستند که کودکان آرزو می کنند که بتوانند در زندگی شان آنها را برعهده گیرند، نقش هایی را که بایستی فراموش کنند و این کار هر چه زودتر انجام پذیرد بهتر است. ما نباید به کودکان اجازه بدهیم که این گونه امیدوار باشند، در نتیجه بر یاس و نومیدی آنان اضافه خواهد شد. زیاده روی والدین و پرستار کودک (در بوسیدن لب های کودک و ...) برای کودک لذت بخش است، اما بیشتر در او احساس گناه ایجاد می کند تا شادمانی. زیادی روی شهوانی sensual indulgence چه لامسه ای باشد چه لفظی، کودک را در بند عشق والدین گرفتار می سازد و مانع از رشد طبیعی او در مسائل جنسی و عشق ورزیدن می شود.




Between parent and child: new solution to old problems ,Ginott,Haim G