چطور می شود که کسی به مقام والای خود شاعر(شلغم) پنداری می رسد ؟ آسیب شناسی این آفت اجتماعی را با هم در ادامه خواهیم خواند ، با من همراه باشید...

چطور می شود که کسی به مقام والای "خود شاعر(شلغم) پنداری" می رسد ؟ آسیب شناسی این آفت اجتماعی را با هم در ادامه خواهیم خواند ، با من همراه باشید:
انسان در ذات خود علاقه ی شدیدی به ستودن و علاقه ی شدیدتری به ستوده شدن دارد، برای ستوده شدن در جامعه ی امروزی ایران به نظر نگارنده ، چند عامل موثر وجود دارند که حداقل هفت هشت تای اولشان رابطه ی بسیار بسیار مستقیمی با "پول" دارند .
از سوی دیگر پول به عنوان یک منبع "Resource" در شرایط کنونی جامعه در پایین ترین حد گردش و ارزش خود قرار گرفته که باعث متلاشی شدن طبقه ی متوسط و کارمندی سابق شده و شکاف قابل تاملی بین طبقه ی مرفه (بالادست) و طبقه ی پایین دست ایران ایجاد کرده است .
از این رو این میل به ستوده شدن باید به نحوی ارضا شود، که بسامد این ماجرا در جوامع مختلف به صورت های مختلف اعم از "فیتنس و بادی بیلدینگ"، "بازی های موبایلی با قابلیت ثبت رکورد"، ایجاد دل مشغولیت هایی مانند "گلخانه"، و .... و در نهایت ورود به وادی :هنر" بروز می کند .
از میان این شکل های مختلف کم خرج ترین شان "هنر" و از میان کم خرج ترین هنرها "ادبیات" برای این دل مشغولی ها بستر مناسبی است برای ارضای حس ستوده شدن و به شکل امروزیش "گدایی لایک".
در اینجا نگارنده تلاش میکند تا گوشه هایی از عوارض بیماری عجیب، ساخت یافته و صعب العلاج "عادمیت" که نسخه ی اولیه اش را دکتر"خاویر کرمنت" در کتاب معروفشان به نام "بیشعوری" به خوبی معرفی کرده اند، معرفی کرده و شرح دهد.
صورت مسئله: شما یک انسان فراخودشیفته هستید که دوست دارید همه برای شما دست بزنند و بهترین باشید، هیچ وقت حتی در دوران مدرسه حالش را نداشته و ندارید که برای ارضای این نیازتان یک شب بیداری ساده بکشید و یا پول نهارتان را بدهید و یک کتاب بخرید. (البته کتاب هایی هم که تصادفا و اشتباها به شما هدیه داده می شوند را هرگز نمی خوانید ولی از جمع کردنشان و تحسین دیگران از کتابخانه ی کت و کلفت تان لذت وافری خواهید برد) البته تلاشی هم برای جمع کردن پول نکرده و نمی کنید و اصولا به زحمت کشیدن برای پول اعتقادی ندارید، ارث و میراثی هم به شما نرسیده .. پس اهرمی ندارید که بتوانید سطوح پول پرست جامعه را به خود جذب کرده و مثلا دوره های دروغین و غیر اصولی MBA را در مراکز نامعتبر و بی کیفیت تر از خودتان گذرانده باشید.
راهی برای ارضای حس ستوده شدن تان بدون خرج پول و زمان و ممارست و .... را با رسم شکل توضیح دهید (۲۱ نمره)
پاسخ :
۱ در فیس بوک یک صفحه درست کنید، با موبایلتان عکس های مثلا هنری بگیرید و کم کم در بین دوستانتان کسی را پیدا کنید که به عکاسی علاقه داشته باشد و او را به عکاسی ترغیب کرده و از وجودش برای خودتان استفاده کنید .
۲ چندتا شاعر معروف اروپایی پیدا کنید و به صورت یک سیکل مرتب، شعر هایشان را بگذارید، مهم نیست چه شعری باشد، فقط بگذارید، اسم شاعر هم هرچه دهان پر کن تر باشد بهتر است، این که شما شعر را نمی فهمید مهم نیست، آن هایی هم که لایکتان خواهند کرد اکثرا آن چیزی که شما می فهمید را هم نمی فهمند .
۳ برای ترغیب لایکنده هاتان (لایک کنندگان شما) در پاسخ به کامنت ها و یا حتی لایک هاشان کامنت های جانفشانانه ای مثل موارد زیر بگذارید :
"سپاس بانو"
"سپاس جناب"
"درود شاعر"
و ...
۴ به این کامنت ها بسنده نکنید، بروید و در تمام صفحات مختلف کامنت بگذارید، بقال و چقال و این ها هم ندارد، ترجیحا جنس مخالف باشند بهتر است .. بالاخره وقتی ۱۰ بار برای یک نفر کامنت بگذارید، او هم خجالت کشیده و برایتان لایک خواهد زد .
۵ از وقتی که لایک هایتان به ۴۰۰ ۵۰۰ تا رسید شروع کنید به کوبیدن همه ی شاعران خوب در حرف ها و چت های خصوصی تان . اصلا شاملو کیه ؟ یه مشت بیسواد جنبش شعر حجم رو دادن... قحط الرجال بوده اون موقع و .....
۶ یک روز در میان الکی یک اعتراضی بکنید که مثلا شعری از من دزدیده شده و ....
۷ هرگز کتاب نخوانید و هرکسی هم هرچه پرسید با حرف های قلمبه سلمبه و سفسفه جوابش را بدهید، طوری که طرف برود یک کتاب ۷۰۰ صفحه ای را بخواند و تازه بفهمد شما به جز اسم آن کتاب حتی صفحه ی اولش را باز نکرده اید ...
۸ عکس گرفتن با شاعران قدیمی تر را هرگز فراموش نکنید، هرچه بیشتر بهتر .
۹ در تمام جلسات شعرخوانی شرکت کنید و از آنجایی که شعری ننوشته اید می توانید از چند شاعر گم نام اروپایی شعر قرض بگیرید و ....
۱۰ بعد از جلسات هم باز جلسه بگذارید، اصلا آدم جلسه ی شعر می رود که در جلسات بعد از جلسه شرکت کند و اصل جنس آنجاست، باور کنید و ایمان داشته باشید.
۱۱ با همه با تکبر و از بالا نگاه کنید، اصولا آدم های عادی و جدی به خودشان شک خواهند کرد و جرات نخواهند کرد با شما کل کل کنند ..
به شما تبریک می گویم ، شما یک خود شلغم پندار متوسط هستید ، برای دوره های پیشرفته ، به اطرافتان نگاه کنید حد اقل ۴ ۵ تایی استاد بزرگ خود شلغم پنداری پیدا خواهید کرد و میتوانید با ایشان وارد مذاکره شده و خود را ارتقا بدهید ...
همه ی حرف های نگارنده جدی بوده و هر ادمی که از این نوشته ناراحت شد میتواند به خودش شک کرده و برای تست بیماری "خود شلغم پنداری" به یک روانشناس معمولی مراجعه کند .

مسعود غیاث بیگی

منبع : سایت آفتاب